


صدف های دریایی خلیج فارس
الف-کلیات:
صذف ها از خانواده Cypraedae هستند.اولین فهرست از صدف ها در خلیج فاری و دریای عمان و دریای عرب در سال 1280 شمسی توسط شخصی به نام تاون سن(Townsen) گزارش شده است.نوعی صدف با نام علمی Cypraea perinceps به طور معمولی در خلیج فارس و دریای عمان دیده می شود که صدف ان کک مکی است.هنوز واقعا ثابت نشده که صدف سپیرای لک دار خلیج فارس متعلق به این اب ها می باشد و یا اینکه به اب های دیگر تعلق دارد.
ب-انواع صدف های سپیرا و موقعیت ان ها در خلیج فارس و دریای عمان:
١-سپیرا انولوس (Cypraea annulus)
این گونه صدف در اب های جاسک و مسقط فراوان هستند.و به عنوان کالای تجارتی به هندوستان صادر می شوند.
2-سپیرای عربی (Cypraea arabica )
این گونه در سواحل مکران و بلوچستان ایران در زیر سنگ های ساحلی یافت می شود.این نوع صدف ها در نتیجه برخورد به سنگ های ساحلی اسیب میبینند.اکثر نمونه های ان دارای صدف های کوچکی هستند ولی نمونه بزرگ ان ها را می توان در سواحل مسقط پیدا کرد.
3-سپیرا کارنئولا(Cypraeae carneola)
این گونه صدف در اب های جاسک و مسقط فراوان پیدا می شوند.مکان ان ها بین خط مرزی مد حداقل تا عمق محدوده 6 متر می باشد.رنگ این گونه صدف بسیار تیره است.ولی نمونه هایی از ان که در منطقه جزیره هنگام پیدا شده اند رنگ روشنی دارند.
4-سپیرا کوریکا(Cypraeae caurica)
این گونه صدف در اب های جاسک و مسقط فراوان پیدا می شوند.این صدف گونه ظریفی است و در سواحل مکران و بلوچستان کمیاب می باشند.
5-سپیرا اروزا (Cyprae erosa)
6-سپیرا فلینا(Cypraea feline var )
7-سپیرا اونیکس(Cypraea onyx)
صدف های خوراکی
این نوع صدف ها از شاخه نرم تنان Mollusca و نام علمیPinctata fucata می باشند.صدف خوراکی روی تخته سنگ ها و در کناره های ساحل بعضی از مناطق خلیج فارس زندگی می کند.این مناطق عبارتند از نواحی جزیره هرمز بندر لنگه (معروف به ساحل صدف)....
صدف های مروارید ساز و اهمیت مروارید ان:
مهمترین نرمتنان مروارید ساز خلیج فارس صدف های نامبرده در زیر هستند:
1-صدف بمبئی(زنی)-Pteria macroptera
2-صدف لب سیاه(محار کبیر)-Pinctada margarifera v.persica
3-صدف بندر لنگه(صدف سیلان محار صفیر و بلبیل)Pinctada imbrictada -
صدف لب سیاه یکی از کمیاب ترین گونه های اویستر(صدف)مروارید ساز موجود در خلیج فارس است که برای حفظ ذخایر ان کوشش های زیادی در حال انجام می باشد.
در دنیا معمولا 4 گونه صدف مروارید ساز را برای تهیه مروارید پرورشی مورد توجه قرار می دهند:
صدف لب سیاه صدف بندر لنگه و دو صدف دیگر به اسامیP.maxima و P.martensii .
از موجوداتی که با صدف لب سیاه همزیستی دارند و در کارگاه کیش نیز یافت می شوند نوعی خرچنگ به نام Conchodytes meleagunae است.یک حیوان نر کوچک و یک حیوان ماده بزرگ از این خرچنگ ها به صورت همزیستی در حفره جبه ای یا شنلی در حیوانات مذبور وجود دارند.ضرر های احتمالی این خرچنگ به صدف هنوز نا معلوم است.
نوزادهای همه ماهی ها پس از تولد ارثیه ارزنده ای از مادر خود دارند که نقش عمده ای در زنده ماندن آنها در طول مراحل اولیه رشد و نمو دارد. نوزادها پس از تولد اکثراً قادر به گرفتن غذا نیستند چون هنوز ساختار دهان و باله های آنها کامل نشده است. این ارثیه، ذخیره عالی ترین نوع غذا در کیسه زرده است که مقدار آن به نوع ماهی، درجه حرارت آب و سرعت رشد نوزاد بستگی دارد. نوزاد برخی از گونهها حجم زیادی از زرده را از مادر خود بدست میآورند. در شکل نوزاد نوعی کوسه پهن که طول آن حدود 10سانتیمتر است، با حجم زیادی از زرده دیده میشود.
ماهی های پرنده
برخی ماهیها برای فرار از دست دشمن، در طول زمان یاد گرفتهاند که از آب خارج شوند و فاصلهای گاهی تا 90 متر را به طرف جلو در هوا پرواز و دشمن خود را گمراه کنند. این ماهیها برای انجام پرواز تکامل خاصی حاصل نمودهاند. عکس بالا ماهی پرنده اقیانوسی با نام علمی Cypsilurus lineatus است. عکس پایین سمت چپ نوعی تبرزین ماهی آب شیرین از جنس Carnegiella ، و عکس سمت راست نوعی پروانه ماهی پرنده آفریقایی با نام علمی Pantodon buchholizi است.
رنگ پوست ماهی ها
رنگ بندی پوست ماهی ها در اثر وجود رنگدانه های سیاه، قهوه ای، خاکستری، قرمز و یا رنگ های دیگری به وجود می آید که به آنها ملانین گفته می شود. تغییر رنگ ماهی ها در اثر تغییر حالت رنگدانه ها به وجود می آید. برای مثال ملانین های سیاه رنگ در ماهی های تیره اگر منبسط یا گسترده شوند رنگ ماهیتیره و اگر منقبض شوند، رنگ ماهی روشن تر می شود. در شکل ملانین های منبسط شده در وسط و منقبض شده در اطراف به صورت نقطه دیده می شوند. بدیهی است در محل انبساط ملانین ها، رنگ تیره و در جایگاه انقباض آنها، رنگ روشن است.
پنهان شدن از دید دشمنان
همه حیوانات به گونهای در موارد لازم، نیاز به پنهان شدن و دور ماندن از چشم دشمنان خود را دارند. این پنهان شدن ها به روشهای گوناگونی در حیوانات مختلف از جمله ماهیها انجام میگیرد. نوعی سوزن ماهی با نام علمی Siphostoma typhle در طول زمان یاد گرفته است خود را بین نوعی علف دریایی به نام علف مار ماهی (Zostrea) به گونهای قرار دهد که دشمنان آنها نتوانند وجودشان را از گیاه یاد شده تشخیص دهند و به شکار آنها بپردازند. البته مشابه این روش در انواع دیگری از ماهیها نیز دیده میشود.
نکات خلاصه شده درس بیمارهای ماهی 1. بیماری یک پدیده غیر عادی است که بوسیله اثرات سوء پاره ای از موجودات زنده و غیر زندهدر آبزیان خارج از شرایط متعارف به وجود می آید . 2. در بیماریهای آبزیان 3 عامل میزبان ، محیط زیست و عامل بیماریزا موثر است . 3. در ph پائین ماهی غذای موجود را از راه آبششها دفع می کند . 4. فلزات سنگین ترشحات موکوسی پوست را افزایش داده و باعث انعقاد پروتئینها میشود . 5. حالت flushing در ماهی در اثر تک یاخته ها ، بیماریهای باکتریائی ، پارازیتهای کرمی و بیماریهای ویروسی به وجود می آید . 6. شنای عمودی در ماهی در اثر آفلاتوکسین ، عوامل مسموم کننده شیمیائی ، بوتولیسم و بیماریهای باکتریائی و ویروسی به وجود می آید . 7. تجمع ماهی در کف استخر بیشتر در بعلت مشکل آب ، انگلهای تک یاخته و پر یاخته می باشد . 8. سیکلوپس ، گامبوزیا ، آپوس و آسلوس به ترتیب با تغذیه از انگل مژ دار ایک ، آرگولوس ، نوزاد دیپلوستوموم ، اسپور قارچ ساپرولگنیا این عوامل بیماری را کنترل می کنند . 9. انگل هگزامیتا :8 تاژک دارد ، مولد بیماری هگزامتیازیس ، خاص ماهیان سردابی ، انگل همزیست با ماهی ، تک میزبانه داخلی و بیشتر در روده مستقر است ، ماهی مبتلا به کنار استخر می رود ، تعدل ندارد flashing دارد ، حرکات لغزشی ، روده زرد رنگ و پرخون ، در تابستان از راه دهان ، مخرج و هاگ منتشر می شود با مسهل ها ( استفراغ آور ) مانند سولفات منیزیم ، کالومل و نیترامین قابل درمان است . 10.ایکتیوبودا ( نکاتریکس ، پیریفورمیس ) : انگل کوچک در حد گلبول خون ، دارای هسته ، یک جفت تاژک کوتاه برای تغذیه و یک جفت تاژک بلند برای چسبیدن به میزبان ، انگل دوران اولیه تغذیه ، در صورت ضعف ماهی فعال می شود ، ماهی بیمار دارای رنگ کبود ، ریزش فلسها ، ترشح زیاد موکوس و تغییرات تنفسی می باشد ، flashing دارد. برای شناسائی از لام مرطوب در زیر نور کم استفاده می کنیم ، برای درمان از سولفات مس و فرمالین می توان استفاده کرد . 11. کریپتوبیا ( تریپانوپلاسما ) : انگل بافت خون ، دوکی شکل ، با یک هسته و دو تاژک ، باعث کم خونی ، انسداد رگها و عامل بیماری خواب ( (sleeping dieaseseاست زالو این انگل را منتشر می کند . 12. تریپانوزوما : انگل خونی ، یک تاژک ، باعث رنگ پریدگی آبششها و بی حسی می شوند درمان ندارد و باید از ورود زالو جلوگیری کرد . 13. ایکتیوفتیریوس ( عامل بیماری دانه سفید ) : بدن پوشیده از مژه ، کروی ، هسته کمی خمیده و هلالی ، انگل درون پوستی گرمابی و سردابی ، معادل دریائی این بیماری cryptotation irritans است ، مراحل زندگی شامل : 1 – تروفونتها ( تروفوزوئیتها ) از پوست و آبشش تغذیه می کنند ( شکل عفونی ) 2 – میزبان را ترک می کنند 3 – دیواره ژلاتینی دور خود ایجاد می کنند 4 – ایجاد تومیت 5 – تومیت تبدیل به تروفونت می شود 6 – با ایجاد کیست به بدن ماهی می چسبد . 14.چیلودنلا : مژه دار ، سردابی ، آب شیرین ، با مژه غیر یکسان ، بیضوی و با دو هسته ، انگل خارجی ( پوست ) ، معادل دریائی آن blooklynella است . 15.سیکلوپس میزبان واسط لیگولابوتریوسفالوس ، گاماروس میزبان واسط آمفی لینا ، کرم توبیفکس میزبان واسط میکسوسوما سربرالیس ، لاکپشت و قورباغه حامل لرنه آ ، زالو حامل تریپانوزوما و کریپتوبیا می باشد . 16. تریکودینا ( عامل بیماری تریکودینازیس ) : تک یاخته مژه دار با دوهسته کروی نعلی شکل ، درماهی ایجاد لکه سفید ، ریش ریش شدن باله ها می کند ، زیر فلسها پرخون است . 17. glugea این انگل در لایه زیر مخاطی روده یافت می شوند ، در اسبله و سوف گونه glugta tisae در میگو aymasma penaei و در ماهیان خاویاری گونه coconema sutci موجود است این انگل در میگو و ماهیان خاویاری در داخل تخمها قرار می گیرند و تخمها را شیری رنگ دیده می شوند . 18. polypodium hydriform : انگل مرجانی شکل ، انگل تخمهای ماهیان خاویاری ، بین غشا و زرده جایگزین می شود ، تخمکهای آلوده بزرگتر و روشنتر دیده می شوند . 19. میکسوبولوس ( عامل بیماری چرخش یا بیماری دم سیاه ) : بیماری مراحل اوله تغذیه ، عفونت شدید در آزاد ماهیان ، بطور مستقیم از راه دهان و از طریق توبیفکس منتقل می شود 20. ژیروداکتیلوس : کرم قلابدار پوست ، بیضی شکل ، در قسمت انتهای بدن بادکش و یک جفت قلاب بزرگ مرکزی و 16 قلاب کوچک در دور ان دارد ، زنده زا و دارای 3 جنین است 21. داکتیلوژیروس : کرم قلابدار آبشش ، تخمگذار، دارای دو جفت چشم در سر ، بیشتر بچه ماهیان را مورد حمله قرار می دهد ، نوزاد انگل در آب و بدون میزبان بعد از 24 ساعت می میرد . 22. دیپلوزون ( diplozoon patadoyum ) : انگل دوقلو ، در آبشش ، 4 جفت بادکش دارد قلابها به صورت گیره 23. دیاکوبوتریوم : 3 جفت بادکش دارد. 24. نیتزشیا ( nitzschia ) : انگل آبشش ماهیان خاویاری 25. کرمهای پهن برگی شکل ( دیژن ) :قلاب ندارند ، 2بادکش دماغی و شکمی دارند ، در نوزادی خطر بیشتری دارند 26. دیپلوستوموم ( عدسی چشم ) ، پوستو دیپلوستوموم (در پوست و به صورت دانه سیاه ) ، نئو دیپلوستوموم (، که از طریق خون وارد روده ، کبد و طحال شده و ایجاد دانه مرواریدی می کند ) . 27. برای پیشگیری از دیپلوستوموم از واکسن ، آپوس و انگل nosema می توان استفاده کرد. 28. سانگونیکولا : بیشتر در رگهای خونی کوچک آبشش و بویژه در بین پیاز آئورتی و آبشش قرار گرفته و همان جا تخمریزی می کنند ، میراسیدیوم ها از رگها خارج و به داخل اب آمده و دنبال حلزون بعنوان میزبان واسط میگردنند . 29. آمفیلونیا : انگل پهن غیر بند بند ، در محوطه شکمی ماهیان خاویاری ، موجدات بنتیک مانند mysis و بعضی از سخت پوستان به عنوان میزبان واسط عمل می کنند . 30. انگل pseudotracheliastres stlatus شبیه لرنه آ بوده و در تمام انواع ماهیان خاویاری وجود دارد و سر انگل ستاره ای است . 31. کرمهای پهن نواری شکل (cectod ) : بصورت بالغ انگل داخلی مهره داران ، بدن سفید بند بند نواری دارند ، دارای بادکش و چنگک ، میزبان واسط اولیه کرم های کم تار ، میزبان واسط دوم ماهی می باشد ، دستگاه گوارش ندارند . 32. بدن خانواده کاریوفیلیده بون بند می باشد . 33. میزبان اول بوتریوسفالوس سیکلوپس است 34. میزبان اول خاویوز کرم توبیفکس است . 35. سیانوسفالوس : در استخرهای خاکی قزل آلا را آلوده می کنند ، 36. دیفیلوبوتریوم :میزبان اول چند نوع دیاتوموس و سیکلوپس ، میزبان دوم ماهیان آب شیرین و میزبان نهائی انسان و سگ است . دیفیلیوبوتریوم لاتوم در محوطه شکمی قرار می گیرد . سیر زندگی ( لیگولا ، دیفلیوبوتریوم ، شیستوسفالوس ، دی گراما ) : 1 – تخم خارج شده از تخم ( کوری سیدیوم ) 2- وارد بدن سیکلوپس شده و تغییر شکل می دهد ( پروسرکوئید ) 3-ماهی سیکلوپس را می خورد 4 – نوزاد انگل روده را سوراخ کرده و وارد محوطه شکمی می شود ( پلروسرکوئید ) 5 – به عضلات می رود 6 – در صورت ورود به بدن پرنده بالغ می شود . 37. سیر زندگی بوتریوسفالوس مانند فوق است ولی چون دو میزبانه است مرحله پلروسرکوئید ندارد و بلوغ داخل روده ماهی صورت می گیرد . 38. تریپانورهینکا trypanorhyncha : میزبان واسط اول سخت پوستان ، میزبان دوم ماهیان استخوانی و میزبان نهائی ماهیان غضروفی هستند . 39. آکانتوسفالها یا کرمهای خارسران : انگل داخلی لوله گوارش مهره داران ، نر و ماده از هم جدا ، فاقد دستگاه گوارش و گردش خون ، میزبا ن واسط سخت پوستان ، ایجاد کم خونی ، اگزوفتالمی ، ایجاد مایع زرد در روده می کنند . 40. آرگولوس : انگل خارجی ، بیشتر به زیر باله ها می چسبد ، بر روی گیاهان تخمریزی می کند ، 41. آپوس در محیط اسیدی قادر به زندگی نمی باشد . 42. بیماری آبشش تغذیه ای : کمبود اسید پانتوتنیک 43. کمبود بیوتین : بیماری لعاب آبی که بیشتر آبششها را فرا می گیرد . 44. کمبود ویتامین b12 : ایجاد کم خونی 45. دژنرسانس چربی کبد ( ( lipoidosi: استفاده از اسید چرب اشباع و غذای مانده در فصل سرد در قزل آلا که ایجاد اگزوفتالمی ، مدفوع آبکی ، پوست تیره ، تورم کبد ( بدون خونریزی ) می کند . 46. سیروز کبدی ( هپاتوم ) : استفاده از غذای مانده که بخصوص در آن آرد دانه پنبه و بادام زمینی در آن باشد که سم سم آفلاتوکسین در این امر موثر است . 47. کمبود تریپتوفان : نرمی استخوان ، تغییر شکل عمودی ستون فقرات ( lordose ) و افقی ( scoliose ) 48. قارچ ایکتیوفونوس : درون احشائی ، از طریق خوردن وارد خون می شود و ازخون به تمام اندامها می رود ، از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود ، 49. بیماری قارچی برانکیومایکوزیس ( نکروز آبششی ) : بیشتر در کپور ماهیان بخصوص در فصول گرم ، قارچ اجباری ، b.demigranus در آبشش و b.sanguini بیشتر در رگها قرار می گیرند . 50. قارچ فوزاریوم : در میگوها ، ماهیان جوان بالغ ، و قارچ لاژیندیوم در دوران لاروی ایجاد تلفات می کند . 51. : vhs رابدوویروس ( اگتود ) ، از دوران انگشت قدی به بالا رخ می دهد ، در نوزادان و مولدین وجود ندارد ، بوسیله آب ، وسایل تخم کشی ، مولدین و ماهی منجمد منتقل می شود ، ( ازراه مولدین و خوراکی منتقل نمی شود !# در حالت مزمن خونریزی نداریم ، درمان ندارد 52. ipn : بیرنا ویروس ( رئو ویروس ) ، بچه ماهیان بزرگتر ( ماهیان جوان تازه به تغذیه افتاده ) را آلوده می کند ( کیسه زرده باعث مقاومت می شود ) انتقال از طریق آب و تخمها، مایع تخمدانی ، تماس مستقیم ، علائم : تورم شکم ، مخاط سفید در روده که مایع صفراوی ندارد و در روده غذا نیست و مدفوع به صورت رشته ای ، خونریزی در زوائد باب المعده ، کبد و طحال کم خون ، 53. ihn : رابدوویروس ، دوران اولیه زندگی ( کمتر از 2 ماه )، علائم : شبیه ipn ولی شدیدتر اما پیشگیری راحتر است به گرمای بالای 15 درجه حساس است ، انحنای ستون فقرات، اندام رنگ صفرا می گیرد 54. در بیماری ویروس گربه ماهی ccvd اگر آب را سرد کنیم بیماری بروز نمی کند . 55. آلودگی با هرپس ویروس : مخصوص مولدین کم سن ، بیشتر در پائیز 56. pen : گلبولهای قرمز می میرند ، در ماهین دریائی 57. در pen گلبولهای قرمز ازبین می رود ولی در ihn بافت خونساز کلیه و طحال دچار مردگی می شوند . 58. نکروز پوستی – قرحه ای ( udn ) : عامل بیماری نامشخص ، بیشتر در ماهیان آنادروم و کاتادروم ، در آبهای سرد 59. اریدوویروس (id ) : در 3تا 4ماهگی آزاد ماهیان ، باعث آلودگی ماهی با سیتوفاگها و فلکسی باکتریها می شود ، ایجاد تورم در پرده غشاء مغز ، اسکولیوزیس و لوردوزیس و زخمهای بر روی سر می کند ، توسط مولدین منتقل می شود . 60. اگر بیماری از مولدین منتقل شود ( انتقال عمودی ) و اگر از یک ماهی به ماهی دیگر ( انتقال افقی ) است 61. ویرمی بهاره کپور ( svc ) : در بهار ، ماهیان انگشت قد ، رابدوویروس کارپیو ، توسط انگلها ، زالو و آرگولوس منتقل می شود ، تجمع در خروجی ، کم خونی ، آب آوردگی شکم ، تیرگی رنگ که نوع حاد درمان ندارد 62. تورم سرخ پوست کپور ec ( شکل مزمن ) : زخمهای جلدی بخصوص نزدیک باله مخرجی ، ادم ، قرمزی گنادها ، مسری . 63. انگلی به نام sphae rospora بیماری شبیه التهاب کیسه شنا ایجاد می کند . 64. آبله کپور : carp poxهرپس ویروس ، تاولهای سفید یا صورتی در بدن 65. سپتی سمی هموراژیک ویروسی ماهی امور ( ggr ) : در ماهیان قد انگشتی تا یک سالگی ، در تابستان ، خونریزی شدید در بدن 66. بیماری باکتریائی آبشش ( b.g.d ) : بعلت نامساعد بودن عوامل محیطی ( مثل کاهش ph ، افزایش اوره و باکتری سیتوفاگها و فلکسی باکتریها بوجود می آید ، علائم : تورم و پرخونی آبششها ، چسبیده و سیخ شدن فیلامنتها . 67. کولومناریس ( بیماری زخمهای زرد ) : در اثر سیتوفاگا کلومناریس 68. بیماری ساقه دمی (بیماری آبهای سرد ) : در اثر سیتوفاگا پیسگروفیلا در ابهای زیر 10 درجه از راه پوست وارد عضلات و بافت پیوندی می شود که بیماری از بالچه چربی شروع شده و بعد تمام ساقه دمی را در بر می گیرد . 69. پوسیدگی باله : در دوره پرواری بوجود می آید ، در اثر آئروموناس هیدروفیلا در باله شنا ایجاد لکه سفید کرده که بعد تمام باله را فرا گرفته و بین شعاعها را از بین می برد . 70. طاعون اردک ماهیان : دربهارو در دوره تخمریزی در اثر aeromonas liquefaciens بوجود می آید که ایجاد ادم ، زخم وسیع در بدن می کند . 71. بیماری دهان قرمز قزل آلا ی رنگین کمان : آئروموناس لیکفانسیس اطراف دهان و فک فوقانی و پوست را قرمز و ملتهب می کند ، قسمت انتهائی روده ملتهب و دارای مایع خونی است و مخرج بیرونزدگی دارد . 72. یرسینا روکری در فک پائین ایجاد التهاب می کند ( دهان قرمز روده ای ) ، دارای واکسن است ، افزودن ویتامین c ، تتراسایکلین و کاهش دما در درمان بیماری موثر است . 73. سپتی سمی هموراژیک ویروسی : بیماری ثانویه ، عاملش آئروموناس ( هیدروفیلا و پونکتاتا ) و عامل اصلی رابدوویروس کارپیو است . 74. بیماری قرحه ( ulcer d. ) : عفونی و جلدی ، مخصوص قزل آلای رنگین کمان ، در اثر هموفیلوس پیسکیوم ( hemophilus piscium ) کورکهای در سطح بدن بخصوص در بچه ماهیان ایجاد می کند ، علائم داخلی خاصی ندارد ، فقط روپوست دچار هیپرپلازی می شود . 75. فرونکلوزیس یا کورک آزاد ماهیان : آئروموناس سالمونیده ، عفونت خونی ، حرارت مطلوب زیر 22 درجه ، باکتری گرم منفی 76. میکسوسوما سربرالیس : در مغز میانی قرار گرفته و بر سیستم تولید رنگ اثر می گذارد . 77. انگل تراکلیاسیستیس فقط سیاه ماهی را مورد حمله قرار می دهد . 78. بیماریهائی که علامت خاصی ندارند پاتوگنومیک می گویند . 79. emeria در زمستان برای کپور ایجاد مشکل می کند . 80. در ph قلیائی اسپور cnidospora باز شده و می توان آنها را نابود کرد . 81. اندام جفتگیری نماتودها ، اسپیکول نام دارد . 82. diclybothridae : یک جفت گیره بادکشی ، انگل آبشش ماهیان خاویاری 83. سستودها دارای بدن بند بند اند ، به هر بند پروگلوتید گویند ، به سر scalex و به بقیه بدن strobila گویند . لیگولا ( بند غیر واقعی دارد ) در محوطه شکمی کلمه ، bothrimonus , eubothrium در ماهیان خاویاری وجود دارد . 84. سستودهااز زنجیره غذائی وارد می شوند و در ماهیان مسن بیشتر دیده می شود 85. دما عامل محدود کننده پراکنش لرنه آ می باشد بر هچ شدن لرنه آ تاثیر ندارد اما با هچ کوپی پودید رابطه مستقیم و با سیکل زندگی آن رابطه معکوس دارد . 86. جنس tracheliastes ( از خانواده لرنه آ ) در سیاه ماهی و جنس pseudo tracheliastes در ماهیان خاویاری موجود است . 87. از نماتودهای معروف در ماهیان خاویاری آنیزاکیس است و استروژیلیدکس روی نوزاد گاوماهیان اثرمی گذارد و cystoopsis acipenseris در ماهیان خاویاری ایجاد کیست می کند . 88. در قزل آلا کمبود لیزین و اسید لینولئیک باعث پوسیدگی باله ، کمبود متیونین و روی باعث کاتاراکت ( کوری ) و کمبود تریپتوفان و ویتامین c باعث انحراف ستون فقرات و کمبود اسید پانتوتنیک باعث هیپرپلازی آبششها و وجود سم آفلاتوکسین سبب هپاتوم کبد می شود . 89. باکتریهای دستگاه گوارش در تابستان بیشتر از زمستان و و در روده بیشتر از زوائد باب المعده است . 90. vibrio و فلکسی باکتر ماریتیموس ( fle . maritimus ) مخصوص آب شوراند . 91. saprophitic pathogen در هنگام و پس از مرگ سبب فساد ماهی می شوند . 9۲. کلومناریس : عامل آن باکتری فلکسی باکتر کلومناریس است ، وجود آهن و کلسیم و دمای بالای 15 درجه سانتیگراد بیماری را تشدید می کند . سپتی سمی نیز ندارد 93. بیماری ادواردیوزیلا : عامل آن فلاویو باکترها هستند که گربه ماهیان دیده می شود . 94. ویبریوز : باکتری گرم منفی ، سم آندوتوکسین بعد از مرگ باکتری ترشح می شود که باعث تخریب گلبولهای قرمز ( آنمی ) می شود و آهن را نیز از گلبولهای قرمز جذب می کند ، باکتریها با آنزیم پروتئاز خود پروتئینها را حل می کنند ، وجود مس بیماری را تشدید می کند و بیشتر در ماهیان جوان و روی دستگاه گوارش آنها اثر دارد . 95. در سپتی سمی باکتریائی خونریزی در عضله نداریم ولی در سپتی سمی ویروسی خونریزی در همه اندامها مشاهده می شود . 96. سپتی سمی هموراژیک ماهی علفخوار : عامل آن رئو ویروس است و در دمای 25 –20 درجه سانتیگراد فعال است . 97. در ipn روده رنگ صفرا را نمی گیرد ولی در ihn روده رنگ صفرا را به خود می گیرد . در ipn شنای غیر عادی ، مارپیچی و سقوط به کف داریم ولی در ihnنداریم . 98. افزایش سرب : ماهی با علامت تنگی نفس شدید می میرد ، بدن پوشیده از قشر لعابی نازک که + محلول رقیق سولفات آمونیوم سیاهرنگ می شود مقدار مجاز حداکثر ppm 5 99. افزایش روی : اختلالات عصبی ، عدم تعادل و شنای مارپیچی و عوارض تنفسی 100. طاعون سرخ : عامل ان ویبریو انگلاریوم ، در ماهیان آب شور ، از راه زخم ،تماس و خوراکی منتقل می شود . واکسن دارد . 101. بیماری ویروسی آزاد ماهیان اقیانوس ارام : مترادف ihn ، در 6-5 ماهگی و در اواخر بهار رخ می دهد . علائم : روده قرمز ، تورم شکم ، در زیر 13 درجه سانتی گراد محو می شود . 102. udn ( نکروز پوستی قرحه ای ) : عامل ناشناخته ، در آزاد ماهیان تخمگذار ، در جوانها رخ نمی دهد ، علائم : نکروز مناطق بدون پوست ، ضایعات داخلی ندارد 103. بیماری ویروسی نوزاد اردک ماهی ( pfvd ) : رابدوویروس ، 104. برخلاف تمام بیماریهای ویروسی در بیماری ویروسی گربه ماهی ، آسیب در لوزالمعده دیده نمی شود 105. بیماری ویروسی لنفوسیستیس (جرب ) : ایریدوویریده 106. صفات اختصاصی بسیاری از آلودگیهای گرم منفی : در معده مایع آبکی و در روده مایع زرد رنگ 107. بیماری باکتریائی کلیه ( bkd ) : عامل بیماری کورینه باکتریوم و رنی باکتریوم ، در زیر 10 درجه و کمتر ، 108. سل ماهی ( مایکو باکتریوزیس ) : عامل مایکو باکتریوم باکتریوم ( گرم مثبت و اسید دوست ) ، درمان ندارد 109. آ لودگی با فلاوباکتری ها :عاملش مایکوباکتریوم و گرم منفی ، به دو صورت 1- سپتی سمی با خونریزی کامل 2 – گرانولوماتوز مزمن با جراحاتی شبیه سل 110. آلودگی با پاستورلاها :پاستورلاسیدا، گرم منفی ، سپتی سمی ، 1 – سپتی سمی حاد 2- سپتی سمی مزمن ( شبیه سل در کبد کلیه و طحال ) 111. هر زئوسپور ، قارچ ساپرولگنیا دو مژه دارد
الف: بیماریهای ویروسی
فساد عفونی لوزالمعده از بیماریهای ویروسی در آزادماهیان (قزل آلا) است. عامل ایجاد این بیماری ویروس rna است که ارتباط نزدیک با reovirusها دارد و اخیراً آن را در بیرنا ویروسها طبقه بندی کردهاند. شناسایی و تشخیص این بیماری به واسطه نشانههای خارجی و داخلی امکان پذیر است که نشانههای خارجی آن عبارتاند از: بی اشتهایی و کاهش وزن، بی حالی و کم خونی، تیره شدن رنگ، متورم شدن شکم، بیرون زدگی چشمها و عدم تعادل و چرخش در شنا. از نشانههای داخلی این بیماری هم میتوان به پر شدن لوله گوارش از ترشحات مخاطی سفید و رنگپریدگی طحال و کبد اشاره کرد.
بیماری فساد بخشهای خونساز (ihn)† یکی از بیماریهای ویروسی در آزادماهیان (قزل آلا) است. عامل ایجاد این بیماری از گروه رابدوویروسها† هاست. این بیماری اولین بار از شمال غربی آمریکا در آبهایی با دمای زیر ۱۵ درجه سانتیگراد گزارش شدهاست و در ایران احتمالاً در استان فارس و استانهای مجاور گزارش شدهاست. نشانههای خارجی این بیماری عبارتاند از: بیرونزدگی چشم، انبساط شکم توام با آب آوردگی، جمع شدگی خون در پایه باله سینهای، شنای مارپیچ و تیرگی رنگ. نشانههای داخلی آن هم عبارتست از: رنگپریدگی اندامها و پر بودن روده از مایعات خلطی آغشته به رنگ صفرا.
بیماری خونریزی پوزه (به انگلیسی: viral hemorrhagic septicemia) از بیماریهای ویروسی در آزادماهیان (قزلآلا) است بیماری حونریزی پوزه (vhs) یک بیماری فصلی است که شدیدترین اپیدمی آن در اواخر زمستان و اوایل بهار زمانی که درجه آب بالا میرود، دیده میشود. این بیماری یک بیماری واگیردار مشخص است که ظهور و شیوع آن در یک موسسه پرورش ماهی معمولاً در پی وارد کردن ماهیان قزل آلای زنده از یک موسسه آلوده دیگر دیده میشود. براساس مشاهدات چندین ساله متخصصان بیماری ماهی سه شکل برای این بیماری تعریف شدهاست: حاد، مزمن و عصبی
نشانه های خارجی:
»» حاد: این شکل از بیماری در اوایل بهار مشاهده میشود که با مرگ و میر شدید و سریع همراه است. قزل آلای مبتلا به رنگ تیره درآمده و بیرون زدگی یک طرفه چشم در آن واضح است. نشانههای کم خونی و رگههای خونریزی بر روی آبششها دیده میشود، همچنین در بافت ملتحمه دور چشمها نیز خونریزی مشاهده میشود. »» مزمن: در پی شکل حاد، حالت مزمن با تلفات کم مشخص میشود. قزل آلای مبتلا، رنگ تیره و تقریباً سیاه دارد و بیرون زدگی چشم شدید و دو طرفه در آن دیده میشود. همچنین کم خونی شدید و تغییر رنگ آبششها در اثر کم خونی مشاهده میشود. لازم به ذکر است خونریزی در حالت مزمن خفیف تر است و حتی در برخی موارد ممکن است دیده نشود.
»» عصبی: این حالت تنها با مشاهده حرکات ماهیان در آب قابل تشخیص است. قزل آلای مبتلا حرکات مارپیچی به سمت بستر حوضچه یا مرکز نردههای خروجی آب نشان میدهد و در مسیر مدوری بر روی یک پهلو همراه با حرکات متشنج و انقباضی و گاهی روی آب شنا میکند. این ماهیان را با هیچ گونه علامت خارجی نمیتوان از ماهیان سالم تشخیص داد جز شکم جمع و منقبض و آبششهای با رنگ قرمز طبیعی.
نشانه های داخلی:
مشخص ترین نشانه داخلی خونریزیهای پراکندهاست به ویژه در بافت ملتحمه چشمی، عضلات، چربیهای دور احشایی، کیسه شنا، صفاق، قلب و... در آزمایش بافت، تجمع گلبولهای قرمز توام با پلاسمای منعقد شده دیده میشود که به احتمال زیاد ناشی از پاره شدن مویرگ هاست. کبد در شکل حاد پرخون و به رنگ یاقوتی تیرهاست در حالی که در حالت مزمن بسیار رنگ پریده و مایل به خاکستری است. کلیه در شکل حاد به رنگ قرمز بوده و معمولاً نازک است در حالی که در حالت مزمن به رنگ خاکستری تمایل دارد و حجیم و مواج است. سایر اندامهای قزل آلای مبتلا به vhs نشانههای مشخصی از خود نشان نمیدهند و در شکل عصبی یافتن ضایعات کلان و ریز غیرممکن است.
ب:بیماریهای میکروبی(باکتریایی)
پ: بیماریهای قارچی و جلبگی
ت: بیماریهای انگلی
ث: بیماریهای محیطی
»»بیماریهای مربوط به آفتاب و یخ زدگی:
»»بیماریهای نقص اجزای غذا:
ج: بیماریهای دوره جنینی و تخم:
|
● روغن ماهی و بیماری افسردگی حاد دانشمندان عموماً بر این باور هستند که این مشکل ناشی از فعالیت بیش از اندازه، در مسیر عبور سیگنال های ( پیام های) عصبی می باشد. اسیدهای چرب امگا-۳ موجود در روغن ماهی قادرند از این فعالیت فوق العاده بکاهند و ثابت کنند که در درمان این اختلالات سودمند هستند.
|
| منابع : - گروهی ، ن ، ۱۳۷۱ . گزارش نهایی تکثیر و پرورش میگوی آب شیرین ، انتشارات مؤسسه تحقیقات شیلات ایران ، ۲۹ صفحه ۲- خبرنامه شیلات ایران ، ۱۳۷۸ . انتشارات مدیریت روابط عمومی بین الملل شرکت سهامی شیلات ایران ، شماره های ۱۶ و ۱۷ . ۳- خبرنامه شیلات ایران ، ۱۳۸۰ . انتشارات مدیریت روابط عمومی و بین الملل شرکت سهامی شیلات ایران ، شماره ۳۶ و ۲۰ صفحه . ۴- معاونت آبزی پروری سازمان شیلات ایران ، ۱۳۸۵ . گزارش عملکرد سال ۸۵ ، ۲۰۷ صفحه . ۶- جهانشاهی ، ع . ا ، ۱۳۷۹ . گزارش نهایی برروی فون انگلی و فلور باکتریایی میگوی دراز آب شیرین در استان خوزستان ، انتشارات مؤسسه تحقیقات شیلات ایران ، ۴۷ صفحه . ۵- یزدانی جهرمی ، ع . ح ، ۱۳۸۱ . نگاهی به آبزی پروری و مشکلات آن در هندوستان ، جمله آبزی پرور ، شماره ۳ و ۴ . |
غضروف كوسه یك منبع عالی و موثر از مولكول های فعال بیولوژیكی است. زیرا كوسه ها دارای اسكلت داخلی غضروفی وسیع می باشند. برعكس پستانداران مثل گاو و پرندگان و جوجه كه دارای درصد كمی از غضروف می باشند.
امكان اینكه غضروف بتواند منبع یك یا چند نوع ماده مهاركننده رگ زائی جهت معالجه سرطان باشد مورد مطالعه قرار گرفته است. مواد ساختمانی عمده غضروف كوسه شامل چند نوع پروتئین كلاژن و چند نوع گلیكوزا مینوگلیكان كه همه پلی ساكارید هستند. یكی از اینها كوندروتین سولفات كه یك گلیكوزا مینوگلیكان موجود در غضروف می باشد.
دلایل زیادی وجود دارد كه غضروف كوسه شامل حداقل یك مهاركننده رگزائی است كه دارای گلیكوزا مینوگلی كان است . بعضی از گلیكوزا مینوگلی كان های موجود در غضروف دارای خواص ضد التهابی و محرك سیستم ایمنی بدن بودن و پیشنهاد می شود كه هم خود اینها و هم مواد حاصل از تجزیه آنها برای سلولهای توموری سمی میباشد.
کوندروتین سولفات تركیب طبیعی در غضروف است كه باعث مهار و بلوكه شدن آنزیم های كه در تخریب بافت غضروف نقش دارند می شود و همچنین باعث افزایش نگهداری آب و نگهداری حالت الاستیكی در غضروف مفاصل می شود به این دلیل كوندروتین سولفات بعنوان یك مكمل غذایی جهت درمان آرتروز استخوانها معروفیت دارد كوندروتین معمولاً در تركیب با گلوكز آمین كه یك تركیب دیگر موجود در شكل گیری غضروف می باشد فروخته می شود. یافته های جدید دلالت بر این می كند كه كوندروتین سولفات به خانواده هتروپلی ساكارید كه به گلوكز آمینوگلی كان ها معروف هستند GAGS می باشد .
كوندروتین سولفات دارای انواع AوBوC است و آنچه مد نظر ما است كوندروتین سولفات نوع C است كه در غضروف كوسه یافت می شود . كوندروتین سولفات C ، اغلب كوندروتین سولفات ۶ نیز نامیده می شود و عملكرد این اگر بصورت خوراكی مصرف شود باعث نگهداری ساختار و عملكرد غضروف و كاهش درد مفاصل در بیماری آرتروز استخوان و كاهش التهاب میباشد.
كوندروتین سولفات باعث مهار آنزیم های كه نقش در توقف انتقال مواد مغذی به غضروف هستند می شود كوندروتین سولفات و هیالورونیك اسید تركیبات اصلی اگریكن (پروتوگلی كانهای تجمع یافته) هستند كه در غضروف مفاصل یافت می شوند.
آگریكن ها دارای خاصیت ضربهگیری در غضروف مفاصل هستند و این كار با متورم كردن غضروف انجام میدهند كه توسط خاصیت ارتجاعی فیبرهای كلاژن مهار می شود این تعادل به دلیل خاصیت ارتجاعی در مقابل دفرمه شدن غضروف مفاصل كه برای عملكرد آنها بسیار حیاتی است صورت می گیرد. هیالورونیك اسید همچنین در مایع سیانو ویال (مایع غضروفی) یافت می شود كه باعث روان كردن حركت مفاصل می شود.
با پیشرفت دژنره شدن مفاصل در بیماری آرتروز استخوان، سنتز آگریكن ها كاهش پیدا می كند. و منجر به از بین رفتن خاصیت ارتجاعی غضروف و ایجاد درد و سایر علائم آرتروز استخوان می شود. تزریق درون وریدی هیارولونیك اسید و داروی F.D.A باعث كاهش درد و افزایش تحرك مفاصل می شود. اگر كوندروتین سولفات به مفاصل وارد می شود همین اثرات را خواهد داشت .
در مطالعات انسانی مصرف خوراكی كوندروتین سولفات با وزن مولكولی كم آن، منجر به افزایش هیالورونیك اسید و افزایش و زیسكوزیتی مایع داخل غضروف و كاهش كلاژیناز در مایع داخل غضروفی می شود . گلوكز آمین كه به مفاصل وارد می شود باعث مهار آنزیم های دخیل در تجزیه غضروف و افزایش تولید هیارولونیك اسید می شود . كوندروتین سولفات با وزن مولكولی كم در روده كوچك و معده جذب میشود و همچنین در درمان و پیشگیری از آرتروز هم خودش به تنهایی و هم در تركیب با مكمل های گلوكز آمین مورد استفاده قرار می گیرد.
گلوكز آمین از بافت حیواناتی مثل خرچنگ ، لابستر، میگو استخراج می شود و كوندروتین سولفات در غضروف حیواناتی مثل كوسه یافت می شود. اینها بعنوان مکمل هل ی غذائی معروف هستند.
گلیكوز ا مینوگلیکان عمده در غضروف كوسه كوندروتین سولفات بعلاوه كلاژن است غضروف كوسه شامل ۱۰% -۵% آب و مقادیر زیادی كلسیم و فسفات و چند مولكول كم وزن است و اینها باعث فعالیت ضد رگزائی است، و این مواد بعنوان دارو مورد استفاده قرار می گیرند.
غضروف كوسه به ضد سرطان بودن، ضد التهاب آنتی اكسیدان و ضد تصلب شرائین معروف است. امروز از غضروف كوسه مستقیماً در درمان سرطانهای پیشرفته در انواع مختلف فاز IوII استفاده می شود.
اینها منبع مطمئن قابل جذب با اثرات جانبی كم می باشد. كوندروتین سولفات یك مولكول بزرگ است در انسان ۷۰% آن در اثر مصارف خوراكی در روده ها جذب می شود. در غضروف و مفاصل متمركز می شود در غضروف مفاصل ، كوندروتین سولفات نقش مهم ساختاری در باند شدن یا فیبركلاژن داشته همچنین اثر متابولیكی در مفاصل كه به طور رقابتی از اثرات آنزیم های مخرب در مفاصل كه باعث تجزیه تركیبات می شود جلوگیری می كند.
دانشمندان چینی هم موفق به استخراج فاكتورهای ضد رگزائی از غضروف كوسه شدهاند كه بعنوان داروهای ضد سرطان معروف هستند. این دو فاكتور به نام Angiogenesis inhibitory factor SCAIFI-II Shark Cartilage توسط گروهی از محققین دانشگاه شانگهای فانداكف شده است.
● سایر تركیبات موجود در غضروف كوسه
اسكولامین یك آمینو استرول است كه جزء مولكول های كوچك بود كه كوسه كبد dogfishاستخراج می شود در درمان سرطان رحم، پروستات، تومور مغزی موثر می باشد.
اسكولامین یك آنتی بیوتیك آمینو استریول در كوسه است در سالهای اخیر آنتی بیوتیك های با وزن مولكولی كم از بسیاری از حیوانات استخراج شده این عوامل كه شامل پپتیدها، چربی ها و آلكالوئیدها است دارای خاصیت آنتی بیوتیكی در مقابل میكروبهای محیطی بوده و نقش مهمی در سیستم ایمنی بدن دارند.
طیف وسیعی از آنتی بیوتیك های استروئیدی را از بافت های كوسه Squalus acanthias استخراج كردند این آنتی بیوتیك ها محلول در آب بوده كه به آنها اسكالامین گفته می شود كه دارای فعالیت قوی ضد رگزائی هم در مقابل باكتریهای گرم مثبت و هم باكتریهای گرم منفی همچنین دارای خاصیت قارچ كشی بوده و ضد پروتئوزوئری می باشند.
ماده دیگری به نام MSI-۱۸۵۷ جهت درمان سرطان و كوچك كردن تومور در مقایسه با سایر داروها از جمله placebo در مطالعات حیوانی مورد استفاده قرار می گیرد.
اسكالامین علاوه بر نقش ضد رگزائی اش از رشد تومور جلوگیری كرده باعث كوچك شدن آن می شود در آزمایشات روی حیوانات قدرت رشد سرطان را متوقف كرده و از تشكیل رگ های خونی جدید جلوگیری می كند و از انتقال آن به سایر بافت ها جلوگیری می كند.
تركیب دیگری كه از كوسه dogfish استخراج شده باعث كاهش وزن در موش هاا میشود خاصیت ضد چاقی این ماده جدید در دانشگاه پنسیلوانیا مورد تحقیق قرار گرفته است. این ماده كه به نام MSI-۱۴۳۶ نام دارد ماده طبیعی استخراج شده از كلسترول به دست آمده از كبد كوسه dogfish روی موش ها و خرگوش های چاق تست شده است. موشهای كه از ماده MSI-۱۴۳۶ تغذیه كرده اند دچار كاهش وزن شدند.
اما نكته قابل توجه در این موش ها این بود كه اینها به جای كاهش در وزن ماهیچه های بدن دچار كاهش در چربی بدن شده و بدون اینكه در متابولیزم طبیعی بدن كاهشی مشاهده شود. علت عدم تاثیر مثبت داروهای رایج در درمان چاقی این است كه آنها باعث كاهش اشتها می شوند و بدون جهت جبران كاهش كالری، متابولیزم را كاهش پیدا می دهد و به جای كاهش چربی از وزن ماهیچه كم می شود ولی اضافه كردن MSI-۱۴۳۶ این كمبود را جبران می كند.
MSI-۱۴۳۶ در حیواناتی كه فرم چاقی آن چه با منشاء ژنتیكی و چه با منشاء تغذیه ای باشد را جبران می كند. MSI-۱۴۳۶ جهت درمان HIV هم موثر است زیرا آن از تكثیر HIV در آزمایشگاه جلوگیری می كند.
غضروف كوسه در فرم های كپسولهای mg۲۵۰، mg۵۰۰، mg۷۴۰ ، mg۷۵۰ و پودرهای glscoop ۶ و قرض های mg ۷۴۰، mg۷۵۰ عرضه شده اند. كه mg۷۵۰ باید ۳ تا ۴ بار در روز استفاده شود . باید غضروف كوسه به صورت ۱۰۰% خالص خریداری شود.
محصولات غضروفی به صورت تجاری در آمریكا بعنوان مكمل های غذایی فروخته میشوند بیش از ۴۰ نام مختلف تجاری از غضروف كوسه در دسترس مصرف كنندگان قرار دارد .
واژهی لومینسانس را اولین بار Eilhardt wiedman در سال 1888 خلق کرد که به معنی انتشار نور سرد است. منظور از نور سرد این است که کمتر از 20 درصد تابش حرارتی تولید میشود و لومینسانس یا نور سرد نباید با فلورسانس، فسفورسانس و یا شکست نور اشتباه شود. در سال 1916 Harvey واژهی بیولومینسانس را که به معنی لومینسانس از موجودات زنده است را به کار برد.
بیولومینسانس تولید و نشر نور، در اثر انجام یک واکنش شیمیایی- آنزیمی، از موجودات زنده است و بر خلاف واکنشهای زیستی معمول، که انرژی به صورت گرما به محیط داده میشود، انرژی این واکنش به انرژی نورانی مبدل میشود.
بیولومینسانس در موجودات مختلف با اشکال ظاهری متنوع و با مکانیسمهای مختلف انجام میشود. برخی جانوران اندامهای نورانی پیچیدهای که مانند چشم است دارند، در این جانوران انتشار نور تحت کنترل سیستم عصبی است و نور بر اساس نیاز یا باتحریک عصبی آزاد میشود. از جمله این جانوران ماهی منور و اقتاپوسهای نور افشان است. در برخی دیگر یک سلول منفرد همهی دستگاههای مورد نیاز برای نشر نور را دارد و نور به طور ممتد نشر میشود ( باکتریها و قارچهای منور از این دسته هستند ). بسیاری از گروههای دیگر موجودات لومینسانس حد واسط این دو گروه اند.
در مکانیسم تولید نور سرد ممکن است دستهٍای از واکنشهای بینابینی نیز وجود داشته باشد اما واکنشی که تولید نور میکند واکنش نهایی مسیر است که به آن « واکنش منتشر کنندهی نور » میگویند که در این واکنش از مولکول ناشر نور یک الکترون منفرد به حالت برانگیخته میرسد. واکنشهای منتشر کنندهی نور متنوعی وجود دارد اما همهی آنها شامل یک واکنش اکسیداسیون سوبسترا (مولکول ناشر نور )، که معمولاً پروتئینی به نام لوسیفرین است، میشود. این واکنش اکسیداتیو انرژی لازم برای برانگیختگی الکترون فراهم میکند.
اهمیت تکاملی بیولومینسانس
بیولومینسانس در موجوداتی که از این ویژگی بهرمنداند دارای اهمیت تکاملی است و میتوان کاربردهای زیر را به طور عمده برای آن برشمرد:
1. وسیلهای برای استتار- برای مثال کوسهی کوکیکاتر با لومینسانس سرتاسر بدن خود را نورانی میکند جز ناحیهای در زیر شکمش که تاریک باقی میماند. این قسمت تاریک همانند ماهی تُن به نظر میرسد و باعث جلب ماهیهای شکارچی میشود و به این ترتیب با این طعمهی فریبنده، ماهی شکارچی خود طعمهی کوسهی کوکیکاتر میشود.
2. به عنوان وسیلهی دفاعی- دیانوفلاژلتها زمانی که حملهی شکارچیهایشان را حس میکنند با لومینسانس باعث جلب شکارچیهای بزرگتر نیز میشوند که شکارچیهای اولیه را شکار میکنند و دیانوفلاژلتها را از خورده شدن نجات میدهند.
3. جلب طعمه – anglerfish برای جلب طعمه از لومینسانس استفاده میکند.
4. جلب جفت- کرمهای شب تاب در فصل جفتگیری با تابش نور جلب جفت میکنند.
5. برای برقراری ارتباط- این استفاده از بیولومینسانس بیشتر در کلونیهای باکتریهای لومینسانس کننده دیده میشود.
جانورانی که از حس بینایی برای دریافت اطلاعات از محیط استفاده میکنند گاهی در به کارگیری از این حس در تاریکی با مشکل مواجه میشوند. برای رفع این مشکل جانوران سازشهای مختلفی پیدا کردهاند.
برخی مثل جغدها از چشمهای خیلی بزرگ برای جمعآوری نور استفاده میکنند. همچنین جانوران از حسهای دیگرشان برای جمعآوری اطلاعات از محیط استفاده میکنند. انسان برای مقابله با تاریکی به اختراعات مختلف دست زده است از جمله ساخت لامپها رشتهای و چراغ قوهها. بسیاری از جانوران از نوری که خودشان تولید میکنند به عنوان چراغ برای روشنسازی محیطشان استفاده میکنند. مزیتی که این نور بر نورهای ساخت دست بشر دارد این است که برای ایجاد آن احتیاج به برافروختگی الکتریکی که در نتیجهی آن گرمای زیادی تولید میشود و هدر میرود نیست چراکه این جانوران از واکنشهای شیمیایی و نور سرد برای روشنسازی محیطشان استفاده میکنند.
تعداد زیادی از موجودات منتشرکنندهی نور ساکن دریا هستند با این حال تعداد معدودی از آنها در خشکی و زیستگاههای آب شیرین نیز یافت میشوند. موجودات بیولومینسنت همزیست با مجودات دیگر نیز جز این گروه محسوب میشوند. بیولومینسانس در هر جانداری از نظر طول موج نور، مدت تابش، تناوب و دفعات تابش منحصر به فرد است. در زیر با برخی از موجودات بیولومینسنت آشنا میشویم.
از جمله جانداران خشکیزی:
از گروه حشرات میتوان کرم شب تاب یا firefly را نام برد که آشنا ترین مثال از موجودات منتشرکنندهی نور است.
هزارپایِ Luminodesmus -حلزون Quantula
Mycena lampadis یک قارچ بیولومینسنت است. روشنایی که این قارچ در تاریکی کامل ایجاد میکندبرای مطالعهی روزنامه کفایت میکند:
حدود نود درصد موجودات ساکن در اعماق دریا تولید بیولومینسانس میکنند. از جمله آبزیان بیولومینسانت:
Anglerfish :قسمتی از نخاع پشتی در جنس مادهی این ماهی به درون بدن برآمده شده که با انتشار نور طعمه را به سمت دهان جلب میکند.
Black dragonfish :در طول پیکر این ماهی فتوفورهایی در دو ردیف پراکنده شدهاند که در روشن کردن مسیر حرکتش به آن کمک میکنند. در جنس ماده یک زائدهی چانهای وجود دارد که نوک آن لومینسانس ضعیفی دارد و در جلب طعمه به کار گرفته میشود:
هشتپای رنگین کمانی:
Aequorea victoria که نوعی ماهی ژلهای یا عروس دریایی است:
دیانوفلاژلیتها، dianoflagellates ، از تک سلولیهای آبزی تابنده اند:
کاربرد بیولمینسانس
در بین روشهای سنجشی مورد استفاده در تحقیقات زیستی، روشهایی که بر اساس نشر نور عمل میکنند به دلیل حساسیت بالایی که دارند و سهولت کاربردشان در بین محققان محبوبتر اند.
این روشها بر این اساس که انرژی مورد نیاز برای تولید فتون چگونه تامین میشوند دسته بندی میگردند. برای مثال روشهای فتولومینسانس به این دلیل اینگونه نامگذاری شدهاند که منبع انرژی برای برانگیختگی الکترون فتون است ویا در کمولومینسانس منبع انرژی شیمیایی است ، رادیولومینسانس بر پایهی رادیواکتیویته است و الکترولومینسانس که الکتریسیته تامین کنندهی انرژی برانگیختگی است.
بیولمینسانس شکلی از کمولومینسانس است که واکنش تولیدکنندهی نور از یک فرایند کاتالیز آنزیمی، برای مثال واکنش آنزیم لوسیفراز بر روی لوسیفرین در کرم شب تاب، مشتق میشود.
در همهی اشکال کمولومینسانس، انرژی به وسیلهی ملکول ساتع کنندهی نور جذب میشود و سبب برانگیخته شدن مولکول میشود. زمانی که مولکول به حالت پایه یا اولیهی خود بر میگردد انرژی اضافی به صورت نور خارج میشود. اما تفاوت بین انواع لومینسانسهای شیمیایی در این است که چگونه حالت برانگیخته ایجاد میشود. در شکل زیر تفاوت بین بیولومینسانس و فلورسانس نشان داده شده است:
استفاده از واکنشهای بیولومینسانس به عنوان ابزارهای سنجش در زمینههای مختلف علم و فناوری روز به روز گستردهتر و محبوبتر میشود. برای مثال سیستم بیولومینسانس کرم شب تاب که عموماً به عنوان روشی برای اندازهگیری ATP ( آدنوزین تری فسفات) ،که یک مولکول ناقل انرژی در واکنشهای سوخت و سازی حیاتی است، استفاده میشود.
پروتئینهای حساس به کلسیم در ماهی ژلهای ، از قبیل آکوآرین (aequorin) به طور گستردهای در نشان دادن کلسیم داخل سلولی، که تنظیم کنندهی بسیاری از واکنشهای مختلف سلولی است، استفاده میشود.
پروتئین لومینسنت دیگری که از ماهی ژلهای همراه با آکوارین استخراج و کشف شده است، پروتئین سبز (GFP; green fluorescent protein) است که استفاده از آن به طور وسیعی در حال گسترش است و به عنوان یک نشانگر با کارایی بالا برای سلولهای زنده در تحقیقات زیستی و همچنین ابزاری در تشخیصهای پزشکی مورد استفاده قرار میگیرد.
رایجترین کاربرد بیولومینسانس در تحقیقات علوم زیستی، استفاده از آن به عنوان گزارشگرهای ژنتیکی، به طور مثال برای فرابینی دینامیک نسخه برداری ژنتیکی، است. لوسیفراز کرم شب تاب معمولا بهترین گزینه برای این منظور است. لوسیفراز کرم شب تاب یک پروتئین 61 کیلودالتونی تک پار است که برروی لوسیفرین، ATP و اکسیژن اثر کرده و در نتیجهی این واکنش نور سبزـ زرد با طول موج 560 تولید میشود.
منبع : تنوع زیستی

قشنگ ترین ماهی آب شیرین باعتقاد اکثر کارشناسان ماهیهای دیسکس هستند. دیسکس ها دارای انواع رنگاهی گوناگونند. مانند دیسکس آبی، قهوه ایی، سبز که معمولا در 15 ماهگی بالغ می شوند. تمام شرایط و نگهداری و تکثیر آنها مشابه آنجل بهتر صورت می گیرد معمولا داخل گله خودشان همدیگر را انتخاب کنند. یکجفت مولد دیسکاس خوب از تخمها مراقبت می کنند. و معمولا هر 15 روز یکبار تخمریزی انجام می دهند. آب دیسکس ها باید دارای سختی 3 تا 5 درجه DH باشد و دمای آب آنها 27 درجه سلسیوس ثابت باشد. دیسکاسها تخمهایشان را روی اشیاء شیب دار می گذارند. معمولا 48 ساعت بعد از تخمگذاری تخمها باز خواهند شد.
لاروهای دیسکس سه روز احتیاج به هیچ غذایی ندارند چون از کیسه زرده ایی مجهز که در زیر شکم دارند تغذیه می کنند.
از صبح روز چهارم بعد از تولد لاروها به بدن والدین خود می چسبند و از لعابی که از پوست آنها تراوش می شود تغذیه می شود تغذیه می کنند. بعضی معتقدند که تخمهای خراب و تجزیه شده که رشد باکتریها را همراه دارد می تواند غذای چند روز لاروهای دیسکس باشد ولی چیزی که ثابت شده است حضور والدین در هر حالت برای غذا دادن و پرورش لاروهای دیسکس کاملا واجب ضروری است. زمانیکه بچه ها بخوبی شنای آزاد پیدا کنند و بتوانند نوزادان میگو را بخورند می توان والدین را از آنها دور ساخت و مولدین را برای نوبت بعدی تخمریزی آماده ساخت. تعویض آب به رشد و شادابی بچه های دیسکاس کمک می کند. زیرا آب دیسکس ها بر اثر مدفوع و غذاهای اضافی و مانده در آکواریوم آلوده و کمی اسیدی می شود که در نتیجه آب باعث سوختن لبه های باله و دم آنها خواهد شد. از طرفی دیگر بر اثر تبخیر آب املاح موجود در آب مانند نمکهای کلسیم و منیزیم باقی می مانند و آب را سنگین می کنند که برای دیسکس ها قابل تحمل نیست. بنابراین بهتر است همواره باندازه ایی که آب تبخیر می شود. به همان اندازه هم شما آب از آکواریوم خارج کنید. سپس آب آماده و مناسب اضافه کنید تا همواره تعادل بین املاح موجود در آب و سختی آب برای دیسکس ها برقرار باشد. (تمام نکات و شرایط مربوط به قسمت ماهی آنجل در مورد دیسکس ها صدق می کند لطفا به قسمت ماهی آنجل مراجعه شود)
تولید مثل
ا ندام های تولید مثل ماده تک غده جنسی، همان گونه که از نامش برمی آید، از یک غده تکی تشکیل شده است. این غده جنسی از تخمدانی تشکیل شده است که اوویستها ، زرده کهsyncytialvitellarium تولید می کند و لایه فولیکولی که تخمدان وvitellarium را احاطه می کند ولوله رحم را که به cloaca منجر می شود را شکل می دهد را شامل می شود. تعداد کل اوویستها زمان تولید حاضر است . روتیفرها عموماً تخم گذار هستند با رشد جنینی که خارج از بدن مادر است.
تولید مثل جنسی وغیرجنسی
تقریباً تمام روتیفرهای دیده شده در طبیعت ماده هستند . جانوران نر فقط در دوره های کوتاه پدیدار می شوندودربیشتر گونه ها هرگز مشاهده نشده ا ند. در خلال شرایط مطلوب ، تعداد بوسیله بکرزایی دیپلوئید افزایش می یا بد به طوری که ماده های دیپلوئیدی تخم های دیپلوئید تولید می کند که به عنوان تخم های amictic شناخته می شوند . گونه های تک غده جنسی (مثلا B.plicatilis ) می توانند یا بوسیله بکرزایی یا بوسیله تولید مثل جنسی تولید مثل کنند. به طور کلی روتیفرها ی این گروه بوسیله بکرزایی چرخه ای تولید مثل می کنند بدین معنی که تولید مثل غیر جنسی متداول است اما تحت شرایط خاص تولید مثل جنسی ممکن است .
ماده ها همیشه دیپلوئید ونرها هنگامیکه ظاهر می شوند، هاپلوئید هستند ودر مقایسه با ماده ها از لحاظ اندازه بسیار کوچک هستند. ماده های دیپلوئید یا amictic یا mictic هستند واز لحاظ ریخت شناسی غیرقابل تشخیص هستند. ماده های Amictic به طور بکرزایی تخمهای دیپلوئید تولید می کنند که در جانور ماده به صورت mitoticalرشد می کنند در حالیکه ماده هایmictic به طور بکرزایی
تخمهای هاپلوئید از طریق تقسیم کاهشی (میوز) تولید می کنند. بدین ترتیب بدست آوردن کلونهای ژنتیکی از پرورش ماده های amictic آسان است . اگر یک ماده mictic جفت گیری نکند وبارور نشود،تخم های هاپلوئید درنرها شکل می گیرد اما یک ماده mictic جفت گیری کرده که بارور است تخمهای کمون دیپلوئید شکل خواهد داد. تخمهای تشکیل شده از طریق بکرزایی (دیپلوئید و هاپلوئید ) فوراً در دوره جنینی رشد می کنند وسر از تخم بیرون می آورند . تخمهای کمون تحت شرایط مناسب در ماده های amictic بعد از یک دوره نهفته شکسته می شوند . بدین ترتیب ماده های amictic به طور بکرزایی تخمهای دیپلوئیدamictic تولید می کنند وماده های mictic به طور بکرزایی تخمهای دیپلوئیدamictic تولید می کنند وماده های mictic به طور بکرزایی تخمهای نر هاپلوئید یا تخمهای کمون دیپلوئید جنسی تولید می کنند که در ماده هایamictic دیپلوئید جانوران سر از تخم بیرون می آورند. دربعضی نوع های روتیفر (مثلاAsplanchua,Conchilus,sinantherina) ماده های آمفوتریک که تخمهای دیپلوئید و هاپلوئید تولید می کنند مشاهده شده است . تولید تخمهای کمون از طریق بکرزایی وظهور تخمهای amictic نیز مشاهده شده است (مباحث . در براچینویدا ، تخمها به بدن ماده بوسیله یک رشته نازک متصل هستند و جنین تخمهایamictic از بیرون می آیند واز بدن مادر رها می شوند وپوسته تخم همچنان به مادر متصل است . تخمهای کمون را در مراحل اولیه شکل گیری نمی توان از دیگر تخمهای amictic شناسایی کرد .در B.plicatilis جائیکه تخمهای کمون خارج از بدن ماده شکل می گیرند ، آنها نیز بوسیله یک رشته نازک به بدن مادرشان متصل هستند تاانتهای شکل گیریشان وبعداً رها می شوند وبه انتهای محیط پرورش، برکه یا لایه های دریاچه می روند. با این وجود تخمهای کمون B.rotundiformis (.نژادهای روتیفر نوع SM ) که در ارگانیسمهای مادری رشد می کنند از آنها رها نمی شوند. آنها به همراه مرگ مادرشان به اعماق دریاچه ، برکه یا محیط پرورش می روند وفقط بعد از تجزیه بدن مادرشان سرانجام رها می شوند. تخمهای کمون برای دوره های طولانی زنده می مانند واز لایه های مربوط به 60 سال بعد از شکل گیریشان شکسته شده اند و جانوران از آنها بیرون آمده اند Kotani et al)2001 ) ونرها از تعداد محدود گونه های تک غده جنسی شناخته شده اند اما به طور فرض بر این است که تمامی اعضای این گروه توانایی تولید نرها را دارند از جمله گونه های براچیونوئید،B.plicatilic,B.rotundiformis .نرها بسیار کوچکتر از ماده ها هستند ونوعاً بسیار سریع تر حرکت می کنند . آنها یک دستگاه هاضمه ابتدایی و یک بیضه کیسه مانند دارندکه شامل اسپرماتوزوئیدهای شناور است. یک vas deferens که از بیضه به آلت تناسلی نر منجر می شود ویک یا دو غده پروستات که در آن تخلیه می شوند. نرها تلاش می کنند با ماده هایmictic یا amictic جفت گیری کنند وجفت گیری در ناحیه تاج یا cloaca رخ می دهد. باروری موفقیت آمیز در ماده های تازه پدیدار شده برای یک دوره بسیار محدود اتفاق می افتد . فرومون تولید شده بوسیله ماده های اول در B.plicatilis شناسایی شد این یک گلیکو پروتئینKDa29 است ودر ماده های amictic,mictic یافت می شوند . ساختار مولکولی آن احتمالاً با ساختارB.rotundiformisتفاوت دارد واین ممکن است مانند یک سد محدودکننده خاص نسل در جفت گیری بین این گونه ها عمل کند .
حالت چرخه ای بکرزایی فواید تاثیر کلونی سریع از طریق دیپلوئید را با بکرزایی ameiotic با فواید ترکیب مجدد جنسی را ترکیب می کند ودر روتیفرهای تک غده جنسی و cladocerans و در بعضی از شاخه های دیگر جانوران مانند شته ها یافت می شوند. این گروه ها تمایل به سکنی گزیدن در محیط هایی دارند که گاهاً متغیر هستند که ممکن است به صورت دوره ای نامناسب باشند وبنابراین باید دوباره سکنی گزینند . تولید مثل بکرزایی در مراحل اولیه ساکن شدن مهم است از آنجایی که رشد جمعیتی سریع ایجاد می کنند وطی این مرحله ژنوتیپ بدون ترکیب مجدد ژنتیکی تکثیر می شود. ترکیب مجدد ژنتیکی طی تولید مثل جنسی رخ می دهد که منجر به شکل گیری تخمهای کمون می شوند . تخم کمون مرحله چرخه زندگی است که دارای بالاترین ظرفیت انتشار در زمان و فضا می باشد.
به علائم آغاز میوز در ماده های mictic دیپلوئید به خوبی پی برده نشده اما طبق مطالعات آزمایشگاهی آنها شامل عوامل تغذیه ،تراکم جمعیت ، شوری وژنتیکی می باشد . در واکنش به علامت mictic ،ماده amictic نوزادان دخترamictic,micticتولید می کند. نسبت نوزادان ماده B.plicatilis micticمتغیر است (18 تا66 درصد) وبه کیفیت غذا و میزان شوری بستگی دارد . اسنل ( 1987) نسبت متوسط mictic (SD±متوسط) %84/3±2/21 برای B.plicatilis گزارش کرد و 50 درصد را به عنوان مناسب ترین نسبت mictic در طبیعت پیشنهاد کرده با استفاده از یک مدل جمعیت شناختی ، سرا وکینگ (1999 ) نشان دادند که فراوانی ماده های mictic که تعداد را در طولانی مدت به حداکثر می رسانند به میزان مرگ ومیر وتولد بستگی دارد. این بدین معنی است که جمعیت ممکن است میزان نسبی تولیدmictic,amictic خودش را در پاسخ به تغییرات محیطی تنظیم می کند والگوهای متفاوت mixisدر انواع متفاوت زیستگاه ها یا شرایط محیط های پرورش انتظار می رود.
نتیجه گیری میشود که نسبتهای متوسط mictic در شرایط رشد وا بسته به تراکم مناسب هستند و اینکه نسبتهای مناسب mictic بالاتر هستند هنگامی که شرایط زیستگاه بهتر است . این بدین معنی است که شرایط بهینه محیط پرورش باعث تولید بالای تخمهای کمون می شود .
میزان تولید مثل
میزان داخلی تولید مثل تعداد روتیفر(مقادیر G یاR ؛ زیر را ببینید ) با افزایش تراکم غذا به صورت تصاعدی افزایش می یابد واین رابطه را می توان بوسیله یک مدل تعریف شده Monod با آغازی برای رشد جمعیتی صفر ویک وضعیت ثابت برای حداکثر مقادیر رشد جمعیت توصیف نمود . این بدین معنی است که رشد جمعیت ماورای یک تراکم خاص غذا ا فزایش نمی یا بد وممکن است حتی در تراکم های غذایی نسبتاً بالا کاهش یابد . پارا مترهای این مدل به ا ندازه ذرات غذا بستگی دارد از آنجا ئیکه میزان نسبی مصرف (یا میزان پاک سازی ، همان گونه که در بالا مورد بحث قرار گرفت ) وکیفیت تغذیه ای غذای تهیه شده برای روتیفرها را تعیین می کند.
باروری روتیفرها به این بستگی داردکه آیا تولید مثل جنسی یا غیر جنسی صورت گیرد. مثالی که در جدول 2-2 آمده است نشان می دهد که ماده های amicticB.plicatilis17تا 24 تخم طی دوره زندگیشان تولید کردند که در مقایسه ماده های بارور mictic 1تا 5 تخم کمون تولید کردند . علاوه بر این به طور متوسط تولید تخمهای amictic ده برابر سریع تر (حدود 5 تخم در روز ) از تخمهای کمون طی یک دوره تخمگذاری مشابه است (تقریباً 108 ساعت ) (جدول 2-2 ) – ماده های mictic بارور نشده 9تا19 تخم تولید کردند اما این ها تاثیری در افزایش جمعیت، همان گونه که نرها را شکل می دهند ندارند .
تعداد تخمهای تولید شده بوسیله یک مادهR 0 وا بسته به غذای گونه های جلبکی است که با elongatessynechococcus وTefraselmis tetratheleبه بالاترین میزان تولید مثل کمک می کند . بهترین دما برای پرورش روتیفرها شدیداً به گو نه ها بستگی دارد ، همان گونه که بهترین دما برای B.plicatilis( 30-10 سانتی گراد ) است که پایین تر از دما برای B.rotundiformisاست که (35 -24 سانتی گراد) می باشد (مطالعات بررسی شده بوسیلهHirano1987 ؛ Lubzens et al1987 ، 1989 ؛ Rumengan & Hirayama1990 ؛ Hirayama & Rumengan1993 را ببینید). در هر گونه تفاوتهایی در میزان تولید مثل تحت شرایط پرورش یکسان یافت شده است که تغییر پذیری درون گونه ای را نشان می دهد . به طور گسترده ای پذیرفته شده است که وجود تولید مثل جنسی در B.plicatilis وB.rotundiformis از لحاظ ژنتیکی تعیین شده است . بدین معنی است که نه تنها تمام محیط های پرورش روتیفر تولید مثل جنسی نشان خواهند داد حتی بهترین شرایط محیطی ارائه می شود . بهترین شرایط برای ترغیب تولید تخمهای کمون نیز بین B.plicatilis و Brotandiformis متفاوت است علاوه بر این در هر گونه تغییر زیادی بین محیط های پرورش در تعداد تخمهای کمون که آنها تحت شرایط پرورش یکسان تولید خواهند کرد وجود دارد. بنابراین انتخاب نژاد مناسب یا محیط پرورش مناسب برای تولید موفقیت آمیز تخمهای کمون ضروری است .
همان گونه که قبلا ذکر شد، محرک برای آغاز تولید مثل جنسی هنوز کاملاً شناخته نشده اگر چه چندین مطالعه جهت روشن ساختن احتیاجات محیطی برای تولید mictic وamictic انجام شده است . تولید مثل جنسی الزامات بیشتری نسبت به تولید مثل غیرجنسی دارد. تولید مثل جنسی بوسیله تراکم جمعیت محدود شده است وایجاد آن نسبت به آنهایی که تولید مثل غیرجنسی را حمایت می کنند نیاز به شرایط دسترسی غذا ، میزان شوری و دمای بهتر می باشد -تفاوتهایی نیز بین B.plicatilis وB.rotundiformisدر شرایط محیطی یا فت شده اند که تولید تخم کمون را ترغیب می کند . نشان داده شده است که دما و میزان شوری پایین برای روتیفرهای B.plicatilis لازم است در حالیکه میزان دمای بالاتر و میزان شوری نسبتاً بالاتری تولید بیشتر تخم کمون B.rotundiformis را ترغیب می کند . یکی از عوامل بارز تراکم پرورش روتیفر است . در حالیکه تراکم آغازی (تقریباً 10 روتیفر/ ml ) برای دستیا بی به باروری موفق لازم است ، تراکم های بالاتر از حدود 150 روتیفر/ ml باعث تولید کم تر تخمهای کمون می شوند . یک سیستم نیمه مداوم که تراکم روتیفر را حفظ نمود تولید تخم کمون روتیفرB.plicatilis را بهتر کرد اما تولید تخم کمون در پرورش B.rotundiformisرا کاهش داد. تجدید مکرر محیط پرورش در کاهش تولید تخمهای کمون درگیر شده است و وجود ((عامل بسته به تراکم )) که با تولید تخمهای کمون مربوط است پیشنهاد شده است . تا به امروز این عامل شناخته نشده است . جلبکهای تازه یا نگهداری شده ( یخ زده و یا کنستانتره ) در تولید تخمهای کمون وتولید انبوه روتیفرها استفاده شده است . نزادهای خاص باکتریایی برای کمک به تولید تخم کمون گزارش شدند (Hagiwara1994 ). آزمایشات اولیه در مورد امتحان تاثیر هورمون های جانوران مهره دار و بی مهره برای کمک بهmixis در B.plicatilis گزارش شده اند .
برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر به قسمت دانلود مطلب مراجعه کنید :
برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر به قسمت دانلود مطلب مراجعه کنید :
ریخت شناسی وفیزیولوژی
انتهای قدامی یا سر ،تاج را حمل می کند که در ماده براچینوس از دو تاج مژه دار هم مرکز تشکیل شده است؛ تاج خارجیcingulum است که مسئول شنا می باشد وتاج داخلی، pseudotrochus ،متشکل از تاژهای سازمان دهی شده در membranelles یا cirriمی باشد .pseudotrochus ذرات غذا را به طرف دهان جارو می کند. قسمت سر دهان قدامی وچند اندام حسی از جمله شاخک، cirri وocelli حساس به نور را نیز حمل می کند
تغذیه
غذا بوسیله تاج گرفته می شود، وارد دهان می شود واز میان لوله buccal به سمت گلو عبور می کند. لوله buccalبا گیرنده های حسی گوناگونی مجهز شده است ودر buccal velum ، یک ساختار نرم و انعطاف پذیر که کاربرد آن جلوگیری از برگشت غذایی است که به گلو رسیده است، پایان می یابد. با این وجودغلاف ماهیچه ای طولی وچرخشی که لوله buccal را محصور کرده است می تواند باعث برگشت غذای هضم شده در این سطح شود. گلوmastax عضلانی را جای داده است جائیکهtrophi سخت وشفاف غذا را می شکند که احتمالا این کار را با کمک آنزیمهای تولید شده بوسیله غدد بزاقی انجام می دهد.trophi از قسمتهای سخت تشکیل شده است که برای توصیف تیره، نوع یا حتی گونه های روتیفرها از اهمیت رده بندی بسیار بالایی برخوردار است.غذایی که از mastax خارج می شود به ناحیه کوتیکولی مری وارد می شود واز میان ناحیه مژه دار عبور می کندقبل از اینکه وارد معده شود. غدد گاستریک بزرگ در دستگاه گوارش بین مری مژه دار و معده تخلیه می شوند و ترشحات آنها به هضم برون سلولی که در معده رخ می دهد کمک می کند. معده به روده منتهی می شود وسپس بهcloaca که مایع را از مثانه یا پروتونفریدیای جفت شده و تخمها را از لوله رحم تخلیه می کند . گیرنده های حسی در تمام طول دستگاه گوارش با یک اندام حسی مهم بین trophi در کف mastax و گیرنده های حسی در سقفmastax قرار گرفته اند. گیرنده های حسی که در رفتار تغذیه ای شرکت دارندیا به مغز یا به گرهmastax متصل هستند واین مراکز حرکت چرخشی وطولی عضله اطراف حفرهbuccalوmastax را به ترتیب تنظیم می کنند.
رایج ترین شیوه تغذیه در روتیفرهای براچینوید پلانکتونی تغذیه از طریق عبور دادن است .این نوع تغذیه که به عنوان تغذیه میکروفاگوس نیز توصیف شده است (Pourroit1977 ؛ Clement etal1983 )، در روتیفرهایی که از تاج مژه دار پیشرفته ونوع کاریmastax برخوردار هستند یافت می شود . نوع غذای مصرفی به ویژه اندازه آن مستقیما به اندازه وشکل دستگاه مژه ای و mastax بستگی دارد. حرکت چرخشی مژه جریان آب شامل ذرات غذا را به طرف دهان هدایت می کند وآن غذاهایی که مناسب هستند بلعیده می شوند،که یک مکانیسم نشان دهنده حسی انتخاب غذا را تنظیم می کند .به نظر می رسدBrachionus plicatilisچند گزینه غذایی داشته باشد ومی تواند تولید مثل کند هنگامیکه از انواع مختلف جلبک،مخمر یا باکتری تغذیه کرده باشد . سه محل نشان داده شده بود که جذب غذا را درB,calyciflorusکنترل می کند واین سه محل نیز احتمالا درB.plicatilisنیز عمل می کند . اول، دستگاه مژه دار قدامی که از گیرنده های لامسه ای ویا شیمیایی تشکیل شده که احتمالا ماهیچه هایی را که وضعیت مژه هایpseudotrochus را اداره می کند ، کنترل می کند به شیوه ای که آنها صفحه ای را تشکیل می دهند تا از ورود ذرات خاص به دهان جلوگیری می کند . دوم،گیرنده های شیمیایی در لوله
Buccal که ممکن است، ماهیچه های چرخشی وطولی را فعال کند و انقباض این ماهیچه ها باعث عدم پذیرش ذرات غذا خواهد شد اگر آنها نامناسب تلقی شوند ،سرانجام ذرات کف درتماس با گیرنده های حسی درmastax قرار می گیرند وشناسایی شیمیایی یا بساوایی در این محل ادامه یا توقف حرکات خردکنندهmastax را تعیین خواهد کرد . اگر غذا نامناسب باشد ،گیرنده های حسی خروج غذا از کانالbuccal را باعث می شوند .
چندین مطالعه نشان می دهد که انتخاب غذا بوسیله تعلیق تغذیه کنندگان مانند روتیفرها عمدتا بر اساس اندازه طعمه است .با این وجود انتخاب در چند گونه گزارش شده بود وبه سطح سلول، شرایط فیزیولوژیکی سلولهای جلبکی وmotility جلبکی بستگی دارد .طیف اندازه طعمه برای B. plicatilis ازتقریبا 4 /1 تا 4838 میکرومترمکعب یا 4/1 تا 21 میکرومتر قطر کروی معادل (ESD) با تغییرات در کارایی با اندازه ذرات مختلف متغیر است . بهترین غذا دادن برایTetraselmic suecicaبا قطر کروی معادل ( ESD ) 3/8 میکرومتر گزارش شده بود. این میزان اندازه هایی را از باکتری تا dinoflagellates در برمی گیرد وبزرگترین اندازه ذره گرفته شده بوسیله روتیفر به اندازه بدن آن بستگی دارد . روتیفرها را به عنوان غذا خورندگان مکانیکی توصیف کرده اند از آنجائیکه معلوم شد آنها غیر انتخابی غذا می خورند هنگامیکه دو گونه جلبک با اندازه سلول متفاوت به آنها ارائه شد . میزان خوردن آنها بازتاب دقیق نسبت به حجم هر گونه جلبک بود .
سه مدل برای توصیف تاثیر تراکم ذرات غذا در میزان تغذیه زئوپلانکتونهایی که بوسیله عبور دادن ، تغذیه می کند پیشنهاد شده است ( bRothhaupt1990 ). در مدل مستقیم میزان پاک سازی تا یک تراکم خاص غذایی افزایش می یابد که سطح محدود کنده آغازین (ILL )نامیده می شود . این مدل یک روش تغذیه ای را اداره می کند جائیکه ذرات کوچک بی شماری را می توان هم زمان بدون دخالت ذارت با مرحله تغذیه جمع آوری نمود تا ILL(سطح محدود کننده آغازین )فرا رسد .حداکثر میزان خوردن احتمالا بوسیله روده ومیزان تخیله (دفع)روده تعیین می شود و بنابراین به پایین ترین تراکم غذایی با موارد بزرگتر غذا می رسد .بالای این سطح محدودکننده آغازین میزان خوردن ثابت باقی می ماند .مدل خط منحنی افزایش مداوم میزان پاکسازی را با افزایش تراکم غذایی ارائه می کند و بوسیله معادلات میشالیس- منتن (Michaelis & Menten1913 ) یا "ایوالو"(1960)بیان می شود .این مدل نوعی افزایش تداخل با مرحله تغذیه را نشان می دهد وبا اندازه بزرگتر از ذرات غذایی بهینه مشاهده شده است.تداخل را می توان بوسیله تداخل مکانیکی به وجود آمده بوسیله برای مثال، افزایش زمان جایجایی لازم برای پردازش طعمه های بزرگ در طی مدت زمانی که قطع در جمع آوری ذرات جدید وجود دارد نشان داد. در این مدل افزایشی تدریجی در میزان خوردن وجود دارد تا زمانی که به یک وضع ثابت برسد میزان عبور دادن غذا یا پاکسازی در تراکم پایین ذرات غذا بالا است و در یک حالت خط منحنی با افزایش تراکم غذا کاهش می یابد. در نهایت در مدل Sigmoid میزان عبور دادن غذا با پاکسازی از لحاظ Sigmoid با افزایش تراکم ذرات غذا افزایش می یابد تا به حداکثر مقدار برسد و سپس به هر افزایش بعدی در تراکم ذرات غذا کاهش می یابد. بدین ترتیب میزان عبور دادن غذا در تراکم غذا تنظیم می شود و روده را با صرف انرژی کم پر نگه می دارد. مطالعات، مدل تغذیه خط منحنی (Hansen etal1997) یا Sigmoid (Navarro1999) را برای B. plicatilis و مدل تغذیه خط منحنی (اما به طور چشم گیری با مدل Sigmoid تفاوت ندارد) برای B. Rotundiformis را نشان داده اند. در آزمایشها با استفاده از Nannochloropsis Oculata به عنوان غذا برای B. plicatilis سطح محدود کننده آغازین دو برابر B. Rotundi formis بود (تقریباً 106×2 و ml-1 سلول106×1به ترتیب ). مقادیر سطح محدود کننده آغازین برای B. plicatilis برای دیگر منابع غذایی بدست آمد: ml-1 سلول106×8-4 برای تغذیه با Monochrysis (حالا Pavlova)، »Lutheri وSaccharomycescerevisae ، ml-1 سلول106×1/2 با Chlorella sp (احتمالاً امروزه به عنوان Nannochloropsis شناخته می شود ، ml-1 سلول106×5/1 با Chlamydomonas و ml-1 سلول106×1/0 میزان زیادی (mlh -1 10-64/0در هر جانور) در میزان عبور دادن غذا برای B. Plicatilis مشاهده شد که به نوع جلبک استفاده شد و به عنوان غذا و به تراکم غذا بستگی دارد . هنگام تغذیه با N. Oculata روتیفرهای B. Plicatilisبین 60 و 90 درصد وزن خشک خودشان را در هر روز غذا عبور دادن در حالی کهB. Rotundi formis160 درصد از وزن خشک خودشان را در هر روز مصرف کردن که این امر نشانگر اندازه متفاوت بدن آنها می باشد. در این آزمایشات تفاوت های چشم گیری در مقادیر بدست آمده برای میزان عبور دادن و خوردن غذا بین جلبک های زنده (N. Oculata) و جلبکهای خشک شده منجمد وجود نداشت (Navarro1990).
هضم
ذرات غذای خرد شده از میان مری عبور می کند و به معده و ورده وارد می شوند. معده گاهی اوقات رنگ آخرین غذای خرد شده را به خود می گیرد و رنگ آن به نوع غذای مصرف شده بستگی دارد. غدد گاستریک در بخش قدامی معده ممکن است به هضم برون سلولی کمک کند. چندین آنزیم هضم غذا در B. Plicatilis گزارش شده است از جمله: پروتئاز ،آ لفا-آمیلاز، لامیناریناز، سلولاز، سلوبیو هیدرولاز، لیسوزیم و گلوکانز-3و1-B. غشاء جدار معدهInvagination کیسه را نشان می دهد که در واکوئل ها ادغام می شوند و قطرات درشت روغن به سمت پیشین احتمالاً جذب غذای هضم شده را نشان می دهند .
دفع و مایعات بدن
همانگونه که قبلاً ذکر شد روتیفرها سیستم تنفسی و سیستم گردش خون ندارند و مایعات در بدن Pseudocoelom قرار گرفته اند مانند دیگرPseudocoelomate ها، روتیفرها گازها را مبادله می کنند و مواد زاید نیتروژنی را به وسیله انتشار از سطح بدنشان دور می کنندو انقباض ماهیچه ای بدن به چرخش مایعات در بدن کمک میکند. تنظیم اسمزی؛ حداقل در گونه های آب شیرین، به وسیله پروتونقریدیال انجام می شود. پروتونقریدیال از 2 لوله موازی جانبی با چند سلول به شکل باد بزن که درون آنها باز می شوند تشکیل شده است. این سلول مجهز به مژه هستند که مایعات بدن را پمپاژ می کنند و آنها را درون لوله عبور می دهند جایی که به درون مثانه اداری تخلیه می شوند. مثانه به وسیله عمل انقباظ مایعات جمع شده را به Cloacl تخلیه می کند. معلوم شده که Brachionus Plicatilis اسمزی بودن مایع را تا تراکم خارجی از میزان 32 تا 957Mosmol 1-1 تنظیم می کند که نشان می دهد آنها اساساً با خاصیت اسمزی سازگاری دارند. با این وجود در غلظت خارجی Mosmol 1-1 32 خاصیت اسمزی بدن Mosmol 1-159 بود که نشان می دهد این روتیفرها قادر به تحمل غلظت های خارجی پایین نیستند .
حرکت
مایعات بدن مانند یک اسکلت هیدرواستاتیک عمل می کنند که در تعامل با سیستم عضلانی است. سیستم عضلانی شامل ماهیچه های مخطط و نرم است که در حالت های گروه های کوچک طولی و چرخشی هستند. آنها درون پوست وارد شده اند یا پوست و اندام های داخلی را به هم متصل می سازند. در گونه های Loricate نظیر براچینویدا انقباض ماهیچه های وارد شده در پوست و مقاومت مایعات بدن حرکت جانور در آب را آسان می سازد، ماهیچه های طولی شکل بدن را کوتاه و گروه های چرخشی شکل بدن را دراز می کنند انقباظ ماهیچه های طولی که در تاج یا پا وارد شده اند پس روی آنها را در Loricate در شرایط نا مطلوب یا طی شنا کردن آسان می سازد ماهیچه های وارد شده در احشا یا شکل دهنده بخشی از احشا، انقباض اندامهایی نظیر غده هضم Vitellarium و مثانه ادراری را آسان می سازد.
سیستم عصبی واندام های حسی
همکاری تمام این کاربرد ها تحت تنظیم سیستم عصبی است که شامل یک گره مخی بزرگ تکی ( مغز ) می باشد که در بخش قدامی بدن ،زیرپسین تاج قرار گرفته است . نورونهای قدامی، جفتی از مغز در امتداد طولی بدن تا پا ادامه دارند وشاخه های گوناگون آنها به اندامهای مختلف می رسد . تعدادی گره درmastax و پا و در نقاط خروجی برای عصبهای جانبی وجود دارد. ا ندامهای حسی را می توان به گیرنده های نوری، گیرنده های شیمیایی وگیرنده های مکا نیکی تقسیم بندی نمود . موهای زبر گیرنده های مکا نیکی روی تاج و روی شاخکها روی نواحی مختلف پوست از جمله ناحیه پا قرار دارند. تاج نیز گیرنده های مکا نیکی را حمل می کند که در پذیرش یا عدم پذیرش ذرات غذا نقش دارند . اینها در جفت گیری در نرها نیز بوسیله دنبال کردن فرومون جانوران ماده عمل می کنند .چندین گونه دارای یک یا بیشتر از یک نقطه چشمی گیرنده نوری رنگی می باشند . نقطه چشمی قرمز در قسمت قدامی گونه های براچینوس که از جلبک تغذیه کرده اند بسیار متمایز است .
تولید و ارزش غذایی روتیفرها Odi Zmora, Esther Lub zeuns
مقدمه
به مدت تقریباً 4 دهه روتیفرها را به عنوان ارگانیسم های غذایی برای پرورش لاروهای ماهی دریایی استفاده کرده اند. یک ذخیره مداوم، ثابت و قابل اعتماد از روتیفرهایی که از لحاظ غذایی مناسب هستند کلیدی برای شکوفایی پروش ماهی دریایی در مکانهای مختلف دنیا است. امروز بیشتر گونه های ماهی با استفاده از روتیفر ها طی مراحل رشد تولید از جمله ماهی دم زرد (Seriola Quinqueradiata…)، ماهی سیم دریایی قرمز ( Pagrus Major)، ماهی خاردار دریایی آسیایی (Lates Calcarifer)، ماهی توربو (Scopht Almus Maximus )، شاه ماهی (Mugil Cephalus)، Puffer Fish(ماهی پف کننده) (Fugoiubripes.) ، ماهی سیم دریایی سر طلایی (SparusAurata) و ماهی خاردار دریایی اروپایی (Dicentrachus Labrax) (FAO1998). از روتیفرها به عنوان غذا برای پرورش میگویPenaididُ1989Samocha et al) و خرچنگها (Keenan &BlackShaw1999) نیز استفاده می شود. از روتیفرها به عنوان یک کپسول زنده استفاده می شود که مواد مغزی مورد نیاز لاروهای ماهی دریایی پرورشی برای رشد مناسب را تأمین می کند.
در بیشتر موارد روتیفرها غذای طبیعی لاروهای ماهی دریایی نیستند که میزان گسترده ای از ارگانیسم های غذایی را در محیط های طبیعی زندگیشان در اختیار دارند. در محیط پرورش، طی 10 تا 30 روز اولیه تغذیه Exogenous دو تا سه موجود زنده (ارگانیسم) به لارو ماهی خورانده می شود. این غذا ها شامل گونه های روتیفر Brachionus rotundiformis و یا Brachionus plicatilis و ناپلی های میگوی آب شور (آرتمیا) هستند.Brachionus rotundiformis به عنوان روتیفر نوع S (نوع کوچکو B. Plicatilis به عنوان روتیفر نوع L (نوع بزرگ) نیز شناخته می شوند.
کیستهای آرتمیا عمدتاً از منابع طبیعی بدست می آیند در حالی که روتیفرها را باید در محل تخم ریزی پرورش داد از آنجائیکه منابع ذخیره از آنها وجود ندارد.
کوپه پودها مؤلفه اصلی رژیم غذایی طبیعی لاروهای ماهی دریایی هستند. در سالهای اخیر تلاشها برای پرورش کوپه پودها با موفقیت برآورده شده اند (Stottrup & Norsker1997؛ Stottrup2000؛ Hagiwara etal2001؛ Payne & Rippingale2001). با این وجود با راحتی نسبی و هزینه کم پرورش روتیفرها در تراکم های بالا بعید است که پرورش کوپه پودها جایگزین روتیفرها به عنوان جایگزینی مناسب از لحاظ اقتصادی در آینده نزدیک شوند. کوپه پودها نسبت به روتیفرها مزیتهایی دارند از جمله تنوع اندازه در گونه و بین گونه ها. بویژه ناپلی های مراحل اولیه و کوپه پودی می توانند تا حد زیادی به عنوان طعمه اولیه برای گونه هایی که لاروهایی بسیار کوچک با دهان کوچک در تغذیه اولیه دارند مفید باشند (مثلاً Epinephelus sp. گروهی). مزیتهای استفاده از روتیفرها به عنوان غذا برای مراحل اولیه رشد لاروهای ماهی دریایی، در تضاد با زئوپلانکتون،
معلوم شد که روتیفرها در افزایش مراحل رشد اولیه سخت پوستان پرورش یافته مانند خرچنگ گل (Scylla serrata) تا مرحله 5 زوئی یا میگوی دریایی مهم هستند.
افزایش Brachionus calyciflorus آب شیرین در سیستمهای پرورش برای انواع ما هیهای زینتی و خوراکی آب شیرین آزمایش شده است (Deluca etal1990؛ Awiass 1991؛ََََََََAwiassa,b 1992؛ Rico-martin &Dodson1992:Ludwig 1994؛ َََََa,b 1997َAwiass &Kestemont ؛ Lim &Wong1997 ؛Isik et al آ1999 ؛Hagiwara et al 2001 ) . پرورش گونه های روتیفر آب شیرین هنوز مانند گونه های دریایی روی محیط پرورش آبی تاثیر گذار نبوده است اگر چه معلوم شد که روتیفرهایB.plicatilis درپرورش لارو خرچنگ زینتی آب شیرین مفید بودند ، در محلهای تخم ریزی تجاری تعداد بسیار زیادی روتیفر، چندین میلیون ، ممکن است برای رشد وافزایش لارو های ماهی دریایی مورد نیاز باشد . طی مدت 20 تا 30 روز پرورش برای هر لارو ماهی مقاد یری از 20000 تا 100000 روتیفر مورد نیاز می باشد . کیفیت غذایی روتیفرها را باید بوسیله استفاده از محیط پرورش درست ساخته شده و آزمایش شده و روشهای غنی سازی تضمین وکنترل کرد علاوه بر این پرورش دهندگان روتیفر باید آگاه وتوانا باشند تا با حوادث اتفاقی پیش بینی نشده که می تواند به تولید کم منجر شود مقابله کند . این موارد می تواند ناشی از منبع آب دریای نامناسب، آلودگی محیط پرورش با مواد زائد، کمیت وکیفیت غذای تهیه شده برای روتیفرها، بیماری یا عدم اطلاعات کافی بیولوژیکی باشد . روشهای توسعه یافته برای تامین ذخیره ای مناسب از روتیفرها برای انواع لاروهای ماهی دهان کوچک به مطالعات زیاد وگسترده در مورد بیولوژی آنها ،تغذیه،روشهای تولید مثل، ژنتیک،فیزیولوژی وبیوشیمی متکی هستند. این اطلاعات اساسی ابزارهایی را برای سازگاری روتیفرها برای فنون پرورش متراکم وبرطرف ساختن مشکلات برآمده در طی پرورش آنها در اختیار پرورش دهندگان قرار می دهد چند بررسی در مورد ریخت شناسی، زیست شناسی، رده بندی و پرورش روتیفرها منتشر شده است و تعدادی از آنها بر روی تولید روتیفرها به عنوان غذای زنده در محیط پرورش متمرکز شده اند (مثلاً Ruttner-Kolisko1974؛ أNagata& Hirata1986؛ Lubzens1987؛Fukushoa,b 1989؛ Lubzens et al1989،2001؛Fulks &main 1991؛ Clement &Wallace1991؛Wallace &Snell 1991؛ Nogrady1993؛ Hagiwara etal1997.2001). مطالعه حاضر تلاش دارد تا اطلاعاتی را در مورد روتیفرهای Euryhaline با تأکید خاصی بر روی نوع براچیونوس و ابزارها برای استفاده روتیفرها به عنوان غذا برای لاروهای ماهی پروش یافته تجهیز کند.
کمک در ارزیابی حالت محیط پروش در ضمیمه I آمده است.
ویژگی های زیست شناسی و ریخت شناسی روتیفرها
زیست شناسی کلی
شاخه روتیفرها (قبلا به عنوان روتاتوریا شناخته می شد) شامل یک گروه نسبتا کوچک، قطعه قطعه نشده، pseudocoelomate ،جانوران بی مهره آبزی با قرینه دو جانبه می باشد.بیشتر روتیفرها شنا نمی کننداما اشکال ساکن وگروه زی نیز شناخته شده اند . حدود2000 گونه ساکن برکه ها ودریاچه های آب شیرین هستنداماچندین گونه ساکن آب های شور ودریایی وخزه ها وگل سنگها در زمینهای مرطوب هستند. اگر چه روتیفرا شاخه کوچکی است، روتیفرها در محیط آب شیرین بسیار مهم هستند، حدود 30 درصد کل بیو ماس پلانکتون را شامل می شوند.بوسیله مصرف باکتری ویا جلبک،آنها ارتباط بین تولید کنندگان اولیه و مصرف کنندگان ثانویه یا شکارگرانی نظیر ماهی ولاروهای حشره را شکل می دهند. روتیفرها چندین ویژگی متمایز دارند .
آنها بوسیله یک تاج مژه دار قدامی (تاج )مشخص می شوندکه این تاج در شنا وتغذیه کاربرد دارد .وجود تاج، روتیفرها را از دیگر متازونها متمایز می کندو حرکتهای متاکرونال مژه در دستگاه چرخشی قدامی، که این توهم را ایجاد می کند که دو چرخ در حال چرخیدن هستند، یکی از ویژگی های متمایز ارگانیسم های متعلق به این گروه می باشد. شکل بدن آنها از حالت کیسه مانند تا استوانه ای شکل است ومعمولاً چهار ناحیه را میتوان شناسایی کرد: یک سر که تاج را حمل می کند ،یک گردن با طول های متغیر، یک بدن ویک پا که معمولاً دو انگشت دارد (اما تعداد آنها ممکن است از هیچ تا چهار تا متغیر باشد ) که معمولا هنگام شنا کردن جمع می شوند.غدد پدالی یافت شده در پا برای اتصال موقتی روتیفرها به لایه ها ماده ی چسبناکی ترشح می کنند. بدن روتیفرها با پوستی فوق سلولی پوشیده شده است که ترشح ژلاتینی پوسته زیرین است وهیچ کاربرد اسکلتی ندارد . یک لامینای درون سیتوپلاسمی متراکم در پوسته، اسکلت جنسی را تشکیل می دهد که برای اتصال ماهیچه است . گونه هایی که در آنها نواحی وسیع پوسته ضخیم شده اند به عنوان اشکال loricated شناخته شده اند (ازجمله براچیونیدا ) وآنهایی که پوسته نازک دارند که پوسته انعطاف پذیرتر است به عنوانilloricated شناخته شده اند . ضخامت دیواره بدن اهمیت رده بندی کمی دارد، اشکال loricated وilloricated ممکن است در یک نوع یافت شوند.چند ناحیه با لامینای درون سیتوپلاسمی نازکتر، انعطاف پذیری در اشکال loricated را تامین می کنند. این نواحی شامل تاج، پا ومفصل بندی بین ستون فقرات متحرک وبدن را شامل می شوند. روتیفرها دارای یک فضای درونی پرشده از مایع هستندکه به عنوان یک coelom کاذب شناخته شده است که از خارج بوسیله پوسته واز داخل بوسیله سلولهای اندامهای مختلف مرتبط است (هضم، پروتونفریدال وتناسلی ).در روتیفرها سیستمهای تنفسی وepihlelial گردش خون وجود ندارد و مایع درونی pseudocoelo ، که در اندام های درونی شناور است، معادل سیستم گردش خون است. ترکیب آن بوسیله پروتونفریدال تنظیم می شود وبوسیله دستگاه ها ضمه دوباره پر می شود. از دیگر ویژگی های روتیفرها نیز ساختار syncytial قسمتهای بدن آنها است. بعد از رشد جنینی غشاهای سلولی در بافتها ناپدید می شوند، بافتهایmultinucleateel یا sysncytial شکل می گیرند. کل تعداد یک گونه دارای تعدادی ثابت هسته اصلی در هر اندام هستند. این وضعیت ،که به عنوان eutely شناخته شده است،در نماتودها نیز یافت شده است.تعداد کل هسته ها، از900 تا 1000 ، برای زندگی طی جنینی ثابت است که ظرفیت محدودی را برای ترمیم آسیب نشان می دهد.
رده بندی
طبقه بندی رده بندی روتیفرها تحت بررسی دائم است .در قدیم این شاخه به دو طبقه بندی تقسیم شده است : seisona وEurotatoria ، در طبقه بندی اخیر شامل دو طبقه است: Bdelloidea با دو غده جنسی وMonogononta با یک غده جنسی (Melone etal1998 ). Monogononta شامل بیش از 90 درصد کل گونه های روتیفر،بابیش از 1600 گونه، درحدود 95 نوع benthi ،ساکن (شنا نمی کنند)وsessile می باشد.گمان می رود همه آنها dioecious با یک غده جنسی باشند. ماده ها دارای یک تخمدان می باشند ونرها اگر وجود داشته باشند از لحاظ ساختاری با یک روده ی باز مانده تقلیل یافته هستند. نرها برای یک دوره مختصر وجود دارند (چند روز یا هفته ). تیره ی براچینویدا دارای شش نوع روتیفرهای عادی می باشند، از جمله براچینوس با حدود 25 گونه روتیفرهای ساحلی و پلانکتونی.
نوع براچینوس
ویژگی متمایز از لحاظ ریخت شناسی برای نوع براچینوس یک بدن بیضی شکل می باشد که پهن شده است ویک Lorica با شش خار در حاشیه قدامی پسین می باشد . پا بسیار متحرک وکاملا جمع شدنی در lorica می باشد ونسبتا دراز است. تاج پنج قطعه متمایز با موهای بلند و حساس بین آنها دارد .یک چشم هوشمندانه همیشه وجود دارد .mastax (زیر را ببینید )بزرگ باmalleate trophyا ست. دیواره مری نازک است ومعده سلولی به وضوح از روده مجزا است . دو غده گاستریک با شکل متفاوت وجود دارد ومقعد در انتها است. چهار سلول درخشنده در امتداد مجرایprotonephridial در هر طرف بدن وجود دارند که به یک مثانه ادراری بزرگ متصل هستند.Vitellariumچندین سلول را حمل می کنند (زیر را ببینید) وتخمها در روزنه پا حمل می شوند. یک جانور ماده می تواند یک یا سه تخم amictic یا چند تخم نر حمل کند وهر تخم به طور مجزا به بدن ماده متصل است . معمولا یک جانور ماده فقط یک یا به ندرت دو تخم در حال کمون را حمل می کندواین تخم های کمون به آسانی از دیگر تخمهابوسیله رنگ تیره تر نارنجی – قهوه ای ویک فضا یا واکو ئل بین دو غشا تخم متمایز هستند. تیره براچینودا شامل تعداد زیادی از گونه ها هستند ، که بیشتر آنها ساکن آب شیرین هستند. دوتای اینها (B.plicatilis, B.rotundiformis )به طور گسترده ای در محیط های پرورش متراکم استفاده می شوند وبه عنوان غذا برای مراحل اولیه رشد لاروهای ماهی دریایی مورد استفاده قرار می گیرند.
در روزهای اولیه طرح ریزی روشها برای پرورش متراکم روتیفرها، گونه های پرورش یافته به عنوان B.plicatilis شناخته شدند که دو نوع ریخت نشان دادند که به عنوان نوع L(نوع بزرگ )ونوعS (نوع کوچک )شناخته شده اند. جمع آوری اطلاعا ت نشان می دهد که این نوع ریختها تنها در اندازه وشکل تفاوت ندارند که منجر به شناسایی رده بندی به عنوان دو گونه،Bplicatilis و B.rotundiformis می شود .lorica جانور ماده B.plicatilis به طور چشمگیری بزرگتر از loricaدرB.rotundiformis است وتیغ های قدامی رویloricaB.plicatilis به صورت زاویه منفرجه هستند.plicatilisBهستند که در مقایسه تیغهای B.rotundiformis نوک تیز هستند. تعداد کروموزوم ، نماهای آلوزیم ، جداسازی تناسلی و ماهواره های ریز تفاوتهای ژنتیکی بین این دو گونه را نشان می دهد. با این وجود اطلاعات اخیر نشان می دهد که B.rotnndiforms از دو ژنوتیپ، B.rotnndiformisSMوB.rotnndiformisSS ،بدون مشاهده جریان ژنی بین آنها تشکیل شده است (Serra etal1998 ). این مطالعات نشان می دهد که B.plicatilis یک euryhaline است، گروه دمای پایین ،B.rotnndiformisSM با دمای بالا وشوری کم وB.rotnndiformisSSبا دمای بالا ومیزان شوری زیاد سازگار شده اند. علاوه بر این گروهها واکنشهای mictic متفاوتی نسبت به تراکم ، میزان شوری ودما نشان می دهند و آزمایشات جفت گیری نشان داد که بیشتر جفت گیریهای اتفاق افتاده در یک گروه وبدون جانوران دو رگه را می توان آزمایشات جفت گیری آزمایشگاهی به دست آورد . تفاوتهایی نیز در روش حمل تخمهای کمون در روتیفرها وجود دارد . درB.pilicatilisوB.rotnndiformisSS ، تخمهای کمون خارج از loricaجانور ماده مانند تخمهایamictic یا نر حمل می شوند در حالیکه درB.rotnndiformisSM این تخمها در بدن جانور ماده باقی می مانند . تولید تخمهای کمون، نگهداری واز تخم بیرون آمدن آنها در قسمتهای بعدی این بخش موردبحث قرار می گیرند . احتیاط توصیه می شود هنگامیکه به نشریات قدیمی تر توجه می شود،از آنجائیکه مدرک اشتباهB.plicatilis وB.rotnndiformisوجود دارد. ممکن است این گونه فرض شودکه B.rotnndiformis از گونه های اصلی پرورش در نواحی گرمسیری است .
ریخت شناسی وفیزیولوژی
انتهای قدامی یا سر ،تاج را حمل می کند که در ماده براچینوس از دو تاج مژه دار هم مرکز تشکیل شده است؛ تاج خارجیcingulum است که مسئول شنا می باشد وتاج داخلی، pseudotrochus ،متشکل از تاژهای سازمان دهی شده در membranelles یا cirriمی باشد .pseudotrochus ذرات غذا را به طرف دهان جارو می کند. قسمت سر دهان قدامی وچند اندام حسی از جمله شاخک، cirri وocelli حساس به نور را نیز حمل می کند .
تغذیه
غذا بوسیله تاج گرفته می شود، وارد دهان می شود واز میان لوله buccal به سمت گلو عبور می کند. لوله buccalبا گیرنده های حسی گوناگونی مجهز شده است ودر buccal velum ، یک ساختار نرم و انعطاف پذیر که کاربرد آن جلوگیری از برگشت غذایی است که به گلو رسیده است، پایان می یابد. با این وجودغلاف ماهیچه ای طولی وچرخشی که لوله buccal را محصور کرده است می تواند باعث برگشت غذای هضم شده در این سطح شود. گلوmastax عضلانی را جای داده است جائیکهtrophi سخت وشفاف غذا را می شکند که احتمالا این کار را با کمک آنزیمهای تولید شده بوسیله غدد بزاقی انجام می دهد.trophi از قسمتهای سخت تشکیل شده است که برای توصیف تیره، نوع یا حتی گونه های روتیفرها از اهمیت رده بندی بسیار بالایی برخوردار است.غذایی که از mastax خارج می شود به ناحیه کوتیکولی مری وارد می شود واز میان ناحیه مژه دار عبور می کندقبل از اینکه وارد معده شود. غدد گاستریک بزرگ در دستگاه گوارش بین مری مژه دار و معده تخلیه می شوند و ترشحات آنها به هضم برون سلولی که در معده رخ می دهد کمک می کند. معده به روده منتهی می شود وسپس بهcloaca که مایع را از مثانه یا پروتونفریدیای جفت شده و تخمها را از لوله رحم تخلیه می کند . گیرنده های حسی در تمام طول دستگاه گوارش با یک اندام حسی مهم بین trophi در کف mastax و گیرنده های حسی در سقفmastax قرار گرفته اند. گیرنده های حسی که در رفتار تغذیه ای شرکت دارندیا به مغز یا به گرهmastax متصل هستند واین مراکز حرکت چرخشی وطولی عضله اطراف حفرهbuccalوmastax را به ترتیب تنظیم می کنند.
رایج ترین شیوه تغذیه در روتیفرهای براچینوید پلانکتونی تغذیه از طریق عبور دادن است .این نوع تغذیه که به عنوان تغذیه میکروفاگوس نیز توصیف شده است (Pourroit1977 ؛ Clement etal1983 )، در روتیفرهایی که از تاج مژه دار پیشرفته ونوع کاریmastax برخوردار هستند یافت می شود . نوع غذای مصرفی به ویژه اندازه آن مستقیما به اندازه وشکل دستگاه مژه ای و mastax بستگی دارد. حرکت چرخشی مژه جریان آب شامل ذرات غذا را به طرف دهان هدایت می کند وآن غذاهایی که مناسب هستند بلعیده می شوند،که یک مکانیسم نشان دهنده حسی انتخاب غذا را تنظیم می کند .به نظر می رسدBrachionus plicatilisچند گزینه غذایی داشته باشد ومی تواند تولید مثل کند هنگامیکه از انواع مختلف جلبک،مخمر یا باکتری تغذیه کرده باشد . سه محل نشان داده شده بود که جذب غذا را درB,calyciflorusکنترل می کند واین سه محل نیز احتمالا درB.plicatilisنیز عمل می کند . اول، دستگاه مژه دار قدامی که از گیرنده های لامسه ای ویا شیمیایی تشکیل شده که احتمالا ماهیچه هایی را که وضعیت مژه هایpseudotrochus را اداره می کند ، کنترل می کند به شیوه ای که آنها صفحه ای را تشکیل می دهند تا از ورود ذرات خاص به دهان جلوگیری می کند . دوم،گیرنده های شیمیایی در لوله
Buccal که ممکن است، ماهیچه های چرخشی وطولی را فعال کند و انقباض این ماهیچه ها باعث عدم پذیرش ذرات غذا خواهد شد اگر آنها نامناسب تلقی شوند ،سرانجام ذرات کف درتماس با گیرنده های حسی درmastax قرار می گیرند وشناسایی شیمیایی یا بساوایی در این محل ادامه یا توقف حرکات خردکنندهmastax را تعیین خواهد کرد . اگر غذا نامناسب باشد ،گیرنده های حسی خروج غذا از کانالbuccal را باعث می شوند .
چندین مطالعه نشان می دهد که انتخاب غذا بوسیله تعلیق تغذیه کنندگان مانند روتیفرها عمدتا بر اساس اندازه طعمه است .با این وجود انتخاب در چند گونه گزارش شده بود وبه سطح سلول، شرایط فیزیولوژیکی سلولهای جلبکی وmotility جلبکی بستگی دارد .طیف اندازه طعمه برای B. plicatilis ازتقریبا 4 /1 تا 4838 میکرومترمکعب یا 4/1 تا 21 میکرومتر قطر کروی معادل (ESD) با تغییرات در کارایی با اندازه ذرات مختلف متغیر است . بهترین غذا دادن برایTetraselmic suecicaبا قطر کروی معادل ( ESD ) 3/8 میکرومتر گزارش شده بود. این میزان اندازه هایی را از باکتری تا dinoflagellates در برمی گیرد وبزرگترین اندازه ذره گرفته شده بوسیله روتیفر به اندازه بدن آن بستگی دارد . روتیفرها را به عنوان غذا خورندگان مکانیکی توصیف کرده اند از آنجائیکه معلوم شد آنها غیر انتخابی غذا می خورند هنگامیکه دو گونه جلبک با اندازه سلول متفاوت به آنها ارائه شد . میزان خوردن آنها بازتاب دقیق نسبت به حجم هر گونه جلبک بود .
سه مدل برای توصیف تاثیر تراکم ذرات غذا در میزان تغذیه زئوپلانکتونهایی که بوسیله عبور دادن ، تغذیه می کند پیشنهاد شده است ( bRothhaupt1990 ). در مدل مستقیم میزان پاک سازی تا یک تراکم خاص غذایی افزایش می یابد که سطح محدود کنده آغازین (ILL )نامیده می شود . این مدل یک روش تغذیه ای را اداره می کند جائیکه ذرات کوچک بی شماری را می توان هم زمان بدون دخالت ذارت با مرحله تغذیه جمع آوری نمود تا ILL(سطح محدود کننده آغازین )فرا رسد .حداکثر میزان خوردن احتمالا بوسیله روده ومیزان تخیله (دفع)روده تعیین می شود و بنابراین به پایین ترین تراکم غذایی با موارد بزرگتر غذا می رسد .بالای این سطح محدودکننده آغازین میزان خوردن ثابت باقی می ماند .مدل خط منحنی افزایش مداوم میزان پاکسازی را با افزایش تراکم غذایی ارائه می کند و بوسیله معادلات میشالیس- منتن (Michaelis & Menten1913 ) یا "ایوالو"(1960)بیان می شود .این مدل نوعی افزایش تداخل با مرحله تغذیه را نشان می دهد وبا اندازه بزرگتر از ذرات غذایی بهینه مشاهده شده است.تداخل را می توان بوسیله تداخل مکانیکی به وجود آمده بوسیله برای مثال، افزایش زمان جایجایی لازم برای پردازش طعمه های بزرگ در طی مدت زمانی که قطع در جمع آوری ذرات جدید وجود دارد نشان داد. در این مدل افزایشی تدریجی در میزان خوردن وجود دارد تا زمانی که به یک وضع ثابت برسد میزان عبور دادن غذا یا پاکسازی در تراکم پایین ذرات غذا بالا است و در یک حالت خط منحنی با افزایش تراکم غذا کاهش می یابد. در نهایت در مدل Sigmoid میزان عبور دادن غذا با پاکسازی از لحاظ Sigmoid با افزایش تراکم ذرات غذا افزایش می یابد تا به حداکثر مقدار برسد و سپس به هر افزایش بعدی در تراکم ذرات غذا کاهش می یابد. بدین ترتیب میزان عبور دادن غذا در تراکم غذا تنظیم می شود و روده را با صرف انرژی کم پر نگه می دارد. مطالعات، مدل تغذیه خط منحنی (Hansen etal1997) یا Sigmoid (Navarro1999) را برای B. plicatilis و مدل تغذیه خط منحنی (اما به طور چشم گیری با مدل Sigmoid تفاوت ندارد) برای B. Rotundiformis را نشان داده اند. در آزمایشها با استفاده از Nannochloropsis Oculata به عنوان غذا برای B. plicatilis سطح محدود کننده آغازین دو برابر B. Rotundi formis بود (تقریباً 106×2 و ml-1 سلول106×1به ترتیب ). مقادیر سطح محدود کننده آغازین برای B. plicatilis برای دیگر منابع غذایی بدست آمد: ml-1 سلول106×8-4 برای تغذیه با Monochrysis (حالا Pavlova)، »Lutheri وSaccharomycescerevisae ، ml-1 سلول106×1/2 با Chlorella sp (احتمالاً امروزه به عنوان Nannochloropsis شناخته می شود ، ml-1 سلول106×5/1 با Chlamydomonas و ml-1 سلول106×1/0 میزان زیادی (mlh -1 10-64/0در هر جانور) در میزان عبور دادن غذا برای B. Plicatilis مشاهده شد که به نوع جلبک استفاده شد و به عنوان غذا و به تراکم غذا بستگی دارد . هنگام تغذیه با N. Oculata روتیفرهای B. Plicatilisبین 60 و 90 درصد وزن خشک خودشان را در هر روز غذا عبور دادن در حالی کهB. Rotundi formis160 درصد از وزن خشک خودشان را در هر روز مصرف کردن که این امر نشانگر اندازه متفاوت بدن آنها می باشد. در این آزمایشات تفاوت های چشم گیری در مقادیر بدست آمده برای میزان عبور دادن و خوردن غذا بین جلبک های زنده (N. Oculata) و جلبکهای خشک شده منجمد وجود نداشت (Navarro1990).
هضم
ذرات غذای خرد شده از میان مری عبور می کند و به معده و ورده وارد می شوند. معده گاهی اوقات رنگ آخرین غذای خرد شده را به خود می گیرد و رنگ آن به نوع غذای مصرف شده بستگی دارد. غدد گاستریک در بخش قدامی معده ممکن است به هضم برون سلولی کمک کند. چندین آنزیم هضم غذا در B. Plicatilis گزارش شده است از جمله: پروتئاز ،آ لفا-آمیلاز، لامیناریناز، سلولاز، سلوبیو هیدرولاز، لیسوزیم و گلوکانز-3و1-B. غشاء جدار معدهInvagination کیسه را نشان می دهد که در واکوئل ها ادغام می شوند و قطرات درشت روغن به سمت پیشین احتمالاً جذب غذای هضم شده را نشان می دهند .
دفع و مایعات بدن
همانگونه که قبلاً ذکر شد روتیفرها سیستم تنفسی و سیستم گردش خون ندارند و مایعات در بدن Pseudocoelom قرار گرفته اند مانند دیگرPseudocoelomate ها، روتیفرها گازها را مبادله می کنند و مواد زاید نیتروژنی را به وسیله انتشار از سطح بدنشان دور می کنندو انقباض ماهیچه ای بدن به چرخش مایعات در بدن کمک میکند. تنظیم اسمزی؛ حداقل در گونه های آب شیرین، به وسیله پروتونقریدیال انجام می شود. پروتونقریدیال از 2 لوله موازی جانبی با چند سلول به شکل باد بزن که درون آنها باز می شوند تشکیل شده است. این سلول مجهز به مژه هستند که مایعات بدن را پمپاژ می کنند و آنها را درون لوله عبور می دهند جایی که به درون مثانه اداری تخلیه می شوند. مثانه به وسیله عمل انقباظ مایعات جمع شده را به Cloacl تخلیه می کند. معلوم شده که Brachionus Plicatilis اسمزی بودن مایع را تا تراکم خارجی از میزان 32 تا 957Mosmol 1-1 تنظیم می کند که نشان می دهد آنها اساساً با خاصیت اسمزی سازگاری دارند. با این وجود در غلظت خارجی Mosmol 1-1 32 خاصیت اسمزی بدن Mosmol 1-159 بود که نشان می دهد این روتیفرها قادر به تحمل غلظت های خارجی پایین نیستند .
حرکت
مایعات بدن مانند یک اسکلت هیدرواستاتیک عمل می کنند که در تعامل با سیستم عضلانی است. سیستم عضلانی شامل ماهیچه های مخطط و نرم است که در حالت های گروه های کوچک طولی و چرخشی هستند. آنها درون پوست وارد شده اند یا پوست و اندام های داخلی را به هم متصل می سازند. در گونه های Loricate نظیر براچینویدا انقباض ماهیچه های وارد شده در پوست و مقاومت مایعات بدن حرکت جانور در آب را آسان می سازد، ماهیچه های طولی شکل بدن را کوتاه و گروه های چرخشی شکل بدن را دراز می کنند انقباظ ماهیچه های طولی که در تاج یا پا وارد شده اند پس روی آنها را در Loricate در شرایط نا مطلوب یا طی شنا کردن آسان می سازد ماهیچه های وارد شده در احشا یا شکل دهنده بخشی از احشا، انقباض اندامهایی نظیر غده هضم Vitellarium و مثانه ادراری را آسان می سازد.
سیستم عصبی واندام های حسی
همکاری تمام این کاربرد ها تحت تنظیم سیستم عصبی است که شامل یک گره مخی بزرگ تکی ( مغز ) می باشد که در بخش قدامی بدن ،زیرپسین تاج قرار گرفته است . نورونهای قدامی، جفتی از مغز در امتداد طولی بدن تا پا ادامه دارند وشاخه های گوناگون آنها به اندامهای مختلف می رسد . تعدادی گره درmastax و پا و در نقاط خروجی برای عصبهای جانبی وجود دارد. ا ندامهای حسی را می توان به گیرنده های نوری، گیرنده های شیمیایی وگیرنده های مکا نیکی تقسیم بندی نمود . موهای زبر گیرنده های مکا نیکی روی تاج و روی شاخکها روی نواحی مختلف پوست از جمله ناحیه پا قرار دارند. تاج نیز گیرنده های مکا نیکی را حمل می کند که در پذیرش یا عدم پذیرش ذرات غذا نقش دارند . اینها در جفت گیری در نرها نیز بوسیله دنبال کردن فرومون جانوران ماده عمل می کنند .چندین گونه دارای یک یا بیشتر از یک نقطه چشمی گیرنده نوری رنگی می باشند . نقطه چشمی قرمز در قسمت قدامی گونه های براچینوس که از جلبک تغذیه کرده اند بسیار متمایز است .
تولید مثل
ا ندام های تولید مثل ماده تک غده جنسی، همان گونه که از نامش برمی آید، از یک غده تکی تشکیل شده است. این غده جنسی از تخمدانی تشکیل شده است که اوویستها ، زرده کهsyncytialvitellarium تولید می کند و لایه فولیکولی که تخمدان وvitellarium را احاطه می کند ولوله رحم را که به cloaca منجر می شود را شکل می دهد را شامل می شود. تعداد کل اوویستها زمان تولید حاضر است . روتیفرها عموماً تخم گذار هستند با رشد جنینی که خارج از بدن مادر است.
تولید مثل جنسی وغیرجنسی
تقریباً تمام روتیفرهای دیده شده در طبیعت ماده هستند . جانوران نر فقط در دوره های کوتاه پدیدار می شوندودربیشتر گونه ها هرگز مشاهده نشده ا ند. در خلال شرایط مطلوب ، تعداد بوسیله بکرزایی دیپلوئید افزایش می یا بد به طوری که ماده های دیپلوئیدی تخم های دیپلوئید تولید می کند که به عنوان تخم های amictic شناخته می شوند . گونه های تک غده جنسی (مثلا B.plicatilis ) می توانند یا بوسیله بکرزایی یا بوسیله تولید مثل جنسی تولید مثل کنند. به طور کلی روتیفرها ی این گروه بوسیله بکرزایی چرخه ای تولید مثل می کنند بدین معنی که تولید مثل غیر جنسی متداول است اما تحت شرایط خاص تولید مثل جنسی ممکن است .
ماده ها همیشه دیپلوئید ونرها هنگامیکه ظاهر می شوند، هاپلوئید هستند ودر مقایسه با ماده ها از لحاظ اندازه بسیار کوچک هستند. ماده های دیپلوئید یا amictic یا mictic هستند واز لحاظ ریخت شناسی غیرقابل تشخیص هستند. ماده های Amictic به طور بکرزایی تخمهای دیپلوئید تولید می کنند که در جانور ماده به صورت mitoticalرشد می کنند در حالیکه ماده هایmictic به طور بکرزایی
تخمهای هاپلوئید از طریق تقسیم کاهشی (میوز) تولید می کنند. بدین ترتیب بدست آوردن کلونهای ژنتیکی از پرورش ماده های amictic آسان است . اگر یک ماده mictic جفت گیری نکند وبارور نشود،تخم های هاپلوئید درنرها شکل می گیرد اما یک ماده mictic جفت گیری کرده که بارور است تخمهای کمون دیپلوئید شکل خواهد داد. تخمهای تشکیل شده از طریق بکرزایی (دیپلوئید و هاپلوئید ) فوراً در دوره جنینی رشد می کنند وسر از تخم بیرون می آورند . تخمهای کمون تحت شرایط مناسب در ماده های amictic بعد از یک دوره نهفته شکسته می شوند . بدین ترتیب ماده های amictic به طور بکرزایی تخمهای دیپلوئیدamictic تولید می کنند وماده های mictic به طور بکرزایی تخمهای دیپلوئیدamictic تولید می کنند وماده های mictic به طور بکرزایی تخمهای نر هاپلوئید یا تخمهای کمون دیپلوئید جنسی تولید می کنند که در ماده هایamictic دیپلوئید جانوران سر از تخم بیرون می آورند. دربعضی نوع های روتیفر (مثلاAsplanchua,Conchilus,sinantherina) ماده های آمفوتریک که تخمهای دیپلوئید و هاپلوئید تولید می کنند مشاهده شده است . تولید تخمهای کمون از طریق بکرزایی وظهور تخمهای amictic نیز مشاهده شده است (مباحث . در براچینویدا ، تخمها به بدن ماده بوسیله یک رشته نازک متصل هستند و جنین تخمهایamictic از بیرون می آیند واز بدن مادر رها می شوند وپوسته تخم همچنان به مادر متصل است . تخمهای کمون را در مراحل اولیه شکل گیری نمی توان از دیگر تخمهای amictic شناسایی کرد .در B.plicatilis جائیکه تخمهای کمون خارج از بدن ماده شکل می گیرند ، آنها نیز بوسیله یک رشته نازک به بدن مادرشان متصل هستند تاانتهای شکل گیریشان وبعداً رها می شوند وبه انتهای محیط پرورش، برکه یا لایه های دریاچه می روند. با این وجود تخمهای کمون B.rotundiformis (.نژادهای روتیفر نوع SM ) که در ارگانیسمهای مادری رشد می کنند از آنها رها نمی شوند. آنها به همراه مرگ مادرشان به اعماق دریاچه ، برکه یا محیط پرورش می روند وفقط بعد از تجزیه بدن مادرشان سرانجام رها می شوند. تخمهای کمون برای دوره های طولانی زنده می مانند واز لایه های مربوط به 60 سال بعد از شکل گیریشان شکسته شده اند و جانوران از آنها بیرون آمده اند Kotani et al)2001 ) ونرها از تعداد محدود گونه های تک غده جنسی شناخته شده اند اما به طور فرض بر این است که تمامی اعضای این گروه توانایی تولید نرها را دارند از جمله گونه های براچیونوئید،B.plicatilic,B.rotundiformis .نرها بسیار کوچکتر از ماده ها هستند ونوعاً بسیار سریع تر حرکت می کنند . آنها یک دستگاه هاضمه ابتدایی و یک بیضه کیسه مانند دارندکه شامل اسپرماتوزوئیدهای شناور است. یک vas deferens که از بیضه به آلت تناسلی نر منجر می شود ویک یا دو غده پروستات که در آن تخلیه می شوند. نرها تلاش می کنند با ماده هایmictic یا amictic جفت گیری کنند وجفت گیری در ناحیه تاج یا cloaca رخ می دهد. باروری موفقیت آمیز در ماده های تازه پدیدار شده برای یک دوره بسیار محدود اتفاق می افتد . فرومون تولید شده بوسیله ماده های اول در B.plicatilis شناسایی شد این یک گلیکو پروتئینKDa29 است ودر ماده های amictic,mictic یافت می شوند . ساختار مولکولی آن احتمالاً با ساختارB.rotundiformisتفاوت دارد واین ممکن است مانند یک سد محدودکننده خاص نسل در جفت گیری بین این گونه ها عمل کند .
حالت چرخه ای بکرزایی فواید تاثیر کلونی سریع از طریق دیپلوئید را با بکرزایی ameiotic با فواید ترکیب مجدد جنسی را ترکیب می کند ودر روتیفرهای تک غده جنسی و cladocerans و در بعضی از شاخه های دیگر جانوران مانند شته ها یافت می شوند. این گروه ها تمایل به سکنی گزیدن در محیط هایی دارند که گاهاً متغیر هستند که ممکن است به صورت دوره ای نامناسب باشند وبنابراین باید دوباره سکنی گزینند . تولید مثل بکرزایی در مراحل اولیه ساکن شدن مهم است از آنجایی که رشد جمعیتی سریع ایجاد می کنند وطی این مرحله ژنوتیپ بدون ترکیب مجدد ژنتیکی تکثیر می شود. ترکیب مجدد ژنتیکی طی تولید مثل جنسی رخ می دهد که منجر به شکل گیری تخمهای کمون می شوند . تخم کمون مرحله چرخه زندگی است که دارای بالاترین ظرفیت انتشار در زمان و فضا می باشد.
به علائم آغاز میوز در ماده های mictic دیپلوئید به خوبی پی برده نشده اما طبق مطالعات آزمایشگاهی آنها شامل عوامل تغذیه ،تراکم جمعیت ، شوری وژنتیکی می باشد . در واکنش به علامت mictic ،ماده amictic نوزادان دخترamictic,micticتولید می کند. نسبت نوزادان ماده B.plicatilis micticمتغیر است (18 تا66 درصد) وبه کیفیت غذا و میزان شوری بستگی دارد . اسنل ( 1987) نسبت متوسط mictic (SD±متوسط) %84/3±2/21 برای B.plicatilis گزارش کرد و 50 درصد را به عنوان مناسب ترین نسبت mictic در طبیعت پیشنهاد کرده با استفاده از یک مدل جمعیت شناختی ، سرا وکینگ (1999 ) نشان دادند که فراوانی ماده های mictic که تعداد را در طولانی مدت به حداکثر می رسانند به میزان مرگ ومیر وتولد بستگی دارد. این بدین معنی است که جمعیت ممکن است میزان نسبی تولیدmictic,amictic خودش را در پاسخ به تغییرات محیطی تنظیم می کند والگوهای متفاوت mixisدر انواع متفاوت زیستگاه ها یا شرایط محیط های پرورش انتظار می رود.
نتیجه گیری میشود که نسبتهای متوسط mictic در شرایط رشد وا بسته به تراکم مناسب هستند و اینکه نسبتهای مناسب mictic بالاتر هستند هنگامی که شرایط زیستگاه بهتر است . این بدین معنی است که شرایط بهینه محیط پرورش باعث تولید بالای تخمهای کمون می شود .
میزان تولید مثل
میزان داخلی تولید مثل تعداد روتیفر(مقادیر G یاR ؛ زیر را ببینید ) با افزایش تراکم غذا به صورت تصاعدی افزایش می یابد واین رابطه را می توان بوسیله یک مدل تعریف شده Monod با آغازی برای رشد جمعیتی صفر ویک وضعیت ثابت برای حداکثر مقادیر رشد جمعیت توصیف نمود . این بدین معنی است که رشد جمعیت ماورای یک تراکم خاص غذا ا فزایش نمی یا بد وممکن است حتی در تراکم های غذایی نسبتاً بالا کاهش یابد . پارا مترهای این مدل به ا ندازه ذرات غذا بستگی دارد از آنجا ئیکه میزان نسبی مصرف (یا میزان پاک سازی ، همان گونه که در بالا مورد بحث قرار گرفت ) وکیفیت تغذیه ای غذای تهیه شده برای روتیفرها را تعیین می کند.
باروری روتیفرها به این بستگی داردکه آیا تولید مثل جنسی یا غیر جنسی صورت گیرد. مثالی که در جدول 2-2 آمده است نشان می دهد که ماده های amicticB.plicatilis17تا 24 تخم طی دوره زندگیشان تولید کردند که در مقایسه ماده های بارور mictic 1تا 5 تخم کمون تولید کردند . علاوه بر این به طور متوسط تولید تخمهای amictic ده برابر سریع تر (حدود 5 تخم در روز ) از تخمهای کمون طی یک دوره تخمگذاری مشابه است (تقریباً 108 ساعت ) (جدول 2-2 ) – ماده های mictic بارور نشده 9تا19 تخم تولید کردند اما این ها تاثیری در افزایش جمعیت، همان گونه که نرها را شکل می دهند ندارند .
تعداد تخمهای تولید شده بوسیله یک مادهR 0 وا بسته به غذای گونه های جلبکی است که با elongatessynechococcus وTefraselmis tetratheleبه بالاترین میزان تولید مثل کمک می کند . بهترین دما برای پرورش روتیفرها شدیداً به گو نه ها بستگی دارد ، همان گونه که بهترین دما برای B.plicatilis( 30-10 سانتی گراد ) است که پایین تر از دما برای B.rotundiformisاست که (35 -24 سانتی گراد) می باشد (مطالعات بررسی شده بوسیلهHirano1987 ؛ Lubzens et al1987 ، 1989 ؛ Rumengan & Hirayama1990 ؛ Hirayama & Rumengan1993 را ببینید). در هر گونه تفاوتهایی در میزان تولید مثل تحت شرایط پرورش یکسان یافت شده است که تغییر پذیری درون گونه ای را نشان می دهد . به طور گسترده ای پذیرفته شده است که وجود تولید مثل جنسی در B.plicatilis وB.rotundiformis از لحاظ ژنتیکی تعیین شده است . بدین معنی است که نه تنها تمام محیط های پرورش روتیفر تولید مثل جنسی نشان خواهند داد حتی بهترین شرایط محیطی ارائه می شود . بهترین شرایط برای ترغیب تولید تخمهای کمون نیز بین B.plicatilis و Brotandiformis متفاوت است علاوه بر این در هر گونه تغییر زیادی بین محیط های پرورش در تعداد تخمهای کمون که آنها تحت شرایط پرورش یکسان تولید خواهند کرد وجود دارد. بنابراین انتخاب نژاد مناسب یا محیط پرورش مناسب برای تولید موفقیت آمیز تخمهای کمون ضروری است .
همان گونه که قبلا ذکر شد، محرک برای آغاز تولید مثل جنسی هنوز کاملاً شناخته نشده اگر چه چندین مطالعه جهت روشن ساختن احتیاجات محیطی برای تولید mictic وamictic انجام شده است . تولید مثل جنسی الزامات بیشتری نسبت به تولید مثل غیرجنسی دارد. تولید مثل جنسی بوسیله تراکم جمعیت محدود شده است وایجاد آن نسبت به آنهایی که تولید مثل غیرجنسی را حمایت می کنند نیاز به شرایط دسترسی غذا ، میزان شوری و دمای بهتر می باشد -تفاوتهایی نیز بین B.plicatilis وB.rotundiformisدر شرایط محیطی یا فت شده اند که تولید تخم کمون را ترغیب می کند . نشان داده شده است که دما و میزان شوری پایین برای روتیفرهای B.plicatilis لازم است در حالیکه میزان دمای بالاتر و میزان شوری نسبتاً بالاتری تولید بیشتر تخم کمون B.rotundiformis را ترغیب می کند . یکی از عوامل بارز تراکم پرورش روتیفر است . در حالیکه تراکم آغازی (تقریباً 10 روتیفر/ ml ) برای دستیا بی به باروری موفق لازم است ، تراکم های بالاتر از حدود 150 روتیفر/ ml باعث تولید کم تر تخمهای کمون می شوند . یک سیستم نیمه مداوم که تراکم روتیفر را حفظ نمود تولید تخم کمون روتیفرB.plicatilis را بهتر کرد اما تولید تخم کمون در پرورش B.rotundiformisرا کاهش داد. تجدید مکرر محیط پرورش در کاهش تولید تخمهای کمون درگیر شده است و وجود ((عامل بسته به تراکم )) که با تولید تخمهای کمون مربوط است پیشنهاد شده است . تا به امروز این عامل شناخته نشده است . جلبکهای تازه یا نگهداری شده ( یخ زده و یا کنستانتره ) در تولید تخمهای کمون وتولید انبوه روتیفرها استفاده شده است . نزادهای خاص باکتریایی برای کمک به تولید تخم کمون گزارش شدند (Hagiwara1994 ). آزمایشات اولیه در مورد امتحان تاثیر هورمون های جانوران مهره دار و بی مهره برای کمک بهmixis در B.plicatilis گزارش شده اند .
روتیفرهای در حال پرورش
موفقیت پرورش روتیفر به انتخاب مناسب ترین گونه یا نژاد روتیفر برای شرایط پرورش محلی،حفظ کیفیت آب در محیطهای پرورش و انتخاب مناسب ترین فن پرورش بستگی دارد.
انتخاب گونه ها ویا نژاد
انتخاب نژاد مهمترین مرحله آغاز پرورش متراکم است . اندازه،نوع تولیدمثل ( جنسی در برابر غیر جنسی ) و میزان تولید مثل خاص نژاد یا گونه است . نوع غذا و مقدار آن ، میزان شوری ودمای محیط پرورش همه نوع تولیدمثل و میزان آن را تنظیم می کنند . تولید متراکم روتیفرها بوسیله ترغیب روتیفرها به تولیدمثل غیر جنسی بهتر بدست می آید زیرا تولیدمثل جنسی باعث تولید جانور نر وتخمهای کمون می شود .نرها ازلحاظ تغذیه ای نازل تر از ماده ها هستند که به دلیل رفتار شناگری سریع آنها وفقدان دستگاه هاضمه می باشد که بدین معنی است که آنها نمی توانند با مواد غذایی ضروری مورد نیاز لاروهای ماهی غنی شده باشند. تعداد تخمهای کمون تولید شده بوسیله یک ماده به طور چشمگیری پایین تر از تعداد تخمهای تولید شده بوسیله بکرزایی است وتخمهای کمون فوراً به ثمر نمی نشینند. از تولیدمثل جنسی می توان با استفاده از نژادهای ژنتیکی خاص که به صورت جنسی تولیدمثل نمی کنند یا بوسیله پرورش روتیفرها درمیزان شوری نسبتاً زیاد جلوگیری نمود. به طور کلی جلبک تازه یا یخ زده نسبت به مخمر یا جلبک خشک شده به میزان تولیدمثل بالا کمک می کند (2001Lubzens et al) . یک محاسبه دقیق برای توازن بهینه بین هزینه بالای جلبک وافزایش تولید روتیفر لازم است . مقدارغذایی که به طور روزانه در هر مخزن پرورش به کار برده می شود به میزان تولیدمثل روتیفرها بستگی دارد. معمولاً یک تاچهار گرم مخمر نانوایی ( یا30 درصد این وزن به عنوان مخمر خشک ) در هر یک میلیون روتیفر درهر روز به کار برده می شود. این مقدار مطابق با دمای محیط پرورش ، شوری ( در شوری پایین ودمای بالا مقدار بیشتری مورد نیاز است) گونه های روتیفر وتراکم روتیفر تغییر می کند. محاسبه شده است که تعداد17 10 –15 10 سلول مخمر باید برای هر روتیفر پرورش یافته استفاده شود ویک گرم از مخمر می تواند حدود .000/80 روتیفرB.plicatilis یا 000/100 روتیفرB.rotundiformisتولید کند . یک تمرین عادی برای شمارش روزانه تعداد روتیفرها وتعداد تخمها که آنها در ml 1 نمونه حمل می کنند ، که افزایش روزانه محاسبه می شود ، انجام می شود . میزان تولیدمثل محیط پرورش با r تعیین می گردد (بعضی وقتها به عنوان G اشاره می شود):
که : دوره محیط پرورش در روزT =
تعداد اولیه روتیفرها وتخمهای آنهاNo =
کل تعداد روتیفرها وتخمهای آنها بعد از T روز از محیط پرورش = Nt
مقادیر r برای نژادهای B.plicatilis معمولاً از 23/0 تا 15 /1 وبرای B.rotundiformisاز 54/0 تا 37 /1 ثبت شده اند که به میزان شوری ودما بستگی دارد . نوع غذا ( مخمر تر،مخمر خشک، جلبک زنده ، یخ زده یا خشک ) ومقدار آن مستقیماً بر میزان تولیدمثل تاثیر می گذارد. برای مثال مقادیر r برای B.plicatilis ( نژاد ناگاساکی ) پرورش یافته در آب دریا با میزان شوری ppt 17 وتغذیه شده با N.oculata ، 15 /1و 90 /0یا 52 /0 به ترتیب در دمای محیط پرورش 25 ، 30 یا 35 درجه سانتی گراد بودند. تحت شرایط محیط پرورش یکسان برای روتیفرهای B.rotundiformis، 54 /0 ، 77/0 ، 20/1 به ترتیب در دماهای 25 ،30 یا 35 درجه سانتی گراد بودند . حداکثر میزان r ، 51 /0 ، 55 /0 ،69 /0 ،74 /0 ،92 /0 یا 96 /0 بودند هنگامیکه روتیفرها به ترتیب با cyclotellacryptica، Nitzschia closterium ،lutheri ( امروزه pavlova )monochrysis ، Eutreptiella sp ،chlamydomonas spیا synechococcus elongatesتغذیه شدند . همان طور که میزان تولیدمثل دریک حالت خطی- منحنی با تراکم غذا افزایش می یابد ، مقایسه های بین کارآیی منابع غذایی مختلف باید در Km یا مقادیر اشباع شدگی برای هر نوع غذا انجام شود.
حفظ کیفیت آب در مخازن پرورش
بهترین میزان PH برای پرورش روتیفرها 5 /7 الی 5 / 8 می باشد وPH بر درصد آمونیاک یونیزه (NH3-N) در آب تاثیر می گذارد . PH محیط پرورش نقش مهمی را ایفا می کند از آنجائیکه سم (NH3-N)رها شده از آمونیوم(NH4+-N)عملکردی از PH. ، دما ومیزان شوری است . بدلیل اهمیت بیش از حد این موارد، بسیار توصیه شده است که به جداول مربوطه در بوئل وبیدول (1978) مراجعه شود. بهترین سطح آمونیاک<mg -1 است ومیزان قابل قبول برای آمونیاک ونیترات mg 1-1 6-10می باشد. محیطهای پرورش روتیفر نیاز به هوادهی دارد و سطح اکسیژن محلول باید بالای ppm 4 حفظ شود . هوادهی مناسب باید با استفاده از لوله های پلی وینیل کلرید ( PVC.) سوراخ دار، سنگهای هوا یا لوله های قطر کوچکی که انتهای باز دارند انجام شود. در محیط های پرورش روتیفر با تراکم بالا اکسیژن خالص باید بوسیله لوله های سوراخ دار تامین شود.
در سیستم چرخه ای استفاده از ازن برای محیط های پرورش روتیفر با تراکم بالا بسیار مفید است . سطوح آمو نیاک در این سیستم 67 درصد، نیتریت 85 درصد و نیترات 67 درصد کاهش می یابد .ازن همچنین تعداد ذرات و تعداد باکتریها را در آب محیط پرورش B.plicatilis کاهش می دهد. به طور کلی پارامترهای کیفیت آب در محیطهای پرورش B.plicatilis بهتر هستند زیرا آنها در دماهای پایین تر از rotundiformis حفظ می شوند. در دماهای پایین تر 25 -20 درجه سانتی گراد اکسیژن بیشتری را می توان در آب دریا حل کرد( نقطه اشباع شدگی بالاتر )، میزان تولیدمثل باکتری کمتر است و در نتیجه بار باکتریایی در محیط پرورش کمتر است و چندین جانور تک یاخته ای آلوده کننده ( مانند vorticella sp ،zoothanmiumsp یا Euplotes sp) به سرعت در دماهای بالا تکثیر نمی شوند. علاوه بر این همان طور که برای یک محیط پرورش زمان طولانی تری طول می کشد تا خراب شود امکان اقدام پیش گیرانه برای جلوگیری از خسارت کامل محیط پرورش B.plicatilis وجود دارد.
نیازی نیست محیط پرورش روتیفر را روشن کرد و در بیشتر تجهیزات آنها در معرض نور روز طبیعی قرار می گیرند. روشن سازی یا قرار گرفتن مستقیم در معرض نور خورشید ممکن است به رشد کنترل نشده بعضی از گونه های جلبک فیلامان کمک کند که بوسیله روتیفرها مصرف نمی شوند واین امر ممکن است به آلودگی محیط پرورش منجر شود.
ذرات آبی
غذای مازاد یکی از عوامل اصلی بد شدن کیفیت آب درمخازن پرورش است. علاوه بر تاثیر آن در پایین آوردن PHباعث افزایش آمونیاک ونیترات می شود وبه رشد باکتریایی کمک می کند. یک توازن دقیق باید بین تراکم وتعداد روتیفرها وسهمیه غذای اختصاص شده حفظ شود تا از جمع شدن بیش از حد ماده آلی در مخازن پرورش روتیفر جلوگیری شود. ظرفیت محدود روتیفرها برای پاکسازی در محیط پرورش بدین معنی است که این حجم باید شامل تمام مواد مغذی ضروری برای برآورده ساختن نیازهای متابولیک وکمک به تولیدمثل باشد. این مسئله بویژه در پرورشهای با تراکم کم روتیفرهای حاد است ( کمتر از تقریباً ml -1 50که با مخمر نانوایی تغذیه شده اند ، از آنجائیکه حجم پاکسازی شده بوسیله تمام روتیفرها برای پاک نمودن آب از ذرات غذا کافی نیست. در تراکم پایین روتیفر بویژه اگر به روتیفرها یک بار در روز غذا داده شود،غذا با سرعت کافی مصرف نمی شود ومقادیر قابل توجهی به طور معلق در آب باقی می مانند، که ذرات را تشکیل می دهند، یا به ته آب می روند. به سادگی می توان از این امر جلوگیری کرد بوسیله تقسیم بندی سهمیه غذای روزانه به چهار یا شش وعده در روز یا با استفاده از پمپ peristaltic به طور مداوم به آنها غذا داد.
باکتریها و دیگر موجودات زنده در مخازن پرورش
هنگام توجه به نقش باکتری در مخازن پرورش روتیفر ،دو راه کشف شده است: اول،موفقیت یا عدم موفقیت پرورش روتیفرها با وجود گونه های خاص باکتریایی ودوم، آن گونه هایی که ممکن است تاثیر مثبت یا منفی روی پرورش لاروهای ماهی داشته با شند هنگامیکه همراه با روتیفرها وارد مخازن لاروهای ماهی می شوند. باکتریهای فرصت طلب که برای ماهی بیماری زا هستند در آب دریا یافت می شوند و ممکن است در آب استفاده شده برای پرورش غذای زنده به دلیل بار بالای ماده آلی تکثیر شوند. Vibrio sppازجمله باکتریهای بیماری زای اصلی عفونی کننده ماهی هستند وبه سرعت تحت چگالی پایین اکسیژن رشد می کنند که ممکن است در محیط پرورش روتیفر حاکم شوند . در این محیطهای پرورش انها ممکن است سریع تراز هرباکتری دیگر رشد کنند وسرانجام باعث تسلط تجمع باکتریایی شوند. بسیار دشوار است که محیطهای پرورش روتیفر بدون باکتری باشند از انجائیکه روشهای استریل کردن واستفاده ازآنتی بیوتیکها زیاد موثر نیست . یکی از راههای غلبه کردن بر این مشکل کنترل گونه های باکتری موجود در محیطهای پرورش روتیفر با واردکردن گونه های انتخابی،غیربیماری زااست. چندین نوع باکتری برای پرورش روتیفر مفید هستند از انجائیکه متابولیتهای مهم نظیر ویتامین راتولید می کنند که به تولید مثل جنسی وشکل گیری تخمهای کمون کمک می کنند ومانند یک منبع غذایی مستقیم عمل می کند . با این وجود باکتری هایی که برای روتیفرها سمی هستند نیز گزارش شده اند . باید ذکر کنیم که دمای محیط پرورش ممکن است تاثیر مهمی بر نوع ومیزان تکثیر باکتریها داشته باشد واین دما معمولاً برای پرورش روتیفرB.plicatilis پایین تر باشد که احتمالاً پایداری آنها را بوسیله کاهش میزان تولیدمثل باکتریها افزایش می دهد. وارد کردن باکتری انتخابی غیر بیماری زا نه تنها تکثیر باکتریهای بیماری زا که به روتیفرها یا لاروهای ماهی حمله می کنند را کم می کند بلکه برای وارد کردن جانداران ذره بینی مفید ( probiotics ) به دستگاه هاضمه لاروهای ماهی از طریق روتیفرها استفاده می شوند. جانداران ذره بینی که به عنوان سلولهای ذره بینی وارد دستگاه معده روده ای می شوند وزنده می مانند ،با این هدف که سلامتی را بهبود بخشند تعریف شده اند . باکتری اسید لاکتیک و باسیلوس sp که وارد محیط پرورش روتیفرها شده اند تولید روتیفر ورشد لاروهای ماهی توربو را افزایش دادند . متناوباً روتیفرها می توانند به عنوان ناقل موجودات ذره بینی عمل کنند که در روده جمع می شوند و از شیوع بیماری جلوگیری می کنند . میکروفلورای باکتریابی روتیفرها از مخازن پرورش می توانند به طور مصنوعی بوسیله کمون برای مدت یک ساعت در سوسپانسیون باکتریابی شامل یک یا بیشتر از یک نژاد جانور ذره بینی تغییر کنند. باکتری ذره بینی در میکروفلورای روتیفرها برای مدت 4تا24 ساعت باقی می ماند وروتیفرها این فلورای باکتری روده ای را به روده لاروهای ماهی بعد از خوردن غذا منتقل می کند.
علاوه بر باکتری ،آب محیط پرورش ممکن است دیگر موجودات زنده نظیر ویروسها، قارچها یا مخمر را در خود جای دهد که ممکن است برای روتیفرها مضر باشد. موجودات زنده که با روتیفرها بر سر غذا رقابت می کنند مانند مژه داران،کوپه پودها یا cladocerans نیز ممکن است وجود داشته باشند.
انتخاب مناسب ترین فنون پرورش
روتیفرها را می توان به سادگی در تمامی مقیاسهای پرورش حفظ کرد. دو نوع پرورش را می توان متمایز کرد . یکی از آنها پرورش در مقیاس کوچک آزمایشگاهی برای مطالعه فیزیولوژی و بیولوژی روتیفر است یا برای حفظ گونه ها و نژادهای ژنتیکی است. این محیطهای پرورش به عنوان (( کتابخانه زنده )) در حجمهای کوچک نگهداری می شوند وبه عنوان آغازکننده محیط های پرورش متراکم با ویژگیهای مهم خاص نظیر اندازه، سازگاری با دمای محیط پایین یا بالا و میزان شوری استفاده می شوند. نوع دوم شامل پرورش متراکم برای تهیه روتیفرها درمقادیر مورد نیاز برای تولید زیاد ماهی های لاروی است.
پرورش آزمایشگاهی در مقیاس کوچک
هدف از این پرورشها حفظ ویژگی های ژنتیکی خاص برای دوره های طولانی وآسان نمودن دسترسی به آنها جهت پرورش متراکم در زمان لازم می باشد . توصیف ذیل شیوه پرورش برای نژادها وگونه های روتیفر در آزمایشگاه ها مولف با استفاده از آب دریای مدیترانه را نشان می دهد ( pp40) . روتیفرها را در این نوع پرورش نیز می توان در آب دریای تهیه شده از نمک دریای خشک یا درآب شور حفظ نمود.
-آب دریا
آب دریای طبیعی را باید از یک غشای فیلتری 2 /0 میکرومتر عبور داد و در حرارت 100 درجه سانتی گراد در فشار اتمسفری به مدت 30 دقیقه استریل کرد تا از شکل گیری رسوبات حل نشدنی جلوگیری شود. آب دریای استریل خنک شده را می توان به مدت چند روز در دمای اتاق یا چند هفته در یخچال نگه داری کرد اگر بطریها دربسته نگهداری شوند. آب مقطر استریل را می توان برای رقیق کردن آب دریا در زمان مورد نیاز استفاده نمود.
- شیوه پرورش
Ehrlenmeyer flasks( در حجم(10mlیا ml50 لوله استریل یکبار مصرف را می توان برای محیط پرورش استفاده نمود. هر فلاسک استریل شده با گرما یا لوله استریل باml 20-10 آب دریای استریل شده و 60-40 روتیفر افزوده شده پر می شود. معمولاً میزان شوری ppt30 برای بیشتر نژادها مناسب است وهمچنین تضمین می کند که در بیشتر محیطهای پرورش تولیدمثل غیرجنسی غالب شود. یک قطره از جلبک تغلیظ شده (زیر را ببینید ) به هر محیط پرورش اضافه شده وفلاسکها یا لوله ها در یکی از دماهای ذیل کشت داده می شوند: 20 ،25یا 35 درجه سانتی گراد که به نژاد یا گونه روتیفر بستگی دارد. محیطهای پرورش Brachionus plicatilisدر دمای 20 و25 درجه سانتی گراد به بهترین نحو نگه داشته می شوند در حالی که محیط های پرورش B.ro tundiformisرا باید در25 ،30یا 35 درجه سانتی گراد نگه داشته شوند. محیطهای پرورش با adlibitum هر دو روز تغذیه می شوند بعلاوه جلبک تغلیظ شده و مقادیر با میزان تولیدمثل روتیفرهای پرورش یافته متغیر خواهند بود. این امر به گونه ،نژاد، دما ومیزان شوری بستگی دارد و آزمایشات تجربی بهترین راه برای تعیین مقدار مناسب می باشد. احتیاط لازم است تاغذای زیادی وارد نشودزیرا ممکن است میزان تولیدمثل را کاهش دهد
وباعث ضعیف شدن محیط پرورش شود . محیطهای پرورش هر7 تا10 روز تازه می شوند. به منظور جلوگیری از دست رفتن محیط پرورش،2 یا بیشتر از دو مورد دیگرهر محیط پرورش در تمام مدت نگه داری می شود که این امر بوسیله جابجایی هر یک در یک دمای محیط متفاوت صورت می گیرد محیطهای پرورش قدیمی به عنوان ذخیره( حتی بدون تغذیه ) در دمای اتاق نگه داری می شوند تا زمانیکه محیطهای پرورش تازه شوند. در حالیکه این محیطهای پرورش در میزانهای بهینه دوباره ایجاد نمی شوند، روتیفرها زنده باقی می مانند و می توان آنها را برای جایگزینی در کمبود محیطهای پرورش قبلی تازه شده مورد استفاده قرار داد .
- پرورش جلبک
پرورش نانوکلروپیس spمنبع مناسب غذایی برای پرورش روتیفرها است. منشا نانوکلروپیس spدر ژاپن بوده است ودر محیطهای 2 تا 3 لیتری دردمای 25 درجه سانتی گراد زیرنورثابت پرورش می یابد. محیط کشت از آب دریای طبیعی غنی شده یا تعدیل محیط کشت Guillard f / 2 آماده شده است . جلبکها مدت 4 تا6 روز پرورش می یابند و در دوره logphase رشد بوسیله سانتریفیوژ در g4200 به مدت 15 دقیقه در دمای اتاق برداشت می شوند. گلوله جلبک را در حجم کوچک محیط پرورش دوباره به صورت سوسپانسیون در می آید و در 1-2 ml aliquots ( در لوله های اپندورف ) در دمای 4 درجه سانتی گراد برای مدت 2 تا 4 روز یا یخ زده در 20 - درجه سانتی گراد تا 12 ماه نگه داری می شوند.
پرورشهای متراکم
سه روش امروزه برای بدست آوردن تعداد زیاد روتیفرها استفاده می شود: پرورشهای گروهی ؛ پرورشهای نیمه مداوم و پرورشهای مداوم .
- پرورشهای گروهی (دسته ای )
این نوع پرورش در سال 1964 به صورت توسعه یافته آغاز شد و در سالهای اخیر بوسیله بیشتر محلهای تخم ریزی ماهی به طور عمده تغییر یافته است . برای این سیستم 4 مدل می توان توصیف نمود . در پرورش نوع 1، روتیفرها در تراکم پایین در آب سبز ، تولید شده در مخازن یا برکه های بارورشده وارد شده اند .
روتیفرها بعد از اینکه تمام جلبکها مصرف شدن جمع آوری می شوند و به عنوان غذا برای لاروهای ماهی استفاده می شوند . تعداد کمی برای تلقیح برکه های آب سبز آماده شده تازه مورد استفاده قرار می گیرد. یک سازگاری جدید برای پرورش گروهی (نوع2 ) متکی به یک سری مخازن است. سیستم پرورش به یک چرخه تولید کوتاه ( یک هفته ) با یک وقفه پاکسازی مخازن ولوله هوادهی متکی است. پرورش در هر مخزن با یک پنجم حجم آن با روتیفرها در تراکم تقریباًml -1300-200 آغاز می شود. روتیفرها اساساً با مخمر نانوایی تغذیه می شوند و سهمیه روزانه به سه تا پنج وعده غذایی تقسیم می شود. حجم محیط پرورش به طور روزانه با آب دریا افزایش می یابد که به میزان تولیدمثل بستگی دارد بدین ترتیب تراکم روتیفر نسبتاً بالایی در محیط پرورش حفظ می شود. و ممکن است در پایان دوره پرورش ml -1 500- 300 روتیفر برسد . حجم نهایی مخزن بعد از 4 تا5 روز پرورش، فرا می رسد. سپس روتیفرها الک و متمرکز می شوند ومخزن پرورش و لوازم آن (الکها ، لوله های هوادهی ) در محلول هیپو کلریت به مدت 24 ساعت استریل می شوند (درجه نمک تجاری ppm 10 ) که بعد از آن با آب دریا قبل از استفاده مجدد شسته می شوند. روتیفرهای جمع شده مدت کوتاهی ( 5 تا15 دقیقه ) در آب شیرین دکلره فرو برده می شوند تا مژه داران ودیگر موجودات زنده خارج شوند. آزمایش تجربی نشان داده است که روتیفرها تحت تاثیر این دوره کوتاه فرورفتگی در آب شیرین قرار نمی گیرند. بیشتر روتیفرهای متمرکز شده با اسیدهای چرب ضروری و پروتئینها قبل از مورد استفاده قرار گرفتن به عنوان غذا برای لاروهای ماهی وسخت پوستان غنی شده اند و بخش کوچکی برای تلقیح مخازن پرورش جدید مورد استفاده قرار می گیرد .
این سیستم بر اساس شش مخزن است. هرروز یک مخزن جمع آوری می شود و مخزن دیگر مایه کوبی می شود . حجم مخزن بین 3و10 متر مکعب متغیر است که به تعداد روتیفرهای مورد نیاز در محل تخم کشی بستگی دارد و تعداد آنها باید برای وضعیت بد پیش بینی نشده اتفاقی برای حداقل یک محیط پرورشی در هفته به حساب آید . این حفاظت را می توان با تجربیات بدست آمده در تخم ریزی کاهش داد. آزمایشات اولیه () اخیرا در مورد سه چرخه سیستم پرورشی دسته ای B.Plicat در مخازن فایبر گلاس استوانه ای مخروطی 600لیتری با استفاده از یک گرم (وزن خشک) مخمر و 1/0 گرم (وزن خشک ) 2000 Algamac(Bio_Marin,Aquafamna,)در 10 6 روتیفر در روز در دمای 22-23 درجه سانتیگراد و میزان شوری 20-25 PPTگزارش شده اند. روتیفرها با تراکم 250ML-1 تلقیح شدند و بعد از سه روز در ml روتیفر 750برداشت شدند و به نظر می رسد محیط پرورشی به سبب چرخه پرورشی کوتاه مدت بسیار ثابت است. یکی از فواید استفاده از 2000Algamacاینست که روتیفرها از قبل طی دوره پرورششان غنی شده اند . این مورد علاوه بر هزینه کم غذا برای این سیستم تولید روتیفر است.روش دیگر در پرورش متراکم بر اساس تلقیح روتیفرها به مخزن پرورشی است که شامل حجم نهایی پرورشی ( نوع سوم ) با تراکم اولیه کم روتیفر است . روتیفرها با مخمر غذای خشک دیگر یا جلبک فشرده تغذیه می شوند و برداشت هنگامی انجام می شود که تراکمهای بالا (ml روتیفر200 < ) حاصل شده باشد. این سیستم نسبت به نوع قبلی که توصیف شد پایداری کمتری دارد از آنجائیکه در مراحل اولیه این پرورش ,غذای اضافی باقی مانده از مخازن به رشد باکتری و کاهش احتمالی PHکمک می کند . همانطور که تراکم روتیفرها بیشتر می شود میزان مواد آلی اضافی حاصل از غذا کاهش می یابد و سیستم پایدارتر می شود . ورود کلرلای آب شیرین متراکم و سرد غنی شده با ویتامین B12 ( صنایع کلرلا ژاپن),حفظ پرورش متراکم روتیفر با تراکم بسیار بالا آسان نموده است و پتانسیل آینده برای ارائه روتیفرها در محلهای تخم ریزی ماهی و سخت پوستان را به طور چشمگیری آسان کرده است . این سیستمهای پرورشی تراکم بالا شامل مخزن یک متر مکعبی است که روتیفرها (B.rotundiformis) در آن به صورت دسته ای در فواصل 3-2 روزه پرورش می یابند (نوع 4 ).پرورش در تراکم ml روتیفر 10000 آغاز می شود و بعد از 2تا 3 روز با جلبک متراکم, تراکم محیط پرورشی به 20000روتیفر 30000می رسد. تعداد زیاد روتیفرها ی مورد نیاز برای آغاز دور اول این محیطهای پرورشی می تواتد از بالا بردن میزان یک پرورش ابتدایی بوسیله روشهای پرورش متراکم قدیمی یا متناوبا از تخمهای کمون شکسته شده اگر وجود داشته باشند آغاز شود و برای بحثهای بعدی در این مورد زیررا مشاهده کنید. گاز اکسنزن باید به این محیطهای پرورشی داده شود تا بر کمبود اکسیزن محلول که ناشی از مقادیر زیاد غذا و افزایش بعدی در جمعیت روتیفرها می باشد غلبه کند. علاوه بر این در تراکمهای بالا آمونیاک دفع شده بوسیله روتیفرها به مسلئه مهمی تبدیل میشود. PH محیط پرورشی نیز احتمالا به دلیل آزاد سازی دی اکسید کربن بوسیله گاز اکسیزن موجود در محیط پرورشی افزایش می یابد. این امر به نوبت باعث نسبت بالای آمونیاک یونیزه نشده سمی به کل آمونیاک می شود که با افزایشو,PH شوری و دمای محیط پرورشی افزایش می یابد. تنظیم PH به میزان 7 بوسیله اسید هیدروکلریک این تاثیرات را به حداقل می رساند. یک صافی ویزه نایلونی برای خروج مقادیر زیاد مواد آلی معلق که ممکن است موجودات تک سلولی ,قارچ و اجتماع باکتریها باشند که احتمالا برای لاروهای ماهی مضر هستند استفاده شده است. فضای کم و نیاز به تعداد نیروی کم از مزایای اصلی این سیستم پرورشی با تراکم بسیار بالا است. در این محلهای تخم ریزی این سیستم تقریبا فشرده حفظ محیطهای پرورش جدا از چندنژاد ژنتیکی روتیفر یا تعدادی با اندازه های متفاوت را امکان پذیر می سازد. بدین ترتیب به ایجاد تنوع روتیفرها برای گونه های متفاوت لارهای
ماهی بدون بیشتر کردن امکانات تخم ریزی کمک می کند. لاروهای ماهی روتیفرهای کوچک را بلافاصله بعد از بیرون آمدن از تخم و روتیفرهای بزرگتر را وقتیکه رشد می کنند ترجیح می دهند و در اختیار قرار دادن این اندازه ها ی متفاوت بقا آنها را افزایش می دهد . بیشتر این تخم ریزیها با هدف پرورش گونه های مختلف ماهی انجام می شود که ممکن است احتیاجات غذایی متفاوتی طی مراحل اولیه زندگیشان داشته باشند و این موارد را می توان به سادگی بوسیله پرورش فوق متراکم بدست آورد. دمای محیط پرورش نسبتاً بالای ( بیشتر از 25 درجه سانتیگراد ) مورد نیاز روتیفرهای کوچک را می توان به سادگی در این سیستمهای متراکم حفظ کرد. در ضمن ماهیهای پرورش یافته در دمای پایین می تواند از این سیستم با استفاده از روتیفرهای پرورش یافته در دماهای نسبتاً کم سود ببرند. مناسب و در دسترس بودن جلبکهای فشرده استفاده آنرا نیز در سیستم ها ی پرورشی قدیمی ترغیب می کند.
پرورش نیمه مداوم
این سیستم پرورشی به برداشت دوره ای ( معمولاً روزانه ) روتیفرها بوسیله برداشت قسمتی از محیط کشت و جایگزین نمودن آب دریا جدید متکی است . این شیوه ( روش کاهش) نامیده شده اند .حجم برداشتی به میزان تولید مثل روتیفرها و برداشت فقط به تعداد روتیفرهای بدست آمده بوسیله تولید مثل از دوره برداشت قبلی بستگی دارد. ( Hirano 1987) پیشنهاد کرد که 6تا 7 درصد این بیوماس را می توان روزانه از محیط پرورشی حفظ مخمر نانوایی استفاده شده به عنوان غذا مشخص می شده با مخمر نانوایی برداشت کرد. به طور کلی این سیستمها ا غلب به مخازن با حجم زیاد از 3000تا 300000لیتر بستگی دارد . این محیطهای پرورشی بوسیله تراکم نسبتاً کم روتیفر( ml300-100) ومخمر حتی هفته ها ادامه دارد اما عاقبت محصولات دفعی ( مواد زائد جامد و محصولات نیتروژنی ) که در مخزن جمع می شوند منجر به ضایع شدن آن می شوند. خارج کردن مداوم مواد زائد جامتولید مثل روتیفرها را افزایش می دهد و باعث رسیدن تراکم جاندار به 400 mlمی شود و محیط پرورشی برای بیش از 30 روز با برداشت روزانه ثابت و پایدار باقی می ماند. در این محیطهای پرورش« پس خور»،مواد زائد جامد به مخازن تجزیه منتقل می شوند و بعد از تجزیه به نیتروژن ،کربن و فسفات ،به عنوان ماده بارور برای پرورش جلبکها استفاده می شود. با این وجود همانگونه که قبلاًذکر شد این مخازن با حجم زیاد ،موجودات زنده دیگر بسیاری را در خود جای می دهند که یا با روتیفرها برای غذا رقابت می کنند(مانند مژه داران ،کوپه پودها،کلادوسرها ) یا برای آنها مضر هستند(مانند ویروسها ،باکتری ها، قارچ ها یا مخمر). از آنجائیکه این مواردصفحه 39 و دیگر عوامل بیماری زا می توانند به مخازن ماهی منتقل شوند ، پرورش روتیفرها با نژادهای باکتری غیر بیماری زا پیشنهاد شده است تا رشد موجودات ریز نا مطلوب را کم کند و به تثبیت پرورش روتیفر کمک کند . محیط پرورشی نیمه مداوم تراکم بالا با استفاده از رژیم غذایی روتیفر با فرمول تغییر یافته تجاری قابل دسترس با چرخه مجدد محیط پرورشی در این اواخر توصیف شده است (Suantika et al. 2000 ). این سیستم متشکل از یک محیط پرورشی روتیفر B.plicatilis100لیتری ،یک مخزن استقراری برای ماده خاص معلق ، یک گیرنده پروتئینو یک بیو فیلتر است . مقدار غذای تامین شده برای روتیفرها در این سیستم برای میزان جریان چرخشی و افت تغذیه بوسیله گیرنده پروتئین تنظیم شده است. پرورش روتیفردر تراکم تقریباً روتیفرml 250 آغاز می شود به تراکم ml3000بعد از هشت روز پرورش می رسد و در حدود این سطح برای بیش از یک ماه باقی می ماند. حدود 20 درصد (روتیفر 10×6- 3)ذخیره هر روز برداشت می شود. کیفیت مناسب آب بوسیله چرخش مجدد 500درصد آب به روزانه حفظ می شود. اگر چه رسیدن به تراکم ml8000 روتیفر بعد از 6 روز پرورش به دنبال تلقیح امکان پذیر است، توصیه مولفات می کند که تولید روتیفر باید در تراکم پائین تری انجام می شود جائیکه این سیستم پایدارتر است. تولید کل روتیفر در این سیستم روتیفر 10×7/1 بیش از 32 روز پرورش می باشد . ورود اوزون به این سیستم عملکرد آنرا به طور چشمگیری با کمک به رسیدن بیوماس روتیفر بالاتر (روتیفر 16000 ml) و تمدید دوره تولید روتیفر به مدت 4 روز بهتر میکند . یک سیستم پرورشی نیمه مداوم آزمایشی با استفاده از پودر خشک شده نانو کلروسیس اخیراً شرح داده شده است . در این سیستم روتیفرها در فلاسکهای یک لیتری با هوا دهی آرام در یک محفظه تنظیم شده حرارتی در 25 درجه سانتی گراد با میزان شوری ppt18 تحت نوردهی مداومlux 2500 پرورش یافته اند. روزانه mg25 پودر N.oculata خشک شده به آنها داده شده و اثر رقیق شدگی روزانه با میزانهایی از ،2/0، 3/0، 4/0، 5/0، 6/0، مورد بررسی قرار گرفته تا بهترین تولید و کارایی تغییر غذا ( جلبکهای ریز مصرف شده mg توسعه یافته روتیفر mg ) توسعه یافته روتیفر mg برای B. plicatilis وB.rotundiformisایجاد شود. نتایج نشان دادند که بهترین میزان رقیق شدگی 2/0، برای B.rotundiformis و 3/0 برای B.plicatilis بوده است در این میزانهای رقیق شدگی ، تولید روتیفر به روز mg 37/+_75/6 برای B.plicatilis ورو mg6/12+_./08 برای B.rotundiformis رسیده است. متوسط کارایی تغییر در این شرایط 76/0و3/0 میلی گرم روتیفر در جلبک mg به ترتیب برای B.plicatilisوB.rotundiformis بود. بدین معنی است که در شرایط بهینه 76و30 درصد بیوماس جلبکهای ریز به بیوماس روتیفر گونه های خاص منتقل شده است. کارآیی پائین تر برای B.rotundiformisممکن است ناشی از دمای پرورش نسبتاً پائین (25 درجه سانتی گراد ) استفاده شده برای این گونه های ترموفیلیک باشد. کاربرد این سیستم در مقیاس بالا منتظر نتایج آزمایشات اضافی دیگر است.
محیط های پرورشی مداوم:
این محیطهای پرورشی بر اساس مدلهای chenostaf یا turbidostaf میکروارگانیسم ها هستند و به طور کامل تحت کنترل هستند ( دما، اکسیژن، پی اچ، وتراکم موجودات پرورش یافته ) و بسیار وابسته هست آنها بکار گیری آسان کیفیت تغذیه ای و فیزیولوژی را ارائه می دهند. روتیفرهای تولید شده log- phase را می توان به طور مداوم جمع آوری نمود و کیفیت غذایی آنها را با تامین ارگانیسم های غذایی حفظ کرد . سازگاری اخیر این روش شامل پرورشهای تراکم بالا ( بیش از 1000 روتیفر در mg ) با استفاده از صفحه 4 کلرولا فشرده آب شیرین است .بخشی از بازده تولید روتیفر در این سیستمهای فشرده chemostat مانند ممکن است ناشی از رشد باکتریایی و مصرف بوسیله روتیفرهای پرورش یافته باشد. نیتروژن باکتریایی معادل تقریباً 20 درصد تغذیه جلبکی بوسیله روتیفرها در این سیستمها مصرف شده است که با عرضه ما محدود غذا کار می کند . این سیستمها فشرده هستند ( 1000 لیتر محیط پرورش 7/1تا 5/3 بیلیون B. rotundiforis روزانه تامین می کند و 500 لیتر روزانه 13/0تا 27/0 بیلیون B. plicatilisتامین می کند). با این وجود هزینه ابتدایی آنها بیش از آن تاسیسات متعارف است و به عرضه دائم جلبک فشرده بستگی دارند. در حالیکه کار بیشتری نیاز است تا سیستم پرورشی برای B.plicatilis بهتر شود، باید ذکر کرد که بیوماس آنها ( بسته به اندازه آنها ) حداقل 3 برابر از ( به عنوان وزن خشک بیان شده است )Yufera et al. بیوماس B.rotundoformis بالاتر است. بدین معنی است که بیوماس مشابه در حجم محیط پرورش شامل تعداد کمتر جانداران خواهد بود. علاوه بر این تعداد پائین تر B.plicatilis تولید شده در روز ممکن است ناشی از متابولیسم پائین تر آنها و میزان تولید مثل در دماهای بهینه محیط پرورشی باشد( 20تا24 درجه سانتی گراد).
مخازن پرورشی :
یک شکل و آرایه بسیار بزرگ مخازن برای سیستمهای تولید انبوه روتیفر در پرورش دسته ای و نیمه مداوم با توجه به حجم و شکل استفاده شده است و بوسیلهFulks and Main . شکل آنها گرد، مربع، استوانه ای ، مخروطی یا مستطیلی است و پرورش انبوه در تصویر 7-2 نشان داده شده است. این مخازن پرورش از سیمان، فایبر گلاس ، پلی کربنات یا پلاستیک ، یا کیسه های نایلونی یکبار مصرف آویزان بر روی چهار چوب فلزی ساخته شده اند. سیستم پرورش مداوم نوع chemostat توصیف شده بوسیله ( James & Abu-Rezeq 1989a,b). متکی به مخازن پرورشی 1000 لیتری است. پرورش روتیفر تراکم بالا متکی به کلرولا فشرده مورد استفاده در مخازن استوانه ای 100یا 1000 لیتری است. وسیستم طراحی شده بوسیله ( Suantika et al. 2000) شامل مخازن استوانه ای مخروطی 100 لیتری است. مخازن سیمانی بزرگ 300-6 معمولاً برای پرورش نیمه مداوم بیرون خانه استفاده می شوند که تراکم روتیفر نسبتاً پائین است. در بعضی مکانها این مخازن دارای ته مخروطی شکل با یک خروجی است که اجازه می دهد آب و آشغالهای باقی مانده جمع شده یکبار در روز خارج شوند، یا برای برداشت روتیفرها استفاده می شود، تمییز کردن این مخازن مشکل است و باکتریها یا دیگر موجودات زنده ریز ممکن است در روزها جمع شوند که در سطح آنها اضافی هستند. به همین دلیل سیستم قدیمی مخازن پرورش روتیفر شامل شش مخزن چرخشی ، سیمانی ممنوع شده است و یک سیستم سازگار طراحی شده در National Mariculture Center(Eilat, Israelجایگزین آن شده است . این تغییر همچنین شامل تغییر از سیستم پرورش نیمه مداوم به تولید پرورش دسته ای است. بیشتر سیستمهای پرورش دسته ای یا مداوم در حجم نسبتاً کم انجام می شوند، از 150تا3000 یا حتی 10000 لیتر . حجمهای کمتر(150تا2000 لیتر ) را می توان در کیسه های پلاستیکی یکبار مصرف نایلونی پرورش داد که روی یک چهار چوب فلزی دایره ای یا مستطیل شکل قرار گرفته اند و دارای بزرگترین فایده هستند یعنی فقط برای 2تا6 روز مورد استفاده قرار می گیرند. قابل اطمینان ترین سیستم در Israelشامل مخزن مستطیل شکل با سطحی نرم که شبیه وان حمام است می باشد که از فایبر گلاس ساخته شده که حجم آن از 3000تا 10000 لیتر متغییر است. این مخازن با انتهایی شیب دار ساخته شده اند که به یک خروجی منتهی می شود که خروج ضایعات و روتیفرها را آسان می کند. مخازن را می توان به راحتی با سفید کننده وآب شیرین هر 5تا7 روز در پایان هر پرورش تمییز نمود. یکی از فواید پرورش دسته ای با حجم کم اینست که آنها را می توان در خانه جای داد ( در مقایسه با حجم زیاد، مخازن سیمانی که معمولاً خارج از خانه ( ساختمان ) جای داده می شوند) بدین ترتیب از تجمع پرورش روتیفربا دیگر موجودات زنده جلوگیری می شود. تصمیم گیری در مورد انتخاب نوع و شکل مخازن پرورش عمدتا به امکانات قابل دسترس و بودجه بستگی دارد.مثلاً ثابت شده است که استفاده از مخازن دایره ای یا مستطیلی شکل فایبر گلاس با توجه به امکانات سودمند است. حجم مخزن پرورشی به تولید مورد نظر در تخم ریزی تناسب جا به جایی بستگی دارد. بدون توجه به حجم ، روتیفرها باید شمرده شوند و به طور روزانه از هر مخزن پرورشی بازرسی به عمل آید. این بدین معناست که حفظ تعداد کم در مخازن با حجم بزرگ نسبت به تعداد زیاد در مخازن حجم کوچک مقرون به صرفه تر ( اقتصادی تر ) است. با این وجود کاهش تصادفی پرورش در مخزن حجم بزرگ به طور آشکار کاهش تعداد زیادی از روتیفرها را ایجاد می کند. مورد توجه قرار دادن قابلیت اطمینان بیشتر سیستم پرورشی گروهی سیاستی است که می تواند بوسیله امکانات جدید در مورد مخزنی که شامل حجمی می باشد که برای ذخیره یک روز روتیفرها در تخم ریزی کافی خواهد بود، اتخاذ و برنامه ریزی شود. بدین معنی که پرورش تخم ریزی شامل شش یا هفت مخزن خواهد بود که هر روز یک مخزن برداشت می شود و یک مخزن با محیط پرورش جدید تلقیح می شود امکانات و تسهیلات پرورش جدید باید همچنین یک مخزن اضافی را تا زمانیکه سیستمهای پرورش کاملاً قابل اطمینان و قابل پیش بینی شوند نگه داشته و حفظ کند. هزینه تولید ، قابل اطمینان بودن و آزمایشات تجربی کارکنان عوامل اصلی هستند که انتخاب سیستم را تحمیل می کنند. هزینه تولید روتیفرها عمدتاً به کل حجم تولید بستگی دارد، با هزینه تخمینی 04/0 US$ در میلیون روتیفر در سیستمی که 4 بیلیون در روز تولید می کند و 15/0 US$ در یک بیلیون روتیفردر هر روز تولید سیستم . میزان تولید را نیز می توان با استفاده از تراکم جلبکها بهبود بخشید. اگر چه از مخمر گران تر هستند، آنها چندین امتیاز دارند : میزان تولید مثل بالاتر روتیفر ، پایداری بهینه پرورش روتیفر، به آنها اجازه می دهد تا در سیستمهای پرورشی با تراکم بالا استفاده شوند و تولید بیشتر تخم کمون. هزینه قوطیهای فشرده 18 لیتری شامل کلرولا فشرده با چگالی 20 بیلیون سلول ml از 140 دلار آمریکا تا 150 دلار میباشد . گزارشات اخیر در مورد ترکیب موفقیت آمیز اسیدهای چزب اشباع نشده n-3 (HUFA) با سلولهای کلرولا نیاز به غنی سازی توده روتیفرهای پرورشی با این جلبک قبل از خوراندن آنها به لاروهای ماهی را بر طرف می سازد.چند شرکت دیگر وارد بازاریابی جلبک فشرده با قیمتی از میزان US$ 300 to 400 kg جلبک خشک یا US$50-65برای یک لیتر جلبک فشرده ( 16تا20 درصد ماده خشک) شده اند، که به گونه ها، میزان خریدو مقصد ارسال کالا بستگی دارد. در اروپا، آمریکای شمالی در ژاپن هزینه کارگر یکی از مسائل اصلی این محاسبات است. در حالیکه در کشورهای در حال توسعه هزینه تجهیزات مسئله اصلی است. قابلیت اطمینان هر سیستم تعداد مخازن پرورشی را که باید تکرار شوند با ایجاد آنها میزان تولید مورد نیاز را بر آورده سازد تعیین می کند، در سیستمهای قابل اطمینان تر تعداد محیطهای کمتری مورد نیاز ساخت مجدد است.
هشدارهای نور در مورد وضعیت محیط پرورشی
ارزیابی حالت فیزیولوژی پرورش روتیفر در محیطهای تخم ریزی وپرورشی بسیار مهم است به خاطر اینکه تولید لارو ماهی به عرضه روزانه قابل اطمنان و قابل پیش بینی روتیفر بستگی دارد. شش پارامتر به عنوان علائم هشدار اولیه برای وضعیت محیط پرورشی مورد استفاده قرار گرفته اند که ممکن است اینها Strain specific باشند.
تعداد تخمها وضع محیط پرورش برای 24 ساعت آینده را پیش بینی می کند. بنابراین نسبت تخم (E/N) که به عنوان تعداد تخمها (E) تقسیم شده بر تعداد کل ماده(N) در یک نمونه گیری تعیین می شود یکی از نشانگرهای مهم وضع پرورش است. معمولاً یک نمونه ml 40-30 یا حتی بیشتر برداشت روزانه از هر پرورش برای تعیین وضع محیط پرورش ( ضمیمه یک را مشاهده کنید ) و برای ارزیابی میزان غذایی است که باید در آن محیط پرورش ارائه شود. تعداد کل ماده ها و تعداد کل تخمها در یک نمونه فرعی ml ( از نمونه ml 40-30 ) حساب شده و نسبت E/N برای هر نمونه محاسبه می شودaliquotsمتفاوتباید حساب شود تا برآورد قابل اطمینان تری بدست آید و aliquot بیشتر باید حساب شوند اگر تغییر بیش از 10 درصد بین روتیفرهای حساب شده در سه aliquot وجود داشته باشد. به طور کلی نسبت تخم به کیفیت و کمیت غذا بستگی دارد و متاثر از پارامترها ی آبیوتیک می باشد نظیر سطح اکسیژن ، دمای محیط پرورش، شوری، پی اچ و سطح آمونیاک. بازتاب هر گونه انحراف از شرایط بهینه این پارامترها به صورت نسبت تخم پایین در پرورش روتیفر منعکس می شود به جز در طی دوره کوتاه در دماهای پایین که تعداد تخم را کاهش نمی دهد. این نسبتها و strain specificاست. مثلاً در یک مطالعه نسبت تخم کمتر از 13/0 برای پرورش B.plicatilis عدم ثبات و احتمال نقصان در آینده را نشان داده . بنابراین نسبت تخم کم یا زیاد باید به عنوان یکی از نشانگرها ، علاوه بر دیگر موارد، در وضع پرورش روتیفر مورد توجه قرار گیرد.
سرعت شنا
سرعت شنا کردن نشانه ای سریع در وضع فعلی محیط پرورش است گرسنگی و غلظت بالای آمونیاک یونیزه نشده سرعت را کاهش می دهد. کاهش یا افزایش شدید میزان دما و پی اچ تاثیر مشابهی دارد.
میزان خوردن
خوردن دانه های با بر چسب فلورسنت در بیرون آمدن از تخم ( neonates) گزارش شده که به پارامترهای کیفیت آب مربوط است .
ویسکوزیته( چسبندگی)
نشان داده شده که ویسکوزیته نسبی محیط پرورش با طول عمر محیط پرورش افزایش می یابد که باعث کاهش سرعت شنا، میزان خوردن ، متوسط عمر طولانی و متوسط تعداد نوزادان روتیفرها می شود. بنابراین اندازه گیری مستقیم ویسکوزیته می تواند نشان دهنده مشکلات قریب الوقوع در حفظ پایداری پرورش باشد. این پدیده در محیطهای پرورشی مداوم تراکم بالا از اهمیت بالایی برخوردار است جائیکه محیط پرورشی شامل تراکمهای بالای جلبکهای فشرده و محصولات دفعی است .
فعالیت آنزیم
تغییرات در فعالیت ( endogenous esterases) ، فسفولیپازها و گلوکو سیدازها به عنوان ابزار کنترل کیفیت آب در مخازن پرورشی روتیفر پیشنهاد شده اند . آزمایشات بر اساس کاهش فعالیت آنزیم در روتیفرها ی در معرض سموم قرار گرفته می باشد . در این آزمایشات روتیفرها که از لحاظ سن ، اندازه و وضعیت فیزیولوژیکی یکسان هستند با نوزاد تخمهای کمون تامین شدند. هنوز شناخته شده نیست که آیا روتیفرهای برداشت شده از محیطهای پرورش انبوه گزینه های مناسبی برای این آزمایشات هستند.
بیماریها
وجود بیماری در نهایت منجر به ضایع شدن محیط پرورش می شود و بنا براین شناسایی اولیه برای گرفتن اندازه گیریهای مناسب مهم هستند. روتیفرها در محیطهای پرورشی انبوه مشاهده گردیده که بوسیله ارگانیسم های قارچی و مخمر مانند دچار عفونت گردیده اند . همانگونه که قبلاً ذکر شد، دمای محیط پرورش ممکن است نوع باکتری یا دیگر ارگانیسم های فرصت طلب و میزان تکثیر آنها را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین بروز عفونتهای خاص ، نوع آنها و میزان عفونت ممکن است بین B.plicatilisو B.rotundiformis متغییر باشد از آنجائیکه آنها به ترتیب در دمای نسبتاً پایین یا بالا پرورش یافته اند. در حالیکه درمان شناخته شده ای برای بیماری روتیفرها ی وجود ندارد. مشاهده شده است که دادن نانوکلروپسیس به روتیفرهای مخمر خورده دچار عفونت شده میزان غفونت را کاهش می دهد. جلبک روتیفرها را معالجه نمی کند اما تولید مثل شتاب دار روتیفرها ی پرورش یافته تغذیه شده با جلبک باعث نسلهای جدیدی می شود که بروز بیماری کم را نشان می دهند ( نتایج منتشر نشدهO.Zmora ). این محیطهای پرورشی آسیب پذیر باقی می مانند و بیماریها ممکن است تکرار شوند اگر محیطهای پرورش در معرض فشار مضاعف قرار گیرند. سرعت شنا، میزان تخم و شرایط سلامتی باید به طور روزانه در مورد نمونه های برداشت شده از هر مخزن پرورش مورد بررسی قرار گیرند.
کیفیت تغذیه ای روتیفرها
بعد از ایجاد فنون پرورشی انبوه لازم است تا اطمینان دهیم که روتیفر ها از لحاظ تغذیه ای برای لاروهای ماهی مناسب هستند . این امر معمولاً بوسیله مرحله ای که به عنوان «غنی سازی» شناخته می شود انجام می شود جائیکه روتیفرها از مخازن پرورش جمع آوری یا برداشت می شوند در محفظه های تراکم خیلی بالا نگه داشته می شوند ( معمولاً بیش ازml 100000 ) و به مدت 8تا 20 ساعت بوسیله اجزا غذایی غنی شده پرورش پرورش داده می شوند که بویژه مورد نیاز لاروهای ماهی است. علاوه بر غنی سازی با پروتئین ، لیپیدها یا کربو هیدراتها ، روتیفرها را می توان با آنتی بیوتیکها یا باکتریها ی پروبیوتیک غنی سازی نمود .
تعداد روتیفرهای مصرف شده بوسیله لاروها
ارزش غذایی روتیفرها به وزن خشک آنها ، ارزش کالری و ترکیب شیمیایی بستگی دارد ( بررسی در تخمهای روتیفر Amitic وLoricaeروتیفرها بوسیله ماهی لاروی در مراحل اولیه رشد هضم نمی شوند ). مراحل فیزیولوژیکی، دینامیکی مانند اشباع شدگی ( سیر شده ) ، گرسنگی و تولید مثل نیز بر ترکیب شیمیایی روتیفرها تاثیر می گذارد .تعداد روتیفرهای مصرف شده بوسیله لاروها ، مقدار غذایی که به روده آنها میرسد را تعیین می کند. در ماهی سیم دریایی سرخ ، تعدادروتیفرها ی مصرف شده روزانه با اندازه یا سن لاروها از 72-55 روتیفر در 9/3 طول لاروی به 4700 در mm4/11 طول لاروی افزایش می یابد . تغییر عظیمی در اندازه بین B.plicatilis و B. rotundiformisو بین تعدادمختلف هر گونه وجود دارد و این در کیفیت غذایی و ترکیب آنها بوسیله لاروهای ماهی منعکس می شود . علاوه بر این تغییرات اندازه طی چرخه زندگی روتیفرها با هر جمعیتی یا گونه ای ، با رشد روتیفرها در اندازه از زمان بیرون آمدن از تخم Amitic تا زمانیکه به بلوغ جنسی برسند رخ می دهند. اندازه نیز به شرایط محیط پرورشی نظیر میزان شوری ، دما یا رژیم غذایی بستگی دارد . در مقایسه حاصل از نشریات مختلف ، تمامی این عوامل بر روی این مشکلات تاثیر گذار هستند.
وزن خشک و ارزش کالری
وزن روتیفر ها به اندازه آنها و حالت تغذیه بستگی دارد . تقریباً ng800-600 روتیفرهای B.plicatilis ، سه یا چهار برابر سیگین تر از B.rotundiformis هستند ( تقریباًng 200) و این با میزان تولید مثل تغییر می کند . معلوم شده که ارزش کالری به رژیم غذایی بستگی دارد و از 10 ×34/1 کالری در روتیفر تغذیه شده یا مخمر نانوایی به 10×2 کالری در روتیفر بعد از شش ساعت غنی سازی با رژیم غذایی غنی شده تغییر می یابد .
ترکیب بیوشیمیایی
پروتئین و محتوی کربوهیدرات
محتوی پروتئین روتیفر از 28تا63 درصد و میزان لیپید از 9 تا 28 درصد وزن خشک متغییر است. میزان کربوهیدرات از 5/10 تا 27 درصد وزن خشک متغییر است واز 61 درصد 80 درصد گلوکز ( که در حال حاضر عمدتاً به عنوان گلیکوژن وجود دارد ) ، 9 تا 18 درصد ریبوز و 8/0 تا 7 درصد گا لا کتوز ، مانوز، داوکسی گلوکز ، فوکوز ، و اکسیلوز ، تشکیل شده است . سهمیه غذایی میزان تولید مثل روتیفرها و پروتئین ، لیپید و کربو هیدرات آنها ؤآ تحت تاثیر قرار می دهد. میزان پروتئین هر روتیفر با افزایش سهمیه غذا 60تا80 درصد افزایش می یابد ، اما آمبنو اسید روتیفرها تحت تاثیر سهمیه غذای آنها یا نوع غذای تامین شده برای روتیفرها قرار ندارد .
ترکیب لیپید
میزان لیپید روتیفرها عموما بین 9و28 درصد وزن خشک آنها متغییر است و بدون هیچ ابهامی شده است که بیشترین تاثیر را روی رشد و بقا لاروهای ماهی دریایی دارند. حدود 34تا 43 درصد لیپیدها در روتیفرها فسفولیپید هستند و 20تا55 درصد آنها تریا کیل گلیسرول با مقادیر کم آکیل گلیسرول ، دیا گلیسرول ، استرولها ، استرول استر و اسیدهای چرب آزاد هستند . تریا کیل گلیسرول و فسفو لیپیدهای روتیفر ، اسیدهای چرب مشابهی نشان می دهند اما اینها عمدتا تحت تاثیر لیپیدهای تامین شده در رژیم غذایی آنها است. اسیدهای Eicosapentaenoic( EPA ) و Docosahexaenoic ( DHA) ( 20: 5n-3و 22: 6n-3 به ترتیب) چند دهه است که به عنوان اسیدهای چرب ضروری برای بقا لاروهای ماهی دریایی شناخته شده اند . به طور کلی ماهی دریایی شامل مقادیر زیاد EPA وDHA در فسفو لیپیدهای غشاهای سلولیشان هستند و از آتجا ئیکه آنها نمی توانند از اسید لینولنیک آنها را سنتز کنند( 18:3n-3) این اسیدها مولفه های غذایی ضروری هستند. بویژه DHA در تراکمهای بالا در غشاهای عصبی و بینایی وجود دارد و کمبود در رژیم غذایی لاروی ممکن است باعث عواقب جدی برای مراحل گسترده فیزیواوژی و رفتاری شود. اینها شامل رنگدانه آسیب دیده سیستم درون ریز میشوند . به طور مشابه ماهی ظرفیت محدودی برای تغییر اسید لینولنیک دارد از ( 18 : 2n-6) به n-6 HUFA، از جمله اسید آراشیدونیک ( ARA, 20: 4n-6) ، که در سالهای اخیر توجه زیادی را جلب نموده است. و اکنون نیز به عنوان اسید چرب ضروری مورد توجه است. نشان داده است که تحمل فشار در لاروهای ماهی را بهبودمی بخشد . ARA اسید چرب اصلی ابتدای eicosanoids است که به ترکیبات فعال بیولوژیکی تبدیل شده است از جمله پروگاندین ، ترومبوکسان و لیو کورتین یا می تواند در واکنش به تحریک هورمونی عمل کند. جمع آوری شواهد اشاره به اهمیت عرضه ترکیب بهینه ای از EPA,DHA، ARA در رژیم غذایی لاروهای ماهی دریایی دارد. علاوه بر این فسفو لیپید ها نسبت به تری آکیل گلیسرول ها برای تحویل این اسیدهای چرب اشباع نشده ترجیح داده می شوند (PUFA) . این امر احتمالا مربوط به توانایی محدود لاروهای ماهی در سنتز فسفولیپیدها de novoاست. پیشنهاد شده است که نسبت بهینه برای DHA:EPA:ARA 2 1 : 1.8برای ماهی توربو است واینکهARA اضافی ممکن است تاثیرزیان بار داشته باشد .درحالیکه به خوبی شناخته شده است که روتینوهارا میتوان به راحتی با مخمرپرورش داد روتینوهای پرورش یافته به این روش از لحاظ تغذیه ای برای داروهای ماهی دریایی نامناسب هستند زیرا آنها فاقد مقادیر مناسبDHA . EPAیا ARAمیباشند .روتینوها بایدبااین اسیدهای چرب غنی شوندوروشهای غنی سازی شامل تغذیه روتینوها با جلیک وامولسیون لیپید وذرات محتوای کمی وکیفی لیپیوروتینوها را میتوان بوسیله دوره های غنی سازی کوتاه وطولانی مدت برای رژیم های متفاوت شامل امولسیون لیپید به کار گرفت . ففولیپیدهای روتینو نسبت به تری آکیل گلیسرول کمتر بوسیله این رژیمها تحت تاثیر قرار گرفته اند .روغنهای ماهی تجاری شامل تریآکیل گلیسرول .منبع اصلی DHAیاEPA هستند. محتوای آنها به گونه های ماهی بستگی دارنداما آنها معمولا"از لحاظARAمغنی نیستند به جز روغن اربیتال ماهی تن که ممکن است حدود 2 درصد ARAداشته باشد.این روغنها معمولا"در رژیمهای غذایی مصنوعی برای روتینوها گنجانده شده اند.لیپیدها را نیز می توان بوسیله تغذیه روتینوها با جلبک تامین نمود . مثلا"EPAغنی شده نانو کلروسپیس وDHAغنی وISOCHRSIS که هردوی آنهاشاملARAهستند . یک نژادجهش یافته نانو کلروسپیس کمبودSchneider et al. 1995)EPA) دارد که شامل ARA است (3/23 درصدMOLدر کلعصاره سلولی نژاد جهش یافته در برابر 2/4درصدMOL درگونه وحشی ) ومیتواند به عنوان یک منبع دیگر این اسید چرب مورد استفاده قرار گیرد.جلبک را میتوان مستقیما"به محیطهای پرورش عرضه نمود، به عنوان زنده یا یخ زده تراکم یا بعداز یخ زدن وخشک کردن ، بحث شده دراین اواخرباکتریای بدست آمده از منطقه جنوبگان ، شامل سطوح بالای EPA، به عنوان یک جایگزین با پتانسیل غذای غنی شده برای روتینوها پیشنهاد شده است .منبع مغذی لیپیدی دیگرکلورا آب شیرین است . میزان لیپیدروتینوها معمولا" پایین تر از لیپید ارگانیسم غذای آنهاست که نشان دهنده اینست که لیپیدها مورد استفاده روتینوها قرار می گیرند .در محیطهای با تولید مثل بالا روتینوهاDHA بیشتری استفاده می کنند وبهره گیری از لیپید به دما بستگی دارد . آنها حدود سه تا پنج برابر بیشتر از کل لیپیدها جمع می شوند وقتیکه در دمای 10 درجه سانتیگراد از 25 درجه سانتیگراد نگهداری میشوند واین نتایج نشان می دهد کهسطوح بالاتر غنی سازی بدست خواهند آمد اگر این شیوه در دماهای نسبتا" پایین انجام شود ( به نژاد روتیفر یستگی دارد ) جاییکه میزان تولید مثل ومیزان بهره گیری کاهش یافته اند .
غنی سازی ویتامین
اهمیت غنی سازی روتینوها با ویتامین به طور گسترده مورد مطالعه قرار نگرفته است. علاوه بر ویتامین (ب12)که قبلا" ذکر شد، ویتامین های قابل حل چربی (آ ب و ایی ) تولید مثل روتینوها را بالا می برند . محتوای ویتامین های قابل حل آبدر روتینوها بعد از تغییردر رژیم غذایشان از مخمر نانوایی و امولسیون لیپید به ISOCHRGSIS افزایش یافت .
چشمگیرترین افزایش درمحتوای اسید آسکوربیک ویتامین بود. روتینوهایی که از جلبک تغذیه می کنندشامل مقادیر کانی از ویتامین ها هستند که احتیاجات تغذیه ای داروهای ماهی را برآورده می سازند . با این وجود سطوح افزایش یافته ویتامین های قابل حل جربی بوجود آمده بوسیله تغذیه آنها با امولسیون روغن ماهی به سرعت به اتمام می رسند وقتیکه روتینوهاشروع به تغذیه با رژیم غذایی ISOCHRGSIS کنند . با این وجود میزان نهایی آنها در روتینوها از سطوح توصیه شده مورد نیاز برای رشد مناسب داروهای ماهی فراتر میرود . ویتامین C ( اسید آسکوربیک )نه تنها رشد روتیف را تحریک می کندد . بلکه بطور چشمگیری روی بقا لاروهای ماهی تاثیر دارد محتوای آن در زوتینوها به رژیم غذایی بستگی دارد همانطورکه در چندین گونه جلبک بسیار فراوان است .حداکثر میزان ،در روتینوهای غنی شده با ASCORYL PALMITATEبدست آمده اند .
تاثیر گرسنگی
یکی از مشکلات اصلی در خوراندن روتینوها به لاروها ،وخامت کیفیت تغذیه آنها است که ناشی از گرسنگی می باشد که به دلیل دوره های طولانی سکونت ماهی در مخزن است .حدود 40 تا 50 درصد توده روتینو طی 4 تا 5 روز گرسنگی در دمای 18 تا 20 درجه سانتیگراداز بین می رود و میزان کاهش قطعا" به دما مربوط است . طی گرسنگی فساد خاص لیپید،کربوهیدراتها و اسیدهای آینه رخ می دهد ه منجر به افزایش میزان پروتین ها در وزن خشک می شود. ترکیب شیمیایی روتینوها (مثلا" محتوای چروتیین ) می توانددر 1-Mgg وزن خشکی نمایان شود . در 8 ساعت اولیه گرسنگی آسیدهای آمینه آزاد ، به عنوان منبع اصلی انرژی بوسیله روتینوها با لیپیدها و کربوهیدراتها یی که بعدا" مورد استفاده قرار می گیرند مصرف می شوند. لیپیدها به عنوان منع اصلی انرژی عمل می کنند .وطبقه های مختلف لیپید در میزانها متفاوت طی گرسنگی بسیج می شوند. افزایش در میزان دی آکسیل گلیسرول ،منو آکسیل گلیسرول،استرولها واسیدهای چرب آزاد ناشی از بسیج شدن تری آکسیل گلیسرولاست و همچنین می تواند منجر به افزایش لیپیدهای قطبی شوند.
بسیج ش استرولهل ورشته های موم،هیدرولیتر تری آکسیل گلیسرول و کربوهیدراتها را به دنبال دارد و با افزایش مرگ و میر روتینوها مقارن است (فردلو پاکوک 1992)کاهش لیپید به دما بستگی دارد ومی تواند به 19 درصد کل لیپیدها در روز در 18 درجه سانتیگراد برسد و میزان 3-8 اسیدهای جچرب نسبت ه دیگر لیپیدهابه سرعت کاهش می یاد میزان روتیین هر روتینو طی گرسنگی کاهش می یابد ولی ترکیب اسید آمینه می تواند به نسبت ثابت است. این نتایج نشان می دهد روتینوهای تازه غذا خورده وغنی شده باید به طور روزانه در محیط پرورش در اختیار لاروها قرار می گیرند .
روتیفرهای نگهداری شده
برآورده ساختن احتیاجات لاروهای ماهی یک تلاش مداوم است از روز اولین تغذیه تا زمانیکه لاروها با منابع غذایی دیگر تغذیه شوند ( مثلا" آرتیما ). در حالیکه شیوه معمولی به برداشت روزانه روتینوها از محیط های پرورش زنده بستگی دارد، روشهای متفاوت ذخیره روتینوها کشف شده اند .
نگهداری در دماهای پایین
روتیفرهای یخ زده معمولا" به عنوان غذا مناسب نیستند زیرا بعد از اب شدن خاصیت غذایی را از دست
میدهند،خاصیت شناوری آنها کم می شود وممکن است باعث بدشدن کیفیت آب شونداگر وارد مخازن پرورش شوند.B.PLICATILS زنده را می تواندردمای 4 درجه سانتیگراد در تراکم های نسبتا"بالا برای حداقل یک ماه ذخیره نمود اما این دوره برای نژادهای ترموفیلیک B.ROTUDIFROMISکوتاه تر است.
ذخیره سازی در دمای پایین می تواند به کاهش برداشتهای روزانه و غنی سازی روتینوها کمک کند که ممکن است هر چند روز انجام گیرد. این روش نیز می تواند در ذخیره ها مازاد و تولید شده در یکروز برای استفاده بعدی موثر باشد که یک ایمنی در برابر افت پیشبینی نشده چرورش ایجاد می کند و انتقال روتینوها را بین محلهای تولید و امکانات وتجهیزات پرورش آسان می سازد.در حالیکه ذخیره سازی در 4 درجه سانتیگراد در بیشتر مکانها امکان چذیر می باشد. روتیفرها به تولید مثل در این دما ادامه می دهند ونیاز بهتغذیه دوره ای و جابجایی به مدت 2 هفته دارند اما ذخیره سازی در این دما نیاز به تجهیزات خاص بیشتری دارد.
همانطور که ذخیره سازی در دمای پایین برای روتینوهای plicatlisB. نسبتاٌ آسان و موفقیت آمیز است، ادامه این روش برای B.rotundiformis در این اواخر آزمایش شده است نتایج نشان می دهد که روتیفر B.rotundiformis در برابر 4 درجه سانتیگراد نسبت به نژادهای روتیفر B.plicatilis از تحمل کمتری بر خوردار است و نژادهای شناخته شده به عنوان نوع SS آسیب پذیر تر بودند و بقا کمتری نشان دادند. در حالیکه متوسط بقا نژادهای B.plicatilis از 9/26تا 7/63 درصد بعد از 30 روز در دمای 4 درجه سانتی گراد بوده است، فقط یک نژادِِِِِِِ B.rotundiformis بعد از 15 روز در این درجه حرارت و فقط 4 نژاد بعد از 7 روز باقی ماندند . یک تغییر ماندند .یک تغییر واضح بین نژادهای نوع S وSS نمایان شد با بقا کمتر نژاد نوع ُُSS در دماهای پائین . در دمای 12 درجه سانتی گراد بیش از 80 درصد روتیفرهای B.rotundiformis (از نوع S و SS) بعد از 10 روز زنده ماندند. بقا نژاد نوع S بیش از ppt 35 بود در حالیکه نژاد نوع SS در ppt 17 بهترین ماندگاری را دارا بود. تغذیه روتیفرها در فواصل 2 روزه بقای آنها را نسبت به تغذیه فقط در ابتدای آزمایش یا فواصل 4 روزه بهتر نمود و تغییر محیط پرورشی هر روز از بقا جلوگیری نمود. یک دوره 24 ساعته عادت به دمای 20 درجه قبل از انتقال روتیفرها از دمای عادی محیطشان ( 28 درجه سانتی گراد ) به 12 درجه سانتی گراد باعث بقا بیشتر روتیفرهای نوع SS گردید اما هیچ تاثیری بر روتیفرهای نوع S نداشت. این نتایج نشان می دهد که مشکلات در تلاش برای نگهداری روتیفرهای نوع کوچک در دمای پائین برای دوره های طولانی وجود دارد. و شرایط بهینه از لحاظ تجربی برای هر نژاد تعیین می شود.
cryopreservation
نگهداری طولانی مدت نژادهای مهم از لحاظ ژنتیکی را می توان بوسیله cryopreservation بدست آورد . تخمهای Amictic ( اما نه بالغها ) را بعد از اینکه با عوامل cryopreservationمانند دی متیل سولفکوک ید ( DMSO ) یا پروپان دیول اشباع شدند در نیتروژن مایع نگهداری می شوند . این روش نگهداری کامل ویژگیهای ژنتیکی مهم در محیط پرورش و بویژه برای آن نژادهایی که تخمهای کمون تولید نمی کند را تخمین می کند . مجموعه کوچکی از نژادهای B. plicatlis و B.rotundiformis حفظ شده بوسیلهcryopresevation در آزمایشگاه این نویسنده نگهداری می شوند و به عنوان منبع دیگری برای پرورش زنده مورد استفاده قرار می گیرند . از آنجائیکه این روش ، شیوه ای نسبتاٌ گران است ، برای نگهداری تعداد زیاد روتیفر ها برای استفاده مستقیم به عنوان غذا بعد از یخ زدایی مناسب نیست.
تخمهای کمون
تخمهای کمون روتیفر تولید شده به طریق مصنوعی به عنوان راهی دیگر برای عرضه روتیفرها بدون وابستگی به چرخه تولید روزانه استفاده شده در محلهای تخم ریزی دریایی پیشنهاد شده است. تولید تخم کمون از لحاظ ژنتیکی با تغییرات زیاد بین روتیفر های حاصل از تخمهای تولید شده بوسیله یک کلون تعیین می شود . تولید این تخمها را می توان بوسیله عوامل محیطی مانند شوری، کیفیت وکمیت غذا، تراکم پرورش روتیفر ، تبادل محیط پرورش و دما با مهارت کنترل کرد و بین گونه های B.plicatlis و B.rotundiformisمتغییر است. اساساٌ بدست آوردن تخمهای کمون روتیفر نسبتاٌآسان است اما مشکل اصلی تعداد نسبی تولید شده در برابر سرمایه گذاری انجام شده است.از آنجائیکه تولید آنها از لحاظ ژنتیکی تعیین می شود اولین گام انتخاب یک نژاد مناسب است. برای B.plicatilisپرورش بایددر شوری زیر ppt 30 و دمای ترجیحاٌ از 12تا 25 درجه سانتیگراد حفظ شود . تراکم روتیفر باید پائین نگهداشته شود، بیش از ml 150 روتیفر نباشد. . غذا ( ترجیحاٌ نانو کلرو سیس sp ) باید به مقدار مناسب تامین شود. بعد از وارد کردن یک ml عدد 10-5 inoculum روتیفر،
روتیفرها شروع به تولید مثل می کنند و با توجه به دمای محیط پرورش، ماده های ماده های mictic که تخمهای نر را حمل می کنند بعد از 2تا3 روز نمایان می شوند. این اتفاق با ظهور نرها و ماده های بارور که حامل تخمهای کمون هستند بعد از 4تا 6 روز دنبال می شود. این تخمهای کمون در پایان رشد شان از ماده ها جدا خواهند شد و به قعر ظرف محیط پرورش فرو می روند . با پیدایش تخمهای کمون تعداد ماده هایی که تخمهای نر را حمل می کنند. رو به کاهش می گذارنند و با کاهش در فروانی نسبی نرها و کاهش تولید تخمهای کمون همراه است. اغلب اوقات در این مرحله محیط پرورش ضایع می شود و تولید تخمهای کمون متوقف می شود. چرخه تولید مدت 10تا 24 روز طول می کشد . تخمهای کمون را می توان بوسیله الک کردن با بر هم زدن آب محیط پرورش ، بوسیله تور با سوراخهای um 200 پلانکتون ، که تخمها از آن عبور خواهند کرد از میان ذرات و آت آشغالها ی یافت شده در کف ظرف محیط پرورش جمع آوری کرد. مواد جمع آوری شده روی الک باید دوباره در آب دریای تمییز بصورت تعلیق در آیند و مرحله الک کردن چندین بار تکرار می شود تا بیشتر تخمها از ذرات رها شوند. خارج ساختن آشغالهای باقیمانده بوسیله به تعلیق در آوردن تخمها در آب دریای پاک و رقیق شده ( مثلاًppt 10) در یک قیف مجرا و ورود یک لوله هواگیر در بالای خروجی انتهایی حاصل میشود. یک جریان هوای آرام باعث شناور شدن ذرات و فرو رفتن تخمها به سمت خروجی قیف می شود جائیکه می توان آنها را جمع آوری کرد. تخمهای جمع آوری شده در تاریکی ( لوله های شیشه ای پوشیده شده با فویل آلومینیم یا هر ظرف دیگر ) در یک دمای پائین ذخیره شوند ساده ترین روش به تعلیق در آوردن تخمها در لوله های سر پوشیده شده است که محتوی آب دریای تمییز یا استریل ppt10 است و آنها را در یخچال ذخیره کرد . نتایج اخیر نشان داد که تخمها ممکن است در حالت خشک شده نیز ذخیره شوند: خشک شده ، lyophilised یا کنسرو شده تحت فشار . بیرون آمدن از تخم در تخمهای کمون بوسیله انتقال آنها از محفظه ذخیره به آب دریای تازه و گذراندن دوره ی کمون در دمای10تا25 درجه سانتی گراد با روشنایی بدست می آید نشان دادند که دمای پائین می تواند کارآیی تولید تخم را بوسیله پرورش B. plicatilisبه مدت 20 روز در دمای 12 درجه سانتی گراد قبل از انتقال آنها به 25 درجه سانتیگراد بهبود بخشید . شرایط بهینه برای تولید B.rotundiformis با شرایط B.plicatilisتفاوت دارد، تولید تخم کمون در B.rotundiformis در درجه شوری بالاتری ترغیب می شود . تولید انبوه تخمهای کمون روتیفر ( B.plicatlis ) در مخازن 50 متر مکعب گزارش شده است و بهبود در فنون پرورش آزمایش شده اند از جمله استفاده از شیوه پرورش نیمه مداوم به منظور حفظ نسبی تراکم پائین روتیفر و استفاده از سیستم فیلتر نایلونی برای خارج نمودن ذرات اضافی (). شیوه ها برای ذخیره بهینه مقادیر زیاد تخمهای کمون ابداع شده اند از جمله خروج باکتریهای چسبیده به تخمها بوسیله آبکش تخمها با هیپو کلریت (1.0 mg) یا سدیم سیفور سیترنات( 5ug ml) برای بهبود توانایی بیرون آمدن از تخم . شرایط بیرون آمدن از تخم که به خوبی ایجاد شده باشد ، استفاده از تخمهای کمون در زمان مورد نیاز را آسان می سازد. این تخمها را می توان مستقیماً برای تغذیه لاروهای ماهي یا برای آغاز پرورش متراکم استفاده نمود اما میزان تولید مثل غیر جنسی در روتیفرهای بیرون آمده از تخمهای کمون ممکن است تغییر زیادی را نسبت به روتیفرهای حاصل از پرورش نشان دهد . هزینه تولید تخمهای کمون چندین برابر از هزینه تولید روتیفر های پرورش انبوه فراتر است و بنابراین هنوز به طور گسترده به عنوان منبع مستقیم غذایی برای لاروهای ماهی اتخاذ نشده است. علاوه بر این روتیفرهای خارج شده از تخمهای کمون تولید شده به طور مصنوعی ممکن است ظهور mixis بالایی را نشان دهد.از آنجائیکه نژاد انتخاب شده و برای تولید تخمهای کمون به همین منظور انتخاب شده اند . بنابراین استفاده از تخمهای کمون تجاری موجود برای آغاز پرورش متراکم نیاز به هشدار و توجه دارد از آنجائیکه این محیطهای پرورش ممکن است بروز زیاد نرها را تحت شرایط خاص محیط پرورش نشان دهند ( مثلاً میزان شوری پائین برای B.plicatilis ).
رهنمودهای آینده
امید به جایگزینی روتیفرهای زنده به عنوان غذا برای مراحل اولیه رشد لاروهای ماهی دور از عملی شدن است علیرغم اینکه تلاشهای قابل توجهی در این مسیر انجام شده است . به طور کلی روش شناسایهای فعلی تولید و غنی سازی روتیفرها در بر آورده نمودن تقاضاهای صنعتی موفقیت آمیز بوده است با این وجود در حال حاضر بر آورده ساختن نیاز فوری غذای زنده بسیار کوچک مشکل است، اگر چه چندین نژاد ژنتیکی بسیار ریز ، پیدا شده و پرورش یافته اند . شیوه های بهینه برای پیش بینی وضع فیزیولوژی روتیفر ها در تولیدهای متراکم می تواند در جلوگیری از ضایع شدن محیطهای پرورش مفید باشد. استفاده از روتیفر های ذخیر ه شده ممکن است وابستگی فوری محیطهای تخم ریزی به تولید روزانه روتیفر ها را کاهش دهد. این شامل روتیفرهای زنده در دماهای پائین یا راهی دیگر به عنوان تخمهای کمون می شود. روشهای ارزانتر برای حفظ تولید ناشی از تولید مثل بین خودی تخم کمون در رسیدن به این هدف از مزیت بالایی بر خوردار خواهد بود.
کالبدشناسی آزاد ماهیان
۱- پوست
پوست آزاد ماهیان برای جلوگیری از نفوذ آب به بدن ماهی وایجاد صفحه زرهی به نام فلس است، زمانی که ماهی تحت استرس قرار می گیرد از اپیدرم موکوس ترشح می شود که از بروز عفونت جلو گیری می کند وباعث سهولت بیشتروصرف انرژی کمتر در شنا می باشد. گاهی عفونت های انگلی باعث ترشح موکوس غلیظ می شود که باعث تیرگی پوست می شود.
فلسها، صفحاتی بیضی شکل از جنس استخوان هستند ودرزیر اپیدرم قرار دارند ودر زمان بچه ماهی نورس تولید می شوند. وقتی ماهیان به دلیل ابتلا به بیماری سست وضعیف می شوند اغلب رنگشان تیره وسیاه تر می شود، در کل می توان گفت پوست یکی از قسمتهایی است که در صورت بروز مشکل خیلی سریع تغییر می کند.
۲- دستگاه ماهیچه ای
ماهیچه های عمده ماهی که به مصرف تغذیه انسان می رسد به عنوان ماهیچه های سفید شناخته می شود که بسیار قوی هستند واساسا جهت تعقیب وگریز هنگام شکار استفاده می شوند. ماهیچه های قرمز فقط در طول خط جانبی وبعضی محل های خاص مانند پایه باله ها، آبششها وچشم یافت می شود. باله ها به وسیله ماهیچه های قرمز کوچک مستقل به حرکت در می آیند، کلیه آزاد ماهیان به وسیله یک بالچه ضمیمه در ناحیه پشت، دقیقا جلوی دم مشخص می شوند که به واسطه داشتن چربی به باله چربی معروف است.
3- دستگاه تنفسی
ماهی به وسیله آبشش تنفس می کند که کتشکل ازچهار ردیف رگهای موئینه پهن بسیار ظریف در دو طرف گلو است که خون از میان آنها جریان می یابد. آب پیوسته در روی انها درگزر است . در خلال عبور آب از آبششها دی اکسید کربن خون به داخل آب انتقال می یابد واکسیژن از آب جذب می شود. سطح تنفسی آبششها باید بسیار ظریف باشد تا تبادلات اکسیژن با دی اکسید کربن بتواند به سادگی انجام بگیرد.
این سطوح تنفسی واجدسلول های تولید کننده موکوس ویاخته هایی است که هین عبور خون هر گونه نمک اضافی رااز آن دفع می کند. مسلما چنین ساختمان های ظریفی نسبت به صدمات حاصل از آب بسیار آسیب پذیر است، همچنین اگر به عنوان محلی برای جایگزینی باکتری ها وانگل ها قرار گیرد، بطور جدی مخاطره آمیز خواهد شد. روی آبششها را سرپوش آبششی فرا گرفته ودر داخل گلو دارای یک سری ساختمان شانه مانند به نام کمان آبششی است.
4- دستگاه گردش خون
قلب که در ناحیه پایه گلو قرار دارد. قلب دو محفظه ای است و وقتی خون از آبششها عبور می کند فشار آن تا حد زیادی کم شده وعبور آن از بافتها آرام می شود.
5- دستگاه گوارش
در آزاد ماهیان لوله نسبتا ساده ای است که از دهان آغاز می شود. در زمان بلع غذا سریعا از راه مری به سوی معده ره سپار می شود. معده اندامی (یو) شکل است که به دلیل خاصیت ارتجاعی می تواند مقدار زیادی غذا را دریافت کند. سپس مواد در روده جذب می شوند ومقداری هم به صورت مدفوع دفع می شود. دو غده بسیار مهم در ارتباط با لوله گوارش فعالند:
کبد: که عضوی بزرگ است ودرست درجلوی معده واقع شده است ، رنگ آن قهوه ای مایل به به صورتی است.در شرایط طبیعی کبد نباید رنگ پریده یا برنزه باشد. به دلیل اهمیت کبد در سوخت وساز غذا ، بیماری های این غده بسیار مهم هستند. معمول ترین حالت مریضی کبدانتشار وتجمع بش از حد چربی های نا مناسب است.
پانکراس یا لوزلمعده: که دارای ساختار پراکنده درسرتاسر چربی اطراف زواید باب المعده است. پانکراس در بیماری های ویروسی مهم است زیرا محل مناسبی برای تکثیر دو ویروس مهم از عوامل ویروسی بیماریزا در آزاد ماهیان است.
در آزاد ماهیان کیسه شنا با قسمت خلفی گلو درارتباط است به طوری که ماهی می تواند سریعا از طریق آن هوارا خارج سازد و به اعماق رود. هر گونه انسداد در این مجرا ویا صدمه به دیواره کیسه شنا ، توسط غذاهای آردی مشکلات قابل ملاحظهای در شنای ماهی ایجاد می کند.
6- دستگاه دفعی
کلیه اصلی ترین صافی بدن است. در آزاد ماهیان ساختار طویل سیاه رنگ در سقف محوطه شکمی می باشد، که از پشت سر تا مخرج امتداد یافته است. طحال هم در کار دفع موثر است. بافتهای خون ساز کلیه وطحال در بیماریها بسیار مهم ومورد حمله تعدادی از عوامل باکتریایی و ویروسی مخرب قرار می گیرند .
7- دستگاه تولید مثل
دستگاه تولید مثل شامل یک جفت تخمدان در ماده ها و یک جفت بیضه در ماهیان نر می باشد. در مرحله پیش از بلوغ در قسمت قدامی محوطه شکمی است و به مرور با بلغ شدن رشد کرده وتمام طول محوطه شکمی را در بر می گیرد.
۸- دستگاه عصبی
رفتار آزاد ماهیان بازتابی از دستگاه عصبی آنهاست، آزاد ماهیان با احساس بو وتشخیص دقیق کیفیت شیمیایی آب به رودخانه های اصلی بر می گردند که در آن متولد شده اند. به کمک چشمان شکار می کنند . پوست بخش انتهایی اعصاب است که ماهیان توسط آن لمس می کنند ولی جالب ترین اندام حسی سطحی خط جانبی است که از ناحیه سر تا دم کشیده شده وحاوی منافذی است که به بیرون باز می شود. انتهای اعصاب حسی به دیواره داخلی این منافذ ختم می شود. عدسی چشم در ماهیان سالم، گرد وکاملا شفاف است اما در پاره ای بیماری ها کدر می شود. گوش فاقد بخش خارجی است و وظیفه اصلی آن تعادل است که آسیب به آنها باعث عدم تعادل در ماهیان می شود .
ماهیان به یکی از سه روش زیر تولید مثل می کنند :
1- در اغلب ماهیان، جنس های نر وماده از هم جدا هستند که این روش تولید مثلی را روش دو جنسی می نامند. در این ماهیان دو اندام قرینه به نام غدد تناسلی وجود دارد که در ماهیان نر بیضه ودر ماهیان ماده تخمدان می باشد ودر محوطه شکمی وجود دارد.
2- بعضی از ماهیان هرمافرودیت ( نر – ماده) هستند. این نوع تولید مثل در هامور ماهیان ( خانوادهSerranidae ) وبعضی از آزاد ماهیان مشاهده می شود. هامور هرمافرودیت ناپایدار است یعنی ابتدا نر است ودر سنین بالا ماده می شود.
3- روش بکر زایی، که در این روش ماده بدون دخالت نر تولید مثل می کند وحتی ممکن است جفتگیری هم انجام شود ولی در این حالت، اسپرم فقط تحریک کننده تخمک است وبا تخمک ترکیب نمی شود وماهیان به وجود آمده بدون داشتن صفات پدری غالبا ماده اند مثل: مولی آمازون (Fiecillia firmosa) که زنده زاست وخاص مناطق گرمسیری می باشد.
ماهیان ممکن است زنده زا (Viviparous) ، تخم گذار (Oviparous) ، یا تخم زنده گذار (Ovoviviparous) باشند. در ماهیان زنده زا، نوزاد از بدن خارج می شود مثل ماهی گامبوزیا وبمبک معمولی . در ماهیان تخم زنده گذار، تخم در داخل بدن کمی رشد کرده واندکی قبل از خروج نوزاد از تخم، تخم از شکم ماهی ماده بیرون می آید مثل بمبک گربه. ماهیان زنده زا وماهیان تخم زنده گذار، لقاح داخلی دارند اما ماهیان تخم گزار یا تخمک گزار لقاح خارجی دارند.
در بعضی از ماهیان جنس های نر وماده از لحاظ شکل ظاهری از هم قابل تشخیص هستند، مثلا در ماهی سفید دریای خزرRutilus frisii kutum در فصل تخم ریزی سر وتمام بدن جنس نر از برجستگی های مرواریدی پوشیده می شود . در این موقع می گویند ماهی نر لباس عروسی بر تن کرده است. این برجستگی ها که به صورت زواید شاخی مانند هستند بعد از فصل تخم ریزی در اثر ترشح هورمن ها ناپدید می شوند.
لوب پائینی باله دمی در ماهی نر دم شمشیری (Sword tail) که از ماهیان جنگجوی آکواریومی است، بسیار رشد کرده وسیخ مانند شده . در ماهی گورامی (Trichogaster leeri) در جنس نر باله پشتی ومخرجی، بزرگ تر ، پهن تر وداز تر است. همچنین رنگ باله ها درخشان تر است. در ماهی آزاد دریای خزر (Salmo trutta caspius) انتهای فک پائینی در جنس نر به طرف بالا برگشته وبه صورت قلاب یا دندان خمیده ای درآمده است . در ماهی آزاد گوژ پشت (Oncorhynchus gorbuscha) در جنس نر، هر دو فک بالایی وپائینی کاملا خمیده شده وبرآمدگی بزرگی در پشت سرآن پدید می آید . در ماهی گامبوزیا یا ماهی گوپی، تعدادی از شعاع های باله مخرجی جنس نر تبدیل به عضو جفت گیری( گنوپودیوم) می شود.
تولید نور در ماهیان :
ماهیان آب شیرین قدرت تولید نور ندارند، تنها یک موجود زنده آب شیرین که نوعی نرمتن است و در نیوزلند زندگی می کند، قادر به تولید نور است. از میان ماهیان تنها بعضی از انواع دریا زی قدرت تولید نور دارند. تعدادی از ماهیان نورانی بطور دائم در آب های کم عمق زندگی می کنند اما بیشتر آنها در آب های نیمه عمیق تا عمیق بسر می برند وبسیاری از آن ها هنگام مهاجرت شبانه برای تغذیه از عمق به سطح می آیند.
حدود دو سوم ماهیان آب های عمیق اقیانوس ها نور تولید می کنند. قابلیت تولید نور حداقل در42 خانواده از ماهیان وجود دارد. بیشتر آن ها جزء ماهیان استخوانی عالی(Teleost) هستند وتنها 2 خانواده به ماهیان آلاسمو برانشی تعلق دارند. از گروه لامپری ها وهگ فیش ها هیچکدام نور تولید می کنند.
در میان ماهیان استخوانی، خانواده فانوس ماهیان ( با اسم علمی Myctophidae وبا اسم انگلیسی Lanternfishes) نسبت به سایر خانواده ها از لحاظ تولید نور دارای جنس ها وگونه های بیشتری هستند.
تولید نور در ماهیان به صورت شیمیایی وبدون نیاز به گرما اتفاق می افتد. دو مکانیسم برای تولید نور در ماهیان وجود دارد:
1- لومینسانس باکتریایی: در بعضی از ماهی ها توسط باکتری های همزیستی که در ساختارهای غده ای شکل موجود در بدن ماهی پرورش می یابند، نور تولید می شود.
2- سلف- لومینسانس: در این حالت در اثر وقوع فرایند های بیوشیمیایی وانجام واکنش بین آنزیم، لوسیفراز با ماده لوسیفرین ودر حضور اکسیژن وATP، توسط خود ماهی وبدون دخالت باکتری ها نور تولید می شود.
ساختار های نورانی در اطراف دیواره شکمی ، مخرج، اندام های گوارشی وگاهی در زیر چشم ها، روی سطح پشتی ، داخل دهان، روی سیبیلک ها یا بر روی فکین قرار دارند. اندام های نورانی ساختار های متفاوتی دارند، ساختار بعضی از آنها بسیار کوچک وفاقد رنگدانه است.
بعضی از آن ها ساختار بسیار پیچیده دارند ودارای یک بخش غده ای هستند. در این نوع ساختار توسط یک انعکاس دهنده قوی، نور به سمت یک عدسی هدایت می شود وعدسی، پرتوهای نوری را متمرکز می کند. بعضی ازاین اندام ها هم دارای ساختاری شبیه عنبیه چشم هستند که میزان نور خروجی را کنترل می کند. غده نوری برخی از ماهیان دارای روزنه ای بر سطح خارج بدن است ومواد نورانی می توانند به اختیار ماهی ازغده مذکور آزاد شده وبه آب ریخته شوند که این نوع تولید نور را تولید نور خارج سلولی می نامند؛ اما در برخی دیگر از ماهیان تولید نور به صورت داخل سلولی است یعنی مواد نورانی فقط به داخل سلول ها محدود می باشند. در بسیاری از گونه ها در داخل اندام های نورانی فیلترهای رنگی مشاهده می شود، بنا بر این نور درگونه های مختلف به رنگ های بسیار متنوع می تابد.
وظایف احتمالی تولید نوردر ماهیام:
1- پوشاندن یا استتار بدن: قرار گرفتن اندام های مولد نور در سطح شکمی بعضی ماهیان، سبب دیده نشدن آن ها توسط ماهیان شکارچی آب های عمیق تر می گردد. نور تولید شده توسط طعمه ها( ماهیان مولد نور) با نور زمینه ای که از لایه های بالایی آب می آید، هماهنگ وهم راستا می شود، در نتیجه ماهیان شکار چی که از سطوح زیرین آب به طرف بالا حمله می کنند، امکان دیدن طعمه ها را از دست می دهند.
2- بعضی از ماهیان به منظور جلب توجه کردن برای جنس مخالف در فصل تولید مثل، نور تولید می کنند.
3- انتشار ناگهانی نور توسط یک ماهی منفرد یا توده ای از ماهیان کوچک سبب وحشت زده شدن ماهی شکارچی وفرار آن می شود.
4- بعضی از ماهیان شکارچی در اطراف دهان، داخل دهان یا روی سیبیلک ها دارای اندام مولد نور برای جذب طعمه ها هستند.
5- اگر اندام های نورانی بر روی سر ماهی قرار داشته باشند، اشیاء وطعمه های موجود در میدان دید ماهی قابل مشاهده می گردند.
تولید الکتریسیته در ماهیان:
بطور کلی 10 خانواده از ماهیان که متعلق به 6 راسته هستند، دارای اندام های الکتریکی هستند. خانواده هایی که الکتریسیته قوی تولید می کنند شامل 4 خانواده هستند.
(سپر ماهیان الکتریکیTorpedinidae )
)گربه ماهیان الکتریکی( Malapteruridae
(مار ماهیان الکتریکی Electrophoridae)
(خانواده Uranoscopidae)
سپر ماهیان الکتریکی بزرگ قادر به تولید شوک 220 ولت وگربه ماهیان الکتریکی قادر به تولید شوک 350 ولت هستند. در مار ماهی الکتریکی شوک های بیش از 650 ولت هم مشاهده شده است اما غالبا شوک های 350 ولت ایجاد می کنند. ماهیانی که الکتریسیته ضعیف تولید می کنند عمدتا در آبهای شیرین مناطق گرمسیری یافت می شوند.
همه ماهیان الکتریکی، کفزی یا نیمه کفزی ونسبتا تنبل هستند. شب ها فعالیت می کنند ویا در آب های تیره با شفافیت کم به سر می برند. پوستی ضخیم دارندک که به عنوان یک عایق عمل می کند. چشم در بسیاری از آنها تحلیل رفته است و بعضی از آن ها کورند. مخچه آن ها بزرگ از سایر ماهیان است.
اندان ماهی الکتریکی از سلول های خاصی تشکیل شده است که به آن ها الکتروسیت می گویند. الکتروسیت ها در اغلب ماهیان الکتریکی از سلول های عضلانی ودر بعضی از ماهیان الکتریکی از سلول های عصبی منشع گرفته اند. الکتروسیت ها نازک وصفحه ای شکا هستند وبه صورت دسته ای یا توده ای مرتب شده اند واز یک طرف آن ها رشته های عصبی زیادی وارد می شود. توده های سلول های الکتریکی( الکتروسیت) توسط مواد ژلاتینی احاطه شده اند واندام های الکتریکی غنی از عروق خونی، اعصاب وبافت پیوندی هستند.
اندام الکتریکی ماهیان مختلف، در قسمت های مختلفی از بدن قرار دارد. مثلا سپر ماهیان الکتریکی در هر طرف صفحه بدن دارای یک اندام الکتریکی کلیه ای شکل بزرگ در مجاورت ناحیه سر وآبشش ها هستند. ماهیانی که اندام های الکتریکی قوی دارند از آن برای بی حس کردن طعمه ویا ایجاد بی میلی در شکارچیان خود استفاده می کنند.
اما ماهیانی که قدرت الکتریکی ضعیفی دارند به کمک آن می توانند محل اشیای نزدیک را مشخص کنند خصوصا اینکه برخی از این ماهیان در آب های کدر زندگی می کنند وبرخی هم فعالیت شبانه دارند وبنا بر این قدرت دید چشم های آن ها محدود است. در اطراف بدن این ماهیان میدانی الکتریکی ایجاد می شود. قرار گرفتن اشیای مجاور در این میدان سبب قطع شدن خطوط میدان الکتریکی شده واین حالت از طریق اندام های حسی خاص دریافت می گردد.
غده تیروئید (Thyroid gland)
غده تیروئید در بسیاری از ماهیان استخوانی حقیقی ، مشابه مهره داران نیست وفولیکولی های ترشحی آن به صورت منفرد یا دسته ای در داخل بافتی همبند در اطراف شاخه های شریان آوران آبششی پراکنده هستند وبه شکل یک اندام کامل نیست . در ماهی کپور ، ماهی حوض ، تعدادی از فولیکول های غده تیروئید در قلب ، راس کلیه ، کلیه ، طحال ودر اطراف بعضی رگ های خونی مشاهده می شود .
در ماهیان غضروفی وتعداد کمی از ماهیان استخوانی حقیقی نظیر ماهی تون ، هوور مسقطی وطوطی ماهی ، غده تیروئید از یک یا چند توده متراکم بافتی تشکیل شده است .
هورمون تزشح شده از غده تیروئید شامل دو نوع مولکول است :
1- تترایدوتیرونین (تیروکسین ، T4 )
2- تری یدوتیرونین(T3)
در ماهیان استخوانی حقیقی ، معمولا سطحT4 در پلاسمای خون بالاتراز T3می باشد . T4در بافت های هدف به T3 تبدیل شده واعمال نقش می کند . اثرات T3چندین برابر T4می باشد .
هورمون تیروئید در متابولیسم بدن ، دگردیسی لاروبرخی ماهیان ، تنظیم اسمزی و نقره ای فام شدن سطح بدن آزاد ماهیان ( در تبدیل بچه آزاد ماهیان از مرحلهParr به Smoltدر فصل بهار) موثر است .
دستگاه دفع :
دستگاه دفعی ماهیان شامل :
1- آبشش ها
2- غده رکتال ( راست روده ای) در ماهیان غضروفی
3- کلیه ها
1- آبشش ها :
همان طور که می دانید اوره قسمت، اعظم آمونیاک ویون های تک ظرفیتی ( کلروسدیم) از طریق آبشش دفع می شوند.
2- غده رکتال (Rectal gland) :
این غده در ماهیان غضروفی وجود دارد. توسط مجرایی به قسمت انتهایی راست روده باز می شود واز طریق آن یون های سدیم وکلر دفع می گردد.
3- کلیه :
کلیه ها به صورت دو جسم طویل وبه رنگ قرمز تیره در طرفین ستون مهره ها قرار دارند. ماهیان استخوانی عالی ارتباط ادراری _ تناسلی ندارند. در این ماهیان از هر کلیه مجرای سفید رنگ به نام میزنای خارج شده ودر قسمت انتهایی محوطه شکمی به هم می پیوندند . نهایتا به کیسه کوچکی به نام مثانه (Urinary bladder) می ریزند. در این ماهیان در انواع نر ، مجرای اسپرم بر به کیسه مثانه می ریزد. در انواع ماده ، غالبا مجرای تخمک بر (Oviduct) بین مخرج ومنفذ مثانه به بیرون منتهی می شود.
در ماده ها از جلوی بدن به طرف دم به ترتیب، اول مخرج + دوم منفذ تناسلی + سوم منفذ مثانه ، قرار دارند.
نکته :
ماهیان مثانه واقعی ندارند یا به عبارت دیگر ساختمان مثانه آن ها مثل مثانه پستانداران نیست . در بعضی از ماهیان استخوانی عالی در جنس ماده ، مجرای تخمک بر وجود
ندارد ودر اثر ترکیدن تخمدان ، تخمک ها به درون حفره شکمی آزاد می شوند وسپس از راه منفذ تناسلی دفع می گردند ، نظیر آزاد ماهیان و مار ماهیان .
ماهیان دودمی وبرخی از ماهیان غضروفی (کوسه وسپر ماهیان) ، کلوآک دارند. ادرار، مدفوع ومحصولات تناسلی به این حفره می ریزد اما ماهیان استخوانی عالی وتاس ماهیان کلوآک ندارند.
در ماهیان غضروفی وبسیاری از تاس ماهیان در جنس نر ارتباط ادراری – تناسلی (Urogenita) وجود دارد . این ارتباط بین بخش قدامی کلیه وبیضه است . در آن ها ادرار واسپرم مشترکا از طریق کانال ولف دفع می شود . در جنس ماده این ماهیان، ارتباط ادراری – تناسلی وجود ندارد که ادراراز طریق کانال ولف وتخمک از طریق کانال مولر دفع می شود.
خون :
خون شامل بخش مایع (پلاسما) وعناصر سلولی است .
پلاسما خود شامل : آب (80%)، پروتئین ها (18%) وقند، چربی واملاح (2%) است. عناصر سلولی نیز شامل :گلبول قرمز (اریتروسیت)، گلبول سفید (لکوسیت)، وپلاکت (ترومبوسیت) می باشد.
گلبول های قرمز بیشترین سلول های خونی هستند ودر انتقال O2 وCO2 نقش دارند. گلبول قرمز پستان داران هسته ندارد اما سایر مهره داران از جمله ماهیها دارای هسته می باشد . گلبول قرمز در دهانگردان مدور ودر سایر ماهیها بیضی شکل است . معدودی از ماهیها قطب جنوب ولارو برخی مارماهیها فاقد گلبول قرمز وهموگلوبین است .
گلوبول های سفید (لکوسیت) به دو دسته تقسیم می شوند:
الف) چند هسته ای (گرانولوسیت) : فاگوسیتوز(بیگانه خواری)
ب) تک هسته ای :1- منوسیت (عمل فاگوسیتوز را انجام می دهد وبزرگترین وبی شکل ترین سلول های خونی هستند).
2- لنفوسیت (تولید آنتی بادی یا ایمن سازی بدن را انجام می دهد).
آنتی ژن(پادگن) به مواد شیمیایی یا سلولی گفته می شود که اگر وارد بدن شوند،سبب بروز عکس العمل سیستم ایمنی می شود. آنتی بادی (آنتی کور، پادتن) به ماده ای می گویند که بدن بر علیه آنتی ژن می سازد.
پلاکت ها(ترومبوسیت ها) سبب لخته شدن خون در محل جراحت می شوند.
دستگاه گردش خون :
قلب ماهیان در قسمت خلفی قوس های آبششی ودر ناحیه جلویی کمر بند شانه ای درون حفره قلبی (Pericard) قرار دارد. حفره قلبی توسط پرده صفاقی (از جنس بافت پیوندی) از حفره شکمی جدا شده است (ماهیان پرده دیافراگم ندارند).
حفرات قلبی وشکمی در ماهیان غضروفی از هم جدا نشده اند. قلب ماهیان دو2 حفرهای (یک دهلیز ویک بطن) بوده واز چهار قسمت تشکیل شده است:
1- سینوس وریدی (sinus venosus) که وظیفه آن جمع آوری خونی است که از تمام بدن بر می گردد.
2- دهلیز(Atrium)
3- بطن (Ventricle) (سینوس وریدی ودهلیز دیواره ای نازک دارند ولی بطن دیواره عضلانی دو لایه دارد . این لایه ها راPars corticalis ، Pars
Spongios می گویند.
1- پیاز شریانی (Balbus arteriosus) پیاز شریانی دارای یک دریچه است واین اندام در قلب دهان گردان وماهیان استخوانی عالی مشاهده می شود. قلب در ماهیان غضروفی ، غضروفی- استخوانی (خاویاری) و دودمی بجای پیاز شریانی ، مخروط شریانی (Conus arteriosus) دارد که دارای 8 – 2 دریچه قلبی شکل است . پیاز یا مخروط شریانی از بازگشت خون به قلب جلوگیری می کنند . بعد از پیاز یا مخروط شریانی ، آئورت شکمی قرار دارد.
تکامل یافته ترین نوع قلب در ماهیان دو تنفسی (Dipnoi) مشاهده می شود که دهلیز توسط پرده ای به دو بخش تقسیم شده است . در بطن آن ها هم دیواره ناقصی وجود دارد.
چرخه خون :
انقباض بطن = انتقال خون از طریق شریان آوران(Afferent) آبششی به هر کمان آبششی = تبادلات گازی در آبشش = خون پر اکسیژن از طریق شریان وابران(Efferent) آبششی = آئورت پشتی (خون روشن) = به تمام بدن = خون سیاهرگی جمع شده از کل بدن = مجرای کوویه (مجرای افقی کوتاه) = سینوس وریدی قلب = دهلیز = بطن .
از آئورت پشتی انشعاباتی از خون روشن به تمام بدن می رسد. خون به وسیله شریان های ساب کلاوین (Subclavian) و ایلیاک (iliac)به اندام های حرکتی می رسد . اعماء احشاء هم شریان های کولیک (Coeliac) و مزنتریک (Mesenteric) را دریافت می کنند.
خون تیره بخش خلفی بدن ابتدا در کلیه به صورت شبکه کلیوی در می آید، بعد به ورید عقبی (Posterior cardinal vein) و ازآن طریق به مجرای کویه می ریزد ، ولی خون تیره دستگاه گوارش وطحال ابتدا وارد کبد شده وتشکیل شبکه کبدی می دهد؛ سپس مستقیما به سینوس وریدی می ریزد.
سیستم لنفاوی :
لنف توسط چهار رگ اصلی لنفی (دوپهلویی ، یک پشتی ویک شکمی) جمع آوری شده ، به سینوس لنفی و در انتها به مجرای کوویه می ریزد. اغلب ماهیان دارای قلب لنفی در زیر آخرین مهره ستون مهره ها و روی صفحه Hypural هستند . کوسه ها قلب لنفی ندارند . در مار ماهی واردک ماهی ، قلب لنفی نزدیک سینوس لنفی (جلوی بدن) قرار دارد . انقباض قلب لنفی سبب ورود لنف به ورید دمی وسیستم گردش خون می شود.
کلیه در ماهی ، عمل خون سازی( ساخت سلول های خونی) را انجام می دهد. دسته ای از لنفوسیت ها در غده تیموس ودسته ای دیگر از لنفوسیت ها در کلیه بالغ می شوند . ماهیها بر خلاف پستان داران، گره لنفاوی ندارند وجایی که گلبول های سفید ، ذرات خارجی را به دام می اندازند در طحال یا کلیه است . طحال حجم خون را کنترل می کند . زمانی که ماهی آرام است (در حالت عادی) ، تعداد گلبول های قرمز در خون کم وسلول های خونی ذخیره ای در طحال بسیار زیاد است ، اما وقتی که ماهی در حال فعالیت یا استرس باشد، گلبول های قرمز خون زیاد می شوند زیرا از طحال به داخل خون آزاد می شوند.
1- لوله گوارش :
لوله گوارش از دهان شروع شده وبه مخرج ختم می شود. مری لوله ساده ای است که دهان را به معده وصل می کند. در ماهیان فیزوستوم که دارای کیسه شنای باز هستند، لوله پنوماتوفور به مری وصل است. برخی ماهیان معده مشخص دارند ولی برخی دیگر از جمله کپور ماهیان، معده مشخص ندارند. در آزاد ماهیان معده به شکل حرف (U) است. شاخه پائین روی آن که به مری وصل است را کاردیاک وقسمت بالا روی آن را که به روده وصل است ، شاخه پیلوریک می نامند.
در مار ماهی مهاجر و شگ ماهیان معده به صورت حرف (y) است. در ماهیان خاویاری و کفال ماهیان ، قسمتی از معده تبدیل به سنگدان شده که وظیفه دندان وله کردن غذا را ایفا می کند.
در ماهی عمل هضم از معده شروع می شود ومعده معمولا حرکتی ندارد( در انسان هضم غذا از دهان شروع شده و معده عمل هضم مکانیکی هم انجام می دهد) . از آن جایی که هضم در معده ماهی فقط به طریق شیمیایی است، اسیدیته معده ماهی زیاد است.
در بعضی ماهیان زواید انگشت مانند بین معده وروده وجود دارد که به زواید باب المعده (زواید پیلوریک) معروف است. کار آن افزایش سطح جذب غذا است و ممکن است در هضم غذا نیز نقش داشته باشد. تعداد زواید باب المعده در شناسایی ماهیان کمک می کند . این زواید در روغن ماهیان تا 100 عدد، در سوف ماهیان 3 تا 4 عدد ودر کفال ماهیان 2-4 یا 9-7 عدد می باشد. زواید پیلوریک ممکن است تک تک به لوله گوارش متصل باشند یا اینکه همگی توسط یک مجرای مشترک به لوله گوارش وصل شوند.
در ماهیانی که معده ندارند وعلفخوارند ، روده دراز است و طول آن ممکن است 15-8 /0 برابرطول بدن باشد. ماهیانی که معده دارند وگوشتخوارندف روده ای کوتاه دارند که طول آن 5/2-2/0 برابر طول بدن است. جذب ذرات غذایی به خون عمدتا در روده انجام می شود.
تمام کوسه ماهیان ، سپر ماهیان وماهیان خاویاری در انتهای روده (رکتوم) دریچه ای مارپیچی به نام اسپیرال دارند که سرعت دفع غذا را کند می نماید تا فرایند جذب مواد غذایی کامل گردد ( قبل از خروج مدفوع از مخرج).
2- کبد :
کبد به رنگ قرمز مایل به قهوای است اما در زمان بیماری بی رنگ یا بزرگ می شود. ماده ترشحی کبد صفرا است که در کیسه صفرا ذخیره می گردد. ترشحات کبد( صفرا) ولوزالمعده از طریق مجرای مشترکی به نام کلدوک وارد ابتدای روده می شود. صفرا به هضم چربی ها کمک می کند.
در کپور ماهیان وماهیان خاویاری ، کبد ولوزالمعده به صورت یکپارچه( هپاتوپانکراس) است ولی در آزاد ماهیان، کبد ولوزالمعده از هم جدا هستند. اصلی ترین ماده ذخیره ای در کبد، گلیکوژن است. سلول های کبدی در متابولیسم پروتئین، چربی وقند ها دخالت دارند. خنثی کردن سموم هم از اعمال مهم آن ها است.
3- لوزالمعده (پانکراس) :
ممکن است به همراه کبد ویا جدا از آن باشد. لوزالمعده آنزیم های گوارشی می سازد که به روده می ریزد . جزایر لانگر هانس لوزالمعده ، هورمون هایی تولید می کنند که به خون ریخته می شوند.
|
خصوصیات ماهی فاسد |
خصوصیات ماهی مانده |
خصوصیات ماهی تازه |
علائم ظاهری
|
|
فاقددرخشندگی -کدروتیره |
بدون درخشندگی(کدر) |
ظاهری درخشنده وشفاف |
جلا |
|
قهوه ای تیره – مملوازمواد لزج |
بی رنگ وبه راحتی کنده می شود |
قرمز- روشن وعاری ازماده لزج |
آبشش |
|
چشم ها کاملا گودوفرورفته |
کدر- فرورفته |
شفاف- روشن ودرخشان |
چشم |
|
کاملا باز |
بازوبلند شده |
کاملا برجسته وبسته |
سرپوش آبششی |
|
سست ونرم وبه راحتی کنده می شود |
کدر- به راحتی ازبدن کنده می شود |
درخشان- براق- محکم به بدن چسبیده |
فلسها |
|
بوی گندیدگی وغیر طبیعی |
بوی زننده |
طبیعی وعاری از بوی گندیدگی |
بو |
|
باز است |
باز است |
بسته است |
دهان |
|
شکم خمیری شکل وبه راحتی پاره می شود |
به حالت خوابیده درآمده |
محکم ودارای قابلیت ارتجاعی کافی |
دیواره شکمی |
|
قهوه ای رنگ- بوی تعفن |
خون تیره- کمی بوی غیره طبیعی |
خون محوطه شکمی روشن وبدون بو |
خون |
|
شناوردرآب |
شناوردرآب |
درآب فرومی رود |
غوطه وری |
|
پلاسیده- پژمرده وشل- در اثرفشارانگشت فرورفتگی ایجاد می شود |
عظلات نرم وبه آسانی از استخوان جدا می شود- اثرانگشت می ماند |
محکم وارتجاعی- اتصال به استخوان محکم- اثرانگشت روی عظله نمی ماند |
عظلات |
خصوصیات ظاهری ماهیان
شکل ماهی :
ماهی ها به اشکال متفاوتی هستند، برخی دوکی شکل هستند(فوزیفورم) ، مثل کپور، قزل آلا وتون ماهیان.
برخی سوزنی شکل هستند مثل سوزن ماهیNeedle fish در خلیج فارس ونی ماهی در آب های دریای خزر.
برخی از سطح پشتی به شکمی (ازبالا به پائین) فشرده شده اند (دپرسی فورم) هستند، مثل سپر ماهیان.
برخی از پهلو به پهلو فشرده شده اند( کمپرسی فورم) که در این حالت یا دارای تقارن هستند( مثل حلوا سفید، حلوا سیاه، ماهی سیم) ویا تقارن ندارند. در حالی که تقارن نداشته باشند اگر هر دو چشم در سمت راست باشد، آن ها را راست رو واگر هر دو چشم در سمت چپ باشد، آن ها را چپ رو می گویند مثل کفشک ماهیان.
برخی نیز استوانه ای شکلند مثل مار ماهی دهان گرد(لامپری).
شکل دهان :
دهان ممکن است فوقانی باشد به این گونه که فک بالایی کوچک تراز فک پائینی است مثل زمین کن ، فیتوفاک...
دهان ممکن است تهتانی باشد، فک بالایی بزرگ تر از فک پائینی باشد مثل خاویاری، کوسه ماهیان...
دهان انتهایی، فک بالایی وفک پائینی تقریبا با هم برابر هستند مثل کپور ماهیان، قزل آلا...
دهان خرطومی(لوله ای) وقادر به مکیدن ذرات غذایی از درون آب مثل تاس ماهیان.
دهان ثابت مثل آزاد ماهی ، ماهی کفال.
دهان به صورت صفحه ای برای چسبیدن به بدن سایر ماهیان مثل دهانگردان.
باله ها
عامل اصلی حرکت ماهیان در آب باله دمی است، باله سینه ای وشکمی برای حفظ تعادل، چرخش، پیشروی در آب وتوقف بکار می رود.
باله دمی
باله دمی براساس این که ستون مهره ها در آن پیشروی کرده باشد یا نه وبر اساس اندازه وتقارن قسمت بالایی وپائینی تقسیم بندی می شوند:
1- باله دمیHetrocercal : لوب بالایی از لوب پائینی بزرگ تر است وستون مهره ها در لوب پائینی نفوذ کرده است مثل کوسه ماهیان.
2- باله دمی Homocercal : ستون مهره ها در داخل باله دمی نفوذ نکرده ولوب بالایی وپائینی تقریبا با هم برابر هستند مثل اکثر ماهیان.
3- باله دمی ستوندارDifycercal : ستون مهره ها تا انتهای باله دمی امتداد دارد مثل لامپری (دهانگردان).
4- باله دمی ابتداییProthocercal :انتهای ستون مهره ها توسط غشایی پوشیده شده است مثل لارو تمام ماهیان پس از خروج از تخم.
باله مخرجی
باله مخرجی معمولا یک عدد است . روغن ماهی دو عدد باله مخرجی دارد. در مارماهی دهانگرد باله مخرجی تحلیل رفته که فقط اثری از آن باقی مانده است وتنها در فصل تولید مثل رشد می کند. برخی سپر ماهیان باله مخرجی ندارند. در گامبوزیا که دارای لقاح داخلی است تعدادی از شعاع های باله مخرجی جنس نر به عضوی به نام Gonopodium برای انتقال اسپرم به ماهی ماده تبدیل شده است.
باله پشتی
در ماهیان آب شیرین، باله پشتی معمولا یک عدد ودر وسط ناحیه پشتی است اما ماهیان دریایی غالبا دو عدد باله پشتی دارند مثل سوف ماهیان، کفال ماهیان.
اردک ماهیان، ماهیان خاویاری وماهیان خارو، یک عدد باله پشتی در قسمت عقب ناحیه پشتی دارند. اسبله یک عدد باله پشتی اما در قسمت جلوی ناحیه پشتی دارد.
برخی روغن ماهیان (Godidae) دارای سه باله پشتی هستند که در ایران وجود ندارند. در دریای خزر فقط یک نوع روغن ماهی داریم به نام(Lota lota) که دو عدد باله پشتی دارد. حلوا سفید در بچگی دو باله پشتی دارد اما بعدا باله پشتی اولی محو می شود به طوری که در زمان بلوغ وحتی قبل از آن فقط یک باله پشتی دارد.
برخی سپر ماهیان باله پشتی ندارند. باله پشتی بعضی از ماهیان به اندامی مکنده برای چسبیدن به بدن سایر ماهیان تبدیل شده است مثل چسبک ماهی که به بدن کوسه می چسبد وبا هم زندگی همزیستی دارند، کوسه برای چسبک غذا تهیه می کند وچسبک هم قدرت دیدش خیلی بیشتر از کوسه است ومی تواند کوسه را هدایت کند.
باله شکمی
در کوسه های نر وسپر ماهیان نر، تعدادی از شعاع های باله شکمی تغیر شکل یافته وبه اندامی به نام کلاسپر(Clasper) یا(Myxopterygium) یا(Pterygopodium) تبدیل شده است. این ماهیان لقاح داخلی دارند وعمل کلاسپر انتقال اسپرم به ماهی ماده است.
در گاو ماهیان، دوباله شکمی به هم چسبیده اند وبه کمک آ ن ها ماهی به بستر رودخانه یا دریا می چسبد. باله های شکمی ممکن است در عقب سطح شکمی( ماهیان خاویاری)، در وسط سطح شکمی( کپور ماهیان، آزاد ماهیان) ویادر جلوی سطح شکمی( سوف ماهیان، کفال ماهیان) قرار داشته باشد.
باله ها به دو دسته تقسیم می شوند:
بدون شعاع (باله چربیAdipose fin ) درآزاد ماهیان، حسون ماهیان وبرخی گربه ماهیان.
دارای شعاع که خود دو دسته هستند1- زوج (سینه ای Pectoral)، (شکمی Ventral)
2- فرد (پشتی Dorsal)،(مخرجی Anal)،
(دمی Caudal).
شعاع های باله ها خود نیزبه دو دسته تقسیم می شوند:
1- شعاع سخت ( غیر مشعب، خار)، نوک تیز وخار مانند هستند وتعداد آن ها را با اعداد یونانی (رومی) می نویسند.
2- شعاع نرم (منشعب)، به آسانی خم می شوند ونوک آن ها شاخه شاخه است وتعداد آن ها را با اعداد انگلیسی یا فارسی می نویسند.
در مطالعات بیومتری، اغلب از باله پشتی ومخرجی برای شمارش تعداد شعاع استفاده می شود. در ماهیانی که دو عدد باله پشتی دارند، معمولا باله پشتی اولی فقط شعاع سخت دارد وباله پشتی دوومی تعدادی شعاع سخت وتعدادی شعاع نرم دارد.
خط جانبی (Lateral Line)
خط جانبی کانالی است که از سر تا دم ماهی کشیده شده است. این کانال در سطح بدن در بسیاری از ماهیان توسط فلس هایی سوراخدار پوشیده شده است . درون این کانال، سلول های حسی وعصبی وجوددارند که امواج وفشارهای آبی ناشی از حرکات سایر آبزیان و...
راتشخیص می دهند. سیسم خط جانبی در تمام ماهیان هست ولی در بعضی ها، فلس های پوشاننده خط جانبی سوراخ ندارند که اصطلاحا می گویند این ماهیان خط جانبی ندارند در صورتی که به طور واقعی دارند.
کپور ماهیان وآزاد ماهیان خط جانبی دارند ولی شگ ماهیان، گاو ماهیان و کفال ماهیان خط جانبی ندارند. در بعضی از ماهی ها خط جانبی ناقص است مثل ماهی Rhodeus sericeus که در آن خط جانبی کوتاه است وتا انتهای بدن نمی رسد. در اردک ماهی Esox lucius در اوایل زندگی خط جانبی ناقص است ولی با رشد ماهی به تدریج خط جانبی ماهی کامل می شود. در مقوا ماهیان( گیش ماهیان، برگ ماهیان،Carangidae) خط جانبی به صورت ملاقه وارونه است که قسمت عقبی آن یک سری برجستگیهای نوک تیز وریز به نام اسکیوت(Scut) دارد. خط جانبی کوسه روی سرش است که به آن آمپول لورنس (آمپول لورنز) می گویند.
معمولا قمت چپ بدن ماهی را برای مطالعات سیستماتیک وقسمت راست ماهی را برای ایجاد شکاف ومطالعات تشریحی (کالبد شکافی) قرار می دهند.
از تعداد فلس های سوراخ خط جانبی ، تعداد فلس های جلوی باله پشتی تا بالای خط جانبی وتعداد فلس های جلوی باله مخرجی تا پائین خط جانبی برای شناسایی گونه ماهیان استفاده می شود.
ساقه دمی(Caudal peduncle)
اگر از انتهای باله مخرجی برخط جانبی عمودی رسم کنیم ، از نقطه تقاطع عمود رسم شده وخط جانبی تا انتهای ستون مهره ها را ساقه دمی می گویند. در بعضی ماهیان خصوصا کپور ماهیان ، در محلی که حداقل عرض ساقه دمی وجود دارد، تعداد فلس های دور ساقه دمی را شمارش می کنند. فلس های دور ساقه دمی را Circum peduncle scale می گویند.
فلس (پولک)
علم فلس شناسی را Lepidology می کویند. چهار نوع فلس وجود دارد که به ترتیب تکامل عبارتند از:
1- فلس صفحه ای (placoid) ، قدیمی ترین نوع فلس است، در کوسه ماهیان وسپر ماهیان وجود دارد. اگر در کوسه ماهیان از طرف سر به طرف دم دست بکشیم چیزی احساس نمی کنیم ولی اگر از طرف دم به طرف سر دست بکشیم ، زبری خاصی احساس می شود که این زبری در واقع نوک فلس های پلاکوئیدی کوسه است.
2- فلس لوزی شکل (Ganoid) ، در قسمت فوقانی باله دمی وجلوی باله سینه ای تاس ماهیان از این نوع فلس است .
3- فلس دایره ای (Cycloid) ، این نوع فلس در کپور ماهیان دیده می شود.
4- فلس شانه ای(Ctenoid) ، تکامل یافته ترین نوع فلس است، سوف ماهیان ، کفال ماهیان دریایی وجود دارد ( کفال ماهیان آب شیرین فلس سیکلوئیدی دارند) . در کفشک ماهیان سطحی که بینا است فلس کتنوئیدی وسطحی که نابینا است فلس سیکلوئیدی دارد.
فلس ها ممکن است در سطح پوست (اغلب ماهیان فلس دار نظیر کپور وقزل آلا)، یا در زیر پوست (نیزه ماهیان که فک بالایی آن ها تیز ونیزه شکل است وفک پائینی آن ها هم نوک تیز ولی کوتاه تر است ویادر ناحیه میان پوست( مار ماهی مهاجر)، قرار داشته باشند.
سبیلک (Barbel)
سبیلک ها زوائدی نخی شکل هستند. گیرنده های چشایی عمدتا روی سبیلک ها متمرکز شده اند. سبیلک ها از لحاظ اندازه، تعداد وموقعیت قرار گرفتن بر روی پوزه، در شناسایی گونه های ماهیان مهم هستند.در فیل ماهی سبیلک ها از پهلو به پهلو فشرده شده اند( صفحه مانند هستند) .
در ماهی شیپ سبیلک ها منشعب یا رشته رشته هستند که با این خصوصیت به راحتی از سایر گونه های خاویاری متمایز می شوند.
برخی ماهیان سبیلک ندارندمثل بنی(Barbus sharpey)، روغن ماهیان یک عدد سبیلک زیر فک تحتانی دارند ومار ماهی خار دار چیزی شبیه سبیلک روی فک فوقانی دارد.
ماهی حمری( Barbus luteus) یک جفت سبیلک دارد .
ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) ، وماهی شیربت(Barbus grypus) هرکدام دو جفت سبیلک دارند.ماهی اسبله سه جفت سبیلک دارد.
نکته: زبان در ماهی بعنوان اندام چشایی نیست وبیشتر برای گرفتن وهدایت کردن غذا به کار می رود، ودر این جا سبیلک ها به عنوان اندام چشایی کاربرد دارند.
دندان
دندان در ماهیان ممکن است بر روی فکین، سقف دهان، روی زبان ویا حتی مدخل آبشش قرار داشته باشند. محل قرار گرفتن دندان ها وتعداد آن ها در شناسایی گونه ها کمک می کند.
برخی از ماهیان دندانی موسوم به دندان ومر(Vomer) در وسط سقف دهان دارند، مثل آزاد ماهیان ، اردک ماهیان ، اسبله ها ومار ماهیان حقیقی( مهاجرanguillidae).
برخی ماهیان در مدخل حلق، تعدادی دندان دارند. برای دیدن آن ها باید سر پوش آبششی را برداریم وسپس چهار عددآبشش را هم برداریم. در حفره ای که پیدا می شود دندان هایی موسم به دندان های حلقی (Pgaryngeal teeth) قرار دارند، دندان های حلقی
1 یا 2 ویا حداکثر 3 ردیفی هستند، مثلا در کپور نقره ای وکپور سر گنده ندان حلقی 1 ردیفی به صورت 4-4 وجود دارد یا در ماهی سوف دندان حلقی 1 ردیفی وبه صورت 5-6 یا 5-5 ویا 6-6 می باشد.
در بعضی ماهیان وخصوصا در فصل تولید مثل، دندان ها می افتد سپس مجددا به جای آن ها دندان های جدیدی در می اید( رشد می کند). برخی ماهیان دندان ندارند. ماهیان خاویاری در دوران جنینی وقبل از بلوغ دندان دارند ولی بعد ها دندانشان می افتد به طوری که در زمان بلوغ اصلا دندان ندارند.
سوراخ بینی
سوراخ بینی معمولا بالای دهان وجلوی چشم قرار دارد وغالبا دو عدد است. هر حفره بینی توسط یک چین پوستی به دو بخش تقسیم می شود که از یک طرف آب وارد واز طرف دیگر خارج می شود. ته حفره بینی معمولا بسته است . در ماهیان دودمی حفره بینی با دهان وحلق در ارتباط است.
در کوسه ماهیان وسپر ماهیان سوراخ های بینی در زیر سر قرار دارند. در مار ماهی دهان گرد فقط یک عدد سوراخ بینی ودر روی پیشانی وجود دارد.
سوف ، اسبله ومار ماهیان استخوانی دو جفت (4 عدد) سوراخ بینی دارند.
چشم
چشم در ماهیان دو عدد است که در طرفین سر(کپور) ویا در بالا ترین نقطه سر ( زمین کن ، گاو ماهی ) قرار دارند. چشم ماهی ، پلک ، مژه وغدد اشکی ندارد. بعضی ماهیان پلک خاصی به نام پلک سوم یا غشای پلکی دارند ( بمبک معمولی ، شگ ماهیان ، کفال ماهیان وراشگو ماهیان). اغلب ماهیان پلک سوم ندارند.
عدسی چشم ماهیان مدور (کروی) است ،(در پستان داران محدب الطرفین است ) . همچنین قطرش کم وزیاد نمی شود وفقط به وسیله عضلات چشم عقب وجلو می رود ( در پستان داران عمل تطابق عدسی با تغییر تحدب آن انجام می شود).
در چشم ماهیان هنگام برخورد نور با آن شکسته نمی شود چون ضریب شکست نور در آن با ضریب شکست نور در آب برابر است.
زاویه دید چشم انسان 180 درجه است ولی زاویه دید افقی ماهی 170 – 160 درجه وزاویه دید عمودی آن 150 درجه می باشد . دو چشم ماهی در جلوی سرش زاویه ای
20-30 درجه تشکیل می دهد واجسامی که در این محدوده باشند دیده نمی شوند. ماهیان اشیای بیرون آب را فقط در زاویه بین دو چشمی 98 – 97 درجه می بینند.
ماهیان رنگ ها را می بینند ولی به طور دقیق تشخیص نمی دهند . ماهیانی که در غارها زندگی می کنند چشم ندارند نظیر:
Iranocypris typhlops)) ماهی کور ، از خانوادهCyprinidae
(Cobitis smithi) از خانواده Cobitidae
ساختمان بیضه (Testis)
اصولا بیضه دارای دو نوع سلول است :
1- سلول های زایشی (جنسی(germ cells
2- سلول های رویشی (غیرجنسی(somatic cells
از سلول های زایشی اسپرم به وجود می آید ( اسپرماتوگونیا به اسپرماتوسیت اولیه وبعد به اسپرماتوسیت ثانویه بعد به اسپرماتید ودر نهایت به اسپرم( اسپرماتوزوآ) تبدیل می شود.
سلول های سوماتیک شامل : سلول های بینابینی(Lydig – interstitial)
سلول های سرتولی(sertoli cells)
سلول های دیواره(Derm cells)
سلول های بینابینی :
بین لوله های حاوی اسپرم قرار دارند وکارشان
1- ترشح هورمون های استروئیدی (آندروژن ها وپروژسترون ها) جهت رشد وتکامل اسپرم .
2- پشتیبانی از سلول های جنسی .
3- ایجاد خصوصیات ثانویه در زمان اسپرم دهی است.
این سلول ها بزگ هستند وتعداد زیادی میتوکندری دارند.
سلول های سرتولی :
کارشان حفاظت، نگهداری وتغذیه سلول های جنسی ودر شرایط نامساعد، خوردن وهضم سلول های جنسی است.
بیضه از لوله های مارپیچی به هم پیوسته ای تشکیل شده است وبه دو شکل ساختمانی متفاوت ممکن است دیده شود :
1- در بعضی ماهیها، درحفره بیضه، مراحل مختلف رشد سلول های جنسی به صورت در هم دیده می شود. به این ساختمانUn restricted form می گویند . این ساختمان در ماهیان خاویاری ، کپور ماهیان وآزاد ماهیان مشاهده می شود.
2- در عده ای دیگر از ماهیان ، مراحل مختلف رشد ونمو مواد تناسلی در بیضه ، به ترتیب در پشت سر هم قرار گرفته اند. به این ساختار restricted form می گویند. مثل ماهی گوپیGuppy .
کار آکروزوم ( پرافوراتور) ترشح آنزیم های لازم جهت ورود اسپرم به تخمک است. گردن اسپرم حاوی اجزای سلولی سانتریول ومیتوکندری است . در این مکان انرژی لازم برای حرکت اسپرم تولید می شود.
ساختمان تخمدان :
از لحاظ شکل، ساختمان وعملکرد ، واحد اساسی تشکیل دهنده تخمدان ، فولیکول های آن می باشند که در مرکز آن تخمک (اووسیت) ودر اطراف آن لایه هایی قرار دارد . این لایه ها عبارتند از:
1- لایهZona radiate
این لایه به غشای سیتوپلاسمی چسبیده وخارجی ترین لایه تخمک است . از جنس پروتئین است و در بعضی از ماهیان از چند لایه کوچک تر تشکیل شده است . مثلا در ماهیان خاویاری این لایه چهار طبقه ای است که لایه خارجی آن پس از تماس با آب حالت چسبندگی ایجاد می کند . وظیفه دو سه لایه دیگر ، ایجاد زمینه مناسب برای پذیرش اسپرم ( تحریک اسپرم به رها سازی آکروزوم) است .
لایهZona radiate توسط فرورفتگی هایی به نامMicrovilli با لایه Granulosa cells در تماس است . مواد غذایی وهورمون های مورد نیاز از طریق کانال های خاصی که بین این دو لایه است ، به درون تخمک انتقال می یابند.
2- لایهGranulosa
کار این لایه ترشح هورمون های استروئیدی (استروژن ها و پروژسترون ها) است . این لایه ، هورمون های حاصله از لایه های بالایی را با فعالیت های آنزیمی خاص تبدیل به هورمون های مورد نیاز تخمک می کند.
3- لایهBasement membrane
این لایه ، لایه های گرانولوزا وتکا را از هم جدا می کند . بیشتر نقش حفاظتی دارد وهنوز نقش ترشح هورمون یا تغذیه ای برای این لایه مشخص نشده است.
4- لایهTheca
کار سلولی آن ترشح پیش هورمون های (Precusor) مورد نیاز تخمک وهورمون MPF (Maturation Promotive Factor) است . MPF سبب بلوغ نهایی تخمک می شود.
به مجموعه سلول های Granulosa وTheca سلول های فولیکولی می گویند.
هسته در ابتدا در مرکز تخمک قرار دارد . پس از تجمع مواد زرده ای درون تخمک (فرایند(Vittelogensis هسته به سمت قطبی از تخمک حرکت می کند که دیواره آن سوراخ میکروپیل قرار دارد . این قطب را قطب حیوانی تخمک می گویند . در اکثر ماهیان استخوتنی فقط یک عدد سوراخ میکروپیل وجود دارد ولی در تاس ماهیان چندین سوراخ میکروپیل وجود دارد.
بعضی از ماهیان در فصل تولید مثل ، خاویارشان سمی است نظیر سش ماهی (جنس (Barbus ، سیاه ماهی وماهی خواجو.
آبشش ها وعمل تنفس
در ماهیان استخوانی در هرطرف سر یک سرپوش آبششی وجود دارد که از 4 قطعه استخوان زیر تشکیل شده :
1- سرپوش (Opercular)
2- پیش سرپوش (Preopercular)
3- میان سرپوش (Interopercular)
4- زیرسرپوش(Subopercular)
در محل قرار گرفتن سر پوش روی بدن ، یک زائده پوستی روی لبه سرپوش وجود دارد. زیر هر سرپوش 4 عدد کمان آبششی(gill arches) قرار دارد . روی هر کمان آبششی دو ردیف رشته های آبششی (gill filaments) خارج شده اند وعمود بر محور طویل هر رشته آبششی ، تعداد زیادی صفحات نازک وپهن به نام تیغه(Lamellae) وجود دارد . این تیغه ها بر روی سطوح فوقانی وتحتانی رشته ها قرار دارند ومحل تبادلات گازی ( جذبO2 ودفع Co2 ) می باشد. روی هر کمان به طرف سر(جلو) ، یک یا دو ردیف خار آبششی (Branchiospine-gillraker) قرار گرفته است .
خارهای آبششی به سمت خارج بدن ماهی راAnterior (قدامی) وخار های به طرف داخل سر ماهی را Posterior (پشتی، خلفی، داخلی) می گویند. در ماهیان پلانکتون خوار خارهای آبششی طویل تر وزیاد ترند ودر ماهیان گوشت خوار این خوارها به تعداد کمتر واندازه کوتاه تر وجود دارند. در مطالعات زیست سنجی باید تعداد خارهای آبششی در اولین کمان آبششی زیر سر پوش را شمارش کرد.
جریان متقابل(Countercurrent)
جهت جریان آب داخل حفره آبششی همواره بر خلاف جهت جریان خون در تیغه های آبششی است تا میزان انتقال اکسیژن آب به خون ماهی به حد اکثر برسد. به این ترتیب 90% تا 80% اکسیژن آب گرفته شده اما اگر جریان آب وجریان خون همجهت بودند فقط تا 50% اکسیژن آب جذب مویرگ های آبششی می شد.
سیستم های تنفسی در ماهیان استخوانی
سیستم تنفسی تلمبه ای(پمپ مضاعف):
اغلب ماهیان استخوانی برای عبور آب از روی تیغه های آبشش از پمپ مضاعف حفره دهانی – حفره آبششی استفاده می کنند . ظرفیت حفره دهانی از طریق حرکات آرواره وبه ویژه در اثر کشیده شدن کف دهان به سمت پائین زیاد می شود . زائده پوستی لبه سرپوش آبششی هم از بازگشت آب به داخل حفره آبششی ممانعت می کند وسبب افزایش ظرفیت حفره آبششی می گردد . طی عمل تنفس همیشه فشار حفره دهانی بیشتر از فشار حفره آبششی است.
سیستم تنفسی تهویه فشاری:
بعضی ماهیان نظیر تون ماهیان وکوسه ماهیان سیستم تنفسی تلمبه ای ( پمپ مضاعف دهانی –آبششی ) ندارند. این ماهیان همیشه وبدون وقفه با دهانی نیمه باز شنا می کنند تا آب از روی آبشش آن ها بگذرد. چنین تهویه ای را تهویه فشاری (ram ventilation) می گویند. بعضی ماهیان در سرعت کم از تهویه تلمبه ای ودر سرعت زیاد از تهویه فشاری استفاده می کنند.
قورباغه ماهی (Batrachus grunniens) که از ماهیان خلیج فارس است استثناا دارای سه جفت کمان آبششی می باشد. در ماهیان خاویاری، سرپوش آبششی یک پارچه است ولی در ماهیان استخوانی می توان 4 قطعه آن را بعد از پختن سرپوش وقرار دادن آن در محلول پتاس ازهم جدا کرد.
دهانگردان، کوسه ماهیان وسپر ماهیان ، سرپوش آبششی ندارند. در دهانگردان دریای خزر، لامپری(Caspiomyzon wagneri) هفت جفت سوراخ آبششی در طرفین سر وجود دارد که هر کدام حاوی یک عدد آبشش است . در دهانگردان آب از راه سوراخ های آبششی وارد واز همین طریق هم خارج می شود (استثناا در عده ای از دهانگردان(Agnatha) موسوم به Mixini نظیر هگ فیش ها(Hagfishes) آب از سوراخ بینی وارد حفره آبششی می شود).
کوسه ماهیان 7-5 جفت شکاف آبششی در طرفین سر دارند که داخل هر کدام یک عدد آبشش قرار دارد؛ بنا بر این کوسه ها 7-5 جفت آبشش دارند. سپر ماهیان 5 جفت شکاف آبششی در زیر سر در سطح شکمی دارند.
زیر سر پوش آبششی ماهیانی نظیر خاویاری وتون ماهیان اندامی به نام نیمه آبششی (Hemibranchi) قرار دارد که نصف یک آبشش کامل است. پائین سرپوش آبششی، تعدادی چین پوستی وجود دارد که دارای اسکلت می باشد وبه آن ها Branchiostegal می گویند. کار آن ها باز وبسته کردن سرپوش آبششی است.
برخی ماهیان به طور فرعی یا کانل از تنفس هوایی برخوردارند. اندام هایی که در تنفس هوایی شرکت دارند عبارتند از : آبشش ، پوست (مار ماهی مهاجر، اشلمبو)، دهان ، حفره آبششی ، معده ، روده (گربه ماهی، هوا ماهی) ، کیسه شنا وشش (ماهیان دو دمی).
تعداد زیادی از آن ها فقط زمانی که میزان اکسیژن آب کم است به تنفس هوایی روی می آورند ومعدودی هم حتی در آب های پر اکسیژن ، بدون تنفس هوایی قادر به ادامه حیات نیستد.
آبشش ها به غیر از تنفس در عمل دفع آمونیاک ومقداری اوره (اوره از طریق کلیه دفع نمی شود) ونیز در عمل تنظیم اسمزی نقش دارند. همواره تفاوتی بین غلظت مواد در خون ماهی با غلظت مواد در محیط اطراف (آب) وجود دارد. بنابر این ماهی برای سازگارشدن با محیط باید بعضی از مواد محلول در آب ویا اطراف را به خود جذب کند ویا از خود دور کند. این عمل را تنظیم اسمزی می گویند. نحوه تنظیم اسمزی در اهیان آب شیرین وشور متفاوت است :
در آب شیرین چون غلظت مواد درون بدن ماهی نسبت به محیط بیرون بیشتر است ، مقدار زیادی آب از طریق آبشش وارد بدن ماهی می شود . آب اضافی به صورت ادرار رقیق از کلیه ها دفع می شود. در این ماهیان اوره وقسمت اعظم آمونیاک از طریق آبشش دفع می شود (فرآورده نحایی اصلی حاصل از متابولیسم ازت در ماهیان استخوانی آمونیاک است ومیزان دفع اوره در آن ها کم است، اما فراورده نحایی حاصل از متابولیسم ازت در ماهیان غضروفی اوره است).
در ماهیان آب شور از انجایی مه غلظت نمک ها در دریا بیشتر از بدن ماهی است ، خطر دائمی خروج آب از آبشش ها وجود دارد. بنابر این ماهیان آب شور مقدار زیادی آب می خورند. از یک طرف روده آب را جذب واملاح را دفع می کند ، یعنی در این ماهیان روده نقش فعالی در تنظیم اسمزی دارد. از طرف دیگر ، حجم ادرار آن ها کم است . ادرار آن ها حاوی یون های دو وسه ظرفیتی (کلسیم، منیزیم،سولفات،فسفات)و... است اما آمونیاک ، اوره ویون های تک ظرفیتی (کلر وسدیم) اغلب از طریق آبشش ها دفع می شود.
غدد درون ریز ماهیان شامل :(Endocrin glands)
هیپوتالاموس :
هورمون های هیپوتالاموس، اغلب عصبی هستند واز طریق آکسون (انتهای رشته عصبی) برهیپوفیز اثر می گذارند . هیپوتالاموس خود چند نوع هورمون ترشح می کند که هر کدام کارایی خاص خود را دارند مثل :
1- هورمون (Gonadotropin releasing hormone) GNRH
2- هورمون دوپامین(Dopamin )
3- هورمون آزاد کننده تیروتروپین(Thyrotropin- releasing hormone ) TRH
4- هورمون آزاد کننده هورمون رشد GRH
(Growth hormone – releasing hormone)
5- هورمون جلوگیری کنند از ترشح هورمون رشد
(سوماتواستاتین یاGIH )(Growth hormone – I nhibiting hormone)
6- هورمون آزاد کننده کورتیکوتروپین CRH
(Corticotropin – Releasing hormone)
هیپوفیز :
هیپوفیز غده ای بسیار کوچک است که از هیپوتالاموس آویزان است . این غده از غدد بسیار مهم در ماهیان است . هیپوفیز شامل دو قسمت است:
1- ادنوهیپوفیز که بافتی غده ای دارد .
2- نوروهیپوفیز (هیپوفیز خلفی یاعصبی) که بافتی عصبی دارد .
غده پینه آل یا صنوبری یا اپی فیز :
غده Pinealدر پشت اپی تالاموس قرار دارد . در این غده سلول های گیرنده نور وجود دارد و ساختمان این گیرنده های نوری همانند ساختمان سلول های مخروطی شکل گیرنده نور در شبکه چشم است . حساسیت اپی فیز ماهی به نور توسط روشهای الکتروفیزیولوژیک به اثبات رسیده است .
کار اپی فیز ترشح هورمون ملاتونین در تمام مهره داران است . میزان هورمون ملاتونین در غده پینه آل وخون با نوسانات منظمی همراه بوده وتابع دوره های نوری (فتوپریود) می باشد . در طول چرخه روشنایی _ تاریکی ، مقادیر بالای ملاتونین در مرحله تاریکی مشاهده می شود؛ در حالی که مقدار این هورمون در مرحله روشنایی بسیار کم می گردد . این الگو در تمام مهره داران از جمله ماهیان وجود دارد . تصور بر آن است که غده پینه ال در تغیر منظم فعالیت روزانه ماهی ، نقش مهمی داشته باشد . کاهش رنگ پوست بدن ماهی قزل آلامربوط به اثر ملاتونین است . در ماهی حوض مشاهده شده است که غده پینه آل اثر باز دارنده بر رشد غدد جنسی دارد.
غده تیروئید (Thyroid gland)
غده تیروئید در بسیاری از ماهیان استخوانی حقیقی ، مشابه مهره داران نیست وفولیکولی های ترشحی آن به صورت منفرد یا دسته ای در داخل بافتی همبند در اطراف شاخه های شریان آوران آبششی پراکنده هستند وبه شکل یک اندام کامل نیست . در ماهی کپور ، ماهی حوض ، تعدادی از فولیکول های غده تیروئید در قلب ، راس کلیه ، کلیه ، طحال ودر اطراف بعضی رگ های خونی مشاهده می شود .
در ماهیان غضروفی وتعداد کمی از ماهیان استخوانی حقیقی نظیر ماهی تون ، هوور مسقطی وطوطی ماهی ، غده تیروئید از یک یا چند توده متراکم بافتی تشکیل شده است .
هورمون تزشح شده از غده تیروئید شامل دو نوع مولکول است :
1- تترایدوتیرونین (تیروکسین ، T4 )
2- تری یدوتیرونین(T3)
در ماهیان استخوانی حقیقی ، معمولا سطحT4 در پلاسمای خون بالاتراز T3می باشد . T4در بافت های هدف به T3 تبدیل شده واعمال نقش می کند . اثرات T3چندین برابر T4می باشد .
هورمون تیروئید در متابولیسم بدن ، دگردیسی لاروبرخی ماهیان ، تنظیم اسمزی و نقره ای فام شدن سطح بدن آزاد ماهیان ( در تبدیل بچه آزاد ماهیان از مرحلهParr به Smoltدر فصل بهار) موثر است .
غده اولتیموبرانشیال(Ultimobranchial gland)
این غده را جسمک بالایی نزدیک قلبی (Suprapericadial body) ویا غده زیر مری (Subesophageal gland) نیز می نامند . غده اولتیموبرانشیال در مار ماهی وقزل آلای رنگین کمان یک جفت است ولی در ماهی کپور به صورت توده ای منفرد است . این غده هورمون کلسیتونین (هورموی پروتئینی) ترشح می نماید . هورمون کلسیتونین در پستان داران سبب کاهش غلظت کلسیم خون می شود اما اثرات دقیق آن در ماهی هنوز مشخص نشده است .
قلب (Heart)
قلب ماهیان دو نوع هورمون پپتیدی (پروتئینی) ترشح می کند . یکی از دهلیز ترشح می شود ودیگری از بطن . هورمون ترشح شده از دهلیزANP یا Atrial natriuretic peptide وهورمون ترشح شده ازبطن VNP یا Ventricular natriuretic peptide
می باشد . کار این هورمون ها در ماهی هنوز مشخص نیست اما پیشنهاد شده که ممکن است در تنظیم اسمزی نقش داشته باشند .
غده اینتررنال وسلول های کرومافین
(Interrenal gland – Chromaffin cells)
پستان داران غده فوق کلیوی دارند . ماهی ها به جای قسمت قشری غده فوق کلیوی ، دارای غده اینتررنال در راس کلیه وبه جای قسمت مرکزی غده فوق کلیوی ، دارای سلول های کرومافین در نزدیکی غده اینتررنال هستند .
در ماهی قزل آلای رنگین کمان غده اینتررنال وسلول های کرومافین در راس کلیه قابل تشخیص هستند وبافت های آنها به صورت جداگانه پخش شده اند ودر هم آمیخته نشده اند، اما در ماهی کپور ، سلول های کرومافین به صورت انفرادی یا توده ای در میان سلول های اینتررنال قرار دارند . سلول های کرومافین ، آدرنالین (Adrenaline) و نورآدرنالین ترشح می کنند در حالی که غده اینتررنال ، کورتیکوئیدها را ترشح می کند . کورتیکوئید اصلی در ماهیان استخوانی حقیقی ، کورتیزول می باشد . کورتیزول در سازگاری ماهیان به آب شور ومقابله با استرس نقش دارد . در این زمان ها میزان ترشح هورمون کورتیزول به خون افزایش می یابد .
آدرنالین و نورآدرنالین که به آنها اپی نفرین و نوراپی نفرین هم گفته می شود، سبب تشدید ضربان قلب ، افزایش فشار خون ، افزایش فعالیت سیستم سمپاتیک ( یعنی انبساط رگ ها وبه تبع آن افزایش جریان خون در ماهیچه وکبد وآبشش ها ؛ انقباض رگ ها وبه تبع آن کاهش جریان خون در اندام های احشایی مثل لوله گوارش ، پوست و ...) وافزایش قند خون از طریق تبدیل گایکوژن به گلوکز می شود . این اثرات به سندرم جنگ یا گریز موسوم است . تفاوت این دو هورمون فقط در کیفیت و شدت اثر آن ها است .
جزایر لانگرهانس :
اطلاعات زیادی در مورد جزایر لانگرهانس ماهیان وجود ندارد . جزایر لانگرهانس در بعضی از گونه ها مانند ماهی کپور وروغن ماهی نسبتا بزرگ است واز قسمت برون ریز پانکراس (لوزالمعده) به آسانی قابل تشخیص است اما در قزل آلای رنگین کمان ومار ماهی نمی توان این دو قسمت را به آسانی از هم تفکیک کرد .
سه نوع سلول A،B،D توسط میکروسکوپ نوری در جزایر لانگرهانس ماهیان استخوانی حقیقی قابل تشخیص است . سلول های A، هورمون گلوکاگون تولید وترشح می کنند . گلوکاگون سبب افزایش قند خون از طریق تبدیل گلیکوژن به گلوکز می شود . سلول های B، انسولین ترشح می کنند . انسولین سبب کاهش گلوکز خون می شود . سلول های D، هورمون سوماتوستانین (Somatostanin) ترشح می کنند . این هورمون از ترشح گلوکاگون وانسولین جلوگیری می کند .
جسمک استانیوس :
جسمک استانیوس غده ای درون ریز است که فقط در بعضی ماهیان وجود دارد .
این غده در داخل ویا روی کلیه قرار دارد . محل قرار گرفتن وتعداد آن ها در گونه هایی که این جسمک را دارند ، متفاوت است . در آزاد ماهیان تعداد زیادی از این جسمک ها در بخش میانی کلیه وجود دارد . در مار ماهی ، ماهی حوض وماهی کپور ، یک جفت جسمک در کلیه وجود دارد . درماهی Amia calva صدها جسمک استانیوس در کلیه پخش شده است . جسمک استانیوس هورمون استانیوکلسین ترشح می کند که سبب کاهش کلسیم خون می شود.
غده اوروفیز (Urophysis) :
فقط در ماهیان استخوانی حقیقی وماهیان الاسموبرانشی (کوسه ماهیان و سپر ماهیان )، قسمت کوچک وبر آمده ای در انتهای نخاع مشاهده می شود که اوروفیز نام دارد . این غده اندامی است که مواد تولید شده توسط سلول های ترشحی – عصبی نخاع را ذخیره و آزاد می کند . این سلول های ترشحی در ناحیه انتهایی نخاع به صورت پراکنده حضور دارند . انتهای آکسون های آن ها در قسمت شکمی با هم یکی شده و اوروفیز را با مویرگ های خونی بوجود می آورد . انتهای آکسون ها در دیواره مویرگ های اوروفیز خاتمه می یابد .
از اوروفیز (یوروفیز) دو نوع هورمون به نام های یوروتنسین(Urotensin- I) ویوروتنسین( (Urotensin II جدا سازی شده است . یوروتنسین I به میزان جزئی باعث کاهش فشار خون ماهی می شود . یوروتنسین IIدر انقباض ماهیچه ای صاف (انقباض غیر ارادی) وافزایش فشار خون ماهی موثر است.
کیسه شنا وشناوری :
کیسه شنا اندامی است که در اکثر ماهیان وجود دارد واز آن برای حفظ حالت شناوری وتغیر عمق خود در آب استفاده می کنند. گاهی هم این اندام در عمل شنوایی، تنفس یا تولید صدا بکار می رود. این کیسه پر از گاز است. ماهی در ابتدا تولد، هوادر کیسه شنای خود ندارد اما وقتی که کیسه زرده ماهی در شروف تمام شدن است ، نوزاد ماهی به سطح آب آمده واز طریق لوله گوارش ومجرایی به نام پنوماتوفور که بین لوله گوارش وکیسه شنا قرار دارد، هوا وارد کیسه شنا می شود. حدود یک هفته بعد ممکن است که مجرای پنوماتوفور بسته شود ویا تا آخر عمر باز باقی بماند.
دسته ای از ماهیان که ارتباط کیسه شنای آ نها با لوله گوارش تا آخر عمر بر قرار است را فیزوستوم ( کیسه شنای باز) و گروهی را که در آ ن ها این ارتباط فقط در دوران نوزادی برقرار است وبعدا مجرای پنوماتوفور بسته می شود را فیزوکلیست ( کیسه شنای بسته) می نامند. ماهیان فیزوکلیست اکثرا دریا زی هستند.
یکی از وظایف کیسه شنا، نزدیک کردن وزن مخصوص( چگالی) بدن ماهی به وزن مخصوص آب است. به دلیل زیاد بودن چگالی آب دریا نسبت به آب شیرین، ماهی وسایر اشیای موجود در آب دریا تمایل بیشتری به شناوری به سمت بالا دارند وبه همین دلیل است که کیسه شنا در ماهیان آب شیرین بزرگ تر است . کیسه شنا به طور متوسط حدود 5% حجم بدن ماهیان دریایی وحدود 7% حجم بدن ماهیان آب شیرینرا به خود اختصاص می دهد. البته وجود یا عدم وجود کیسه شنا واندازه آن به اکولوژی وعادات زندگی ماهی بستگی دارد. ماهیان کفزی کیسه شنای کوچک دارند یا به طور کلی فاقد کیسه شنا هستند وچگالی بعضی از آنها تا5% از چگالی آب دریا بیشتر است.
در ماهیان فاقد کیسه شنا عامل اصلی بالا آمدن در ستون آب داشتن باله های سینه ای قوی وبزرگ است. آن دسته از ماهیان کفزی که برای به دست آوردن غذا از کف بستر به سمت بالا شنا می کنند کیسه شنای کوچک دارند وحجم کیسه شنای بعضی از آن ها 3/0-1% حجم بدن آن هاست. در آن دسته از ماهیان دریایی که دور از بستر زندگی می کنند ودامنه مهاجرت عمودی آن ها هم کم استف حجم کیسه شنا در حدود 5-6/5% حجم بدنشان است. در ماهیان آب شیرین حجم کیسه شنا 7-6 /10% حجم بدنشان است.
ماهیانی که در آب های جاری بسر می برند نسبت به ماهیانی که در آب های راکد زندگی می کنند، کیسه شنای کوچکتری دارند به خاطر این که حالت شناوری آن ها کاهش یافته
وماهی بتواند در یک محل معین از جویبار باقی بماند. از میان ماهیان آب های جاری، کیسه شنای گونه هایی که عادت به زندگی در آب های با جریان تند دارند، نسبت به ماهیانی که در آبهای آرامتر زندگی می کنند، از گنجایش و وسعت کمتری برخوردار است.
گازهای اصلی تشکیل دهنده کیسه شنا،2O و2N می باشد. در ماهیان آب شیرین 2N بیشتر است ولی در ماهیان دریایی که در اعماق بیشتری زیست می کنند، 2O بیشتر است.
کیسه شنا از سه لایه تشکیل شده است:
1- لایه خارجی که دارای گوانین است ونقره ای رنگ است.
2- لایه میانی که عضلانی است.
3- لایه داخلی که سلول هایش دارای واکوئل های ترشحی هستند وبه همین علت است که از کیسه شنا، چسب تهیه می شود.
پروخالی شدن کیسه شنا :
ماهیان وقتی به اعماق می روند، مقدار گاز موجود در کیسه شنای خود را افزایش می دهند تا سنگین تر شوند ولی وقتی از اعماق به مناطق سطحی تر نزدیک می شوند، به دلیل کاهش فشار ، حجم گاز داخل کیسه شنا زیاد شده ومقداری از آن خارج می شود. در ماهیان، کیسه کیسه شنای باز( فیزوستوم) مسیر اصلی پر یا خالی شدن کیسه شنا، مجرای پنوماتوفور (پنوماتیک) است وفقط در تعداد کمی از آن ها عروق خونی توسعه یافته در دیواره کیسه شنا جهت تبادلات گازی وجود دارد.
بیش از دو سوم ماهیان استخوانی فیزوکلیست هستند. در ماهیان فیزوکلیست برر خلاف اکثر ماهیان فیزوستوم، ساختارهای ویژه ای مرتبط با دستگاه گردش خون برای خالی کردن یا اتساع کیسه شنا وجود دارد که عبارتند از :
1- رته میرابیل(Rete mirabile) یا شبکه شگفت انگیز وغده گازی جهت اتساع کیسه شنا.
2- اندام بیضی شکل جهت باز جذب گاز از کیسه شنا به خون.
لازم به تذکر است که بجز غده گازی واندام بیضی شکل، بقیه قسمتهای دیواره کیسه شنا به دلیل داشتن بلورهای گوانین، نسبت به گازهای غیر قابل نفوز است.
1- رته میرابیل :
این شبکه عبارت است از یک گروه به هم فشرده از مویرگ های آوران و وابران که یک دیگر را احاطه می کنند. ترشحات موضعی اسید لاکتیک در نزدیک انتهای شبکه در محل غده گازی سبب کاهش PH خون می شود. اسیدی شدن خون سبب کاهش میل ترکیبی هموگلوبین با اکسیژن می شود، در نتیجه اکسیژن از هموگلوبین جدا شده وبه داخل پلاسمای خون آزاد می گردد. در اثر اختلاف فشار وبه طریق پدیده انتشار اکسیژن از پلاسمای خون وارد کیسه شنا می شود. از طرف دیگر به دلیل اینکه فشار اکسیژن در عروق وابران شبکه رته میرابیل ، بیشتر از عروق آوران می شود، مقداری اکسیژن از عروق وابران به عروق آوران ( عروقی که به سمت کیسه شنا می روند) که در مجاورت آن ها قرار دارند، انتشار یافته ودر نتیجه امکان نفوذ مقادیر بیشتری اکسیژن به کیسه شنا فراهم می گردد.
علاوه براکسیژن ممکن است بخش مهمی از گازهای ترشح شده به کیسه شنا، دی اکسید کربن باشد که از بی کربنات موجود در خون یا سوخت وساز غده گازی حاصل می شود.
هرچه طول مویرگ ها در شبکه رته میرابیل زیادتر باشد، انتقال گاز از عروق وابران به آ وران شبکه به صورت شدید تر اتفاق می افتد یا بعبارت دیگر قدرت انتقال گاز از خون به داخل کیسه شنا بیشتر خواهد شد وبه همین علت است که در ماهیان ساکن اعماق 1500 تا 3500 متری ، شبکه مویرگی رته میرابیل 25 برابر طویلتر از ماهیانی است که در عمق 150تا 500 متری زیست می کنند.
2- اندام بیضی شکل :
کاهش حجم کیسه شنا در ماهیان فیزوکلیست، از طریق انتشار گاز از کیسه شنا به داخل جریان خون از محل یک ناحیه غنی از عروق خونی که به شکل نیم دایره ای یا بیضی است،انجام می شود. این ساختار را به خاطر شکل خاصی که دارد اندام بیضی می گویند ودر دیواره پشتی کیسه شنا قرار دارد . در مواقعی که نیاز به دفع گاز از کیسه شنا( ورود گاز از کیسه شنا به خون) نیست، ارتباط اندام بیضی با حفره داخلی کیسه شنا توسط یک دریچه عضلانی قطع می شود. شل شدن این دریچه عضلانی سبب می شود که تماس ومجاورت مویرگ های اندام بیضی با گاز های داخل کیسه شنا امکان پذیر شود. استثناا در برخی ماهیان فیزوکلیست دریچه عضلانی مذکور بین اندام بیضی وحفره داخلی کیسه شنا وجود دارد، در این ماهیان از طریق انقباض مویرگ های اندام بیضی ویا در اثر انقباض
ودر نتیجه ضخیم شدن دیواره کیسه شنا، از خروج گاز از کیسه شنا ممانعت می شود. گاز اضافی وارد شده از کیسه شنا به خون از طریق آبشش ها به خارج از بدن دفع می شود.
اکثر ماهی ها کیسه شنا دارند ( ماهیان پرورشی سردابی ، گرمابی وخاویاری) اما تن ماهیان، کوسه ماهیان، سپر ماهیان، دهانگردان و.... کیسه شنا ندارند. در ماهی سوف کیسه شنا بسته است. اردک ماهی وماهیان خاویاری کیسه شنای یک قسمتی، کپور کیسه شنای دو قسمتی وشگ ماهی کیسه شنایی با دو مجرا ( ورودی- خروجی ) دارد.
کم خونی ماهی سیچلیدکروماید (زرد رنگ )
عفونت ایریدوویروسی سیچلید کروماید نیز نامیده می شودChromid cichlid anemia
عامل وهمه گیر شناسی بیماری
در رابطه با مکانیسم ودوره عفونت ویروس اطلاعات زیادی در دسترس نیست وهیچ گونه تلاشی برای انتقال تجربی این ویروس صورت نگرفته است واهمیت اتیولوژیک ایریدوویروس در این بیماری مشخص نشده است . سیچلید های زرد رنگ جوان که از سنگاپور به مالزی صادر شده بودند ودر آب های لب شور نگهداری می شدند بعد از مدتی تلفات در آن ها ظاهر شد . ارزیابی تشخیصی در تعدادی از ماهیان زنده وبررسی با میکروسکوپ الکترونی ذرات شبه ایریدوویروس مشاهده گردید .
علائم بالینی وضایعات
ماهیان مبتلا رنگ پریده ، لاغر ، ضعیف وبی اشتها هستند ، آبشش ها واندام های داخلی رنگ پریده می باشد . اما گاهی اوقات پرخونی در عروق سروزی معده وروده دیده می شود .
در بررسی آسیب شناسی مخلوطی از سلول های هیپرتروفی شده به جای بافت خون ساز کلیه وتغییرات پیشرونده سلول های شبه بلاست به سلول های بالونی دیده می شود .سلول های شبه بلاست دارای هسته بزرگی بوده وشامل گنجیدگی های بزرگ خنثی می باشند . در سلول های بالونی غشاء هسته جدا می شود وسیتوپلاسم دارای ذرات ریز ائوزینوفیلی می باشد . سلول های هیپرتروفی شده در عروق خونی مغز ، چشم ، آبشش ها ، روده ، قلب ، کبد ، طحال وکیسه شنا دیده می شوند . تراکم سلول های بالونی در زیر مخاط روده با خون ریزی وپرخونی همراه است .
تشخیص
تشخیص بیماری بر اساس علائم بالینی ، بررسی آسیب شناسی وروئیت ذرات شبیه ایریدوویروس می باشد . این ویروس از محیط کشت جدا نشده است ودر بررسی با میکروسکوپ الکترونی از بافت های آبشش ، روده وکلیه ذرات شبه ایریدوویروس سیتوپلاسمی در سلول های هیپرتروفی شده ، دیده می شود . قطر این ذرات 200 – 180 نانومتر می باشد .
درمان وکنترل
هیچ گونه روش عملی برای درمان وکنترل این بیماری ویروسی گزارش نشده است .
رابد وویروس سیچلید ریو گراند
عفونت را بد ویروسی سوف ریوگراند و عفونت رابدوویروسی سیچلید نیز نامیده می شود.
عامل وهمه گیر شناسی
تلفات بیش از 80% در تیلاپیای زیلی ( Zilli ) ، کانویت (Convict ) وسوف ریوگراند که به طور تجربی ویروس را به صورت داخل صفاقی تزریق کرده بودند ، اتفاق می افتد . ویروس را از تمام ماهیان آلوده وتلف شده می توان جدا نمود . ویروس از هموژنیزه کردن تمام اندام های ماهی آلوده جدا گردیده است . در ماهیان تیلاپیای زیلی وکانویت که به طور تجربی آلوده شده بودند ، به میزان کمی ویروس از پوست وعضله آن ها جدا شد . ویروس در تیره های سلولی RTG-2 ، FHM ، BHK-21 تکثیر پیدا می کند ، حرارت مطلوب برای تکثیر ویروس 31 – 13 درجه می باشد وحرارت مطلوب برای تکثیر ویروس در تیره سلولی FHM ،29 درجه سانتی گراد می باشد .
علائم بالینی وضایعات
علائم بالینی بیماری که گزارش شده است شامل بی حالی ومرگ می باشد وتغییرات آسیب شناسی تا به حال گزارش نشده است .
تشخیص
تشخیص بیماری بر اساس جدا سازی وبررسی سرولوژی ویروس می باشد . کشت ویروس در تیره های سلولی FHM و RTG-2 بعد از یک هفته ایجاد اثرات آسیب سلولی (CPE) در آن ها می کند .
درمان وکنترل
هیچ گونه روش عملی برای درمان وکنترل بیماری ویروسی رابدوویروس سیچلید ریوگراند گزارش نشده است .
بیماری فرشته ماهیان آب های عمیق
این بیماری ویروسی در فرشته ماهیان آب های عمیق دانمارک مشاهده شده است . هرپس ویروسی فرشته ماهی آب های عمیق وعفونت هرپس ویروس فرشته ماهی نامیده می شود .
عامل وهمه گیر شناسی بیماری
عامل بیماری احتمالا یک هرپس ویروس است . در بررسی با میکروسکوپ الکترونی از بافت طحال ، نوکلئوکپسیدهای ویروسی در حدود 100 نانومتر ، در هسته سلول های طحال واحتمالا در سیتوپلاسم ، ماکروفاژها ومنوسیتها دیده شده اند . شواهدی مبنی بر انتقال تجربی ویروس وجود ندارد . فرشته ماهیان آب های عمیق احتمالا دارای یک عفونت هرپس ویروسی خفته بودند که با استرس فعال می شود . شیوع بیماری دو روز بعد از اصلاح وتغیر در آکواریوم ها رخ می دهد وعلائم بالینی سپس خیلی سریع بروز می کند .
علائم بالینی وضایعات
ماهیان مبتلا عدم تعادل داشته ، به پهلو افتاده ویا به طور مارپیچی شنا می کنند . آبشش ها رنگ پریده و گاهی اوقات زخم هایی همراه با خونریزی منتشر در سطح بدن آن ها دیده می شود ، کبد وطحال نیز بزرگ می شوند .
تغییرات آسیب شناسی در طحال شامل درجات متفاوتی از ادم ونکروز در استرومای طحال می باشد . سینوزوئیدهای طحال متسع شده ودارای تعداد متفاوتی از گلبول های قرمز وماکروفا ژ هستند . سلول های رتیکولو اندوتلیال هیپرتروفی شده در فضای سینوزوئیدها جمع می شوند ، آسیب شناسی حاکی از یک کم خونی همولیتیک بدخیم است .
تشخیص
در بررسی با میکروسکوپ الکترونی از بافت طحال ، نوکلئوکپسیدهای ویروسی در حدود 100 نانومتر ، درهسته سلول های طحال واحتمالا در سیتوپلاسم ، ماکروفاژها ومنوسیتها دیده می شوند .
درمان وکنترل
هیچ گونه روش عملی برای درمان وکنترل این بیماری ویروسی گزارش نشده است .
بیماری خونی ماهی سیچلید در آمریکای جنوبی وشمالی تشخیص داده شده است . ویروس عامل این بیماری ، ویروس ماهی سیچلید و ویروس سیچلید رامیرزدارف نیز نامیده می شود .
عامل وهمه گیر شناسی
در بررسی با میکروسکوپ الکترونی از سلول های طحال ، ردیفی از ذرات شبه ویروسی داخل سیتوپلاسمی با قطر 130 – 110 نانومتر را در ابتدای عفونت نشان می دهد ، طبقه بندی ویروس هنوز مشخص نشده است . به علت عدم حضور سایر پاتوژن ها به نظر می رسد که این ذرات ، عوامل به وجود آورنده بیماری باشند . تلاش برای جداسازی ویروس تا کنون گزارش نشده است .هیچ گونه آزمایش تجربی برای انتقال ویروس گزارش نشده است ، شواهد نشان می دهد که بیماری 3 تا 4 هفته طول می کشد . شیوع بیماری 100% وتلفات در بین ماهیان 80 تا 40% می باشد .
علائم بالینی وضایعات
این بیماری ویروسی حاد در ماهیان سیچلید رامیرز5 تا 3 سانتی متری شناخته شده وموجب تلفات بالا در ماهیان می گردد . ماهیان مبتلا بی اشتها ورنگ پریده می باشند ودچار اختلال تنفسی ، شنای ناموزون ، انحراف ستون فقرات وخون ریزی در پوست وعنبیه هستند . هنگامی که بیماری پیشرفت می کند تغیرات دژنراتیو در چشم به وجود می آید . انحنای ستون فقرات که به صورت ناپایدار وزود گذر اتفاق می افتد ، به اسپاسم عضلانی نسبت داده می شود . پیش از مرگ ، ماهی به پهلو افتاده وتنفس های عمیق وآرام دارد ، بیماری 4 – 3 هفته طول می کشد .
اندام های داخلی جمع ومنقبض شده ودر سمت جلوتجمع می یابند . کلیه وکبد کوچک تر از حد طبیعی بوده ورنگ پریده اند . ولی طحال با وجود این که رنگ پریده است ، 10 – 3 برابر بزرگتر از حالت طبیعی شده است . دستگاه گوارش خالی از مواد غذایی بوده ، حاوی مایع موکوسی شفاف و واضح است . در آزمایشات باکتری شناسی کلیه ها ، کبد وطحال نتایج منفی بوده است .
تغییرات دژنراتیو نکروز کانونی وخون ریزی نقطه ای در طحال ، کبد ، روده ها ، کلیه ها ، پانکراس وچشم ها دیده می شود . گنجیدگی سیتوپلاسمی در سلول های طحال در مراحل اولیه بیماری فراوان بوده ، ولی در طی مراحل بعدی کمتر دیده می شود . سلول هایی که در مراحل اولیه آلودگی هستند متورم ، بازوفیلیک وحاوی مواد بی شکل آبی رنگ می باشند . در مراحل پیشرفته تر سلول ها دارای گنجیدگی های کوچک ائوزینوفیلیک در سیتوپلاسم وباقی مانده غشاء هسته بوده وعاری از محتویات سلولی قابل تشخیص می باشند .
تشخیص
تشخیص بر اساس علائم بالینی و آسیب شناسی می باشد و این ویروس از محیط کشت سلولی جدا نشده است وهیچ تست سرولوژیکی برای تعین ویروس انجام نشده است .
درمان وکنترل
هیچ گونه روش عملی برای کنترل ودرمان این بیماری ویروسی سیچلید گزارش نشده است . پرورش دهندگان ماهی باید با احتیاط ماهیان وحشی را قرنطینه کنند تا امکان انتقال بیماری کمتر شود .بیماری ویروسی ماهی گلدن شاینر( GSV )
بیماری ویروسی مزمن ماهیان گلدن شاینر است که دارای تلفات کمی بوده وفقط در آمریکا مشاهده شده است .
عامل وهمه گیر شناسی
این بیماری یک آلودگی رئوویروسی است وبه طور کلی شدت کمی داشته در دمای بالا درفصل تابستان اتفاق می افتد . این بیماری ویروسی فقط از آمریکا گزارش شده است ، ویروس GSV در طی یک کار تشخیصی در چندین گروه از ماهیان گلدن شاینر که دارای تلفات مزمن کمی بوده اند ، جدا شده است .
هرچند که انتقال عمودی وجود ندارد اما انتقال از یک ماهی به ماهی دیگر برای آلودگی های طبیعی بیشترین احتمال وجود دارد . تزریق داخل صفاقی ویروس ، ماهیان را آلوده می کند . میزان کم تلفات بیان گر این است که ویروس یبماری زایی کمی دارد .
در استخرهای پرورشی تمام گروه های سنی به عفونت حساس می باشند ، ولی تعداد تلفات در گلدن شاینر بالغ (5 تا 6 ماهه ) بیش از همه است .عموما تلفات کمتر از 5% کل جمعیت است . دمای بالای آب ( 32 – 27 درجه ) وتراکم بالای ماهیان ، باعث بالا رفتن میزان شیوع بیماری می گردد .
علائم بالینی وضایعات
ماهیان مبتلا بی حال وبی اشتها می باشند ودر صورتی که تحریک نشوند در نزدیکی سطح آب شنا می کنند . ماهیان مبتلا گاهی به صورت مارپیچی شنا می کنند . هنگامی که از بالا نگاه می کنیم بسیاری از مبتلایان خونریزی قابل ملاحظه ای روی سطح پشتی دارند . همچنین خونریزی نقطه ای در چشم ها ، روی سطح زیرین بدن در چربی های احشایی وموکوس روده ای مشاهده می شود . تغیرات آسیب شناسی در این بیماری ویروسی تا به حال گزارش نشده است .
تشخیص
تشخیص احتمالی بیماری ویروسی GSV بر پایه علائم بالینی می باشد . برای تشخیص قطعی نیاز به جدا سازی ویروس در کشت سلولی وشناسایی ویروس به وسیله روش خنثی سازی عفونت می باشد . ویروس را می توان از هموژن های کلیه ، کبد وتمام احشاء جدا کرد . نمونه ها را به تیره های سلولی FHM تلقیح کرده ودر دمای 30 – 25 درجه نگهداری می کنیم . سنستیوم واکوئله کانونی با هسته های سالم چند تایی در مدت 24 – 12 ساعت پس از تلقیح در کشت سلولی رشد می کنند . سلول های آلوده تجمع پیدا کرده ، به هم متصل شده وتوده های کوچکی را تشکیل می دهند . ویروس در دمای 35 و 15 درجه تکثیر نمی کند ، دمای مناسب برای تکثیر ویروس 30 – 25 درجه است .
درمان وکنترل
هیچ درمان عملی برای بیماری GSV ذکر نشده است . تلاش های اندکی در جهت کنترل وانتشار ماهیان آلوده صورت گرفته است . مدیریت مناسب شامل اجتناب کردن از ماهیان مشکوک ، کنترل آب وضد عفونی کردن وسایل وتجهیزات وتخم ماهیان در کنترل بیماری موثر می باشد .
آنسفا لیت فرشته ماهی تا کنون فقط از امریکا گزارش شده است . عفونت رابد وویروسی
فرشته ماهی نیز نامیده می شود .
عامل وهمه گیر شناسی بیماری
این بیماری ویروسی در فرشته ماهیان بالغ خاکستری و فرشته ماهی فرانسوی دیده شده است . هیچ گونه گزارشی مبنی بر انتقال و همه گیری این بیماری ویروسی وجود ندارد.
علائم بالینی و ضایعات
ماهیان مبتلا بی اشتها و بی حال می باشند ، به خاطر ترشح زیاد موکوس روی سطح بدن
یک ظاهر شیری رنگ پیدا می کنند و سپس تعادل خود را از دست داده و می میرند .
تشخیص
تشخیص بر اساس جدا سازی ویروس از بافت کلیه و مغز می باشد . این ویروس غیر طبیعی است زیرا بسیار گرما دوست می باشد ودرحرارت بالا بهتر رشد می کند.
درمان و کنترل
هیچ روش علمی برای درمان وکنترل این بیماری ویروسی گزارش نشده است .
اسکات ها ماهیانی هستند که می توانند تا بیش از 30 سانتی متر رشد می کنند.ماهیانی که به سختی با شرایط آکواریوم اخت می شوند.این ماهی ها به آبهای
شیرین تعلق ندارند ولی گونه های کوچک را می توان در آکواریوم آب شیرین نگهداری نمود. بعد از بلوغ ترجیح می دهد تا در آب شور نگهداری شود.ولی با تمام این اوصاف هر روز بر طرفداران و خواهان این ماهی افزوده می شود.
pH آب این ماهی باید بین 7.5-8.5 باشد.دمای آن نیز باید در حدود 20-28درجه باشد.ماهیان دیسکی شکلی هستند که دهان و سر نسبتا کوچکی دارند.با بزرگ شدنشان بر گردی آنها افزوده می شود.اسکات های جوان از رنگ نسبتا براقی برخوردار هستند. طرفین بدن سبز-نقره ای و یا قهوه ای-نقره ای است و تمام لکه های سیاه رنگ بزرگی بر روی بدنشان دارند.رنگ باله ها بسیار متنوع است ولی هیچگاه بطور کامل رنگ به خود نمی گیرند.با شروع دوران بلوغ از گیرایی و جذابیت رنگ بدن آن کاسته می شود و رنگ بدن به نقره ای کدر متمایل می شود که نقطه های ساه بزرگی بر روی آن قرار دارد.در صورتی که در آب شور نگهداری شوند رنگ براق تر و زیباتری خواهند داشت.
نگهداری آنها آسان است.فراهم کردن غذای آنها مشکل نیست و به دلیل همه چیز
خواری می توان از هر نوع غذایی اعم از زنده،یخ زده،خشک و... استفاده کرد. ولی باید توحه داست که باید در عذایشان مقداری مواد گیاهی گنجانده شود.همچنین این ماهی گیاهان آکواریومی را نیز خواهد خورد.به خاطر حریص و پر خور بودن آنها باید فیلتراسیون مناسب و منظم نیز انجام گیرد.برای این منظور باید فضای خالی بین سنگریزه های کف تانک بطور منظم تمیز و پاک شوند.تعویض آب در دوران جوان لازم است ولی با این وجود می توانند درصد زیادی از نیترات را تحمل کنند.بعد از بلوغ باید به آکواریوم آب شور(آب دریا)منتقل شوند.ولی این فرآیند ممکن است سالها به طول انجامد. این ماهی ها سازکار و صلح جو هستند ولی در بعضی مواقع به درگیری و جدل با دیگر ماهیان می پردازند. به آکواریوم بزرگی با فضای مناسب برای شنا کردن نیاز دارند. تا کنون مورد موفقی از تکثیر آنها در اسارت گزارش نشده است.ولی اکثریت بر این باورمد که در بستر های مرجانی تخم ریزی می کندو سپس بچه ماهی ها(ماهی های جوان) به آبهای شیرین و دهانه ی نیمه شور رودخانه ها مهاجرت می کنند و دوباره پس از بلوغ به آب های شور باز می گردند.

انواع بارب ها شامل تایگر بارب، گرین بارب، رزی بارب، شوبرتی بارب و بارب زرد از جمله باربهایی هستند که در ایران بخوبی قابل تکثیر و پرورش هستند. زندگی تمام باربها با همدیگر شباهت دارند. اگر با غذاهای زنده و مقوی خوب تغذیه شوند، تعداد زیادی تخم می ریزد و هر ده روز یک بار میتوان از آنها تخمگیری کرد. اگر به روش صحیح و در سطح بالا این ماهیها را پرورش دهید، از نظر اقتصادی پر سود است. بسیار آسان و ساده می توانید از باربها تخمگیری نمائید و بخوبی آنها را پرورش دهید. ماهیهای بارب بسیار مقاوم، سرسخت و پرتحرک هستند و معمولاً باید بصورت گروهی از آنها تخمگیری شود.
ماهیهای مولد بهتر است از ماهیهای جوان، با نشاط، سالم و از شاه ماهیها انتخاب شوند. سن بلوغ باربها شش ماهگی است و قبل از تخم ریزی باید ماهی های نر از ماده حداقل 10 روز جدا نگهداری شوند. تا تمایل و علاقه آنها نسبت به همدیگر شدید تر و تعداد تخم بیشتری ریخته شود در این مدت باید تمام شرایط نگهداری بخوبی کنترل شود.
باربها چون پرخور هستند باید اکسیژن زیادی در آکواریم آنها باشد. چنانچه با کمبود اکسیژن مواجه شوند، خیلی سریع تلف می شوند. دیده شده است، تعداد زیادی از مولدین بارب در اثر کمبود اکسیژن و عدم دقت کافی در نگهداری آنها تلف شده اند و چرخه تولید آنها چندین ماه به تعویق افتاده است.
برای پیشگیری و احتمال بروز چنین حالتی بهتر است همیشه هر ماه تعدادی از باربهای جوان و شاه ماهی ها را جدا کنید و بعنوان ماهیهای مولد برای آینده نگهداری کنید تا چنانچه چنین مشکلی پیش آید در کمترین زمان باربهای جوان را بتوانید جایگزین کنید. باربها در آکواریم بخوبی تکثیر می شوند. معمولاً یک گروه که تعداد ماده ها 5 عدد و نرها 7 عدد باشد با همدیگر قرار می گیرند و گروهی تخم ریزی می کنند. برای تخم گیری از باربها ابتدا باید شرایط آب آکواریم با آب سختی بین 3 تا 5 درجه DH آماده شود. قفس توری به اندازه آکواریم داخل قرار می گیرد بطوریکه حداقل 5 سانتی متر از کف آکواریم بالاتر باشد. سنگ هوا برای تأمین اکسیژن داخل آن قرار می گیرد.
معمولاً ماده ها زودتر گذاشته می شوند و پس از چند ساعت نرها هم به آنها معرفی می شوند. چند شاخه گیاه می تواند محیط را آرام و محرک خوبی برای تخم ریزی ماهیها به حساب آید.
بهتر است محیط آکواریم بطور طبیعی تاریک شود و ماهیها شب را آرام و بدون مزاحمت پشت سر بگذرانند. در سپیده دم فردا صبح تخم ریزی با تعقیب نرها به دنبال ماده ها شروع می شود و هر نوبت تعدادی تخم از چشمه های توری عبور می کنند و به کف آکواریم می روند و تا حدود ساعت 12 ظهر تخم ریزی ادامه خواهد داشت. بعد از پایان کار باید مولدین را از آکواریم خارج کنید چنانچه برای 10 روز آینده مجدداً می خواهید از آنها تخمگیری بعمل آورید نرها را از ماده ها بطور جداگانه نگهداری کنید.
( ماهیها مولد بهتر است با غذاهای زنده و مقوی تغذیه شوند. تا آن مقداری که از توان و انرژی و نشاط را از دست داده اند جبران شود.)
سپس به آکواریم تخمها داروی متیلن بلو اضافه کنید تا از حمله قارچها و خراب شدن و فاسد شدن آنها جلوگیری شود.
معمولاً تا 24 ساعت بعد تخمها باز خواهند شد و لاروها به کف و دیواره ها می چسبند و حرکت خیلی آرام و کمی دارند. کیسه زرده لاروها غذای دو روز آنها را تأمین می کند و روز سوم باید به آنها غذا داد. بهتر است از قبل پیش بینی کرده باشید و تخم میگو باز کنید، بطوریکه همزمان با صبح روز سوم نوزادان میگوی تازه از تخم درآمده و ریز داشته باشند تا بخوبی تغذیه شوند. در این مراحل برای لاروها آب معمولی آماده شده بهتر است زیرا لاروها برای رشد و جذب مواد غذایی و سوخت و ساز بدنشان ( متابولیسم ) به املاح موجود در آب احتیاج دارند.
آب آکواریم لاروها هرگز نباید آلوده و کثیف و کدر شود. میزان اکسیژن محلول در آب همواره باید به اندازه کافی باشد. از اضافه ریختن غذا به داخل آکواریم جداً پرهیز کنید. مشاهده شده است نوزادان میگو که بعنوان غذا برای لاروها به آکواریم اضافه می شوند زیادتر از مصرف بوده است و در آکواریم بعد از چند ساعت در آب شیرین نوزادان میگو تلف و سپس تجزیه می شوند که این امر علاوه بر آلودگی آب و نقصان اکسیژن، باعث تلفات سریع لاروها خواهد شد.
از طرفی منبع رشد انواع بیماریها خواهد بود که علاوه بر آلودگی آب رشد امراض و بیماریها را در بر خواهد داشت. با مشاهده چنین وضعیتی باید بلافاصله قسمتی از آب آکواریم را تعویض نمائید یا اینکه در صورت امکان تمام آب را با آب سالم و مناسب عوض کنید.
طرز تشخیص جنسیت تایگر بارب و گرین بارب
ماهی نر:
1- لب و دهان و باله های ماهی نر آلبالوئی پر رنگ است. رنگ مشکل که بصورت نوار دور بدن ماهی است تیره و پر رنگ است.
2- بدن ماهی نر کشیده تر، لاغرتر و پررنگ تر است.
3- جثه بدن ماهی از پهنا نسبت به ماهی ماده کوچکتر است.
ماهی ماده :
1- رنگ آلبالوئی بر روی اندامهای ماهی خیلی کم رنگ است و نوار مشکی دور بدن ماهی روشن تر و کم رنگتر است.
2- بدن ماهی ماده چاقتر و گرد تر است که اگر باله هایش را بطور فرضی حذف کنید گرد شبیه به سکه خواهد شد.
3-جثه بدن ماهی ماده از پهنا بزرگتر است.
طرز تشخیص جنسیت رزی بارب و شوبرتی بارب
ماهی نر :
1- معمولاً بعد از بلوغ ماهی نر به رنگ قرمز پر رنگ درمی آید و روی باله پشتی اش خط سیاه ایجاد می شود.
2- نرها دارای بدن کشیده، لاغر و درازتری نسبت به ماده ها هستند.
ماهی ماده :
1- ماده ماده خیلی کم رنگ و رنگ قرمز آن روشن است.
2- ماده ها دارای شکمی بزرگ و چاق هستند که از دو طرف بدنشان بیرون زده است.
بقیه باربها معمولاً از روی همین مشخصات قابل تشخیص هستند.
اولاً : ماهی پررنگ تر نر و ماهی کم رنگ تر ماده است.
دوماً : ماده ها چاق ترند ولی نرها لاغرتر.
سوماً: جثه ماهی های ماده از نرها بزرگتر است.

تتراها گروه بزرگی از ماهی های آکواریم هستند که غالباً کوچک جثه و پر تحرک هستند. انواع ماهیهای تترا که تا کنون در ایران تکثیر و پرروش یافته اند، عبارتند از : تترای سیاه، تترای جواهر، تترای نئون، تترای زرد، تترا پنگوئن، تترا نئون سیاه، تترا کاردنبال ، تترا لیمویی، تترا الماسی و تترا امپراطور که در واقع این ماهیها براحتی قابل تکثیر و پرورش هستند.
در هر مرحله ازتکثیر و پرورش ماهیهای تترا نکات مهم و قابل توجهی وجود دارد که باید بدقت آنها را رعایت کنید. تتراها ماهی های آرام و زیبایی هستند و به ماهی های دیگر هیچ صدمه ای نمی زنند.
درجه حرارت 27 درجه سانتی گراد و سختی آب 3 تا 5 درجه DH برای تخم ریزی تتراها مناسب است. آب مورد استفاده برای تخمها علاوه بر اینکه باید دارای DH مناسب باشد، باید حتماً یکهفته توسط فیلتر ذغالی فیلتراسیون شود، که در آنصورت آب شفاف، زلال و کریستالی خواهد بود. تتراها در آکواریم راحتتر تکثیر و پرورش داده می شوند. بنابراین مکان تخم ریزی آنها باید شرایطی مناسب باشد. بهتر است ماهی های مولد را داخل قفس توری و در آکواریم قرار دهید. تا اینکه در موقع تخم ریزی براحتی تخمها از چشمه های تور عبور کنند و در کف آکواریم قرار گیرند تا ماهی های مولد فرصت خوردن تخمهایشان را پیدا نکنند.
چند شاخه گیاه طبیعی یا مصنوعی داخل آکواریم تخم ریزی بهترین محرک برای تتراها خواهد بود و وجود گیاه به آنها احساس آرامش و امنیت می دهد و تخم ریزی بهتر انجام می شود در آنصورت بخوبی ماده ها تمام تخمهایشان را رها می سازند.
کارهای مهمی که برای تکثیر تتراها باید انجام دهید عبارتند از:
1- ماهیهای مولد نر و ماده را بمدت دو هفته از یکدیگر جدا نگهداری کنید تا نسبت به همدیگر تمایل و علاقه بیشتری پیدا کنند و در آنصورت تعداد تخم هم در موقع تخم ریزی بیشتر رها می شود.
2- آکواریم محل تخم ریزی از قبل آماده می شود و باید دارای آب مناسب با سختی آب 3 تا 5 درجه DH ، نور کافی ، اکسیژن کافی باشد و آب تخمها حداقل یک هفته با فیلتر ذغالی فیلتراسیون شود.
3- بهتر است تتراها بصورت گروههای 5 عدد ماده و 7 عدد نر باشند و در کنار همدیگر قرار بگیرند در نتیجه تخمگیری بهتری را در بر خواهد داشت.
4- بهتر است در داخل آکواریم تخم ریزی، قفس توری با چشمه های مناسب قرار دهید و ماهیهای مولد را داخل قفس توری بگذارید، چون این ماهی ها علاقه شدید به خوردن تخمها دارند.
معمولاً ماهیهای ماده را در روز، ساعت 12 ظهر داخل قفس بآرامی انتقال می دهید، بطوریکه هیچ گونه صدمه ای به آنها وارد نشود. چند ساعت بعد ماهی های نر را به آکواریم اضافه می کنید. دیده شده است، تتراها در همان بعد از ظهر شروع به تخم ریزی کرده اند، ولی تعداد تخمها کافی نیست و هنوز ماهی های ماده تخمهای بیشتری دارند که بهتر است تا فردا صبح صبر کنید تا تخم ریزی بطور کامل انجام شود.
فردای آنروز در سپیده دم صبح فعالیت شدید تری را با همدیگر شروع می کنند، رنگ آنها پر رنگ می شود و با سرعت همدیگر را تعقیب می کنند که هر دفعه چندین تخم رها می سازند تا ساعت 12 ظهر تخم ریزی ادامه خواهد داشت و تمام تخمهایشان را رها می سازند. هر دفعه که ماده ها تخم می ریزند پشت سر آنها نرها با رها ساختن اسپرم تخمها را بارور می سازند. بعد از اتمام تخم ریزی همدیگر را تعقیب نمی کنند و فعالیتشان متوقف می شود. در اینحالت باید به آرامی ماهی های مولد را از آنجا خارج کنید و به مکان اولیه منتقل کنید ( چنانچه قصد دارید در دو هفته آینده مجدداً از آنها تخمگیری بعمل آورید، بهتر است نرها و ماده ها را از همدیگر بطور جداگانه نگهداری کنید تا برای دو هفته بعد کاملاً آماده شوند. )
5- آب آکواریم تخمها ممکن است بخاطر تجزیه اسپرم نرها شیری رنگ شده باشد. بهتر است قسمتی از آب را تعویض نمایند. ( تعویض آب باید با رعایت نکات مهم از جمله آب هم درجه حرارت باشد و دارای DH مناسب و با آرامی صورت بگیرد)
6- در آکواریمی که تخم ریزی انجام می شود، هیچوقت به ماهیها غذا ندهید. توضیحات و علل آن در مطالب قبلی ذکر شده است.
7- تخمها خیلی زود و در کمتر از 24 ساعت باز و تبدیل به لارو می شوند. لاروها در ابتدا بی حرکت در کف آکواریم قرار دارند و همراه خودشان در زیر شکمشان کیسه زرده ایی مجهز دارند که از آن شروع به تغذیه می کنند. دو روز طول می کشد تا کیسه زرده جذب بدن لاروها شود و در اینمدت شما هیچ غذایی نباید به آنها بدهید.
8- بعد از سپری شدن این مرحله و جذب کیسه زرده لاروها، فعالیت آنها شروع می شود و از صبح روز سوم احتیاج به غذا خواهند داشت. در این مرحله جدید بهترین غذا برای لاروها می تواند نوزادان میگوی تازه بدنیا آمده و ریز باشد که با پیش بینی لازم از قبل آنها را آماده کرده اید.
9- چنانچه نوزادان میگو زیادتر از مصرف باشند. بزودی در آب شیرین خواهند مرد و تجزیه شده، آب را کدر می کنند و باعث آلودگی و فساد آب می شوند. از طرف دیگر موجب رشد سریع باکتری ها و قارچها خواهند شد.
10- بهتر است لاروها را به مکان بزرگتری انتقال دهید و روزانه چهار بار به آنها از نوزادان میگو بدهید.
طرز تشخیص جنسیت ماهی های تترا:
ماهی نر :
1- دارای جثه کوچکی است.
2- باله مخرجی اش در زیر شکم بلند تر و نزدیک به دم است.
3- کشیده تر ، لاغر تر و درازتر است.
4- دارای رنگ بیشتر و پررنگ تر است.
ماهی ماده :
1- دارای جثه بزرگی است.
2- باله مخرجی اش در زیر شکم کوتاهتر و با دم بیشتر فاصله دارد.
3- چاق، گرد و اگر باله هایش را بطور فرضی در نظر نگیرید شبیه به سکه خواهد بود.
4- نسبت به نوع نر کم رنگتر و روشن تر است.


سیچلایدهای گورخری دارای فلسهای ریزی هستند که دائما رنگ خود را عوض می کنند. سیچلایدها دارای هوش سرشاری هستند که با رفتارهای جالب و قابل توجه ایی به تربیت و باروری تخمها و بچه های خود می پردازند.
در واقع هوش سرشار این ماهیها نکات قابل توجه و عجیبی را بهمراه دارد. معمولا هر کدام از سیچلایدهای نر گوشه ایی را بعنوان مقر قدرت خود انتخاب می کنند و هیچکدام از نرهای دیگر حق ورود به آنجا را نخواهند داشت برای انتخاب جفت نرها برای مبارزه به وسط آکواریوم می روند و درگیری و خشونت بخرج می دهند. ماهیهای ماده نظاره گر و تماشاچی آنها هستند و از بین آنها بهترین و قویترین نر را زیر نظر می گیرند و بالاخره نر مورد علاقه شان را انتخاب می کنند. (در واقع نوع ماهی ماده ماهی نر را برای ازدواج انتخاب می کند) بدین ترتیب به مکان مقر نر انتخاب شده می رود و در آنجا می ایستد. در اینحالت ماهی نر انتخاب شده با غرور و شادی با شهامت بیشتری از مرزهایش دفاع می کند و بشدت مراقب اوضاع و احوال نرهای مجاور است. تا به حریم او وارد نشوند. در این مرحله برای جلوگیری از درگیری و خشونت بیشتر بهتر است جفت انتخاب شده را بآرامی به یک آکواریوم دیگر انتقال دهید. و برای آنها یک کوزه یا گلدان کوچک قرار دهید و یا با چند تکه سنگ که بر روی هم می چینید و بحالت غار مانند ایجاد می شود درست کنید که آن مکان مورد انتخاب جفت سیچلاید خواهد بود و در همانجا تخمریزی خواهند کرد. سیچلایدها معمولا درست دارند تخمهایشان را در داخل حفره ها و یا سوراخها مخفی کنند. ماهیهای سیچلاید خیلی زود تخمریزی خواهند کرد. نوع ماهی ماده تخمها را بر روی سطوح صاف می چیند و بلافاصله ماهی نر آنها را بارور می سازد. تخمها چسبنده هستند. بعد از اتمام تخمریزی به مراقبت از تخمها می پردازند. و در حالیکه یکی از آنها تخمها را مراقبت و جریان آب را بر روی آنها ایجاد می کند تا تخمها تمیز بمانند، دیگری برای تهیه خوراک به شکار می رود. مراقبت از تخمها چنان است که حتی در هنگامیکه والدین نگهبانی تخمها را با یکدیگر عوض می کنند تخمها تحت نظر هستند.
بعد از چهار روز تخمها شروع به ترک برداشتن می کنند، والدین آنها را به دهان خودشان منتقل کرده که در حفره داخل دهان قرار می دهند. در طی چهار روز کیسه زرده ایی که در زیر شکم لاروها همراه آنها است بتدریج جذب بدنشان می شود و بعد از آن قادر هستند براحتی شنا کنند. سیچلایدها از فرزندان خود مراقبت می کنند و با رفتارهای هوشمندانه ایی آنها را تحت آموزشهای سختی قرار می دهند. آنها بچه ها را به گردش می برند و در حالیکه یکی از والدین در جلوی صف و دیگری در انتهای صف قرار می گیرند از آنها مراقبت بعمل می آورند. در این مرحله باید دادن غذای زنده را به آنها شروع کنید. بهترین غذای زنده مورد علاقه آنها نوزادان میگو نمکی هستند. روزانه چهار نوبت به آنها غذا بدهید. مقدار غذایی که می دهید باید تمام آن توسط ماهیها خورده شود و چیزی از آن را باقی نگذارند. چنانچه اضافه تر غذا بریزید باعث آلودگی و فساد آب که در این صورت باعث تلفات لاروها خواهد شد. شرایط آکواریوم را باید طبق زنجیره مراقبتهای ویژه و با اصول صحیح نگهداری کنید.
حالت متعددی پیش خواهد آمد که باعث ناراحتی و عصبانیت والدین می شود. که در بیشتر مواقع ماهی نر به اشتباه شروع بخوردن بچه ماهی خودش می کند، که این عمل باعث درگیری و نزاع با ماهی ماده خواهد شد و جفت بشدت با همدیگر زدو خورد می کنند، بطوریکه تا حد مرگ پیش خواهند رفت و اگر شما به کمک آنها نروید و از همدیگر جدا نشوند به مرگ ماهی ماده ختم خواهد شد. قبل از بروز چنین حالتی که ماهی نر بخواهد عصبانی شود بلافاصله باید آنرا از بچه ها جدا کنید و بهتر است فقط ماهی ماده بتنهایی از بچه ها مراقبت کند. بعد از چند روز ماهی ماده را هم از کنار بچه ها بردارید و به ماهی نر خودش معرفی کنید. چنانچه در آنجا درگیری ادامه پیدا کرد بهتر است بین آنها را با یک تیغه شیشه ایی جدا کنید و دو روز بعد تیغه را بردارید اگر همه چیز عادی بود که بین جفت آشتی برقرار است و آنها را تقویت کنید تا مجددا برای شما تخمریزی کنند. چنانچه درگیری ادامه پیدا کرد باز هم بین آنها را با تیغه شیشه ای جدا کنید معمولا بعد از دو مرتبه که آنها را از همدیگر جدا کنید آشتی برقرار خواهد شد.
نوزادان سیچلاید به غذاهای گوشتی علاقه زیادی دارند اگر در هر روز یک وعده دل گاو یا گوسفند به آنها بدهید خیلی سریع رشد خواهند کرد. اگر بموقع به آنها غذا بدهید هیچ مشکلی برای بچه ها بوجود نخواهد آمد. چنانچه به آنها گرسنگی بدهید سیچایدهای بزگتر به کوچکترها حمله ور می شوند و آنها را می خورند و طولی نخواهد کشید که این هم جنس خواری همه گیر خواهد شد و روز به روز تعداد بچه سیچلایدها کمتر خواهند شد. اگر آنها را سریع رقم بندی کنید بطوریکه بزرگترها در یک آکواریوم و کوچکترها در آکواریوم دیگر قرار بگیرند این مشکل خیلی زود برطرف خواهد شد. و شما هم روی نظم و ترتیب و سر موقع به آنها غذا بدهید تا کاملا سیر شوند.
طرز تشخیص جنسیت سیچلاید گورخری:
ماهی نر:
1- باله پشتی بلند و نوک آن تیز است.
2- باله زیر شکم بلند و نوک آن تیز است.
3- لبهای نر کلفت و ضخیمتر است.
4- روی سر آن قوزی ستبر و بر آمده است.
5- بدنش کشیده تر و لاغرتر است.
6- نوک لوله اسپرم در زیر شکم حالت زوکی شکل است.
ماهی ماده:
1- باله پشتی کوتاه و نوک آن گرد است.
2- باله زیر شکم کوتاه و نوک آن گرد است.
3- لبها ظریف و باریکتر است.
4- سر آن قوز ندارد و صاف تر است.
5- بدنش گرد و چاق تر است.
6- زیر شکم ماهی ماده رنگ زرد وجود دارد.
7- نوک لوله تخم در زیر شکم حالت گرد و بشکل تخم است.



اسکار سلطنتی با ابهت ترین، جذاب ترین و پرطرفدار ترین ماهی آکواریم بحساب می آید. برای تکثیر و پرورش اسکار نکات مهم و فراوانی را باید همواره در نظر داشت .
اگر یک جفت اسکار جوان و سرحال که تازه همدیگر را انتخاب کرده اند و با هم جفت شده اند را با یکدیگر در یک آکواریم نگهداری کنید. خیلی زود شاهد تخم ریزی آنها خواهید بود. اسکار دوست دارد تخمهایش را در کف و روی سطحی صاف بریزد. تخمهای اسکار چسبندگی دارند و به شکل گرد و قهوه ای رنگ و هر عدد آن تقریباً اندازه یک عدد ماش است. در کف آکواریم بهتر است یک تخته سنگ صاف قرار دهید. ( بهتر است تخته سنگ از جنس مرمریت یا گرانیت باشد که تخمها را خراب نکند. سنگهای گچی یا آهکی تخمها را فاسد می کنند. ) آکواریم باید دارای فیلتر مناسب، اکسیژن کافی، نور کافی باشد. به مولدین باید غذای مناسب داده شود. بهترین غذا برای آنها غذاهای زنده مثل ماهی رودخانه، بچه قورباغه و آبزیان بزرگ هستند. روزانه یکبار کاملاً آنها را خوب سیر کنید و غذاهای اضافی را از آب خارج نمایید و مقداری از آب را تعویض کنید. ( بعضی اوقات اشخاص تعداد زیادی ماهی رودخانه را در آکواریم می ریزند و آنها تعدادی را می خورند و بقیه را می کشند و رها می کنند. چون سیر می شوند و بیشتر از آن میل به خوردن ندارند، از طرفی دوست دارند هیچ مزاحمی در آکواریمشان نباشد. بعد از چند ساعت ماهی های مرده رودخانه ای در آکواریم اوضاع خرابی را بوجود می آورند. بتدریج اکسیژن آب اشکال پیدا می کند و آلودگی آب باعث تلف شدن جفت اسکار شما خواهد شد) چنانچه غذای زنده در اختیار نداشتید می توانید دل گاو یا گوسفند را تمیز کنید و به اسکارها بدهید.
اسکارهای جفت شده که در یک آکواریوم تنها هستند. خیلی زود سنگ کف را بعنوان محل تخم ریزی انتخاب می نمایند و آنرا شروع به تمیز کردن می کنند. زمانیکه نر و ماده بر روی سنگ بروند و شروع به تمیز کردن آن بکنند، لحظات تخم ریزی نزدیک می شود. که ابتدا با بیرون آمدن لوله تخم ماهی ماده از زیر شکمش که تقریبا به اندازه 3 میلیمتر خارج می شود و شکل لبه آن گرد و چاق است شروع می شود. همزمان لوله اسپرم نرم هم تقریبا به اندازه 5/1 میلیمتر خارج می شود که شکل لبه آن زوکی شکل است.
نر و ماده هر دو چند ساعت قبل از تخم ریزی بر روی سنگ با لرزش و تمیز کردن و با حالات شدید و تغییر رنگ و پر رنگ شدن شروع به آماده و تمیز کردن محل تخم ریزی می کنند.
ماهی ماده با لرزشهای مخصوصی به سطح سنگ نزدیک می شود و تخم ریزی را شروع می کند و بصورت یک خط ردیفی از اول تا انتهای سنگ تخمها را بر روی آن می چیند و چون چسبنده هستند تخمها به سنگ چسبیده می شوند. پشت سر ماهی نر با حرکات و رقصهای شادی و لذت و با لرزشهای مخصوص روی تخمها اسپرم رها می کند. و به همدیگر اعلام رضایت می کنند. این ابزارهای علاقه همراه با بوسه زدن و یا نوازش با لب به همدیگر اعلام می شود.
حدود دو ساعت این حرکات زیبا و موزون همراه تخم ریزی ادامه خواهد داشت. شادی آنها لحظه به لحظه زیادتر می شود و ابراز علاقه آنها شدیدتر و خشن تر به ظاهر می رسد، بطوریکه آب آکواریوم به تلاتم می افتد. اگر آکواریوم در پوش نداشته باشد گاهی بیرون می پرند و صدمه خواهند خورد. بنابراین حتما روی آکواریوم را بپوشانید و هرگز برای آنها ایجاد مزاحمت نکنید.
بعد از اتمام تخم ریزی ماهیها شل و بی حال بصورت مورب و کج در کنار همدیگر آرام می گیرند، در اینحالت سطح آب کف زده است و رنگ آب بر اثر تجزیه اسپرم نرم ها شیری رنگ شده است که باید قسمتی از آب تعویض یا داخل آکواریوم را فیلتر بگذارید تا آب دوباره شفاف و زلال شود.
از اینجا به بعد به دو طریق می توانید از تخمها محافظت کنید.
1- ماهیهای مولد را به آرامی به آکواریومی که از قبل آماده کرده اید منتقل سازید.
2- سنگ تخمها را بآرامی به آکواریومی که شرایط مناسب دارد منتقل دهید.
1- حالت اول:
چنانچه از تخمها مقدار زیادی توسط حرکات ماهیها در نقاط دیگر آکواریوم پاشیده شده است و امکان جابجایی تخمها نیست، در اینصورت بهتر است ماهیهای مولد را از آنجا به آکواریوم آماده دیگری بآرامی انتقال دهید (آکواریوم باید از قبل کاملا آماده و مهیا شده باشد)
2- حالت دوم:
چنانچه تخمها بصورت مرتب و منظم بر روی تخته سنگ چیده و چسبیده شده اند. می توانید بآرامی سنگ تخمها را به آکواریومی با مشخصات آب تخمها که از قبل آماده کرده اید منتقل سازید. در هر دو حالت تفاوتی وجود ندارد و معمولا نتیجه یکسان حاصل خواهد شد. چیزی که مهم است باید حتما تخمها از دسترس ماهیها دور شوند و آنها را با شرایط و اصول صحیح نگهداری کنید. برای آکواریوم تخمها حتما باید اکسیژن کافی قرار دهید، چنانچه آب تخمها شیری رنگ است حداقل 3 روز فیلتر در آکواریوم کار بگذارید تا آب را کاملا شفاف و روشن کند. می توانید در صورت تشخیص و نیاز مقداری از آب را با آب مناسب و آماده تعویض نمائید.
سپس به آب تخمها داروی متیلن آبی بمقدار 1/0% اضافه می کنیم. هجوم و حمله قارچها به تخمها باعث فساد آنها می شود داروی متیلن آبی علاوه بر جلوگیری از هجوم و حمله قارچها رشد باکتریهای مضر را هم کنترل و بحالت ثابت و فیکسه نگه می دارد و آسیبی به تخمها وارد نمی شود. بعضی اوقات تخمها آنقدر نزدیک به هم و گاهی هم روی یکدیگر چیده شده اند که چنانچه یک تخم مورد هجوم قارچها قرار بگیرد خیلی سریع بقیه تخمها هم با لایه های ابری سفید رنگی پوشیده می شوند، که در واقع مورد هجوم و حمله قارچها قرار گرفته اند و بدین صورت باعث فساد تخمها خواهد شد. بصورت تجربی بدست آمده است که اگر هر روز مقداری از آب تعویض و مقداری داروی متیلن آبی تازه حل شده به آب تخمها اضافه شود. در مواقعی که شرایط آکواریوم تخمها وضعیت خوبی ندارد بسیار عمل مفیدی است که نتیجه باروری و باز شدن تخمها را بالا می برد.
از آنطرف دیگر ماهیهای مولد هستند که باید آنها را بآرامی انتقال دهید و آکواریوم آنها مرتب و منظم باشد. تغذیه در تخم ریزی برای مراحل بعدی آنها نقش مهم و سرنوشت سازی دارد. باید دقت کنید آنها را ضعیف یا بیمار نکنید که در اینصورت مدتی تخم نخواهند ریخت. آنهایی که به مولدین اسکار فقط ماهی رودخانه می دهند، باید نکات را مورد توجه قرار دهند.
1- ماهیهای رودخانه ایی ممکن است حامل امراض و بیماریهای باشد که با ورود آنها به آکواریوم مولدین، خیلی زود محیط آنها را آلوده و در آنجا تکثیر و منتشر می شوند. و سپس به اسکارها منتقل خواهند شد. بنابراین حتما باید از سلامت ماهیهای رودخانه ایی اطمینان حاصل کنید.
2- می توانید به ماهیهای رودخانه ایی غذاهای مقوی و انواع ویتامینها و املاح مورد نیاز را بدهید. سپس با در اختیار گذاشتن ماهیهای رودخانه ای برای اسکارها آن ویتامینها و املاح مفید را به ماهیهای اسکار مولد انتقال دهید. که باعث تقویت و رشد و سلامت آنها شود.
حالا باز می گردیم به آکواریوم تخمها
تخمها در آکواریومی قرار گرفته اند که اولا آب شفاف، زلال و تمیز است.
دوما سختی آب تخمها بین 5 تا 8 درجه DH است.
در اینصورت معمولا سه روز که بگذرد تخمها می ترکد و شروع به باز شدن می شود. از روز چهارم روی سنگ در حالیکه از سر چسبیده به تخته سنگ هستند دم تکان می دهند که تعداد تخمهای باز شده بر روی تخته سنگ مشخص می شود. کم کم از سنگ جدا می شوند و با یک شنای کوتاه دوباره به کف می افتند. بهتر است ارتفاع آب را حداکثر به 15 سانتیمتر برسانید و اکسیژن آب به اندازه کافی باشد و تغییرات سریع برای تخمها نداشته باشید. لارو اسکار در زیر شکمش دارای کیسه زرده مجهز و کاملی است که تا چهار روز غذایش را تأمین می کند. توجه کنید چنانچه آب بر اثر تجزیه تخمهای فاسد شده آلوده شده باشد لاروها بی حال و کسل می شوند و متابولیسم (جذب کیسه زرده) بخوبی انجام نمی گیرد و ممکن است لاروها تلف شوند. در اینصورت باید اقدام به تعویض آب لاروها کنید. (آب باید آماده و مهیا باشد)
در این مدت هیچ غذایی نباید به لاروها بدهید. چنانچه تعداد آنها زیاد است بهتر است آنها را در چندین آکواریوم پخش کنید و فضای کافی برای رشد و فعالیت آنها با توجه به تمام نکات ضروری واجب در مورد نگهداری آنها را انجام دهید.
می دانید بهترین غذا برای لاروهای تازه از تخم در آمده می تواند نوزادان میگو باشد که باید از قبل تدارک دیده باشید. مقدار نوزادان میگو را باید به حساب بریزید زیرا اگر اضافه تر وارد آکواریوم لاروها بریزید، بعد از چند ساعت نوزادان میگو در آب شیرین می میرند و در آب تجزیه می شوند و باعث آلودگی و فساد آب می شوند و در نتیجه این آلودگی ها به لاروها اثر می کند و باعث تلفات آنها خواهد شد.
بنابراین غذا دادن لاروهای اسکار باید با دقت و حوصله انجام شود. چنانچه اکسیژن محلول در آب لاروهای اسکار کم باشد. خیلی زود دچار عوارض و تلفات زیادی خواهند شد. که اگر کمبود اکسیژن در آکواریوم لاروها را سریعا تأمین نکنید. خیلی از لاروها تلف خواهند شد. در مواردی که تشخیص می دهید آب لاروها آلوده شده است. بهترین راه علاج جابجایی بچه ماهی ها به مکان جدید و با آب سالم و تمیز و آماده است یا حداقل مقداری از آب آنها را باید تعویض نمائید و مقداری هم داروی متیلن آبی به آب اضافه کنید.
هر چه سطح وسیعتری برای تعداد کمتری لارو اسکار در نظر بگیرید درصد خطاهای شما کمتر بروز حوادث دارد. و دیرتر باعث تلفات آنها خواهد شد. و در نتیجه تعداد بیشتری از آنها دوران لاروی خود را با موفقیت پشت سر می گذارند. بعد از 15 روز که دوران لاروی اسکارها تمام می شود مقاومت آنها بیشتر خواهد شد و به دوران بچه ماهی وارد می شوند در این مرحله مقاومت بیشتری دارند. ایجاد شوک و استرس و تغییرات سریع در خواص و شرایط آب و کمبود اکسیژن محلول در آب اگر باعث تلفات بچه ماهیها نشود احتمال کج شدن اندامهای بدن بخصوص دهان بچه ماهیها خواهد شد. که هر چه بچه ماهیها بزرگتر می شوند کج بودن دهانشان مشخص تر می شود که در حال حاضر این عارضه را بعنوان سکته کردن ماهی می دانند. در حالیکه اگر در اوایل زندگی لاروها و در دوران بچه ماهی کلیه نکات گفته شده را رعایت کنید قطعا چنین عوارضی برای ماهیها بوجود نخواهد آمد.
مسئله مهم دیگر که باید گفته شود سوء تغذیه بچه اسکارها است. تغذیه نامناسب و اشتباه باعث می شود اسکارهای گرسنه به همدیگر حمله کنند و در وحله اول چشم هم جنسان خودشان را می خورند. بنابراین بعد از مدتی اکثر بچه اسکارها چشم نخواهد داشت و کور شده اند. اگر تمام نکات و اصول تکثیر و پرورش اسکارها را بخوبی رعایت کنید. در آنصورت پرورش اسکار برایتان خیلی آسان خواهد بود. دقت کنید همیشه برای اسکارها باید فضای کافی در نظر بگیرید تا آنها با نشاط و سرحال باشند و خیلی سریع و زود رشد کنند. زنجیره کنترل و مراقبتهای ویژه را که شامل اکسیژن کافی، نور کافی، تغذیه مناسب و مقوی با غذاهای زنده، آب سالم و تمیز، فیلتر مناسب، جلوگیری از بروز حوادث مانند ایجاد شوک و استرس و تغییرات سریع DH آب، PH آب، درجه حرارت آب و کنترل و پیشگیری امراض و بیماریها که همه این عوامل را باید بدقت توسط شما رعایت و منظم باشد. در هر صورت چنانچه با هر حالت غیر عادی که منجر به تلفات بچه اسکارها مواجه شدید باید تشخیص صحیح بدهید که :
1- آیا آب آلوده شده است.
2- آیا غذا دادن اشکال دارد.
3- آیا درجه حرارت آب اشکال پیدا کرده است.
4- آیا DH آب تغییر کرده است.
5- آیا به ماهیها شوک وارد کرده اید.
6- آیا ماهیها در خطر ابتلاء به یک بیماری هستند.
بعد از تشخیص، سریعا اقدام به برطرف ساختن آن مشکل بپردازید و پیشگیری لازم برای جلوگیری از ادامه تلفات آنها را بعمل آورید.
کاری را که برای عموم اتفاقات رخ داده، باید سریعا انجام دهید. تعویض قسمت یا تمام آب بچه اسکارها خواهد بود. و با توجه به تشخیص گاهی لازم است بچه اسکارها را به محیط سالم و تمیز دیگری انتقال دهید. بقیه موارد تشخیص باید با نظر خودتان و طبق دستورالعمهای همان تشخیص انجام دهید. چنانچه کافی نبود در صورت نیاز می توانید به صاحب نظران و متخصصین پرورش ماهی مراجعه و از آنها راهنمایی و کمک بگیرید.
طرز تشخیص جنسیت اسکار
ماهی نر:
1- نوک لوله اسپرم نر شبیه به نوک قلم نی و زوکی شکل اس.
2- قوز روی سر ستبر و بلندتر است.
3- لبهای پهن و ضخیمتری نسبت به ماده دارد و کمی دهانش بزرگتر است.
ماهی ماده:
1- نوک لوله تخمدان درست شبیه تخم و لبه آن گرد است.
2- قوز روی سر کوتاه تر است.
3- لبهای ماده باریکتر و نازکتر و دهان آن کوچکتر است



گوارامیها دارای انواع زیادی هستند. آنهایی که در ایران تاکنون تکثیر و پرورش یافته اند، شامل: گوارامی آبی، کاذبی، زرد و گوارامی عسلی، گوارامی بوسنده، گوارامی پرل، فایتر یا سیامی جنگجو، گوارامی دارف کوتوله و گوارامی بهشتی هستند.
که اغلب این ماهیها به ماهیهای ضعیفتر و کوچکتر از خود آزار می رسانند. بنابراین باید همیشه گوارامیها را رقم بندی کرد و گوارامیهایی که با ماهیهای داخل آکواریوم یک اندازه باشند قرار داد.
نگهداری از گوارامیها کار آسان و ساده ایی است چون مقاومتشان نسبت به بقیه ماهیهای آکوریومی بیشتر است.
چنانچه گرسنه بمانند خیلی زود هم جنس خواری می کنند و اگر بتوانند حتی بقیه ماهیها را طعمه خود می کنند و آنها را بعنوان غذا می خورند.
گوارامیها خیلی زیاد تغییر رنگ می دهند، در مواقع ترس و آمیزش رنگ آنها پررنگ می شود و با هر تغییراتی در داخل آکواریوم رنگ آنها عوض می شود. برای تکثیر گوارامیها باید از ماهیهای بالغ که معمولا بین 6 تا 8 ماهگی بالغ می شوند انتخاب کرد.
باید از بهترین آنهایی که سرحالتر، شادابتر و خوب رشد کرده اند و نسبت به بقیه بزرگترند و در واقع از شاه تخمها یا شاه ماهیها هستند انتخاب و مورد استفاده تکثیر قرار گیرند.
روش تکثیر و پرورش انواع گوارامیها
تمام گوارامیها برای تکثیر و پرورش شرایط یکسان و مساوی دارند.
چنانچه شما بتوانید یک نوع آن را با موفقیت تکثیر و پرورش دهید از بقیه گونه های دیگر گوارامیها براتی خواهید توانست تخمگیری بعمل آورید و براحتی آنها را پرورش دهید.
در ابتدا بایستی گوارامیهای ماده و نر قبل از تخمگیری 15 روز بطور جداگانه نگهداری شوند تا علاوه بر علاقه و میل بیشتر تعداد تخم زیادتری را در موقع تخمریزی رها سازند.
ترتیب و رعایت انجام کارهای لازم برای تکثیر گوارامیها دارای اهمیت زیادی است. چنانچه بموقع آن کارها انجام نگیرد نتیجه تکثیر خراب خواهد شد.
باید همزمان با آماده ساختن ماهیهای مولد برای انجام تخمریزی پیش بینی لازم را برای تهیه غذای لاروهای گوارامیها صورت بگیرد و از قبل اقدامات لازم را انجام داد و برای آنها غذا تهیه کرد.
لاروهای گوارامی در ابتدا خیلی ریز هستند و غذای خیلی ریزتری احتیاج دارند. معمولا نوزادان میگو را تا یکهفته بعد از شنای آزاد نمی توانند صید کنند و بخورند زیرا برایشان بزرگ است و اگر بی غذا بمانند تمام آنها تلف خواهند شد.
بنابراین باید موجودات زنده خیلی ریزتری را مانند انفوزئرها و فیتوپلانکتنها را تولید کرد. تا لاروهای گوارامی بعد از آنکه کیسه زرده زیر شکمشان را جذب کردند و دارای شنا آزاد شدند، بتوانند آنها را بعنوان اولین غذا استفاده نمایند.
طرز تهیه آنفوزئرها و فیتوپلانکتنها:
ابتدا ظرفی را آب کنید و در مکانی قرار دهید که نور مستقیم آفتاب به آن بتابد. برای تولید فیتوپلانکتنها و تک سلولیهای گیاهی مقداری برگ کاهو را داخل ظرف قرار دهید. برای تولید انفوزئرها بهتر است مقداری کاه گندم را داخل ظرف قرار دهید. بعد از گذشت یکهفته داخل آب موجودات ره بینی و خیلی ریزی تولید شده اند که غذای لاروهای گوارامی در مرحله اولیه زندگی شان خواهد بود.
طرز تکثیر و پرورش گوارامیها
ابتدا آکواریومی که ارتفاع آب آن 15 سانتیمتر باشد را با آب که دارای سختی 6 تا 8 درجه DH و دمای مناسب 27 درجه سلسیوس باشد، مهیا و آماده می سازیم.
برای جلوگیری از مزاحمتهای احتمالی دور آکواریوم پوشیده می شود که از بیرون برایشان مزاحمت ایجاد نشود و داخل آکواریوم شن یا ماسه و شعله اکسیژن قرار داده نمی شود. گوارامیها قادرند از سطح آب اکسیژن بگیرند و باید در محیطی آرام و ساکت و بدور از مزاحمتهای دیگران و بدون تلاتم آب تخمریزی کنند.
چند شاخه گیاه طبیعی یا مصنوعی در روی سطح آب قرار دهید.
از آنجائیکه گوارامیهای نر خیلی زیاد علاقه به تخمها و نوزادان دارند با شتاب و عجله می خواهند صاحب نوزاد شوند و این عجله و شتاب در مواقعی که ماهی ماده آمادگی نداشته باشد اختلاف بوجود می آید و ماهی نر شروع به زدن و کندن دم و باله های ماهی ماده می کند. اگر ماهی ماده همچنان بی میل و بی رغبت به تخمریزی باشد، آنچنان ضربات شدیدی را خواهد خورد که گاهی منجر به تلف شدن ماهی ماده خواهد شد.
وجود چند شاخه گیاه طبیعی و مصنوعی پناهگاهی برای ماهی ماده خواهد بود که بتواند رد لابلای آنها پنهان و مخفی شود. و بتدریج ماهی ماده آماده خواهد شد و با گذشت چند ساعت اعلام آمادگی برای تخمریزی خواهد کرد. و بدون ناراحتی و درگیری و با بدن سالم و شاداب به کنار ماهی نر خواهد آمد و با راهنمایی ماهی نر به قسمت لانه هوایی هدایت می شود. و در آنجا آرام باقی می ماند و در چندین مرحله با ماهی نر تخمریزی می کنند.
بنابراین نحوه تخمریزی و مراحل انجام کارها بترتیب اهمیت بشرح زیر است.
1- آکواریوم محل تخمریزی باید دارای آبی با سختی بین 6 تا 8 درجه DH و دمای 27 درجه سلسیوس باشد. ارتفاع آب حداکثر 15 سانتیمتر و دور آکواریوم پوشیده شود.
اکسیژن داخل آکواریوم قرار نمی گیرد چون باعث تلاتم آب خواهد شد و گوارامیها محیط آرام و ساکت را دوست دارند. هیچگونه شن و یا ماسه در کف قرار ندهید و هرگز برای آنها مزاحمت ایجاد نکنید. چند شاخه گیاه داخل آکواریوم قرار دهید تا علاوه بر اینکه محیط طبیعی برای ماهیها ایجاد می شود، ماهی ماده بتواند در لابلای آن رد مواقع ضروری پنهان شود. با ایجاد چنین محیطی حالا می توانید ماهی نر را بداخل آکواریوم بگذارید.
ماهی نر شروع به ساختن لانه هوایی می کند و با بزاق دهانش از سطح آب هوا می گیرد و بصورت حبابهای بلوری شفاف در سطح آب بصورت لانه هوایی به خانه سازی می پردازد. بیشتر دوست دارد در بین گیاهان باشد. اگر گیاهان برگ دار پهن استفاده شود، در زیر برگ گیاه لانه هوایی ایجاد می کند. و سر پناه مناسبی برایش خواهد بود. و مکان مناسبی برای تخمها و لاروها در چند روز اول است.
2- بعد از گذشت 24 ساعت حالا نوبت به معرفی ماهی ماده خواهد بود. بآرامی ماهی ماده را داخل آکواریوم قرار دهید. دقت کنید، کوچکترین ضربه ای به بدن ماهی ماده باعث صدمه جدی و یا اینکه احتمالا از شدت درد و ضربه وارده به بدنش تخمریزی را به تأخیر می اندازد که در این فاصله چون حوصله ماهی نر کم است امکان ضربه زدن شدید به ماهی ماده زیادتر می شود و ممکن است ماهی ماده تلف شود. بنابراین با حوصله و بآرامی ماهی ماده را در کنار ماهی نر قرار دهید. با اضافه شدن ماهی ماده به آکواریوم، حرکات زیبا و دیدنی ماهی نر شروع خواهد شد. بطوریکه رقصهای زیبا و با ایجاد حرکاتی موزون که بهمراه این حالت، آبششها را باد می کند و ژست مخصوصی می گیرد و با گاردهای زیبا به دور و اطراف ماهی ماده می چرخد و همراه رقص، ماهی ماده را به آغوش می گیرد و به زیر لانه هوایی که ساخته است می برد و خیلی زود خانه اش را تکمیل تر و بزرگتر می کند. سپس ماهی ماده را دعوت به تخمریزی در محل لانه هوایی می کند. اگر ماهی ماده آماده باشد در همان ساعات نخست اعلام خواهد کرد و برای تخمریزی به زیر لانه هوایی می رود و خیلی آرام می ایستد و تخمریزی شروع می شود. و چندین ساعت تخمریزی طول می کشد و در هر نوبت تخمها در داخل لانه هوایی چیده می شود چنانچه ماهی ماده به هر دلیلی آماده نباشد و از کنار ماهی نر فرار کند و به طرف دیگری برود. این عمل باعث عصبانیت ماهی نر خواهد شد. ماهی نر دوباره دنبال او می رود و از او دعوت بعمل می آورد و چنانچه با بی میلی و فرار ماهی ماده روبرو شود. شروع به زدن ماهی ماده می کند. ماهی ماده که احساس خطر می کند سعی در مخفی و پنهان شدن دارد. در این مرحله وجود گیاهان بکمک او خواهند بود و او در لابلای آنها دور از ماهی نر ساعتی را پنهان می شود. این تعقیب و گریزها و ضربه زدنها ساعتها ادامه خواهد داشت. و در مواقع عصبانیت ماهی نر در هر دفعه با حمله تکه ایی از باله یا دم و یا از بدن ماهی ماده را کنده و با بی رحمی تمام با او رفتار می کند. اگر ماهی ماده نتواند بخوبی خود را مخفی کند، خیلی زود بد شکل و بد قیافه و بی حال و پژمرده و نیمه جان می شود و چنانچه اوضاع بهمین صورت پیش برود تلف خواهد شد. بنابراین باید مراقب باشید قبل از آنکه ماهی ماده به این وضع دچار شود، چندین شاخه گیاه حتما در آکواریوم قرار دهید. و در صورتیکه تشخیص دادید ماهی ماده آمادگی تخمریزی ندارد او را سریعا از آنجا خارج کنید.
چنانچه ماهی ماده اعلام آمادگی نماید در نهایت حداکثر بین 24 الی 48 ساعت جفت تخمریزی خواهند کرد و پس از پایان تخمریزی ماهی ماده را به آکواریومی که از قبل آماده کرده اید و دارای آب سالم و تمیز و آماده دارد منتقل کنید و مقداری داروی متیلن آبی به آب اضافه کنید تا زخمهای ماهی ماده عفونی نشوند و سپس ماهی ماده را با غذاهای زنده برای مرحله بعدی که باید 15 روز آینده باشد آماده نمائید. خیلی زود قسمتهای کند شده بدن ماهی ماده ترمیم خواهد شد و بحالت اول بر می گردد و بنابراین همه نگرانیها پایان خواهد یافت. مسئولیت و مراقبت از تخمها بعهده ماهی نر خواهد بود. بنابراین ماهی نر در آکواریوم باقی می ماند و شما می توانید تخمها را در داخل لانه هوایی مشاهده نمائید که بصورت دانه های ریز و مانند شکر سفید رنگ است.
ماهی نر از تخمها مراقبت می کند و گاهی که در اثر ترکیدن حبابهای هوایی بعضی از تخمها به پایین می افتند سریعا ماهی نر با دهان برداشته و آنها را مجددا به داخل لانه هوایی بر می گرداند. ماهی نر مرتب این عمل را تکرار می کند و بخوبی تخمها را تمیز می کند و برایشان حبابهای جدید می سازد و از آنها بخوبی مراقبت بعمل می آورد. تا اینکه تخمها بعد از 36 ساعت باز خواهند شد. همچنان نر فعالیت می کند و تمام لاروهای تازه بدنیا آمده را تمیز می کند و دوباره به حبابهای هوایی بداخل لانه بر می گرداند. از زمانیکه تخمها تبدیل به لارو می شوند. حداکثر تا سه روز ماهی نر در کنار لاروها باقی می ماند بعد از آن بهتر است ماهی نر را برداشته و لاروها را به تنهایی نگهداری کنید. در این سه روز که ماهی نر از آنها مراقبت می کند هیچگونه غذایی احتیاج ندارند و از کیسه زرده ایی که در زیر شکمشان دارند تغذیه می کنند. از این مرحله به بعد چون لاروها قد می کشند و قادرند بخوبی شنا کنند و به تمام نقاط دیگر آکواریوم می روند و از فرمان پدر اطاعت نمی کنند و در نهایت ماهی پدر عصبانی می شود و آنهایی که از لانه دور می شوند با عصبانیت می خورد، پس برای محافظت از بچه ها بهتر است ماهی نر را در روز چهارم بردارید.
از روز سوم معمولا لاروها قادرند شنای آزاد داشته باشند و می توانند موجودات ریز زنده را صید کنند و بخورند. بهترین این موجودات ریز زنده در این مرحله برای لاروها می تواند آمفوزئرها و فیتوپلانکتنها باشد. که برای این منظور همانطوریکه قبلا گفته شد بایستی از یکهفته قبل برایشان تدارک دیده و پرورش داده باشید.
حالا باید از ظرفی که در آن کشت و پرورش آمفوزئر و فیتوپلانکتن داده اید یک لیوان از آن آب را بردارید و در تمام سطح آکواریوم لاروها بآرامی پخش کنید. تا لاروهای گوارامی خیلی زود بتوانند در تمام نقاط آکواریوم براحتی آن موجودات زنده ریز را که همراه آن آب به آکواریومشان وارد شده است بخوبی صید کنند و آنها را بعنوان غذا بخورند. روزانه چهار نوبت باید بدین ترتیب به آنها غذا بدهید و معمولا تا پنج روز غذای آنها بدین روال خواهد بود. رنگ آب آنها سبز خواهد شد که مناسبترین آب برای رشد لاروهای گوارامی همان آب سبز است.
بعد از گذشت پنج روز لاروها کمی بزرگتر شده اند و حالا قادر خواهند بود که از نوزادان میگوی نمکی که تازه از تخم باز شده اند و ریز هستند تغذیه بعمل آورند. (دقت کنید نباید از نوزادان میگو که در 24 ساعت یا بیشتر از تخم در آمده اند استفاده کنید زیرا نوزادان میگو بصورت میکرونی رشد می کنند که البته اندازه رشد آنها را با چشم نمی توانید مقایسه کنید. و در این مرحله لاروها قادر به خوردن آنها هستند.) نوزادان میگو در مدت 24 ساعت بعد از باز شدن رشد می کنند و قد می کشند که بزرگ بودن آنها باعث خواهد شد لاروهای گوارامی قادر بخوردن آنها نباشند ولی نوزادان میگوی تازه از تخم درآمده ریز هستند و لاروهای گوارامی زرد می زند و کاملا شکم لاروها توپ و برآمده می شود و شما می توانید تشخیص دهید که آیا آنها غذا خورده اند یا خیر؟ چنانچه مشاهده نمودید که شکم لاروها خالی است باید مجددا به آنها آمفوزئر و فیتوپلانکتن بدهید و در روزهای بعد مجددا نوزادان میگو را امتحان کنید. چنانچه تعداد لاروهای گوارامی زیاد هستند، بهتر است آنها را به محیط بزرگتری که از قبل مهیا و آماده ساخته اید انتقال دهید و در آنجا با رعایت تمام اصول صحیح و با حفظ و کنترل زنجیره های مراقبتهای ویژه پرورش دهید.
دیده شده است که یک جفت گوارامی حدود دو هزار عدد تخم گذاشته است و تمام آنها تبدیل به لارو شده اند ولی بدلیل عدم رعایت اصول مربوط به تغذیه و در واقع گرسنگی تمام آنها تلف شده اند. اهمیت پرورش آمفوزئرها و فیتوپلانکتنهای گیاهی و استفاده در تغذیه در مراحل اولیه زندگی لاروها آنقدر مهم است که نتیجه تکثیر را بطور کلی عوض می کند و سپس بعد از گذشت پنج روز لاروها چون قد می کشند و بزرگتر می شوند قادرند بخوبی از نوزادان میگو تازه بدنیا آمده بخوبی تغذیه کنند و با سرعت رشد خواهند کرد. مشکل نگهداری لاروها اساسا تا 15 روز اول زندگیشان است. مسئله مهم دیگر گوارامیها اختلاف اندازه آنها است. که خیلی زود ریز و درشت خواهند شد یعنی تمام لاروها به یک اندازه رشد نخواهند کرد بعضی ها که بهتر غذا خورده اند سریعتر رشد می کنند و بزرگتر می شود و بهمین ترتیب بین اندازه آنها اختلاف زیادی به چشم می خورد. و این خطری است که چنانچه گرسنگی ببینند. بزرگترها به کوچکترها حمله می کنند و آنها را طعمه قرار می دهند و در بین آنها عادت همجنس خواری پیش خواهد آمد که روزانه تعداد زیادی از آنها توسط هم نوعانشان از بین خواهند رفت و روز به روز تعداد آنها کمتر خواهد شد. که چاره کار تغذیه مناسب است و باید در هر 15 روز یکبار آنها را رقم بندی کرد. یعنی بزرگترها را جدا و با همدیگر نگهداری کنیم و کوچکترها را هم با همدیگر نگهداری کنیم و تمام اصول و برنامه غذایی آنها را بدقت انجام دهیم و طبق و یک برنامه مرتب و منظم هر 15 روز یکبار آنها را رقم بندی کنیم. برای این منظور می توانید از تورهایی که چشمه های متفاوت دارند به اندازه مورد نیاز درست کنید و ماهیها را داخل آن تورها قرار دهید آنهایی که کوچکترند از چشمه های تور بخوبی عبور می کنند و بزرگترها در داخل تور باقی می مانند و با زحمت کمتری آنها رقم بندی خواهند شد. چنانچه این اقدامات را انجام دهید تعداد زیادی از لاروها به ثمر خواهند رسید. باید توجه داشته باشید! بهترین راندمان و درصد موفقیت زمانی است که از ابتدای تخمریزی تا عرضه به بازار فقط 3% درصد خطا داشته باشید (یعنی از هر 100 عدد لارو فقط 3 عدد آن از مرحله تخمریزی تا فروش تلفات بدهید) چنانچه بیشتر از 3% خطا دارید و تلفات می دهید باید برگردید و بدقت از اول تا آخر تمام برنامه کارتان را مرور کنید و نواقص آنرا برطرف سازید. و در هر قسمت که اشکال دارید باید سریعا برای رفع آن اقدام نمائید تا از تلفات بیشتر لاروها جلوگیری بعمل آید.
طرز تشخیص جنسیت گوارامیها:
ماهی نر:
1- دارای باله پشتی بلندتر که نوک آن تیز است.
2- دارای باله زیر شکمی بلندتر که نوک آن تیز است.
3- دارای بدن دراز، کشیده و لاغرتری نسبت به ماده است.
ماهی ماده:
1- باله پشتی کوتاه تر و نوک آن گرد است.
2- باله زیر شکمی کوتاه تر و نوک آن گرد است.
3- دارای بدن گرد، چاق و از عرض پهنتر است.
روشهای تکثیر و پرورش ماهی های سیچلاید
سیچلاید ها ماهی هایی وحشی، جنگجو که بسیار عصبانی عمل می کنند و تغییرات داخل آکواریم آنها را شدیداً ناراحت و مضطرب می کند.
انواع سیچلاید هایی که تا کنون در ایران قابل تکثیر و پرورش بوده اند عبارتند از :
دیسکاس، آنجل، اسکار، سیچلاید گوره خری، سیچلاید زرد و سیچلاید جولی و سیچلاید جک دمپسی هستند. که در واقع برای تکثیر و پرورش هر کدام از آنها باید یک جفت را در یک آکواریم قرار داد و شرایط سختی آب برای سیچلاید ها بین 5 تا 8 درجه DH می باشد. بهترین درجه حرارت برای تخم ریزی 27 درجه سانتی گراد است. سیچلایدها با میل و علاقه خودشان تخم ریزی می کنند و هیچ گونه تغییراتی را از طرف شما نمی پذیرند، بلکه ممکن است بر عکس جواب دهند و آنها را عصبانی کند که در مواقع عصبانیت معمولاً بین جفت نزاع و درگیری بوجود می آید که آنها همدیگر را مقصر قلمداد می کنند. دیده شده است که گاهی این نزاع ها که بین نر و ماده اتفاق افتاده است آنقدر زیاد و شدید بوده است که حتی منجر به تلف شدن یکی از آنها شده است. بنابراین سعی کنید همیشه با آنها بآرامی رفتار کنید. برای تکثیر از سیچلاید ها بهتر است یک گله 10 تایی از آنهایی که بخوبی تغذیه شده اند و رشد کافی داشته اند را در یک آکواریم بزرگ نگه داری کنید. شرایط نگهداری و تغذیه آنها باید کاملاً اصولی و تمام شرایط لازم مهیا و آماده باشد. ماهی های انتخاب شده باید جوان، سالم ، بدون نقص عضو، سرحال ، شاداب ، خوش رنگ، چابک و قبراق باشند. معمولاً چند روز که بگذرد، سیچلاید ها خودشان به انتخاب جفت می پردازند. بطوریکه هر سیچلاید نر در یک قسمت آکواریم حکومت تشکیل و هر کس که به قلمرو او نزدیک شود مورد حمله قرار می دهد. ماهی ماده به قلمرو نر مورد علاقه می رود و در آنجا ساکت می ایستد و باحرکات خاصی اعلام قبول ازدواج با نر انتخاب شده را می دهد. دیده شده است که در اکثر مواقع ماده قویترین و بهترین نر را انتخاب کرده است و هیچ ماهی دیگری حق ورود به منطقه جفت را نخواهد داشت، اگر بر اثر لجاجت ماهی دیگری وارد قلمرو جفت شود بر اثر ضربات زیاد آنها از بین خواهد رفت. بنابراین باید وضعیت ماهیها را کنترل کنید، هرگاه در بین آنها جفتی یکدیگر را واقعاً انتخاب کردند بهتر است آن جفت را بآرامی به آکواریمی که از قبل آماده کردید انتقال دهید و در واقع شروع کار تکثیر و پرورش سیچلایدهای شما با موفقیت انجام شده است.


آنجل یا فرشته ماهی دارای انواع متعددی است. در گروه سیچلایدها، آنجل یکی از زیباترین ماهیها بحساب می آید و از طرفداران زیادی برخوردار است. آنجل باله بلند چلگیس، آنجل نیم تنه مشکی، آنجل ببری، آنجل سفید، آنجل مشکی، آنجل باله بلند دودی، آنجل باله بلند سفید هستند، که در ایران تکثیر و پرورش یافته اند و اکثر علاقمندان به این ماهیها برای انتخاب ماهیهای مولد خوب باید تعدادی از آنجلهای جوان، شاداب، سرحال و بدون نقص باله ها و عضو را بصورت گروهی در شرایط عالی نگهداری کنند. و از بین آنهایی که با همدیگر جفت می شوند برای تکثیر و پرورش جدا کنند. برای اینکار باید در روی هر دیواره آکواریوم چندین تکه سنگ به اندازه ارتفاع آکواریوم و به عرض 5 سانتیمتر قرار داده شود. بطوریکه تکه سنگ با دیواره آکواریوم بصورت مورب و زاویه ایی تقریبا 55 بوجود آورد. آنجلها محلهایی که دارای شیب است برای تخمریزی انتخاب می کنند.
ماهیهای آنجل جوان معمولا بین 10 تا 12 ماهگی بالغ می شوند و در آنموقع بین 13 تا 15 سانتیمتر طول خواهند داشت.
در یک گروه معمولا آنجلها برای انتخاب جفت حرکات و رقصهای مخصوصی را انجام می دهند. با سرعت بطرف جفت مورد علاقه شان حرکت می کنند و بنظر می رسد بهمدیگر ضربه وارد می آورند ولی اینطور نیست. ابراز علاقه و دعوت به ازدواج و تمایل یکدیگر را با این حرکات به نمایش می گذارند. ادامه این حرکات رقصها و گردشگهای سریع به چپ و راست بالاخره انتخاب جفت را در برخواهد داشت زمانیکه اعلام قبول ازدواج را نر و ماده با یکدیگر دادند. آنوقت جفت یکدیگر را پذیرفته و حرکات به شکل منظم و دقیق ظاهر می شوند. بطوریکه موازی با همدیگر و در یک ستون و به یک فاصله معین با همدیگر حرکت می کنند. آنها به تمام نقاط آکواریوم سرکشی می کنند تا بالاخره مکان مناسب که معمولا یکی از آن تکه سنگهایی است که به دیواره آکواریوم تکیه داده اید را بعنوان محل تخم گذاری انتخاب و شروع به تمیز کردن آن می نمایند.
ماهیهای دیگر چنانچه دخالت کنند با عکس العمل شدید آنها مواجه خواهند شد و گاهی ضربه ایی هم خواهند خورد. آنجلهای جفت شده با لبهای مکنده شان و لرزش های مخصوصی منطقه ای را بر روی تکه سنگ برای تخمهایشان بدقت تمیز می کنند در اینحالت بهتر است بآرامی آنها را به یک آکواریوم آماده که از قبل تدارک دیده اید با همان تکه سنگ انتخاب شده جفت انتقال دهید. (اگر تعدادی تکه سنگ مشابه داشته باشید بهتر است چون موقعی که آنرا خارج می کنید باید یک عدد دیگر برایشان قرار دهید تا از نبودن محل تخمها عصبانی نشوند) گاهی دیده شده است آنجلهایی با همدیگر جفت شده اند و محلهای نامناسبی را انتخاب کرده اند. مثلا شیشه بخاری آکواریوم یا از این قبیل اشیاء که در آنصورت اگر برای اولین بار تخمریزی می کنند باید اجاره بدهید تخمهایشان را در همان محل بریزند. در غیر اینصورت قهر خواهند کرد و مدت طولانی تخمریزی نخواهد کرد. آنجلهای جوان جفت شده اگر خوب تغذیه شوند معمولا بین 8 الی 15 روز یکبار تخمریزی خواهند کرد. آنجلها هم در موقع تخمریزی لوله مخصوصی از بدنشان خارج می شود که معمولا لوله تخمدان ماهی ماده حداکثر تا 2 میلیمتر بیرون می آید و لبه آن گرد و پهن است. و لوله اسپرم ماهی نر حداکثر تا 1 میلیمتر بیرون می آید که لبه آن زوکی شکل و کوچک است. بعد از بیرون آمدن لوله ها، تخمریزی در محلی که از قبل انتخاب و تمیز شده است شروع می شود.
ماهی ماده با نزدیک شدن به صورت زاویه ایی و با لرزش مخصوصی تخمهایش را بصورت زنجیر و ردیفی بر روی تک سنگ می چسبانند.
پشت سر ماهی نر فعالیت می کند و با رها ساختن اسپرم بر روی تخمها آنها را بارور می سازد. بعد از حداکثر 2 ساعت تخمریزی تعداد زیادی تخم بر روی تکه سنگ چسبیده خواهد شد و در آخر، تخمریزی تمام خواهد شد.
بهتر است بآرامی تخمها را با سنگش به آکواریومی که دارای شرایط لازم و از قبل آماده شده است منتقل شوند. و به جای تکه سنگ تخمها که بر می دارید یکعدد تکه سنگ مشابه به جای آن قرار دهید که جفت آنجل از نبودن سنگ تخمها عصبانی نشوند.
آب تخمها باید دارای DH بین 5 تا 8 درجه باشد و دمای 27 درجه سلسیوس مناسب خواهد بود. مقداری داروی متیلن آبی به مقدار 1/0% به آب تخمها اضافه می کنیم تا از هجوم و حمله قارچها به تخمها جلوگیری بعمل آید. معمولا بعد از 48 ساعت تخمها باز و تبدیل به لارو می شوند. و روی سنگ در حالیکه با سر چسبیده به سنگ هستند. دم تکان می دهند و اصطلاحا گفته می شود تخمها باز شده و در مرحله دم تکان دادن هستند. بعد از آن از سنگ جدا می شوند و همه آنها در یک گوشه ایی از آکواریوم تجمع می کنند. همانطوریکه می دانید لاروها همراه با خودشان دارای کیسه زرده ایی در زیر شکمشان هستند که تا سه روز از آن تغذیه می کنند. سنگ تخمها را بآرامی آنها را بخارج بیاورید. در این مرحله بر اثر تجزیه پوسته تخمها مقداری آب آلوده شده است مقداری از آب را با آب مناسب که از قبل آماده ساخته اید تعویض کنید تا علاوه بر تمیزی آب؛ لاروها شاداب شوند و کیسه زرده آنها بخوبی جذب بدنشان بشود. چنانچه آب آلوده باشد لاروها ضعیف و بی حال و سفید خواهند شد و کمرشان خم می شود و کیسه زرده آنها آب می رود و در نهایت تلف خواهند شد. (برای تهیه آب مناسب باید DH آب برای لارو آنجل بین 3 تا 5 درجه باشد و یکهفته آنرا با فیلتر ذغالی فیلتراسیون کنید که در آنصورت آب شفاف و کریستالی خواهد شد و درجه حرارت را روی 27 سلسیوس ثابت نگهدارید و تغییر نداشته باشد.)
بعد از جذب کیسه زرده؛ لاروها خیلی حریص غذا خوردن هستند و از صبح روز چهارم که دارای شنای آزاد شده اند می توانید به آنها غذای زنده و مقوی بدهید بهترین غذای زنده در این مرحله نوزادان میگو هستند. بهمین منظور باید تخم میگوی نمکی را طوری تنظیم کنید که همزمان با نیاز لاروها آنها هم تبدیل به نوزادان میگوی تازه بدنیا آمده شوند تا بخوبی توسط لاروها قابل صید و خوردن باشند. چنانچه از نوزادان میگو که 24 ساعت قبل از تخم درآمده باشند. و آنها را استفاده کنید بدلیل بزرگ بودن نوزادان میگو لاروهای آنجل آنها را نمی توانند صید و مورد مصرف قرار دهند. این موضوع در روزهای اول دارای اهمیت زیادی است. چنانچه لاروها نتوانند غذا بخورند در مدت 48 ساعت آینده تمام آنها بر اثر نخوردن غذا خواهند مرد.
مطلب مهم دیگر که در این مرحله باید دقت کافی بشود. مقدار غذایی که لاروها احتیاج دارند باید به همان اندازه برایشان بریزید. چنانچه اگر اضافه تر از مصرف آنها ریخته شود. نوزادان میگو در آب شیرین بعد از چند ساعت می میرند و در آب تجزیه خواهند شد و خیلی سریع آب آلوده و کثیف می شود و همین امر باعث تلفات لاروها خواهد شد. برای اینکه درصد تلفات به پایین ترین حد ممکن برسد باید اولا به لاروها فضای کافی اختصاص دهید. و به مکان بزرگتری انتقال دهید.
دوما: آلودگی آب را کنترل کنید در صورت مشاهده اولین تلفات خیلی زود آب را با آب سالم و آماده تعویض کنید.
سوما: بهتر است تا 15 روز اول برای آب لاروها داروی متیلن آبی استفاده کنید تا از آلودگی و تلفات لاروها جلوگیری شود.
طرز تشخیص جنسیت آنجل:
ماهی نر:
1- نوک لوله اسپرم نر زوکی شکل شبیه به نوک قلم نی است.
2- لبهای پهن و ضخیمتری نسبت به ماده اش دارد و کمی دهانش بزرگتر است.
3- قوز روی سر نر دارای بر آمدگی بیشتری نسبت به نوع ماده اش دارد.
4- باله زیرین بلندش در محل تلاقی با بدن زاویه باز ایجاد می کند.
ماهی ماده:
1- نوک لوله تخمدان درست شبیه به تخم و لبه آن گرد است.
2- لبهای نازکتر و باریکتری دارد و کمی دهانش کوچکتر است.
3- قوز روی سر ماده دارای برآمدگی کمتری نسبت به نوع نرش است.
4- باله زیرین بلندش در محل تلاقی با بدن زاویه قائمه ایجاد می کند.
خانواده ماهی طلایی شامل گلدفیش کالیکو، بلک مور، لاین هد، دم چادری، چشم آسمانی، چشم بادبادکی ( بابل آیز ) و انواع دیگر می باشد.
خانواده ماهی طلایی بسیار متنوع و از انواع زیادی تشیکل شده است و بیشترین طرفداران این ماهیها در ژاپن و چین هستند. تکثیر انواع ماهیهای طلایی بسیار آُسان انجام می گیرد و تخمها از مقاومت بالایی برخوردار هستند. سرسختی و مقاومت و زیبایی این ماهی ها باعث شده است روز به روز طرفداران بیشتری پیدا کنند و هر روز کارشناسان پرورش ماهی با استفاده از علم ژنتیک و وراثت، نژادها و گونه های جدیدی را تولید می کنند. تا کنون حدود 100 نوع ماهی طلایی بوجود آمده است. که فقط چند گونه از آنها به ایران آورده شده اند که تمام آنها با موفقیت تکثیر و پرورش یافته اند، برای تکثیر ماهیهای طلایی روشهای متعددی وجود دارد که عبارتند از :
۱- روش مصنوعی
۲- روش نیمه مصنوعی
۳- روش طبیعی
مقاومت ماهیها طلایی در مقابل درجه حرارت آب زیاد است بطوریکه در زمستان در زیر لایه های یخ زمستانی در کف استخرها براحتی درجه حرارت پایین آب را تحمل می کنند. ماهیها خونسرد هستند و همین امر باعث می شود در هر درجه حرارتی فعالیت متناسب با آن داشته باشند در واقع در تابستان که درجه حرارت آب استخر حدود 30 درجه سانتی گراد است ماهی های طلایی بیشترین فعالیت خود را دارند و به غذا و اکسیژن خیلی زیادی احتیاج دارند و به سرعت هم رشد می کنند و از اواخر پاییز که درجه حرارت پایین می آید فعالیت آنها خیلی کم می شود و مصرف غذا و اکسیژن هم به حداقل می رسد و در زمستان به پایین ترین حد ممکن می رسد. معمولاً در زمستان از ذخیره غذایی بدنشان مصرف می کنند که همین موضوع باعث کم شدن وزن آنها می شود. بطوریکه اگر یک ماهی 200 گرم در اوایل پاییز وزن داشته باشد در آخر زمستان حدود 160 گرم وزن خواهد داشت و حدود 40 گرم از وزن آن کاسته می شود. در آکواریم، ماهی های طلایی خیلی زود با هر شرایطی تطبیق می کنند و هر نوع غذایی را بخوبی می خورند. حتی غذاهای پس مانده بقیه ماهیها را در کف از لابه لای ماسه ها می مکند و ذرات ریز غذا را می خورند.
تحرک و جنب و جوش این ماهیها زیاد است و در مقابل بیماریها و امراض پوستی مقاوم و خیلی بندرت بیمار می شود. از طرفی چون پرخور و پرتحرک هستند، بعضی اوقات آب آکواریم را کدر آلوده می سازند که در اینصورت هر هفته بهتر است مقداری از آب آنها را تعویض کنید. اکسیژن مصرفی گلدفیشها خیلی زیاد است و باید همیشه اکسیژن آب ماهیهای طلایی تأمین باشد.
روشهای تکثیر و پرورش ماهیهای طلایی
1- روش مصنوعی
در ایران برای اولین بار از روش مصنوعی در کارگاه پرورش ماهی در رشت توسط محمدرضا شیخیان با موفقیت انجام شده است. در روش مصنوعی باید حوضچه های مخصوصی برای مولدین آماده ساخت که دارای سیستم فیلتر و اکسیژن دهی و ورودی و خروجی آب مرتب باشد و بخوبی قابل کنترل و از قبل آماده و مجهز باشد.
در حوضچه های مخصوص ماهیهای نر از ماهی های ماده بطور جداگانه نگهداری می شوند. از قبل کلیه وسایل و آکواریم ها و ابزار کار آماده و مهیا می شود. در روش مصنوعی طریقه تخمگیری کاملاً بصورت مصنوعی انجام می شود. یعنی ماهی ها هرگز همدیگر را نمی بینند و یا تماسی با هم ندارند. ابتدا ماهیهای مولد باید وزن شوند و به ازای وزن هر ماهیها مقدار هورمون هیپوفیز یا هورمون HCG طبق دستور بصورت محلول درآید و با سرنگ مقدار لازم به هر ماهی تزریق شود. برای ماهی های ماده 24 ساعت قبل از تخم گیری فقط در یک نوبت میزان هورمون تزریق می شود ولی برای ماهی های نر بهتر است مقدار محاسبه شده هورمون در دو نوبت و بفاصله 12 ساعت تزریق شود. بعد از 24 ساعت ماهی های مولد آماده هستند ابتدا ماهی ماده را آزمایش می کنیم، اگر تخمها رسیدگی کامل پیدا کرده باشند برای تخمگیری با احتیاط و به آرامی از دو طرف پهلوی ماده با فشار ملایم تخمها به بیرون هدایت می شوند و داخل یک ظرف قرار می گیرند. سپس از دو عدد ماهی نر استفاده می کنیم و اسپرم گیری می شود. این عمل را گشن گیری یا تخمگیری به روش مصنوعی هم می گویند. حالا با ملایمت تخمها را با اسپرمها مخلوط می کنیم که بهتر است از یک پر استفاده شود تا تخمها صدمه نبینند. سپس تخمهای داخل ظرف را با محلول آب نمک 7/0 % شستشو می دهیم که معمولاً حدود پنج دقیقه باید شستشو را انجام دهیم و همانطور با ملایمت تخمها را با اسپرم نرها مخلوط می کنیم. تا تمام تخمها بخوبی بارور شوند. بعد از آن چون تخمها چسبندگی دارند و تا زمانیکه با آب نمک شستشو می دهیم این خاصیت چسبندگی کم است. حالا باید تخمهای بارور شده را به آکواریم هایی که از قبل آماده ساخته ایم منتقل سازیم. در هر آکواریم تعداد مشخصی بطور تقریبی تخم رها می سازیم، بعد داخل هر آکواریم یک شعله اکسیژن قرار داده می شود و مقداری داروی متیلن بلو با غلظت 1/0 % اضافه می شود تا از خرابی تخمها و شیوع و حمله قارچها جلوگیری بعمل آید. ماهیهای مولد بعد از پایان کار به حوضچه ها بر می گردند و برای نوبت بعدی بخوبی تغذیه و نگهداری می شوند.
تخمها درداخل آکواریم بعد از 48 ساعت باز می شوند و بتدریج لاروها به دیواره آکواریم می چسبند. لاروها همراه خودشان کیسه زرده دارند که تا سه روز از آن تغذیه می کنند و در این مدت به هیچ غذایی احتیاج ندارند. معمولاً از صبح روز چهارم لاروها اشتهای زیادی برای خوردن غذا دارند. نوزادان میگوی نمکی بهترین غذا برای آنها بحساب می آیند. لاروها هر چه بزرگتر می شوند باید مقدار غذا و محل نگهداری متناسب با آنها باشد و تمیزی آب لاروها و رقم بندی بچه های ماهی طلایی در هر 15 روز یک نوبت باید انجام شود. در روش مصنوعی نکات بسیار مهمی وجود دارد که حتماً باید مورد توجه قرار گیرد.
1- محل تزریق هورمون باید بین برانشی و باله پشتی و در وسط بدن ماهی بصورت عضلانی زده شود و حداکثر نیم سانتی متر سوزن سرنگ بداخل بدن ماهی وارد شود.
2- فاصله زمانی تزریق برای ماده ها نرها رعایت شود.
3- مقدار محلول هورمون باید دقیق محاسبه شود و برای هر ماهی به اندازه تعیین شده تزریق شود.
4- کلیه لوازم باید کاملاً تمیز، استریل و ضد عفونی باشند.
5- قبل از انجام تخمگیری ( گرفتن تخم و اسپرم ) حتماً از باروری و رسیدگی کامل تخمها و اسپرمها باید باید مطمئن بود.
6- اشخاص مبتدی از این روش استفاده نکنند.
7-حتماً از افراد آگاه، متخصص و کارشناس پرورش ماهی کمک بگیرید. بدلیل حساسیت و دقت لازم در موقع انجام و تشخیص باروری تخمها و اسپرم به تنهایی عملیات را انجام ندهید.
2- روش نیمه مصنوعی :
در این روش مانند روش مصنوعی تمام کارهای مربوط به تزریق هورمون هیپوفیز یا HCG به مولدین انجام می شود. به جای اینکه با روش مصنوعی تخمها و اسپرم گرفته شود. از اینجا به بعد را بصورت طبیعی ماهیها در کنار یکدیگر قرار می گیرند و بصورت طبیعی با تعقیب و گریز همدیگر و با فشارهایی که ماهیهای نر از دو طرف به پهلوی ماهی ماده وارد می آورند باعث می شوند ماهی ماده تخمهایش را رها سازد و همزمان نرها هم بصورت طبیعی و با میل خودشان اسپرمها را رها می سازند و در چندین نوبت تعقیب و گریز هر نوبت تعداد زیادی تخم رها می شود. معمولاً چند ساعت طول می کشد تا تخمگیری انجام شود. در این روش بهتر است ماهی های ماده و نر بصورت گروهی و به نسبت 5 به 7 در کنار هم قرار بگیرند چون نتیجه تخمگیری بهتر خواهد شد.
چنانچه در آکواریم تخمگیری صورت می گیرد بهتر است تعداد ماده یک عدد و تعداد نرها 2 عدد باشند. در روش نیمه مصنوعی چون نیمی از کار توسط ماهی ها باید انجام شود و چون ماهی ها هم علاقه شدیدی به خوردن تخمهایشان دارند بنابراین باید چاره کاری اندیشید تا تخمها از دسترس مولدین دور یا پنهان شوند. می توان ماهیها ی مولد را داخل قفس توری قرار داد و یا با انبوه گیاهان طبیعی یا مصنوعی آکواریم را پوشانید که تخمها در لابلای گیاهان استتار شوند و یا از چشمه های تور عبور کنند.
بعد از پایان تخم ریزی که معمولاً ماهیها دیگر میلی به تعقیب همدیگر نشان نمی دهند از آکواریم خارج شوند و به محل نگهداری انتقال داده شوند. در این روش معمولاً هر 15 روز یکبار می توانید از ماهی های تخمگیری کنید. در مدت 15 روز بهتر است ماهیهای ماده از نر جداگانه نگهداری شوند و با بهترین روش ممکن آنها را تغذیه نمایید.
3- روش طبیعی در آکواریم یا حوضچه
الف- روش قفس توری
ب- روش استتار
راحت ترین و ساده ترین طریقه تکثیر و پرورش ماهیهای طلایی روش طبیعی است. همانطور که گفته شد، بهتر است مولدین ماده و نر از همدیگر جدا نگهداری شوند و به بهترین شکل ممکن تغذیه شوند. آب سالم و اکسیژن کافی داشته باشند. ماهی های طلایی در آکواریم یا حوضچه می توانند تخمگیری نمایند. محل تخمگیری باید از قبل کاملاً آماده و مهیا باشد و درجه سختی آب هم بین 10 تا 15 درجه باشد. تعداد ماهی های مولد باید متناسب با آن باشد. مثلاً اگر در یک آکواریم 40 * 35 *70 سانتی متر قرار است تخمگیری انجام شود بهتر است از یک ماهی ماده و دو عدد ماهی نر استفاده شود. چنانچه در حوضچه 1*1*4 متر قرار است تخمگیری شود بهتر است از 10 عدد ماهی ماده و 14 عدد ماهی نر انتخاب و مورد استفاده قرار بگیرد. در محل تخمگیری هرگز به ماهیها غذا داده نمی شود چون غذا دادن علاوه بر اینکه آب را آلوده می سازد باعث فساد و خرابی تخمها نیز می شود و رشد قارچها را همراه خواهد داشت که خود قارچها هم باعث از بین رفتن بقیه تخمهای باقیمانده خواهند شد و در نتیجه غذا دادن در مکان تخمگیری مولدین باعث از بین رفتن تمام تخمها خواهد شد.
الف- روش قفس توری
در این روش قفس توری داخل مکان تخمگیری آکواریم یا حوضچه قرار می گیرد. ( معمولاً قفس متناسب با مکان تخمگیری ساخته می شود ) چشمه های تور باید آنقدر درشت باشند که تخمها براحتی از آن عبور کنند. بطوریکه ماهیهای مولد از آن چشمها نتوانند به بیرون از قفس توری بیایند. بهتر است ماهیهای ماده را در ساعت 12 ظهر داخل قفس قرار دهید تا فرصت داشته باشند با محیط انس بگیرند و در آنجا با آرامش احساس امنیت کنند و در واقع محل را انتخاب و مورد پسند قرار بدهند. بعد از 3 الی 4 ساعت نرها به داخل قفس گذاشته می شوند. بهتر است چند شاخه گیاه طبیعی یا مصنوعی داخل قفس قرار بگیرد تا برای ماهیها محیط طبیعی تر جلوه کند و به امنیت و آرامش ماهیها بیشتر کمک کند. ضمناً گیاهان می توانند محرک و راه انداز خوبی برای تخم ریزی باشند. یادآوری می شود در مکان تخم گیری هرگز غذا داده نشود. محل تخم گیری آکواریم یا حوضچه باید دارای آب با سختی مناسب بین 10 تا 15 درجه DH از قبل آماده شده باشد و در همان بعدازظهر نرها را در قفس قرار دهید. ماهیهای نر خودشان را به ماده ها معرفی می کنند و با حرکت نزدیک و چسبیده و آنها تمایل به تخمگیری یا بی میلی خودشان را ابراز می کنند و بهتر است بصورت طبیعی نور کم و به تاریکی شب ختم شود و هرگز آنشب روشنایی را نباید روشن کنید تا ماهیها بتوانند شب را در آرامش استراحت کنند تا فردا در سپیده دم صبح ابتدای روشن شدن هوا، ماهیهای نر با تعقیب ماهیهای ماده به تخمریزی بپردازند. هر ماهی ماده که اعلام آمادگی کند با دو عدد ماهی نر و گاهی هم بیشتر عمل تخمریزی را شروع می کنند.
ماده ها و نرهای دیگر یکی بعد از دیگری به جمع آنها می پیوندند و طولی نمی کشد که تمام ماهیها تعقیب و گریز را شروع می کنند و تخمها بصورت انبوه پاشیده می شوند و به آرامی به کف و دیواره ها می چسبند.
بعضی ماهیها تخم خوره های حرفه ایی هستند که بر می گردند و تعدادی تخم را قبل از اینکه توری عبور کنند می خورند. که این مسئله اصلاً مهم نیست. چون آنقدر تخم زیاد می ریزند که خوردن تعدادی از آنها هیچ اثری نخواهد داشت. بلکه باعث تشویق و علاقه مندی آنها خواهد شد که در نوبت بعدی بخوبی تخمگیری با تمایل شدیدتری انجام می دهند. چون بصورت غریزی متوجه می شوند سهمی از آن تخمها نصیب خودشان خواهد شد. در هر صورت هیچ گونه مزاحمتی یا ممانعتی از ادامه تخم ریزی نباید صورت بگیرد. معمولاً تخم ریزی حدود 5 ساعت ادامه خواهد داشت و در پایان سطح آب کف می زند و آب کدر و شیری رنگ می شود. دیده شده است، بعضی از ماهیهای ضعیف تر بر اثر فشار زیاد تلف شده اند و گاهی آنقدر صدمه می بینند که بیمار می شوند و هرگز در آینده برای تکثیر مناسب نخواهند بود که در این صورت بهتر از اینگونه ماهیها را از دور خارج کنید.
با مشاهده تخمها و با ساکت و آرام شدن ماهیها باید با حوصله آنها را از آنجا خارج کنید و با حوصله و آرامش کارهای لازم را در کمال خونسردی و با دقت تمام انجام دهید.
1- ماهی های ماده را از ماهیهای نر جدا کنید و هر گروه را به محل خودشان انتقال دهید و مکان نگهداری مولدین باید از قبل آماده شده باشد.
2- در صورتیکه آب خیلی شیری و ابری رنگ شده است بهتر است مقداری از آب را با آب مناسب که همان شرایط را دارد تعویض کنید. می توانید از یک فیلتر برقی کمک بگیرید و چند ساعت فیلتر داخل آب کار کند تا آب را شفاف و زلال کند.
3- مقداری داروی متیلن بلو به آکواریم تخمها اضافه کنید. معمولاً ( 1/0 % ) رنگ آب باید آبی آسمانی شود بنابراین بهتر است دارو را قطره قطره اضافه کنید و رنگ آب زیاد آبی پررنگ نشود دارو باعث جلوگیری از رشد و حمله قارچها به تخمها خواهد شد.
4- اکسیژن آب تخمها باید کافی باشد. معمولاً دو روز طول خواهد کشید تخمها باز شوند و روز سم لاروها به دیواره و وسایل داخل آب می چسبند. در این مرحله بهتر است قفس توری از آنجا خارج شود. مواظب باشید لاروها چسبیده به قفس تور با تکانهای آرام رها شوند معمولاً تا روز ششم ( یعنی سه روز بعد از چسبیده شدن ) لاروها هیچگونه غذایی نمی خواهند. در این سه روز لاروها زیر شکمشان کیسه زرده ایی دارند که از آن تغذیه می کنند و احتیاج به هیچ غذایی نخواهند داشت.
صبح روز چهارم ( سعی صبح روز هفتم از زمان تخم ریزی) که لاروها چهار روز عمر دارند کاملاً شنای آزاد پیدا کرده اند و کیسه زرده آنها هم کامل جذب بدنشان شده است. از اینجا به بعد لاروها احتیاج به غذا دارند که اهمیت بسیار زیادی دارد. باید روزانه چهار نوبت به لاروها غذا داد. بهترین غذای زنده در این مرحله نوزادان میگوی نمکی هستند که از قبل باید تدارک دیده باشید. لاروها خیلی پرخور و با اشتها هستند و خیلی سریع رشد می کنند بطوریکه رشد روزانه آنها را با چشم می توان مشاهده کرد بعد از چند روز لاروها باید به مکان جدید و بزرگتر که از قبل آماده شده است انتقال داده شوند. بطور متوسط برای هر متر مربع سطح آب باید 500 عدد لارو ماهی در نظر گرفت. ارتفاع آب باید 30 سانتیمتر باشد ولی چنانچه در حوضچه پرورش ماهی رها شده اند در مدت یکماه ارتفاع بتدریج بالاتر می آید و در آخر یکماه به یک متر خواهد رسید. اکسیژن، فیلتر، نور و تغذیه مناسب همواره باید مورد توجه باشد. بسیار دیده شده است بر اثر آلودگی آب، کمبود اکسیژن محلول در آب تعداد زیادی از لاروها در روزهای اول تلف شده اند.
در پروش ماهی طلایی یک مشکل بزرگ که تعداد بچه ماهی ها را کم می کند، هم جنس خواری بچه گلدفیش های بزرگتر است. بین آنها خیلی زود اختلاف اندازه بوجود می آید و آنهایی که بزرگترند بچه ماهیهای کوچکتر را خیلی راحت می خورند. بهمین منظور بهتر است هر 15 روز یک نوبت بچه ماهی ها را رقم بندی کنیم و آنهایی که هم اندازه هستند یعنی بزرگترها با همدیگر و کوچکترها هم با همدیگر نگه داری کنیم.
بعضی اوقات 500 عدد لارو ماهی طلایی در مدت 15 روز آنچنان تفاوت اندازه پیدا می کنند که به 3 اندازه رشد می کنند. یعنی حدوداً هر 170 عدد به یک اندازه رشد می کنند. که معمولاً بزرگ متوسط و ریز هستند. آنها که بزرگ و درشت تر شده اند ( به آنها شاه تخم یا شاه ماهی می گویند) در صورتیکه مخلوط با بقیه باشند و رقم بندی نشوند شروع به خوردن کوچکترها و ریزها خواهند کرد و همین رویه ادامه پیدا می کند تا اینکه حداکثر 100 عدد خیلی بزرگترها باقی خواهند ماند و معمولاً سه ماه که بگذرد دیگر اندازه ها بزرگ شده و همدیگر را کاری نخواهند داشت. عمل رقم بندی و اندازه کردن بچه ماهی های طلایی معمولاً باید تا شش ماهگی ادامه پیدا کند. در موقع رقم بندی اکثر پرورش دهندگان، ماهیها را از نظر رنگ، نژاد، گونه از نظر باله ها و چشم طبقه بندی و جدا می کنند. مثلاً بچه ماهیهایی که دارای دم خراب و فقط یک دم دارند و اصطلاحاً به آنها تک دم گفته می شوند در همان ابتدای کار از ردیف پرورش خارج می کنند چون ارزش اقتصادی ندارند و بعد از چند ماه زحمت، بچه ماهیهای زشت و بی قواره ایی پرورش یافته است. اغلب کارگاه های پرورش ماهی دقت لازم را در مورد این مسائل دارند.
ب- روش استتار گیاهی
در روش استتار گیاهی محلی که قرار است در آنجا تخمگیری صورت گیرد. داخل آکواریم یا حوضچه را با انبوه گیاهان طبیعی و مصنوعی کف و بالا را بطور کامل پوشش می دهند. تا تخمها در لابه لای آن استار شود. در مدتی که مولدین سرگرم تخمریزی هستند تعداد کمی از تخم ها خورده می شود. پس از اتمام کار تخمریزی مولدین شروع به خوردن تخمها می نمایند. بنابراین باید مراقبت لازم انجام شود تا در پایان تخم ریزی مولدین از آنجا خارج شوند و همانند روش قبل بقیه مسائل را انجام داد. روش سنتی که در ایران رایج است و بیشتر برای ماهی قرمز هفت سین شب عید انجام می دادند بدین صورت است. در استخرهای پرورش ماهی قرمز ابتدا کف استخر را با انواع جاروهای کوهی و یا خارهای کوهی بصورت بسته بندی درست می کنند و در سرتاسر کف استخر چیده می شود و برای هر استخر 10 عدد ماهی ماده و 14 عدد ماهی نر قرار می دهند و معمولاً در اوایل بهار اینکار انجام می شود و در طی سال فقط روزانه مقداری نان خشک روی سطح آب می اندازند تا ماهیها را به سطح آب بیاورد و نور آفتاب آنها را قرمز کند و در پایان سال اوایل اسفند تمام استخر را خالی می کنند، ماهیهای تولید شده را بفروش می رسانند و تعداد ماهی مادر را دوباره به استخر رها می کنند و مجدداً برای سال بعد بهمین روش کار را ادامه می دهند که در این روش نتیجه تکثیر و پرورش در پایین ترین حد ممکن خواهد بود. البته روش سنتی اصلاً قابل قبول نیست و هیچکدام از اصول تکثیر و پرورش در آن رعایت نمی شود و به نسبت تخم ریزی که انجام می شود، تعداد لاروها در پایان سال بسیار پایین است. در واقع در پایین ترین حد ممکن تولید خواهد شد. چنانچه از روش قفس توری استفاده شود درصد بیشتری تولید خواهد شد.
روش تشخیص جنسیت ماهی های طلایی
ماهیهای طلایی معمولاً بعد از یکسال به سن بلوغ می رسند و در آن موقع قابل تشخیص جنسیت هستند. ماهی نر معمولاً زودتر بالغ می شود. سن بلوغ در ماهی های طلایی برای ماده ها یکسال است و برای نرها معمولاً بعد از نه ماهگی بالغ خواهند شد. ماهیها ی بالغ براحتی قابل تشخیص جنسیت هستند.
ماهی نر :
1- لبه باله های آبششی جلو در ماهی های نر :
اولاً : ضخیم تر است.
دوماً : بصورت دندانه دندانه است.
سوماً: بر روی هر برآمدگی که بصورت دانه دانه و زبر است، یک نقطه سفید رنگ برآمده وجود دارد.
2- بر روی سطح آبشش یا برانشی ماهی نر همان نقاط سفید برآمده وجود دارد.
3-معمولاً گلدفیشهای ماده دارای شکم های بزرگتر و گنده ایی هستند در حالیکه نرها دارای شکل ظاهری دراز و کشیده و لاغرتر هستند.
4- درماهی نر زیر شکم قسمت خروجی لوله بیضه های نر در انتهای متصل به بدن شکل آن زوکی شبیه به نوک قلم نی سر شده است.
ماهی ماده :
1- ماهیهای ماده دارای باله های نازک و ظریفتر و لبه باله های آبششی خیلی نازک و ظریف است و هیچگونه برآمدگی و نقطه سفید بر روی آن وجود ندارد.
2- روی سطح برانشی هم هیچگونه برآمدگی و نقطه سفید وجود ندارد.
3- تمام گلدفیشهای ماده دارای شکمی چاق، گنده و بزرگ هستند و از روی شکل ظاهری آنها با نگاه آول قابل تشخیص هستند.
4- در زیر شکم قسمت خروجی لوله تخمدان در انتهایی که متصل به بدن می شود شکل آن گرد و شبیه به تخم که از آن خارج می شود است.
تنظیم فشار اسمزی در پستانداران آبزی
لاک پشت های دریائی و نهنگ ها از مهره داران آبزی هستند، لیکن به طور جداگانه از ماهی ها و دوزیستان مورد بررسی قرار می گیرند. زیرا این جانوران از اجداد خشکی زی مشتق شده تنفس هوایی دارند. خوک های آبی، نهنگ ها و گاو های دریائی، از این لحاظ که در واقع تمام دوره ی زندگی خود را در آب دریا می گذرانند، سه راسته از پستانداران منحصراً دریایی می باشند. خوک های آبی، به منظور زایمان و نگهداری نوزادان خود برای مدت کوتاهی به خشکی باز می گردند، ولی وال ها و گاو های دریائی ( ماناتی manatee و دو گونگ dugong ) حتی نوزادان خود را در آب، به دنیا می آورند.
|
|
از نظرچگونگی تغذیه، پستانداران دریایی انواع مختلفی دارند. نهنگهای کوچک دریایی و نهنگهای علف خوار دریایی(که همگی به خانواده گاوهای دریا تعلق دارند) از علفهای دریایی تغذیه می کنند. خوکهای آبی، شیر ماهیها و گراز ماهی ها معمولا از ماهی ها سرپائیان و حلزونهای صدف دار تغذیه می کنند.
والها به دو دسته تقسیم می شوند:
1-والهای دنداندار مثل دلفینها و عنبر ماهیها که ماهی و سرپائیان می خورند.
2-نهنگهای استخوان دار مثل نهنگ های آبی و نهنگهای مینک که از پلانگتونها تغذیه می کنند.آنها پلانگتونها را بوسیله صفحه استخوانی که از آرواره بالایی آنها آویزان است تصفیه می کنند.
115 گونه پستاندار دریایی در همه اقیانوسهای جهان از اقیانوس منجمد شمالی گرفته تا اقیانوسهای معتدل و استوایی، وجود دارد.
از انواع پستانداران دریایی:
|
|
ناروال
|
این پستاندار دریایی متعلق به گروه والهای دنداان دار است. عضو دیگر این گروه وال بلوگا است . در آبهای سرد قطبی یافت می شود. عجیب ترین مشخصه ناروالها، عاج (دندان) پیچ خورده نیزه مانند بلند آنهاست که فقط در جنس نر مشاهده می گردد. این عاج، در حقیقت، دندان درازی است که از میان شکافی در لب بالایی رشد کرده است.
|
|
|
|
پاپیلومای دهانی مارماهی
این بیماری ویروسی از مارماهیان اروپا ( آلمان ، انگلیس واسکاتلند ، دریای سیاه ، دریای شمال ودریای بالتیک ) گزارش شده است . تحت عناوین پاپیلومای دهانی ، بیماری گل کلم، ویروس (برلین) عامل شبه ارتومیکسوویروس ، EV-1 ، EV-2 و ویروس سنسیشیال مارماهی نیز معروف است .
عامل وهمه گیر شناسی
این بیماری ویروسی از مارماهیان ژاپنی وآمریکایی گزارش نشده است . توسط محققین مختلفی از مارماهیان اروپایی نابالغ که مبتلا به پاپیلوی دهانی بودند ، جدا شده است ودر گذشته به آن بیماری گل کلمی مارماهی می گفتند و ویروس های زیادی از این بیماری ویروسی جدا شده است وساختارهای شبه ویروسی مختلفی در مارماهیان مبتلا دیده می شود ولی اتیولوژی ویروسی بیماری هنوز به اثبات نرسیده است .
در طی تلاش ها جهت جداسازی ویروس از هموژن های بافت توموری یا تمام بدن مارماهی ، یک ویروس در خون مارماهیان مبتلا مشاهده شده وویروس مارماهی برلین نامیده شده ، که اثرات لیز سلولی در سلول های RTG-2 که در حرارت 18 – 16 درجه نگهداری شده بودند ایجاد می کرد . در بررسی با میکروسکوپ الکترونی در سلول های RTG-2 آلوده ، ذرات ویروسی چند وجهی یا تجمعات داخل سلولی متصل به غشاء با قطر حدود 55 نانومتر مشاهده شده است . اکنون ویروس برلین راجزء بیرناویروس ها می دانند امابررسی بامیکروسکوپ الکترونی از بافت های توموری ، این ذرات ویروسی مشاهده نشده است .
ویروس دوم به نام EV-1 نام گذاری شده که از هموژن های بافت تموری واندام های داخلی جدا شده است . هنگامی که این هموژن ها به تیره سلولی FHM و RTG-2 تلقیح می شوند ، کانون های نکروتیک وپیکنوتیک به همراه سنستیوم توده ای در این دو تیره سلولی رشد می کنند . در بررسی با میکروسکوپ الکترونی در این دو تیره سلولی ، در تجمعات سیتوپلاسمی یک ویروس بیست وجهی کوچک را نشان می دهند .
هنگامی که باقی مانده بافت هموژن فریز شده مربوط به EV-1 چند سال بعد مورد آزمایش مجدد قرار گرفت ، ویروسی متفاوت از EV-1 جدا شد . این ویروس را EV-2 نام گذاشتند ، که ویروس فوق در تیره سلولی FHM تکثیر یافته ولی در تیره سلولی RTG-2 وBB تکثیر نمی یابد ومحدوده دمای تکثیر ویروس 25 – 10 درجه سانتی گراد است . در دمای 15 درجه توده های پیکنوتیک سلولی ، سنستیوم ولیز سلولی مشاهده می شود . در بررسی با میکروسکوپ الکترونی ذراتی به قطر 140 – 90 نانومتر مشاهده شده ، که بر پایه خصوصیات بیوشیمیایی وبیولوژیکی دریافتند که ویروس EV-2 شبیه ارتومیکسو ویروس ها می باشد . تلاش های فراوان برای انتقال تومور با استفاده از ویروس رشد یافته در کشت سلولی موفق نبوده است . همین طور تلاش جهت ایجاد تومور به وسیله کاشت تومور یا تزریق هموژن های تومور یا خون مارماهیان مبتلا نیز موفقیت آمیز نبوده است . پاپیلوی دهانی را می توان از طریق تماس با مواد شیمیایی مختلف در ماهیان ایجاد کرد . تزاید بافت پوششی در مارماهیان شیشه ای ومارماهیان نابالغ که در معرض فلوراید سدیم یا منویدواستات سدیم قرار گرفته اند ، پیشرفت می کند . عوامل محیطی به طور قابل توجهی رشد پاپیلومای دهانی را تحت تاثیر قرار می دهد ، تومور در حرارت های 22 – 15 درجه سریعا پیشرفت می کند ودر دمای 8 – 5 درجه وبالای 22 درجه رشد کاهش می یابد . شیوع واندازه تومور در فصل پاییز ، زمستان وبهار کم بوده ولی در فصل تابستان زیاد می شود . تغییرات شدید حرارتی ، میزان شوری ، اکسیژن وآلوده کننده ها ممکن است استرس فیزیولوژیک را افزایش دهند واین عوامل موجب رشد سریع تر تومورها گردند .
علائم بالینی وضایعات
در ماهیان مبتلا به پاپیلومای دهانی ، نواحی تزاید سلولی بافت پوششی به صورت منفرد یا چند تایی که اصولا در اطراف دهان وسر است دیده می شود . در برخی از مناطق اروپا بیش از 40% مارماهیانی که صید می شوند به این بیماری مبتلا می باشند . مطالعات نشان داده که شیوع تومور درمارماهیان به طول 35 – 15 سانتی متر بیشتر است . مناطق رشد یافته در مراحل اولیه رشد ونموغیر مشخص هستند ولی می توانند در طی چند هفته به حجم صدها میلی متر مکعب برسند . مناطق دیگر که از حالت گرد تا بیضی دیده می شوند ، دارای بافت ندولی وموجدار بوده ومحتویات آن ها اسفنجی سخت یا نرم می باشند . پیگمانتاسیون پوست بسته به میزان عروق ناحیه خاکستری مایل به قرمز روشن تا خاکستری متمایل به آبی دیده می شود . پاپیلوما می تواند مسیر غذا خوردن را مسدود کرده وممکن است ماهیان مبتلا لاغر شوند ، در صورت کند شدن پاپیلوما معمولا در ناحیه زخم شدیدی به وجود می آید .
تغییرات آسیب شناسی شامل درگیری بافت پوششی است ، این تومور به ندرت به بافت های اطراف متاستاز میدهد . اپیدرم نرمال شامل بافت پایه ، موکوس وسلول های مکعبی است که به خوبی از هم متمایز می شوند ، توموررشد یافته شامل سلول های بافت پوششی تمایز یافته که از لایه بازل (پایه) منشا می گیرند ، سپس سلول های تومور جایگزین ساختار طبیعی بافت پوششی می گردند . سلول های موکوسی ومکعبی به ندرت در تومور یافت می شوند ، فضای بین سلولی گسترده شده ، ارتباط بین سلولی کاهش یافته است . سلول های توموری ستاره ای تا بیضی شکل بوده ودارای میتوکندری فراوان وهسته نامنظم ومتورم می باشند . تومور های تخریب شده ویا تحلیل رفته نفوذ لنفوسیتی را به منطقه نشان می دهند .
تشخیص
تشخیص احتمالی بر اساس مشاهده پاپیلوم های دهانی ، گونه ، سن ماهی ومنطقه جغرافیایی می باشد . روش های جدا سازی ویروس در تشخیص این بیماری متداول نیست .
درمان وکنترل
به علت این که مارماهیان از آب های آزاد صید می شوند درمان عملی ممکن نیست ولی اگر چنان چه مارماهیان آلوده را در محیط شور نگهداری کنیم ضایعات تحلیل می روند . ترکیبات کنین سولفات (60 – 15 میلی گرم در لیتر) موجب تمایز سلولی وکاهش اندازه تومور می گردد . همین طور کنترل عملی در محیط طبیعی برای مارماهیان وحشی گزارش نشده است .
رابدوویروس های مارماهی
این بیماری رابدوویروسی از مارماهیان درآمریکا ، کوبا ، ژاپن وچند کشور اروپایی گزارش شده است . تحت عنوان ویروس آمریکایی مارماهی (EVA) ، ویروس X اروپایی مارماهی (EVEX) ، ویروس C30 ، ویروس B12 ، ویروس B44 ، ویروس D13 و EVX معروف است .
عامل وهمه گیر شناسی بیماری
ویروس های عامل این بیماری خصوصیات کلی رابدوویروس را نشان می دهند . دو رابدوویروس EVEX و EVA از مارماهیان صادر شده به ژاپن جدا شده است . رابدوویروس EVA از مارماهیان در کوبا و EVEX از مارماهیان در فرانسه جدا شده اند . به علاوه دو رابدوویروس دیگر هم به نام B12 ، C30 را از مارماهیان وحشی اروپایی جدا نموده اند . همچنین ویروس EVEX وB12 در جمعیت مار ماهیان فرانسه بومی می باشد . نوزادان قزل آلای رنگین کمان به ویروس های EVA و EVEX حساس بوده ودر حالی که مارماهی ژاپنی ونوزادان آن تنها به ویروس EVEX حساسیت نشان می دهند .
انتقال افقی ویروس محتمل تر است هرچند که هیچ گونه اطلاعات دقیقی در مورد انتقال این ویروس ها در طبیعت وجود ندارد . جدا سازی ویروس های EVEX و B12 از لارو مارماهیان به ظاهر سالم نشان می دهد که احتمالا این بچه ماهیان حاملان نهفته ویروس ها می باشند . تزریق داخل صفاقی این دو ویروس به مار ماهیان جوان ونوزاد قزل آلای رنگین کمان در دماهای مختلف ، مرگ ومیری را به دنبال نداشته است ، هرچند که قزل آلای پرورشی مورد آزمایش سن کمتری از سن حساسیت به ویروس داشته است .
علائم بالینی وضایعات
علائم بالینی در ماهیان آلوده به ویروس EVA و EVEX بسیار شبیه علائم بالینی بیماری نکروزعفونی بافت خون ساز (IHN) وسپتی سمی هموراژیک ویروسی (VHS) می باشد . ماهیان آلوده تیره رنگ وبی حال می باشند وخون ریزی در باله های سینه ای ومخرجی ، سطح پوست ناحیه شکمی ودر عضلات اسکلتی ودر کلیه ها دیده می شوند . در بررسی آسیب شناسی دژنرسانس هموراژیک عضلات اسکلتی ، نکروز شدید وخون ریزی در بافت خون ساز کلیه ، خون ریزی درون توبول های کلیوی وکپسول بومن ، نکروز موضعی کبد ، طحال وپانکراس دیده می شود . در زمینه آلودگی به ویروس های C30 و B12 هیچ گونه گزارشی از علائم بالینی وآسیب شناسی ارائه نشده است .
تشخیص
تشخیص بر اساس جداسازی ویروس از کشت سلولی وبررسی واکنش های سرولوژیکی با استفاده از آنتی سرم های اختصاصی می باشد . ویروس های EVA وEVEX در دمای 150 درجه سانتی گراد در تیره های سلولی FHM و RTG-2 ودر دمای 10و25 درجه در کشت سلولی EPC جدا سازی شده است . همچنین ویروس B12 در دمای 10و14 درجه از تیره سلولی EPC جدا شده است ولی ویروس B12 در تیره سلولی RTG-2 تکثیر پیدا نمی کند . بنا بر این تمام ویروس های فوق در کشت سلولی EPC در دمای 14 درجه تکثیر می یابند . در میان رابدوویروس های جدا شده از مار ماهیان حداقل سه نوع آنتی ژن مختلف شناخته شده است وبه احتمال زیاد ویروس های EVA وEVEX با وجود اختلاف آنتی ژنتیکی ، هردو از یک سویه می باشند . از لحاظ ساختاری ویروسی EVA وEVEX جزء زیر گروه وزیکولوویروس وویروس B12 جزء زیر گروه لیزل ویروس ها می باشند . ویروس های EVA و EVEX از نظر سرولوژیکی کاملا با ویروس های B12 ، AHM ، VHS و IPN متفاوت می باشند .
درمان وکنترل
هیچ گونه روش عملی برای کنترل ودرمان این بیماری ویروسی گزارش نشده است .
عفونت ایریدوویروسی مارماهیان ژاپنی
عفونت ایریدوویروسی مارماهیان پرورشی ژاپن مشاهده شده است که تحت عنوان عفونت EV-102 وایریدوویروسی مارماهی ژاپنی نیز معروف است .
عامل وهمه گیر شناسی بیماری
اریدوویروس یکی از چند ویروسی بود که از مارماهیان ژاپنی در هنگام مطالعه بیماری جدا شد . اگر کلیه هموژن شده ماهیان آلوده را به کشت سلولی TO2 ، RTG-2 و EK-1 تلقیح ودر دمای 20 درجه به مدت 15 – 10 روز نگهداری کنیم ، ایریدوویروس از هر سه محیط کشت سلولی جدا می شود ، این ویروس بیست وجهی 205 – 180 نانومتر قطر دارد .
انتقال به روش غوطه وری یا حمام دادن صورت می گیرد ، بنا بر این احتمال دارد آلودگی از طریق آب طبیعت رخ دهد . دوره کمون تا اولین تلفات حدود یک هفته است وزمان اصلی تلفات 14 – 10 روز بعد آلودگی است . تصور می شود منبع ویروس مارماهیان جنس آنگوئیلا ( Anguilla ) باشند .
در بررسی تجربی با ورود ویروس ها به بدن مار ماهی (تزریق عضلانی ، صفاقی وغوطه وری) مرگ ومیر در مارماهیان ژاپنی در تمام سنین اتفاق می افتد ، اما در این روش ها تلفاتی در مارماهیان اروپایی رخ نمی دهد . در دمای 19 – 15 درجه مارماهیان ژاپنی (120 – 1 گرم ) که به طور تجربی آلوده شده بودند علائم بالینی را در عرض 5 – 3 روز پس از تماس با ویروس نشان دادند ، که این علائم شامل ، کمرنگ شدن رنگ بدن مارماهی ، پرخونی باله ها ، افزایش ترشح موکوس روی سطح بدن و تلفات بود . در مدت دو هفته مراقبت مارماهیان آلوده در دمای 5/18 – 14 درجه ، 70 – 40 درصد تلفات ودر دمای 22 درجه 15 درصد تلفات داشتند ودر دمای 24 درجه هیچ گونه تلفاتی اتفاق نیافتاد .
علائم بالینی وضایعات
علائم بالینی در بررسی تجربی در عرض 5 – 3 روز پس از تماس با ویروس نشان داده شد ، که این علائم شامل : کمرنگ شدن رنگ بدن مارماهی ، پرخونی باله های سینه ای ، مخرجی وپشتی ، افزایش ترشح موکوس روی سطح بدن وتلفات بوده است .
تشخیص
روش های سرولوژیک برای تشخیص این ویروس گزارش نشده است ، بنابراین شناسایی احتمالی بر اساس گونه میزبان وعلائم بالینی می تواند انجام بگیرد .
کنترل ودرمان
روش عملی برای درمان وکنترل این بیماری ویروسی گزارش نشده است . با وجودی که مدت این بیماری ویروسی در دمای 24 درجه سانتی گراد کم می شود ویا این که میزبان در این دما قادر به مبارزه بهتر با ویروس می باشد ولی نگهداشتن درجه حرارت استخرهای پرورش مارماهیان در 24 درجه به طور مداوم عملی واقتصادی نمی باشد ، بهتر است حوضچه واستخرهایی که ماهیان آلوده در آن پرورش داده می شوند تخلیه وبا ترکیبات اسیدی ضد عفونی شوند .
بیماری ویروسی گربه ماهی روگاهی ( CCVD )
این بیماری ویروسی در کشور آمریکا وهندوراس شناسایی شده واحتمالا در سایر کشور ها هم وجود دارد که هنوز گزارش نشده است . منجر به تلفات بالا گاهی تا 100% در گربه ماهیان انگشت قد نابالغ کمتر از 10 سانتی متر می گردد .
عامل وهمه گیر شناسی
عامل این بیماری یک هرپس ویروس است که ویروس بیست وجهی باقطر 100 – 90 نانومتر می باشد . انتقال ویروس بیماری CCVD به صورت مستقیم ( عمودی ) وغیر مستقیم ( افقی ) اتفاق می افتد . ویروس در یک همه گیری در طی زمان کوتاهی از ماهی به ماهی دیگر انتقال می یابد واحتمالا ورود ویروس از طریق بافت آبشش وروده می باشد . ویروس را به طور تجربی به صورت داخل صفاقی تزریق کردند وپس از مدتی 48 – 24 ساعت ویروس در کلیه ها مشاهده شد ، ودرمدت 96 – 72 ساعت از روده وکبد جدا گردید . ماهیان بزرگتر وبیش از یک سال حساسیت به این بیماری ویروسی ندارند . میزان تلفات مستقیما به درجه حرارت آب بستگی دارد و بیشترین تلفات در حرارت بالاتر از 25 درجه اتفاق می افتد . بروز علائم بالینی در دمای 30 درجه بین 72 – 32 ساعت بعد از شروع آلودگی است . ماهیان بالغ به عنوان منبع اولیه ویروس محسوب می شوند .
علائم بالینی وضایعات
بروز ناگهانی مرگ ومیر در گربه ماهیان روگاهی که در دمای آب 25 درجه یا بیشتر زندگی می کنند ، از نشانه های شاخص اولیه CCVD است . بیماری به طور اولیه در ماهیان نورس وانگشت قد با طول کمتر از 10 سانتی متر ظاهر می شود . ماهیان آلوده شنای نا منظم ومارپیچی دارند ، خون ریزی نقطه ای در قاعده باله ها وسطح بدن ، بیرون زدگی چشم وتورم محوطه بطنی ( آسیت ) دیده می شود . آبشش ها رنگ پریده واکثر همراه با خون ریزی نقطه ای می باشد وماهیان اغلب در نزدیکی سطح آب قرار می گیرند . معمولا در دمای 20 – 15 درجه ماهیان آلوده وضعیت سربه سمت بالا ودم به سمت پایین قرار دارد ( ایستادن روی دم ) . ماهیان آلوده معمولا دچار عفونت های ثانویه باکتریایی (فلکسی باکترکلومناریس ، آئرموناس هیدروفیلا ) می گردند .
درمحوطه بطنی مایع آسیت زرد رنگ وگاهی قرمز رنگ وجود دارد . کبد وکلیه ها رنگ پریده ، طحال بزرگ وپرخون است . در روده غذا وجود ندارد وروده ها حاوی مواد موکوئیدی زرد رنگی می باشند . گاهی اوقات کبد دارای خون ریزی نقطه ای می باشد .
تغییرات کبدی شامل ادم ، نکروز ، پرخونی عروقی همراه با خون ریزی نقطه ای می باشد . کلیه ها دارای ادم عمومی ، نکروز وسیع ومنتشر ، نکروز بافت خون ساز وتوبول ها می باشند وماکروفاژها به بافت خون ساز نفوذ می کنند . روده ها به طور یکنواخت ادماتوز بوده ، تجمعات کانونی ماکروفاژها ودر برخی نمونه ها نکروز وپوسته پوسته شدن مخاط وزیر مخاط دیده می شود .
طحال دچار پرخونی وگاهی اوقات دچار خون ریزی می باشد ودر برخی نمونه ها نکروز خفیف در بافت های خون ساز طحال دیده می شود ، بافت های لنفوئید نیز کاهش می یابد .
تشخیص
در صورت مشاهده مرگ ومیر بالا همراه با علائم رفتاری خاص بیماری CCVD در بین ماهیان نورس وانگشت قد گربه ماهی روگاهی در طی فصول گرم ، می توان به تشخیص احتمالی رسید . ویروس به آسانی از ماهیان نورس یا انگشت قد آلوده در طی یک همه گیری جدا می شود تیره های سلولی BB یا CCO برای جداسازی ویروس مناسب می باشند .
تشخیص قطعی توسط روش های خنثی سازی سرم ودیدن ذرات ویروسی بیست وجهی با قطر 100 - 90 نانومتر پس از رشد ویروس در کشت سلولی به وسیله میکروسکوپ الکترونی می باشد . بافت کلیه بیشترین ذرات ویروس وبافت عضلانی میزان کمتری از ویروس را در سلول ها نشان می دهد .
کنترل ودرمان
درمان عملی برای بیماری ویروسی گربه ماهی وجود ندارد ، پیشگیری به عنوان تنها روش موثر برای کنترل بیماری می باشد . در صورت بروز بیماری باید استرس های محیطی ( کاهش اکسیژن ، تراکم بالای ماهیان وافزایش درجه حرارت ) ومدیریتی را به حداقل برسانیم . رعایت اصول بهداشتی در تامین آب سالم وعاری از ویروس ( ضدعفونی با اشعه UV ) وضدعفونی کردن وسایل هچری ضروری می باشد . دستکاری ماهیان انگشت قد در حرارت بالای 25 درجه خطر بیماری را افزایش می دهد وبه عنوان یک قاعده کلی جابه جایی ودستکاری ماهیان باید در حرارت های پایین صورت بگیرد .
بیماری رئوویروس گربه ماهی روگاهی ( CCRV )
این بیماری به شکل یک هیپرپلازی آبششی است فقط از آمریکا گزارش شده است .
عامل وهمه گیر شناسی بیماری
عامل آن یک رئوویروس است ، ویروس در بررسی با میکروسکوپ الکترونی دارای کپسید بیست وجهی ودارای قطری حدود 75 نانومتر می باشد . هیچ گونه گزارشی از نحوه انتقال وهمه گیر شناسی بیماری CCRV وجود ندارد . این بیماری ویروسی تا کنون فقط از آمریکا گزارش شده است . رئوویروس گربه ماهی روگاهی از ماهیانی که دچار تلفات مزمن در مزارع پرورش ماهی در جنوب کالیفرنیا بودند ، جدا گردید . گزارشاتی از این ویروس از سایر کشور ها ارائه نشده است .
علائم بالینی وضایعات
تنها علامت بیماری ، تلفات محدود ومزمن در ماهیان است . هیپرپلازی لاملاهای آبشش واتصال بافت پوششی آبشش ها در ماهیان آلوده می شود .
تشخیص
شناسایی سرولوژیکی CCRV توسط آزمایش خنثی سازی یا تکنیک فلورسنت آنتی بادی با آنتی سرم تهیه شده از خرگوش ، امکان پذیر است . سرم ضدویروس CCRV هیچ گونه واکنش متقاطعی با ویروس گربه ماهی روگاهی ( CCVD ) نشان نمی دهد . رئوویروس فوق در تیره های سلولی BB و CHSE-214 همانند سازی می کند ، اما حداقل اثرات آسیب سلولی را ایجاد می کند و اگر رئوویروس گربه ماهی روگاهی را در سلول های تخمدان گربه ماهی روگاهی تلقیح ودر دمای 26 درجه نگهداری شوند ، بیشترین اثرات آسیب سلولی را ایجاد می کنند .
درمان وکنترل
هیچ گونه روش عملی برای درمان وکنترل این بیماری ویروسی گزارش نشده است .
التهاب جلدی توت فرنگی شکل
بیماری التهابی جلدی غیر کشنده ماهی قزل آلای رنگین کمان است که به عنوان یک بیماری اندمیک و بومی از مراکز پرورش ماهی آمریکا و فرانسه گزارش شده است . تحت عنوان بیماری آدنو ویروسی قزل آلای رنگین کمان نیز شناخته می شود .
عامل و همه گیر شناسی
عامل بیماری احتمالا یک ویروس شبه آدنو ویروس است که در زیر میکروسکوپ الکترونی به قطر حدود 65 نانو متر و به صورت آرایش بیست وجهی و بدون غشا دیده می شود .
بیماری از طریق تماس مستقیم بین ماهی ها انتقال می یابد . ماهیان مبتلا معمولا حدود دو ماه پس از ظهور علائم بیماری به طور خود به خودی بهبود می یابند . میزان شیوع بیماری 80 در صد گزارش شده است .
علائم بالینی و ضایعات
تنها علائم بالینی بیماری و ضایعات قرمز روشن روی پوست بدن است که در نواحی مرکزی و خلف بدن دیده می شوند . در ابتدا ضایعات به صورت منفرد و یا متعدد گرد یا بیضی شکل و کوچک در سطح بدن ظاهر می شوند .
سپس ضایعات پیشرفت کرده و بدون خون ریزی به صورت لکه های قرمز روشن به اندازه چند میلی متر تا چند سانتی متر دیده می شوند . پس از مدتی رنگ پوست به حالت طبیعی بر می گردد .
از نظر آسیب شناسی بیماری به صورت یک التهاب پیش رونده است . نفوذ لنفوسیت ها و منوسیت ها به داخل درم ، هیپو درم و زیر لایه سطح عضلات جدا شدن توده عضلانی می شوند و تقریبا یک لایه ممتد را تشکیل می دهند در نتیجه درم از هیپودرم جدا می شود .
هم چنین در این بیماری پوسته پوسته شدن اپیدرم ، ریزش فلس ها نکروز کانونی و تخریب رشته های عضلانی رخ می دهد . اتساع و پر خونی عروق موجب می شود که ضایعات رنگ قرمز روشن به خود بگیرد .
تشخیص
تشخیص احتمالی درماتیت توت فرنگی شکل بر اساس علائم بالینی و ضایعات پاتولوژیک صورت می گیرد . در ارتباط با علت ویروسی این بیماری هنوز کاملا به اثبات نرسیده است .
پیشگیری و درمان
هیچ روش درمانی مناسبی برای این بیماری ویروسی شرح داده نشده است . با توجه به سیر بیماری ضرورتی به کنترل و درمان نیست با این حال استفاده از اکسی تتراسیکلین به صورت خوراکی موجب کوتاه شدن زمان بهبودی در ماهیان مبتلا می گردد .
بیماری شبه پیکورنا ویروسی آزاد ماهی اطلس
ویروس شبه پیکورنا اولین باز از ماهی آزاد اطلس انگشت قد ( در آب شیرین ) در آمریکا جدا شده است . ویروس این بیماری ویروس آزاد ماهی اطلس ( ASV ) نیز نامیده می شود .
عامل و همه گیر شناسی بیماری
عامل این بیماری یک ویروس شبه پیکورنا است . کوشش برای اثبات انتقال تجربی ویروس در آزاد ماهی اطلس نا بالغ و قزل آلای رنگین کمان موفقیت آمیز نبوده است .
ویروس در ابتدا از جمعیت آزاد ماهیان اطلس دارای تلفات مزمن بودند و علت آن معلوم نبود جدا شد در بررسی با میکروسکوپ الکترونی ، ویروس تقارن بیست وجهی و قطری در حدود 39 نانو متر دارد . این ویروس جدیدا جداسازی شده است و مکانیسم انتقال آن هنوز نا شناخته است .
علائم بالینی و ضایعات
در بررسی آسیب شناسی نکروز ملایم بافت خون ساز کلیه و نفوذ موضعی گلبول های سفید تک هسته ای در کبد مشخص شده است . تلفات و علائم بالینی در آزاد ماهی اطلس یا قزل آلای رنگین کمان که به طور تجربی در تماس با ویروس قرار گرفته بودند ، دیده نشد .
تشخیص
ویروس را می توان بعد از تلقیح بافت هموژنیزه شده کبد ، کلیه و طحال ماهی بیمار به تیره های سلولی RTG – 2 و EPC مجددا جدا نمود . ویروس در حرارت های 5 ، 10 و 15 درجه سانتی گراد همانند سازی می کند و در 20درجه سانتی گراد به میزان کمتر و در 25 درجه سانتی گراد توقف همانند سازی دارند .
بهترین حرارت برای تکثیر ویروس 15درجه سانتی گراد می باشد . اثرات آسیب شناسی 28 – 14 روز بعد از آلودگی به ویروس ظاهر می شود .
درمان و کنترل
روش عملی برای درمان و کنترل این بیماری ویروسی گزارش نشده است .
بیماری گنجیدگی داخل گلبول قرمز
بیماری ویروسی ماهی قزل آلای رنگین کمان و برخی آزاد ماهیان دیگر با خونریزی و مرگ نا گهانی همراه است و تا کنون فقط از آمریکا گزارش شده است . این بیماری تحت عنوان بیماری خون ریزی دهنده ماهی قزل آلای رنگین کمان نامیده شده است .
عامل و همه گیر شناسی
ویروس عامل بیماری هنوز جداسازی و شناسایی نشده است ولی در بررسی با میکروسکوپ الکترونی به صورت ذرات غشا دار با قطر حدود 77 نانومتر در گلبول های قرمز آلوده قابل مشاهده بوده است . عقیده بر این است که احتمالا جز خانواده توگا ویروس های می باشد.
علاوه بر قزل آلای رنگین کمان این بیماری در ماهی آزاد کوهو و چینوک رودخانه کلمبیای آمریکا نیز دیده شده است . انتقال بیماری به اثبات رسیده است اما در ارتباط با انتقال عمودی ( از والدین به نوزادان ) نمی توان با قاطعیت اظهار نظر کرد ، با این حال انتقال عمودی نیز احتمالا صورت می گیرد .
علائم بالینی و ضایعات
در ماهی های آلوده کم خونی ، خونریزی و علائم کمبود اکسیژن دیده می شود . ماهیان مبتلا اغلب به طور نا گهانی تلف می شوند . در کالبد گشایی هماتوم های متعدد در زیر کپسول کبد و خونریزی در محوطه بطنی ممکن است دیده شود .
در بررسی آسیب شناسی هپاتیت نکروزان منتشر و گنجیدگی های اتوزینوفیلی در اندازه های مختلف در داخل توبول های کلیوی و سلول های کبدی دیده می شود
انعقاد منتشر و متعدد داخل رگی و تحلیل رفتن سلول های عضلانی قابل مشاهده است . در خون محیطی میزان بالایی از اریتروسیت های بالغ و نا بالغ حاوی گنجیدگی های داخل سیتوپلاسمی بازوفیلیک با اندازه های مختلف دیده می شوند .
تشخیص
تشخیص بر اساس علائم بالینی و بررسی گلبول های قرمز با میکروسکوپ الکترونی می باشد . تلاشی برای جداسازی ویروس در کشت سلولی FHM و RTG – 2 موفقیت آمیز نبوده است .
عکس برداری با میکروسکوپ الکترونی ذرات سیتوپلاسمی در گلبول قرمز شامل وزیکول های متعدد با قطر حدود 900 نانومتر که حاوی ذرات شبه ویروسی بودند ، دیده شده است این ذرات مار پیچی دارای 77 نانو متر قطر می باشند .
پیشگیری و کنترل
روش عملی برای درمان و کنترل این بیماری ویروسی شناخته نشده است . هر چند گفته شده است با افزایش دمای آب و یا نگهداری ماهی ها در دمای بالای دوازده درجه سانتی گراد بیماری بهبود می یابد .
بیماری هرپس ویروسی آزاد ماهیان
به طور طبیعی بیماری خاصی توسط هرپس ویروس نوع I ایجاد نمی شود . اما با تزریق این ویروس در ماهیان قزل آلای رنگین کمان جوان در دمای 9 – 6 درجه سانتی گراد ضایعات شدیدی ایجاد می شود.تلفات این بیماری از روز 25 پس از تزریق شروع شده وتا 50روز ادامه داشته است .
عامل و همه شناسی بیماری
عامل این بیماری یک هرپس ویروسی نوع I است که در تیره های سلولی RTG – 2 , RTF – 1 و KF1 تکثیر می یابد . دمای مناسب برای تکثیر و رشد ویروس 10درجه سانتی گراد می باشد و در دمای بالای 15 درجه سانتی گراد تکثیر پیدا نمی کند .
14 – 7 روز پس از تلقیح ویروس به کشت سلولی ، سلول های محیط کشت تجمع پیدا کرده و سلول های عظیم الجثه با هسته های فراوان تشکیل می شود .
تا کنون بیماری هرپس ویروس آزاد ماهیان در ماهی قزل آلای رنگین کمان ، آزاد ماهی کوهو و آزاد ماهی سیاه از آمریکا گزارش شده است . قزل آلای قهوه ای ، آزاد ماهی اطلس و آزاد ماهی چشمه ای با جویباری به این بیماری مقاوم هستند .
روش انتقال ویروس به درستی شناخته نشده است . ماهی های زنده مانده از عفونت می توانند به مدت طولانی حامل ویروس باشند . هرپس ویروس آزاد ماهیان با تزریق داخل عضلانی و داخل صفاقی قابل انتقال است و ماهی های قزل آلای رنگین کمان زیر 6 ماه به طور تجربی با این روش آلوده شده اند . دما به شدت بر دوره عفونت اثر دارد . بیماری و مرگ و میر تنها زمانی رخ می دهد که ماهیان در دمای زیر10 درجه سانتی گراد نگهداری شوند .
علائم بالینی و ضایعات
حدود 2 هفته بعد از آلودگی تجربی نوزادان ماهیان مبتلا بی اشتها شده بی حال و سست می شوند . برخی از آن ها به پشت خوابیده و یا به پهلو قرار می گیرند و به تحریکات فیزیکی و خارجی با حرکات تند و شنای نا منظم پاسخ می دهند .
تیرگی رنگ بدن ، بیرون زدگی چشم ها ، اتساع شکم و رنگ پریدگی آب شش ها از علائم ماهی های مبتلا هستند . قالب های موکوئیدی دفعی از مخرچ آن ها آویزان است و خون ریزی در چشم و قاعده باله ها دیده می شود .
در بررسی کالبد گشایی ، اندام های داخلی رنگ پریده و شل هستند و در قسمت قدامی لوله گوارش هیچ غذایی دیده نمی شود . در برخی ماهیان کبد دچار خون ریزی شده و خالدار دیده می شود .
قوام کبد نرم و گاهی شکننده است . کلیه رنگ پریده متمایل به خاکستری رنگ بوده ولی متورم نیستند . در ماهیان مبتلا آسیت و مقداری مایع ژلاتینی خونی در محوطه بطنی دیده می شود . در گسترش خونی ده در صد گلبول های قرمز نا بالغ بوده و پلاست ها در خون محیطی به فراوانی یافت می شوند .
تغییرات آسیب شناسی بیشتر در قلب ، اندام های تنفسی و احشایی رخ می دهد . قلب در اغلب نمونه ها ادماتوز و نکروزه می باشد . در عضلات اسکلتی حالت مخطط سلول های عضلانی از بین رفته و نکروز هیالینی اتفاق می افتد . بافت پوششی آب شش ها ادماتوز و هیپرتروفی شده و نواحی بافت پوششی از بافت هم بند زیرین جدا می گردد .
خون ریزی در سطح آب شش در برخی نمونه ها دیده شده و آب شش های کاذب ، ادم خفیف تا شدید را نشان می دهند . در برخی از نواحی نکروز وجود دارد اغلب سلول های آب شش کاذب هیپرتروفی شده و کروماتین هسته حالت حاشیه ای پیدا می کند .
کلیه ها ادماتوز بوده هیپرپلازی ، پرخونی و نکروز را نشان می دهند . شدت تغییرات آسیب شناسی از قدام کلیه به طرف خلف بیشتر می شود ، ادم خفیف تا متوسط در کلیه قدامی در پنجاه در صد از نمونه ها دیده شده است .
قسمت قدامی کلیه ( بافت خون ساز ) در نیمی از نمونه ها هیپر پلازی شده و ادم در ناحیه خلفی کلیه در تمام نمونه ها مشهود است . مجاری توبول های کلیوی نیمی از ماهیان حاوی رسوبات سروزی بوده و سلول های توبول کلیه دژنرسانس را نشان می دهند .
بافت کبد دچار نکروز و خون ریزی می باشد ، هپاتوسیت های ظاهرا سالم و طبیعی اطراف سیاهرگ ها را احاطه کرده اند و در سایر قسمت ها علائم نکروز و واکوئله شدن کانونی دیده می شود . هم چنین خون ریزی و اتساع در سینوزوئید های کبدی وجود دارد و گنجیدگی های ائوزینوفیلیک داخل هسته ای در دسته ای از سلول های کبدی دیده می شود .
روده ها و زوائد پیلوریک عادی و طبیعی هستند ولی تغییرات آسیب شناسی در ناحیه خلفی روده دیده می شود . بافت راست روده نکروزه بوده و موکوس در داخل روده وجود دارد و نفوذ لکوسیت ها در زیر موکوس قابل مشاهده است .
بافت موکوسی قالب های مدفوعی را تشکیل می دهد که از مخرج ماهیان در حال مرگ آویزان است . نکروز و ادم در بافت پانکراس دیده نشده است ولی طحال ادم متوسط تا پیشرفته ای را نشان می دهد و به طور معمول در طحال پرخونی وسیع ، کاهش بافت لنفوئیدی و افزایش بافت هم بندی دیده می شود .
در برخی از نمونه ها تخمدان ها دچار ادم و نکروز بافت بینا بینی و آترزی تخمک ها مشاهده می شوند .در برخی دیگر عضلات اسکلتی دچار خون ریزی و نکروز شده و چشم ها ادم و انحراف قرنیه را نشان می دهند .
مغز به صورت خفیف تا شدید ادماتوز بوده و نفوذ لکوسیت ها در بین سلول های مخچه قابل مشاهده است . تغییرات آسیب شناسی 31 – 6 هفته بعد از عفونت تجربی در قزل آلای رنگین کمان نا بالغ ظاهر می گردد .
تشخیص
مشاهده علائم کلینیکی و ضایعات پاتولوژیکی در ماهیان مبتلا به همراه مشاهده ویروس با میکروسکوپ الکترونی برای تشخیص بیماری استفاده می شوند . علاوه بر آن با روش کشت بر روی تیره سلولی ، هرپس ویروس آزاد ماهیان از مایع تخمدانی و مایع اسپرمی می توان جدا کرد .
ویروس در تیره های سلولی RTF – 1 , RTG – 2 و KF – 1 تکثیر می یابد دمای مناسب برای تکثیر ویروس در کشت سلولی 10درجه سانتی گراد می باشد و در دمای بالای 15 درجه سانتی کراد تکثیر پیدا نمی کند . 14 – 7 روز بعد از تلقیح ویروس به کشت سلولی ، توده های سلولی با هسته های فراوان تشکیل می شوند .
پیشگیری و کنترل
کنترل بیماری توسط از بین بردن ماهیان مبتلا و ضد عفونی کردن استخر ها حاصل می شود . دارو های ضد ویروس 9 – گوانین 2 – هیدروکسی اتوکسی متیل و 5 – یدو 2 – دکسی اوریدین تکثیر هرپس ویروس آزاد ماهیان را در محیط کشت سلولی مختل می کند .
اما در ماهیان تا کنون آزمایش نشده است . در صورت آلودگی استخر های پرورشی باید استخر ها با محلول ها هیپوکلریت ، شوینده ها و مواد قلیایی ضد عفونی شوند .
پاپیلوماتوز آزاد ماهی اطلس
یک بیماری نئوپلاستیک با منشا ویروسی در آزاد ماهیان است و تحت عناوین بیماری زگیل آزاد ماهی ، پاپیلومای آزاد ماهی اطلس ، پاپیلوما در ماهی آزاد اطلس با منشا ویروسی ، پاپیلومای رترو ویروسی در آزاد ماهی اطلس نیز شناخته شده است .
عامل و همه گیر شناسی بیماری
ذرات رترو ویروسی خارج سلولی و داخل سیتو پلاسمی با قطر 150 – 125 نانومتر در ضایعات توموری مشاهده شده است . با این حال تلاش برای جدا کردن ویروس نا موفق بوده است . این بیماری ویروسی از کشور های انگلیس ، آمریکا ، سوئد ، فنلاند ، نروژ و اسکاتلند گزارش شده است .
شیوع آن معمولا در آزاد ماهیان آب شیرین می باشد و در اواسط تیر و مرداد ماه شروع و در ماه های شهریور و مهر به حد اکثر خود می رسد و در فصل پاییز نا پدید می شود . شیوع این بیماری گاهی به 90% می رسد .
تلاش برای انتقال تجربی تومور نا موفق بوده ، شیوع این بیماری در ماهیان یک تا دو ساله پرورشی حدود 55% در ماهیان 2 تا 3 ساله صید شده از آب شیرین 10% و در ماهیات در حال تخم ریزی 1 / 5% گزارش شده است .
پاپیلوما هم چنین در آزاد ماهیان وحشی اطلس یک تا دو ساله نیز دیده می شود . به نظر می رسد این ضایعات علت عفونی داشته باشد اما فاکتور های ژنتیکی و هورمونی ممکن از در ایجاد پاپیلوما نقش داشته باشد .
در ماهیان جوان آب شیرین پاپیلومای اپیدرم در اواخر تابستان دیده می شود و عود آن در پائیز می باشد . در ماهیان مسن تر آب شور تومور تا یک سال باقی می ماند .
علائم بالینی و ضایعات
ماهیان مبتلا رفتار طبیعی داشته ولی معمولا چندین ضایعه پوستی در نواحی مختلف بدن آن ها دیده می شود این ضایعات معمولا سطح صاف و کدر تا سفید رنگ دارند و به صورت ندولی با ضخامت 5 – 2 میلی متر و قطر40 میلی متر می باشند .
برخی از ضایعات در سطح بدن ممکن است پر خونی را نشان بدهند و نهایتا پوست ناحیه ضایعات پوسته پوسته شده و از بین می رود و بافت اپیدرم مجددا التیام پیدا می کند .
شواهدی مبنی بر تهاجم یا متاستاز تومور به بافت های مجاور وجود ندارد . مرگ و میر به طور عمده به خاطر عفونت باکتریایی یا قارچی ثانویه ایجاد می شود . در گیری اندام های داخلی تا کنون گزارش نشده است .
پاپیلوماتوز جلدی 15 – 5 برابر ضخیم تر از بافت طبیعی است و شامل سلول های ناشی از اپیدرم میانی می باشد . سلول هیپرپلازی شده دوکی شکل هستند و سلول های تخریب شده دارای گنجیدگی های ائوزینوفیلی سیتوپلاسمی می باشند .
سلول های موکوسی ، لایه بازال و غشا پایه در بین تومور ها دیده نمی شوند . به نظر می رسد سلول های نئوپلاستیک با هم دسموزوم پیدا می کنند ، این سلول ها دارای هسته کروی بوده ، کروماتین ها در حاشیه هسته تجمع پیدا می کنند و فعالیت التهابی متوسطی در پاپیلوما دیده می شود . بافت های مجاور تومور پر خون بوده و در محل ضایعه مقدار زیادی لنفوسیت ، ماکروفاژ و نوترفیل دیده می شود .
تشخیص
تشخیص احتمالی بر اساس آزمایشات آسیب شناسی بافتی است و تشخیص قطعی نیز بر اساس بررسی با میکروسکوپ الکترونی می باشد . تلاش برای جدا کردن ویروس از بافت هموژنیزه پاپیلوما ، کلیه و طحال نا موفق بوده است .
درمان و کنترل
روش عملی و موفقی برای درمان و کنترل پاپیلومای آزاد ماهیان اطلس گزارش نشده است .
پارامیکسوویروس آزاد ماهی چینوک یا سیاه (CSP)
این بیماری ویروسی از آمریکا گزارش شده است جدا سازی ویروس از آزاد ماهیان سیاه نا بالغ در ناحیه اورگون آمریکا و از ماهیان به ظاهر سالم در هنگام تخم ریزی بوده است . علائم بالینی و آسیب شناسی در ماهیان آلوده گزارش نشده است .
تشخیص
تشخیص احتمالی بر اساس جدا سازی ویروس از کشت سلولی است و یافتن ذرات پارامیکو ویروس توسط میکروسکوپ الکترونی تشخیص را قطعی تر می کند . در ماهیان بالغ ویروس از بافت هموژنیزه کلیه و طحال جدا شده است ولی در مایع تخمدانی وجود ندارد .
ویروس از نوزادان حاصل از این ماهیان بالغ آلوده ، به دست نیامده است . ویروس در تیره سلولی CHSE – 214 در دمای 18 درجه سانتی گراد و در تیره های سلولی CCS – 119 و KO – 6 در دمای 6 تا 21 درجه سانتی گراد تکثیر می یابد و حرارت مطلوب برای همانند سازی ویروس 18درجه سانتی گراد می باشد .
ویروس را در آزادماهی سیاه به طور داخل صفاقی تزریق کردند و همین آن ها را در آب حاوی ویروس قرار دادند اما نتوانستند ویروس را در این ماهیان جدا کنند .
پیشگیری ، کنترل و درمان
روش عملی برای کنترل و درمان بیماری ویروسی CSP شناخته نشده است . ولی بهتر است برای پیشگیری از استفاده ماهیان آلوده و فراورده های جنسی آنان اجتناب کرد .
رئو ویروس آزاد ماهی چوم ( سگ ماهی آزاد )
رئو ویروس آزاد ماهی چوم از ژاپن در آزاد ماهیان به ظاهر سالم جداسازی و گزارش شده است . بیماری ناشی از آن تحت عنوان هپاتیت نکروز رئو ویروسی آزاد ماهی چوم هپاتیت رئو ویروسی آزاد ماهی و هپاتیت رئو ویروسی آبی معروف است .
عامل و همه گیر شناسی بیماری
این رئو ویروس از آزاد ماهیان مازو و چوم که برای تخم ریزی به منطقه هوکایدو ژاپن مراجعه می کردند جدا شده است . ویروس به طور تجربی به قزل آلای رنگین ، چینوک ، چوم و کوکانی انتقال می یابد و تنها از ماهی و فرآورده های ماهی از ژاپن جدا شده است .
انتقال ویروس به طور تجربی به وسیله قرار گرفتن در آب حاوی ویروس یا توسط تزریق داخل صفاقی ویروس صورت می گیرد . هیچ مخزن عفونت به جز آزاد ماهی مازو و چوم شناخته نشده است و مکانیسم انتقال طبیعی نیز مشخص نیست .
علائم بالینی و ضایعات
همان طور که ذکر شد این ویروس از آزاد ماهی چوم بالغ به ظاهر سالم و آزاد ماهی مازو در زمان تخم ریزی جدا شده است . هیچ علائم بالینی و تلفاتی در ماهیان آلوده به طور طبیعی و تجربی دیده نشده است .
در ماهیانی که به طور تجربی آلوده شده اند ، کانون های کوچک نکروز کبدی در بررسی آسیب شناسی دیده می شود ولی مناطق نکروزه به آرامی التیام پیدا می کنند . کانون های نکروزه کبدی در آزاد ماهیان چینوک نسبت به آزاد ماهی کمتر دیده می شود .
تشخیص
با توجه به عدم مشاهده بیماری در طبیعت تشخیص احتمالی را نمی توان بر اساس علائم بالینی یا تغییرات آسیب شناسی بیان کرد بلکه بر مبنای تشخیص اثرات سیتو پاتیک سنسیشال پلاک مانند در کشت سلولی می باشد .
تشخیص قطعی بر اساس آزمایشات سرو لوژیکی می باشد . کلیه ، طحال و کبد بافت های انتخابی برای جدا سازی ویروس در کشت سلولی هستند .
ویروس در تیره های سلولی CHSE – 214 و CHH – 1 و در دمای 20 – 10 درجه سانتی گراد تکثیر می یابد و درجه حرارت مطلوب برای رشد آن ها 20 – 15 درجه سانتی گراد می باشد .
اثرات سیتو پاتیک در کشت سلولی CHSE – 214 در دمای 18درجه سانتی گراد بعد از 6 روز ظاهر می شود . سیتوپلاسم سلول های آلوده مجاور به هم دیگر ملحق می شوند اما هسته ها دست نخورده باقی می مانند .
درمان و کنترل
هیچ گونه روش درمانی عملی برای این بیماری ویروسی گزارش نشده است . اجتناب و پرهیز از ماهیان آلوده در مراکز پرورش ، تنها راه شناخته شده در کنترل بیماری می باشد .
سپتی سمی همراژیک ویروسی (VHS )
بیماری ویروسی حاد تا مزمن ماهی قزل آلای رنگین کمان است . اولین گزارش در مورد این بیماری مربوط به سال 1938 از آلمان می باشد .
این بیماری به نام های مختلف نامیده شده است که عبارت اند از :
1 – بیماری اگتود
2 – کم خونی عفونی
3 – سندرم کبدی – کلیوی – روده ای
4 – همه گیری بیرون زدگی چشم
5 – تورم عفونی کلیه و تخریب کبد
6 – هیپرتروفی عفونی کلیه و تخریب کبد
عامل همه گیر شناسی بیماری
عامل بیماری یک رابدوویروس است . این ویروس به شدت به حرارت حساس می باشد . در دمای 60 درجه سانتی گراد در عرض پانزده دقیقه از بین می رود . در دمای0 درجه سانتی گراد به مدت 24 ساعت ولی در 20 – درجه سانتی گراد به مدت طولانی زنده می ماند .
این بیماری از بسیاری از کشورهای غرب و شرق اروپا ، شوروی ، امریکا و خلیج آلاسکا گزارش شده است . در صد ابتلا به تلفات بسیار بالا است و معمولا منجر به مرگ و میر قابل توجهی در ماهیان می گردد .
قزل آلای رنگین کمان در تمامی سنین حساس است با این حال در ماهیان کمتر از 6 ماه بیماری شدیدتر بوده و مرگ و میر شدید تری ایجاد می کند . VHS یک بیماری تقریبا فصلی است و بیشتر در زمستان و در دمای 10درجه سانتی گراد اتفاق می افتد . در بهار تلفات آن کمتر است و در تابستان و پائیز تقریبا قطع می شود .
انتقال بیماری عمدتا توسط آب آلوده به ویروس صورت می گیرد . ویروس VHS در تمامی سنین می تواند به ماهی حساس منتقل شود . این ویروس می تواند در بدن ماهی میزبان حامل برای مدت طولانی باقی بماند و از طریق ادرار و ترشحات جنسی ماهی دفع شود .
انتقال از طریق سطوح تخم های آلوده ممکن است صورت بگیرد اما انتقال عمودی و ورود ویروس به داخل تخم به اثبات نرسیده است .
به طور تجربی می توان ماهیان را با تزریق عضلانی ، داخل صفاقی ، غوطه وری در آب حاوی ویروس و با خوردن غذای حاوی ویروس آلوده کرد . عقیده بر این است برخی پرندگان مثل حواصیل می توانند ویروس را به طور مکانیکی منتقل کنند .
ماهیان مبتلا به فرم مزمن یا نهفته بیماری و ماهیان وحشی منبع اصلی آلودگی و ضامن بقای ویروس محسوب می شوند . دوره نهفته یا کمون بیماری در دمای 16 – 15 درجه سانتی گراد حدود 15 روز است .
علائم بالینی و ضایعات
بیماری به سه فرم حاد ، مزمن و عصبی ممکن است ظاهر شود .
فرم حاد
در این فرم ماهیان مبتلا بی اشتها شده و شنای غیر طبیعی دارند و تلفات بسیار شدید است ماهیان بیمار بی حال بوده و به کناره های استخر که جریان آب آرام و کمتر است ، می روند . در استخر های خاکی مبتلایان تمایل دارند به نواحی که رویش گیاهی دارند پناه بیاورند .
برخی ماهیان در نواحی خروجی یا گوشه های استخر آرام و بی تفاوت به محیط اطراف دیده می شوند . ماهیان بیمار به طور قابل توجهی تیره تر از حد طبیعی به نظر می رسند و ممکن است بیرون زدگی چشم ها ( یک طرفه یا دو طرفه ) در آن ها دیده شود و آب شش ها و گاهی روی سطح آن ها خون ریزی های نقطه ای دیده می شود .
خون ریزی وسیع در قاعده باله ها و کاسه چشم وجود دارد . در اندام های داخلی ممکن است خون ریزی های فراوانی مشاهده شود این خون ریزی ها در کبد ، کلیه ها ، کیسه شنا ، گناد ها و عضلات قابل مشاهده هستنئد . کبد رنگ پریده و حاوی لکه های خون ریزی ، کلیه ها و طحال نیز متورم و پر خون می شود .
فرم مزمن
در فرم مزمن بیماری ، درصد تلفات ماهیان کمتر است . ماهیان مبتلا بی حال ، کم اشتها و تیره رنگ می شوند بیرون زدگی چشم ، کم خونی شدید و خون ریزی از علائم عمده این بیماری می باشد .
فرم عصبی
در این فرم از بیماری علائم عصبی و تشنجی بیشتر از سایر علائم این بیماری مشاهده می شود . ماهی های مبتلا شنای غیر طبیعی دارند ، گاهی به دور خود می چرخند و یا بدون حرکت در گوشه ای از استخر می ایستند .
از نظر آسیب شناسی همان طوری که از نام بیماری مشخص است ، VHS یک بیماری خون ریزی دهنده است با این حال تغییرات دژنراتیو و نکروز از علائم پاتولوژیک اصلی در این بیماری می باشند که در بسیاری از بیماران آلوده یافت می شود .
کلیه ها اندام هدف ویروس محسوب می شوند و آسیب بافت خون ساز کلیه ( کلیه قدامی ) بسیار شدید تر از ناحیه خلفی کلیه است .
در فرم پیشرفته بیماری مراکز ملانوما کروفاژ تخریب شده و رنگ دانه های آن منتشر می شوند لکوپنی و کم خونی از دیگر علائم ماهیان مبتلا می باشند .
تخریب و نکروز کانونی در کبد به صورت سلول های واکوئله ، پسیکنوتیک و کاریولیتیک می باشد . معمولا گنجیدگی های داخل هسته ای و داخل سیتوپلاسمی در برخی سلول ها دیده می شود . سینوزوئید های کبدی متسع و پر خون می شوند .
در عضلات نفوذ سلول های آماسی صورت می گیرد ولی فیبر های عضلانی معمولا آسیب نمی بینند تغییرات بافت خون ساز طحال شبیه کلیه ها می باشد . بافت پانکراس بر خلاف بیماری های IHN و IPN تغییرات آسیب شناسی کمتری را نشان می دهد .
تشخیص
تشخیص قطعی بیماری بر اساس جداسازی ویروس از کشت سلولی و شناسایی آن با کمک میکروسکوپ الکترونی و با استفاده از روش های سرولوژیک می باشد .
ویروس این بیماری را می توان از هموژنیزه کردن اندام های داخلی ، فراورده های جنسی و ادرار ماهی جدا کرد . میزان ویروس در نواحی قدامی کلیه و طحال بیشتر از کبد ، قلب و عضلات است .
تشخیص آنتی بادی ضد ویروس می تواند به تشخیص بیماری کمک کند ، هر چند در مواردی که پاسخ آنتی بادی وجود ندارد نمی توان عدم وجود آلودگی با بیماری را ثابت کرد .
در برخی شرایط ( دمای پائین آب ، ضعف سیستم ایمنی و در ماهیان ناقل ) علی رغم وجود آلودگی ، آنتی بادی اختصاصی ضد ویروس به حد کافی ایجاد نمی شود .
ویروس در تیره های سلولی CAPI , RTG-2 , RTM و EPC رشد و تکثیر پیدا می کند . دمای مناسب تکثیر ویروس در محیط کشت 15 – 14 درجه سانتی گراد است .
تکثیر ویروس در دمای زیر شش درجه سانتی گراد و بالای بیست درجه سانتی گراد به شدت کاهش می یابد . ابعاد ویروس در بررسی با میکروسکوپ الکترونی 177 × 60 نانو متر ذکر شده است .
پیشگیری و درمان
روش کنترل از ابتلا به VHS ممانعت از ورود آلودگی و تماس ماهیان حساس به ویروس می باشد . جهت تامین آب مراکز تکثیر و پرورش ماهیان سرد آبی ، باید از آب عاری از ویروس ( آب چشمه و چاه ) استفاده کرد و یا از ورود ماهیان وحشی به کار گاه جلوگیری نموده ، آب مورد استفاده در صورت امکان با اشعه UV ضد عفونی گردد .
کاهش استرس های محیطی در کنترل بیماری می تواند موثر باشد . تخم ها را بایستی از مولدین غیر آلوده تهیه نمود برای اطمینان بیشتر می توان از ترکیبات ضد عفونی کننده ید دار به میزان 100PPM و به مدت ده دقیقه استفاده کرد و تخم ها را ضد عفونی نمود .
برای ضد عفونی استخر ها و کانال های سیمانی می توان از محلول فرمالین ، هیپوکلریت سدیم و یا یدوفور ها استفاده نمود .
شبه پیکور نای ویروس آزاد ماهیان
ویروس قزل آلای حلق بریده (CTV ) و ویروس دریاچه هینان نیز نامیده می شود . این ویروس از قزل آلای جویباری بالغ ، قزل آلای خال قرمز بالغ و قزل آلای رنگین کمان از مناطق مختلف در شمال کالیفرنیای آمریکا گزارش شده است . ماهی آزاد کوکانی را می توان به طور تجربی آلوده نمود ولی آزاد ماهی سیاه علائم بیماری را نشان نمی دهد .
عامل و همه گیر شماسی بیماری
در بررسی میکروسکوپ الکترومی این رئو ویروس بیست وجهی بوده و دارای 37 نانومتر قطر می باشد علائم بالینی و یا تغییرات آسیب شناسی در ماهیان بالغی که ویروس از آن ها جدا شده است دیده نمی شود و همین طور علائم بیماری در آزاد ماهی و قزل آلای جوان که به طور تجربی آلوده شده بودند ظاهر نشد .
ویروس به طور افقی به وسیله آب می تواند منتقل شود . جداسازی ویروس از تولیدات جنسی انتقال عمودی ویروس را مطرح می کند اما ویروس تنها گاهی اوقات از فرزندان ماهیان بالغ آلوده جدا شده است .
تشخیص
عفونت به این ویروس تنها به وسیله جدا کردن ویروس از کشت سلولی تشخیص داده می شود. ویروس را می توان از مایع تخمدانی و بافت هموژن جدا کرد .
اگر بافت هموژن در کشت سلولی CHSE – 214 تلقیح شود در دمای 15 – 10 درجه سانتی گراد همانند سازی ویروس به سرعت صورت می گیرد در در دمای 20درجه سانتی گراد همانند سازی ضعیف و در دمای 25درجه سانتی گراد فعالیت همانند سازی متوقف می شود اثرات آسیب سلولی 28 – 21 روز بعد از تلقیح ویروس ظاهر می شود .
درمان و کنترل
به دلیل عدم مشاهده فرم طبیعی بیماری روش عملی برای درمان و کنترل این بیماری ویروسی گزارش نشده است .
کم خونی آزاد ماهی نقره ای
بیماری ویروسی آزاد ماهی نقره ای که باعث کم خونی شدید در این ماهی می شود. این بیماری تحت عنوان بیماری ویروسی گلبول قرمز آزاد ماهی نقره ای نیز شناخته می شود .
عامل و همه گیری شناسی بیماری
ویروس عامل این بیماری کاملا شناخته نشده است . ویروس های داخل گلبول قرمز ماهی آزاد نقره ای مار پیچی شکل وحدود106 نانو متر قطر دارند و دارای سطح برجسته می باشند .
مکانیسم انتقال ویروس و فاکتور های موثر بر شیوع بیماری ، انتشار و اثرات عفونت فردی و جمعی ناشناخته است . برخی شواهد اشاره به این دارد که ممکن است ویروس توسط تولیدات جنسی منتقل شود .
علائم بالینی و ضایعات
این بیماری ویروسی از آمریکا گزارش شده است . بیماری در ماهیان آزاد نقره ای که در آب شور پرورش می یافتند شناسایی شده و کم خونی شدید تنها علامت بالینی آن می باشد .
تغییرات آسیب شناسی عمدتا در کلیه و طحال اتفاق می افتد در این اندام ها ، تخریب در ناحیه بافت خون ساز و تجمع هموسیدرین در ماکروفاژ دیده می شود . ماکرو فاژ هایی کا حاوی گلبول قرمز و دژنره شده می باشند در سینوس های کبدی ، کلیوی و طحال دیده می شوند .
در سیستم گردش خون در داخل سیتو پلاسم گلبول های قرمز تعداد زیادی اجسام گنجیدگی وجود دارد . هم چنین رسوب فسفات کلسیم در توبول های کلیه ( نفروکلسینوز ) گاهی اوقات دیده می شوند ، ولی ارتباط آن ها با عفونت نا شناخته است .
تشخیص
تشخیص عملی این بیماری ویروسی بر اساس یافتن گنجیدگی های داخل سیتوپلاسمی در گلبول های قرمز است با تهیه گسترش خونی و رنگ آمیزی لیشمن – گیمسا می توان گنجیدگی ها را به رنگ صورتی تا قرمز مشاهده کرد . تعداد این ذرات و اندازه آن ها 2 – 1 نانو متر می باشد و اغلب میله ای شکل هستند .
چهار عفونت ویروسی گلبول قرمز تشخیص داده شده است که شامل :
1 – سندرم ذرات گنجیدگی گلبول قرمز
2 – عفونت ویروسی داخل گلبول قرمز ماهی آزاد نقره ای
3 – عفونت ویروسی داخل گلبول قرمز قزل آلای رنگین کمان
4 – نکروز ویروسی گلبول قرمز .
این چهار نوع عفونت ویروسی گلبول قرمز را تنهانمی توان بر اساس ویژگی های اجسام گنجیدگی به طور قطعی تشخیص داد هر چند که تفاوت هایی در تعداد و اندازه این ذرات وجود دارد .
با این وجود عفونت ها به وسیله ویژگی های ریخت شناسی اجزا ویروس موجود در گلبول های قرمز با میکروسکوپ الکترونی قابل تفکیک و تمایز می باشند .
ویروس های داخل گلبول قرمز ماهی آزاد نقره ای مار پیچی شکل و حدود106 نانو متر قطر دارند و دارای سطح بر جسته می باشند . ویروس سندرم ذرات گنجیدگی گلبول قرمز 100 – 75 نانو متر ، ویروس داخل گلبول قرمز قزل آلای رنگین کمان 90 – 80 نانو متر و ویروس نکروز عفونی گلبول قرمز 500 – 140 نانو متر قطر دارد .
درمان و کنترل
کنترل و درمان عملی برای کم خونی آزاد ماهی نقره ای گزارش نشده است .
کم خونی ویروسی آزاد ماهیان اقیانوس آرام
بیماری ویروسی آزاد ماهیان است که تا کنون فقط از آمریکا و نروژ گزارش شده است . این بیماری با نام های کم خونی ویروسی آزاد ماهیان ، بیماری گنجیدگی گلبول قرمز ، سندرم ذرات گنجیدگی در گلبول قرمز نیز شناخته می شود .
عامل و همه گیری شناسی بیماری
ویروس عامل این بیماری به خوبی شناخته نشده است . در بررسی با میکروسکوپ الکترونی ویرویون های آن بیست وجهی و حدود 80نانو متر قطر دارند . اندازه ویروس در داخل گلبول قرمز ماهی آزاد نقره ای 106نانومتر و در قزل آلای رنگین کمان 90 – 80 نانومتر گزارش شده است .
سندرم ذرات گنجیدگی گلبول قرمز به طور افقی به وسیله آب حاوی ویروس و تزریق داخل صفاقی خون و بافت کلیه ماهیان آلوده و تزریق دهانی بافت هموژنیزه آلوده قابل انتقال است .
این که ویروس می تواند به طور عمودی انتقال یابد نا شناخته است . خسارت ناشی از این بیماری ویروسی کم است و ماهیان آلوده می توانند همراه با کم خونی ایجاد شده زنده بمانند .
این ماهیان مستعد به انواع عفونت های ثانویه قارچی و باکتریایی می گردند و بیشتر تلفات ناشی از عفونت های ثانویه است . تلفات مزمن اغلب در آزاد ماهیان سیاه و آزاد ماهیان نقره ای جوان زیر یک سال اتفاق می افتد .
شیوع بیماری در ماه های سرد سال بیشتر است همه گیری طبیعی می تواند 5ماه یا بیشتر طول بکشد . در حرارت 2 درجه سانتی گراد ذرات گنجیدگی در سیتوپلاسم گلبول قرمز ، 25 روز بعد از آلودگی و در دمای 12 – 6 درجه سانتی گراد ، 17 – 11 روز بعد از آلودگی ظاهر می شوند .
علائم بالینی و ضایعات
ماهیاان آلوده دچار کم خونی ، بی حال و تیرگی رنگ بدن می شوند ولی می توانند رفتار طبیعی از خود نشان بدهند . اندام های داخلی کم خون و رنگ پریده و طحال بزرگ می باشد .
میزان هماتوکریت در مراحل مختلف عفونت متفاوت است که میزان آن 50 – 1% می باشد .کمترین میزان هماتوکریت مربوط به اواخر عفونت است ( 4 – 1%) که در این زمان بیشترین تخریب و لیز گلبول های قرمز اتفاق می افتد .
آزمایشات آسیب شناسی اجسام گنجیدگی را در داخل گلبول های قرمز نشان می دهند . هم چنین پر خونی کلیه ها ، بزرگی طحال و افزایش هموسیدوز در طحال و نکروز موضعی سلول های بینا بینی کلیه دیده می شود .
معمولا ضایعات جلدی ناشی از آلودگی های قارچی یا باکتریایی ( پرسینیاروکری ، رینی باکتریوم سالمونیناروم ) در این بیماری ویروسی ایجاد می گردد .
تشخیص
تشخیص احمتمالی بر اساس تهیه گسترش خون و بررسی میکروسکوپی است که وجود اجسام گنجیدگی در داخل سیتوپلاسم گلبول های قرمز را مشخص می کند . برای تشخیص قطعی بررسی با میکروسکوپ الکترونی لازم است که تجمع ویریون ها بیست وجهی بع اندازه 80نانو متر در سیتوپلاسم گلبول های قرمز مشخص شود .
ویروس از کشت سلولی هنوز جدا نشده است ذرات ویروسی داخل سیتوپلاسمی را می توان با رنگ آمیزی گیمسا – لیشمن سلول های خونی مشاهده کرد .
در ماهیان آلوده با هماتوکریت 40 – 20%اجسام داخل سیتوپلاسمی به فراوانی در سلول های خونی دیده می شود و در ماهیانی که هماتوکریت 4 – 1% دارند به میزان کمتری مشاهده می گردد . آزمایشات تشخبص بهتر است هنگامی که دمای آب سرد می باشد انجام شوند .
درمان و کنترل
روش عملی و موفق برای کنترل و درمان این بیماری ویروسی گزارش نشده است .
لیومیوسارکوم آزاد ماهی اطلس
در گذشته با نام های فیبرویارکوم رترو ویروسی آزاد ماهی اطلس ، فیبروسارکوم آزاد ماهی اطلس ، سارکوم ویروسی کیسه شنا آزاد ماهی اطلس شناخته شده است .
عامل و همه گیر شناسی بیماری
به علت حضور رترو ویروس سرو تیپ C به مقدار فراوان در نئوپلاستیک ، می توان این ویروس را عامل بیماری لیومیوسارکوم آزاد ماهی اطلس دانست . با این حال عامل این بیماری به طور کامل اثبات نگردیده است . چون ویروس هنوز از کشت سلولی جدا سازی نشده است و گزارشی نیز مبنی بر اتفاق تجربی ویروس وجود ندارد .
به نظر می رسد تومور به طور تجربی در ماهیان ایجاد نمی شود ، در طبیعت نیز تومور کیسه شنا در آزاد ماهی اطلس در قفس های دریایی با شیوع 5% مشاهده می شود .
این بیماری ویروسی تا کنون فقط از کشور اسکاتلند گزارش شده است و یک رتروویروس سروتیپ C است که به فراوانی در تومور های کیسه شنا در آزاد ماهیان نابالغ اطلس در قفس های پرورشی نگهداری می شدند ، جدا شده است .
ماهیان مبتلا دو جنس نر و ماده بی حال شده و در شرایط فیزیکی ضعیفی قرار دارند ولی ضایعات خارجی در سطح بدن آن های مشاهده نمی شود . در محوطه بطنی ماهیان آلوده تومور های ندولی سفت به طور وسیع در روی کیسه شنا دیده می شود .این تومور ها قطری برابر 30 – 15 میلی متر دارند . کیسه شنا بیشترین حجم حفره بدن را اشغال می کند .
ناحیه قدامی کیسه شنا شدید تر درگیر می شود ولی متاستاز در بافت های مجاور مشاهده نشده است . در ماهیانی که حد اقل آلودگی را دارند ندول های روی کیسه شنا به طور آشکار قابل مشاهده است .
تومور ها در محل اتصال عضلات صاف حلقوی و بافت هم بند سست کیسه شنا ظاهر می شوند و دارای دستجات در هم ، پیچیده و قابل تمایز از سلول های فیبروپلاستیک می باشند . سلول های توموری اغلب دوکی شکل بوده ، هسته و سیتوپلاسم کشیده ای دارند .
این تومور ها یک دیواره قابل تشخیص در اطراف خود ایجاد می کنند و از لحاظ آسیب شناسی در گروه لیومیوسارکوم ها طبقه بندی می شوند .
تشخیص
تشخیص احتمالی بر اساس آزمایش بافت شناسی تومور در کیسه شنا می باشد . در بررسی با میکروسکوپ الکترونی ذرات کروی شبه رترو ویروس در بافت توموری دیده می شود .
درمان و کنترل
هیچ روش عملی برای دران و کنترل این بیماری ویروسی گزارش نشده است .
نکروز بافت خون ساز عفونی ( IHN )
یک بیماری هموراژیک ( خون ریزی دهنده ) حاد آزاد ماهیان است . این بیماری در لارو ها و بچه ماهیان اتفاق می افتد و تحت عناوین بیماری ویروسی آزاد ماهی سیاه ( چینوک ) رودخانه سانترامنتو و بیماری ویروسی آزاد ماهی سوکای نیز نامیده شده است .
عامل و همه گیر شناسی بیماری
عامل این بیماری یک رابدو ویروس است که در سیتوپلاسم سلول های مبتلا تکثیر می یابد . در دمای شصت درجه سانتی کراد در مدت پانزده دقیقه غیر فعال می شود .
بهترین دمای تکثیر ویروس 18 – 3 درجه سانتی گراد است . این بیماری ابتدا از آمریکای شمالی گزارش گردید ولی در سال های اخیر بیماری های مشابهی از ژاپن ، کره ، چین و اروپا گزارش شده است .
سن ابتلا بیشتر بین هفت تا پانزده روزگی است ولی تا یک سالگی نیز ممکن است بیماری در ماهیان اتفاق بیافتد . بیشترین مرگ و میر در دمای 12درجه سانتی گراد اتفاق می افتد و در شرایط طبیعی بالای 15درجه سانتی گراد تلفات قطع شود .
بیشترین میزان شیوع بیماری IHN در آمریکا در آزاد ماهی سیاه ، آزاد ماهی صورتی ، آزاد ماهی سوکای ، قزل آلای رنگین کمان و و قزل آلای خال قرمز بوده است .
در ژاپن آلودگی تجربی در آزاد ماهی چوم و آماگو بررسی شده است و این ماهی ها نیز حساسیت بالایی داشته اند .در بین آزاد ماهیان اقیانوس آرام ، ماده ها بیشتر از نر ها حامل ویروس بودند .
آزمایشات روی فراورده های تولید مثلی نشان داد که سی و چهار در صد ماده ها و پنج در صد نر ها حامل ویروس بوده اند و ماهیان آلوده ای که زنده باقی مانده اند ، حاملین مخفی ویروس محسوب می شوند .
وقتی این حاملین تحت شرایط استرس های محیطی و فیزیولوژیکی قرار می گیرند به علت ضعف سیستم ایمنی دوباره بیماری را بروز می دهند .
انتقال بیماری از طریق آب آلوده ( انتقال افقی ) و یا از طریق والدین ( عمودی ) صورت می گیرد . دوره نهفته سازی بسته به دمای آب فرق می کند . در دمای ده درجه سانتی گراد این دوره 7 – 4 روز طول می گشد . درصد تلفات ممکن است به 100 در صد نیز برسد .
علائم بالینی و ضایعات
ماهیان نورس آلوده معمولا بی حال و سست بوده و در کناره های استخر ها ( به خاطر کندی جریان آب ) حرکت می کنند . ماهیان مبتلا به آرامی شنا می کنند و گاهی حرکات چرخشی یا شنای عمودی و حرکات ناگهانی دارند .
در صورت تحریک ماهیان ممکن است حالت تشنجی در ماهیان دیده شود ولی مجددا آرام می شوند پوست تیره رنگ شده ، بیرون زدگی چشم ، آسیت یا آب آوردگی شکم در آن ها قابل مشاهده است .
آب شش ها رنگ پریده بوده ، در قاعده باله ها خون ریزی دیده می شود ، گاهی خون ریزی سر سوزنی ( پتشی ) در نقاط مختلف پوست اتفاق می افتد . هم چنین قالب های مدفوعی سفید رنگی از مخرج ماهیان آویزان است . انحراف ستون فقرات در یک در صد تا پنج در صد ماهیان زنده مانده ممکن است دیده شود .
در بررسی کالبد گشایی ، اندام های داخلی ( مخصوصا کلیه و کبد ) دچار کم خونی بوده و روده ها خالی از غذاست . در معده و روده ها مایعی شبیه موکوس سفید رنگ متمایل به زرد وجود دارد .
حفره بطنی حاوی مایع آسیتی با رنگ روشن و خون ریزی های نقطه ای در چربی احشایی ، مزانتر ، صفاق ، پانکراس ، کیسه ، شنا ، مننژ و پریکارد دیده می شود . کبد ، کلیه ها و طحال معمولا رنگ پریده هستند و روده خلفی ممکن است دچار خون ریزی شود .
در بررسی آسیب شناسی در ماهیان کمتر از شش ماه تغییرات وسیع پاتولوژی در کلیه ها ، طحال ، کبد ، پانکراس و در سلول های گرانولر دستگاه گوارش دیده می شود . بافت خون ساز کلیه کانون اولیه عفونت است و به طورشدیدی دچار نکروز می شود .
توبول ها و گرومرول های کلیه کمتر درگیر می شوند . اما بافت خون ساز طحال به شدت نکروز می شود . هم چنین تغییرات نکروتیک موضعی را در کبد می توان مشاهده کرد . نکروز سلول های دانه دار در لایه های مختلف مخاط روده یک علامت تشخیصی پاتلوژیکی در ماهیان 4 – 3 ماهه است .
در بافت های مبتلا تعداد زیادی لنفوسیت و گلبول های سفید چند هسته ای تجمع پیدا می کنند و پر خونی مشهود است . گلبول های قرمز در بافت های عضلانی تجمع پیدا می کنند ولی نکروز سلول های مخطط دیده نمی شود .
در ماهیان 14 – 7 ماهه آسیب سلول های بدن شدید نیست ولی در ناحیه قدامی کلیه و طحال می توان تغییرات نکروتیک را مشاهده کرد . در ماهیان مبتلا اغلب گنجیدگی داخل سیتوپلاسمی و داخل هسته ای در سلول های پانکراس و کلیه ها دیده می شوند .
تغییراتی نیز در پارامتر های خونی ماهیان آلوده IHN ایجاد می شود . در ماهیان آلوده میزان گلبول های سفید کاهش یافته ، لکوسیت ها و ترومبوسیت ها تخریب شده و تعداد زیادی بقایای سلول دیده می شود .
در نمونه رنگ آمیزی شده کلیه های قدامی مقدار بیشتری از بقایای سلولی را نشان می دهند و نیز حضور ماکروفاژ ها با سیتوپلاسم واکوئله مشهود است .
تعداد اریتروسیت های نا بالغ در خون محیطی زیاد می باشد . کاهش در میزان هماتوکریت ها ، هموگلوبین ، بی کربنات ، بیلی روبین ، کلسیم ، کلرید ها و فسفر دیده می شود . میزان گلوکز و پرتئین کل پلاسما تغییری را نشان نمی دهند .
تشخیص
تشخیص احتمالی بیماری بر اساس علائم بالینی ، سن ، گونه ماهی ، موقعیت جغرافیایی ، تاریخچه و وضعیت سلامتی کل ماهیان صورت می گیرد و تشخیص قطعی بر اساس جداسازی ویروس از کشت سلولی و شناسایی آن با استفاده از میکروسکوپ الکترونی و روش های سرولوژی می باشد .
ویروس این بیماری در ماهیان مسن تر ( بالای یک سال ) ایجاد علائم بالینی نمی کنند و تشخیص آن با روش PCR صورت می گیرد جدا سازی ویروس در این ماهیان معمولا بی نتیجه است .
در هنگام تخم ریزی ممکن است بتوان ویروس را از ماهیان مولد جدا کرد . ویروس به ندرت از تخم ها و لارو های دارای کیسه زرده که بیماری حاد را نشان نمی دادند قابل جدا کردن است .
در ماهی های مبتلا به فرم حاد بیماری بهترین محل نمونه گیری برای جدا کردن ویروس ، آب شش ها ، مایع تخمدانی ، ناحیه تحتانی روده ، طحال و زوائد پیلوریک است .
ویروس از مغز و خون کمتر جدا شده است . هم چنین ویروس را می توان از موکوس های تجمع یافته در سطح بدن جدا کرد .
به دلیل وجود میزان بالای ویروس در مایع تخمدانی و هم چنین سهولت حمل و نقل آن نمونه انتخابی برای آزمایش جهت تشخیص ویروس ، مایع تخمدانی است . در نر ها بافت کلیه ، طحال و فراورده های جنسی جهت نمونه گیری ارجحیت دارد .
تیره های سلولی FHM , RTG – 2 , CHES – 214 و EPC برای تکثیر و کشت ویروس IHN مورد استفاده قرار می گیرند . دمای مطلوب برای رشد این بیمای15 - 10 درجه سانتی کراد است ، ولی در دمای 20 – 5 درجه سانتی گراد نیز رشد می کند .
در بررسی با میکروسکوپ الکترونی طول رابدو ویروس های این بیماری 190 – 150 نانومتر تخمین زده شده است و قطر ویروس نیز حدود 90 نانومتر می باشد .
پیشگیری ، کنترل و درمان
بهترین و اقتصادی ترین روش ، ممانعت از تماس بین ویروس و میزبان می باشد . حذف بچه ماهیان آلوده و ضد عفونی کردن تخم ها با یدوفور ها تا حدی موثر است .
اما ممکن است بیماری با تمام تمهیدات مدیریتی در مراکز پرورشی اتفاق بیافتد . تهیه بچه ماهیان باید از مراکز معتبر بوده ، عدم وجود ویروس IHN در آن ها تائید شده باشد .
بهتر است سیستم آب رسانی به روش موثری ضد عفونی شود ( ازون یا اشعه UV ) ضد عفونی کردن تخم ها با محلول یدوفور به مدت پانزده دقیقه در PH 6به میزان 100PPM در از بین بردن ویروس تا حدودی موثر می باشد .
مطالعات اولیه نشان می دهد که اگر بچه ماهیان نورس را در دمای بالای پانزده درجه سانتی گراد نگهداری کنیم ، تلفات ناشی از IHN کاهش پیدا می کند ولی ماهیان زنده می توانند حاملین ویروس باشند .
نوزاد های ناشی از هیبرید قزل آلای رنگین کمان تریپلوئید با ماهی آزاد کوهرند نسبت به این بیمار ویروسی مقاوم تر می باشند . دارو های مختلف ضد ویروسی از رشد ویروس عامل IHN در کشت سلولی ممانعت می کند .
درمان ماهیان توسط 6 – تیونیوزین با D – B – 1 ریبوفورانازول 5 – هیدروکسی یوراسیل میزان بقای ماهیان را افزایش می دهد . در صورت تزریق داخل صفاقی ویروس های کاهش حدت یافته و یا غیر فعال به ماهیان فوق ، ایمنی نسبت به ویروس ایجاد می شود .
نکروز پانکراس عفونی ( IPN )
بیماری ویروسی حاد آزاد ماهیان می باشند که تلفات شدیدی در بچه ماهیان با سن زیر 6 ماه ایجاد می کند . تحت عنوان آماس کاتارال حاد روده ای نیز نامید می شود ویروس عامل این بیماری در ماهی دم زرد ژاپنی و منهدن نیز بیماری مشابهی ایجاد می کند .
عامل و همه گیر شناسی بیماری
عامل بیماری یک بیرناویروس است . این ویروس فاقد غشا بوده و دارای دو قطعه RNA دو رشته ای است این ویروس به شرایط اسیدی ( PH 3 – 4 ) و شرایط قلیایی ( PH12 ) مقاوم می باشد . به حرارت نیز نسبتا مقاوم است و دمای 60 درجه سانتی گراد را به مدت دو ساعت تحمل می کند .
این بیماری از آمریکا ، اروپای غربی و شرقی ، کانادا ، شیلی ، کره ، تایوان و تایلند از 65 گونه ماهی گزارش شده است . این بیماری IPN در بین گونه آزاد ماهیان به خصوص قزل آلای جویباری و قزل آلای رنگین کمان بیشتر دیده شده است وحساس ترین ماهیها به این بیماری محسوب می شوند ، ولی گونه های دیگری از خانواده آزاد ماهیان نیز می توانند به بیماری مبتلا شوند .
عواملی چون سن ماهی ، شرایط فیزیولوژیکی میزبان ، دمای آّ ونوع سویه ویروس در بروز بیماری IPN نقش دارند . در آزاد ماهیان آلودگی در ماهیان سنین 4 – 1 ماهه رخ می دهد که می تواند منجر به تلفات 100 % شود .
ماهی های با سن بیش از شش ماه عفونت را به صورت تحت بالینی یا پنهان نشان می دهد. ماهیان مسن تر حاملین ویروس بوده و این ویروس ها اغلب به دنبال انواع استرس ها فعال می شوند .
انتقال بیماری به دو روش افقی و عمودی صورت می گیرد . انتقال افقی که در نتیجه دفع ویروس یا مدفوع ، ادرار و فراورده های جنسی ماهی صورت می گیرد ، مهم ترین روش انتقال این بیماری است .
موجودات خون گرم نیز می توانند ناقلین مکانیکی این بیماری باشند . ویروس IPN از مدفوع مرغ ، جغد ، غاز نوک سیاه ، حواصیل و مینک جدا شده است . هم چنین ویروس را از انگل تک یاخته ای تتراهایمن و خرچنگ آب شیرین جدا کرده اند .
انتقال عمودی بیماری توسط انتقال ویروس با تخم تهیه شده از ماهیان آلوده صورت می گیرد . ویروس IPN می تواند با تخم های قزل آلای جویباری ضد عفونی شده با یدوفور انتقال یابد هم چنین از تخم های چشم زده قزل آلای رنگین کمان نیز جدا گردیده است .
ویروس احتمالا به وسیله اسپرم به داخل تخم انتقال می یابد . ویروس تمایل زیادی به پوسته تخم نشان می دهد و آن را می توان از پوسته تخم های چشم زده پس از مدت سه هفته یا بیشتر بعد از عفونت جدا کرد .
به طور تجربی ویروس IPN را می توان با تزریق یا خوراندن با غذا یا غوطه وری ماهی در آب حاوی ویروس انتقال داد . حدت بیماری ایجاد شده در عفونت تجربی به گونه ، سن ماهی ، روش ابتلا و سویه ویروس بستگی دارد .
ویروس ها احتمالا به وسیله تماس با آبشش ها ، بلع غذای حاوی ویروس و عبور از طریق سوراخ های حسی خط جانبی وارد بدن ماهی می شوند . ماهیان مبتلای باقی مانده ، حاملین ویروس می باشند و تبدیل به مخازن عفونت برای نسل های بعدی می شوند .
هیچ دلیل و مدرکی از اختلاف شیوع آلودگی بین دو جنس نر و ماده وجود ندارد ماهیان حامل چندین سال متوالی می توانند ویروس ها را به محیط دفع کنند طول مدت حامل بودن قزل آلای رنگین کمان نسبت به قزل آلای چشمه ای کوتاه تر است .
فاکتور های محیطی و عوامل استرس بر شدت عفونت ویروسی IPN اثر می گذارد . دما روی پاسخ میزبان به عفونت و هم بر همانند سازی ویروس اثر می گذارد .
تلفات سریع و بالا در دمای 14 – 10 درجه سانتی گراد اتفاق می افتد . در دمای 6 درجه سانتی گراد میزان تلفات بالا ولی طولانی مدت می باشد و در دمای بالای 14 درجه سانتی گراد میزان تلفات به طورمعنی داری کاهش پیدا می کند .
عود مجدد بیماری در ماهیان حامل به ظاهر سالم که تحت استرس های مختلفی نظیر نقل و انتقال ، تراکم بالای ماهیان ، افزایش درجه حرارت ، کاهش اکسیژن محیط و جیره غذایی نا مناسب قرار گرفته اند ، دیده می شود
علائم بالینی و ضایعات
اولین علامت شروع بیماری معمولا مرگ و میر شدید و ناگهانی در نوزادان انگشت قد می باشد ، در این حالت ماهیان درشت تر و قوی تر زود تر تلف می شوند .
ماهیان مبتلا حرکات چرخشی ، بی حالی و سستی بسیار واضحی را نشان می دهند . این ماهیان در حول محور طولی می چرخند که این حرکات ممکن است آرام و ملایم و یا سریع و یا تشنجی باشد که چرخشی معمولا یک علامت در مراحل انتهایی بیماری است .
پس از یک دوره شنای نا منظم ، مبتلایان ممکن است در کف استخر قرار بگیرند و یا در محل خروجی آب تجمع پیدا کنند ( بر اثر جریان آب در آن منطقه تجمع پیدا می کنند .
تنفس سریع و سطحی می باشد و ماهیان بیمار ممکن است دوباره شروع به شنا نمایند و یا بمیرند هنگامی که شنای چرخشی واضح نیست ، از روی حرکات عصبی و سریع با جهش ها می توان به بیماری مشکوک شد .
در قزل آلای رنگین کمان تیرگی در سر تا سر بدن رخ می دهد ، بیرون زدگی خفیف تا متوسط چشم ها و نیز اتساع شکم از علائم شایع در این بیماری است .
خون ریزی در نواحی باله های شکمی و شکم دیده می شود آب شش ها رنگ پریده بوده و در بسیاری از مبتلایان مواد دفعی قالبی شکل سفید رنگ و باریک و بلند از ناحیه مخرج آویزان است .
در بررسی کالبد گشایی کبد و طحال رنگ پریده بوده ، معده و روده خالی از غذا می باشند اما با مایع موکوئیدی پر شده اند . خون ریزی های نقطه ای در سراسر بافت های یپلوریک و پانکراس وجود دارد .
در سلول های آسینی پانکراس نکروز دیده می شود که هسته آن ها به صورت پیکنوز و کاریورکسی با گنجیدگی های داخل سیتوپلاسمی می باشد . زوائد پیلوریک و روده قدامی نکروز وسیع را نشان می دهند .
بقایای بافت پوششی روده به همراه موکوس اضافی ، اکسودای کاتارال ( نزله ای ) سفید رنگی را تشکیل می دهند . هم چنین تغییرات دژنراتیو در بافت خون ساز و بافت دفعی کلیه و در کبد دیده می شود . در پانکراس و کبد نفوذ ماکروفاژ ها و لکوسیت های چند هسته ای دیده می شود .
در بررسی با میکروسکوپ الکترونی ذرات ویروسی در بافت پانکراس ، کبد ، کلیه و طحال قابل مشاهده خواهد بود . این ویروس در بیماری ویروسی کلیوی – آب ششی در مار ماهی و در بیماری چرخش در ماهی منهدن و در آسیت های ویروسی از ماهی دم زرد ژاپنی جدا شده است .
علائم بالینی در بیماری ویروسی کلیوی آبششی در مار ماهیان اروپایی و ژاپنی شامل سفتی بدن ، پرخونی یا خون ریزی نقطه ای منتشر در آبشش ها ، سطح شکمی و باله مخرجی می باشد . روده خالی از غذا بوده ، حفره بدن محتوی مایع آسیتی می باشد . کلیه ها تا اندازه هیپرتروفی را نشان می دهند و بی نظمی در حرکات آب ششی دیده می شود .
تغییرات آسیب شناسی شامل هیپرپلازی و اتصال رشته های آب ششی به هم دیگر که رشته های حالت مکعبی به خود می گیرند . نفریت گلومرولی ، دژنرسانس ذرات کوچک هیالن در سلول های اپی تلیالی لوله های کلیوی و نکروز در کبد ، طحال و بافت خون ساز کلیه دیده می شود . بیماری به طور تجربی در مار ماهیان قابل انتقال است ، اما در قزل آلای رنگین کمان انتقال نمی یابد .
در ابتلای ماهی منهدن به بیماری چرخش رنگ بدن تیره شده ، به صورت نا منظم و نا هماهنگ شنا می کند . خون ریزی در قاعده باله ها در چشم و سراسر بدن توسعه پیدا می کند .اندام های داخلی بدن و عروق مغز پر خون بوده ، گاهی خون ریزی در مجرای روده دیده می شود .
تغییرات آسیب شناسی شامل نکروز کانونی ، پیکنوز و ریزش مخاط دوزادهه و دریچ پیلوریک ، آماس و التهاب بافت چربی ، نکروز کانونی در قسمت اگزوکربن پانکراس ، آماس و التهاب با ادم و ضایعات کانونی در مننژ و از بین رفتن میلین مغز می باشد . بیماری به طور تجربی به ماهی منهدن و قزل آلای چشمه ای انتقال می یابد .
این بیماری به نام آسیت های ویروسی در ماهیان دم زرد اتفاق می افتد . بیماری موجب تلفات بالایی در نوزادان و ماهیان دم زرد انگشت قد ژاپنی می شود .
ماهیان مبتلا اتساع محوطه بطنی داشته آب شش ها رنگ پریده و بی حرکت می باشند محوطه بطنی با مایع آسیتی شفاف تا خونی پر شده است . خون ریزی در کبد ، دریچه پیلوریک و معده دیده می شود ، طحال و کلیه ها رنگ پریده هستند .
بررسی آسیب شناسی نکروز موضعی تا منتشر را در سلول های پارانشیمی کبد ، آسینی های پانکراس ، سلول های توبول های کلیه و پولپ طحال ، سرخرگ های دژنرسانس اپی تلیوم روده و ادم طحال و زیر مخاط را نشان می دهد و بیماری به طور تجربی به ماهیان دم زرد ژاپنی انتقال می یابد .
تشخیص
علائم بالینی همراه با فاکتور هایی چون سن ، گونه ماهی ، موقعیت جغرافیایی ، تاریخچه سلامتی مرکز پرورش اغلب برای تشخیص احتمالی عفونت ویروسی IPN به کار برده می شود .
تشخیص قطعی بر اساس بررسی آسیب شناسی و جدا سازی ویروس در کشت سلولی و تعیین وجود ویروس بر اساس واکنش های سرلوژیکی فلور سنت آنتی بادی ، الیزا ، ایمونو الکتروفورز و ایمونو پراکسیداز می باشد .
پیشگیری ، کنترل و درمان
با رعایت اصول صحیح مدیریت ، بهداشت و قرنطینه می توان از ورود ویروس به مزرعه غیر آلوده جلوگیری کرد . استفاده از واکسن های کشته بر علیه این بیماری در برخی کشور ها از جمله ژاپن با موفقیت هایی همراه بوده است .
هیچ درمان عملی برای این بیماری ویروسی گزارش نشده است . Nucleoside Virazole یک ماده شیمیایی ضد ویروسی است و از همانند سازی ویروس IPN در کشت سلولی ممانعت می کند و تا اندازه ای تلفات را در ماهیان نو رس قزل آلای رنگین کمان کاهش می دهد .
استفاده از ترکیبات پلی وینیل پیرولیدون – آیدین ( PVP – 1 ) آمینو کاپروئیک اسید سبب کاهش در مرگ و میر می شوند ، اما در بررسی آلودگی تجربی عمدتا داروها موثر نمی باشند .
نکروز پوست زخمی (UDN )
بیماری ویروسی ماهی آزاد اطلس و قزل آلای دریایی است که از کشور های انگلیس ، ایرلند ، فرانسه و سوئد گزارش شده است . در ارتباط با ویروسی بودن این بیماری اتفاق نظر بین محققان وجود ندارد .
عامل و همه گیر شناسی بیماری
هر چند در ضایعات پوستی ماهیان مبتلا به ویروس های بیست وجهی با قطر 35 – 30 نانومتر در سیتو پلاسم سلول های آلوده دیده شده است ، اما بسیاری از محققین عامل بیماری را ویروس نمی دانند . قارچ ساپرولگنیا و برخی عوامل ثانویه دیگر نیز از محل ضایعات عملا جدا می شود که به عنوان عوامل ثانویه تلقی می شوند .
با توجه به این که بیماری در ماهیان پرورشی کمتر اتفاق می افتد و عوامل اولیه بیماری به خوبی شناخته نشده است . اطلاعات همه گیر شناسی بیماری نیز بسیار محدود می باشد . انتقال تجربی بیماری موفقیت آمیز بوده است .
علائم بالینی و ضایعات
در ابتدا لکه های خاکستری رنگ کوچکی روی پوست ظاهر شده که به صورت مناطق زبر و زخم های کم عمق مشخص شده و به تدریج عمیق تر می شوند .
زخم ها ابتدا بر روی سر بالچه چربی ایجاد می شود ولی در نقاط دیگر پوست نیز دیده می شوند . در بررسی آسیب شناسی ضایعات ، نکروز و تخریب سلول های پوششی را می توان مشاهده کرد .
وجود تاول در لایه میانی سلول های مالپیگی اپیدرم منجر به پوست اندازی لایه اپیدرم همراه با تخریش لایه بازال و غشا پایه می شود .
هسته سلول های آلوده گرانوله و شدیدا مضرس می شود و غشا هسته جدا می گردد . میتوکندری ها بزرگ شده و شبکه آندوپلاسمی متورم گردیده ولی دسموزوم سلولی تحت تاثیر قرار نمی گیرد .
ضایعات پاتولوژیکی در اندام های احشایی و داخل اتفاق نمی افتد مگر در مواردی که عفونت های قارچی و باکتریایی ثانویه رخ دهد که در این صورت آشکار می شود .
تشخیص
تشخیص بر اساس آزمایشات آسیب شناسی و علائم بالینی است . هر چند ویروس عامل بیماری در بررسی با میکروسکوپ الکترونی دیده شده است اما در کشت سلولی جدا نگردیده است .
کنترل و پیشگیری
هیچ گونه روش عملی برای درمان و کنترل بیماری UDN تا به حال گزارش نشده است .
ویروس آزادماهیان آب های محصور
تنها گزارش جدا سازی این ویروس از آزاد ماهی مازوی آب های محصور از ناحیه بالایی رود خانه Ta – chia در تایوان بوده است که رئو ویروس آبی نیز نامیده می شود .
عامل و همه گیر شناسی بیماری
عامل این بیماری یک رئو ویروس است . در باره انتقال همه گیری و بیماری زایی ویروس اطلاعات زیادی در دسترس نیست . تلفات زیاد مراحل تخم و نوزاد نو رس به انتقال افقی و شاید عمودی اشاره دارد .
علائم بالینی و ضایعات
به جز مرگ و میر و همه گیر در مراحل تخم و نوزاد نورس هیچ علائم بالینی دیگری توصیف نشده است . ویروس فوق از یک ماهی که دچار نکروز باله شکمی و اندام های داخلی بود جدا شده است .
تشخیص
تشخیص بر اساس جدا سازی ویروس در کشت سلولی و آنالیز پروتئین و اسید ریبونوکلئیک ( RNA ) آن می باشد . ویروس از بافت کبد و آب شش جدا شده است و اثرات سیتوپاتیک شامل پلاک های شبه سنسیشیا است که تقریبا 14 روز پس از تلقیح ویروس در تیره های سلولی BB ، BF – W ، PL و MHR در دمای 30 – 10 درجه سانتی گراد رشد می کند . دمای مطلوب برای همانند سازی ویروس 22 – 20 درجه سانتی گراد می باشد .
درمان و کنترل
هیچ گونه روش درمانی و کنترل عملی برای بیماری ویروسی آزاد ماهیان آب های محصور گزارش نشده است .
هپاتیت رابدوویروسی آزاد ماهیان
هپاتیت رابدوویروسی در آزاد ماهیان یک بیماری ویروسی است که تا کنون فقط از کشور اوکراین گزارش شده است .
عامل و همه گیر شناسی بیماری
عامل این بیماری یک رابدوویروس است که از ماهیان انگشت قد و کمتر از یک سال قزل آلای رنگین کمان که در حال تلف شدن بودند جدا گردید . هم چنین این ویروس از ماهیان در حال تخم ریزی جدا شده است .
مکانیسم انتقال طبیعی ویروس شناخته نشده است اما پس از تخم ریزی قزل آلای بالغ آلوده ، نوزادانی ایجاد می شود که هپاتیتی شدیدی را نشان می دهند . این بیماری ویروسی در حرارت 22 – 18 درجه سانتی گراد رخ می دهد . انتقال تجربی این ویروس به ماهیان گزارش نشده است .
علائم بالینی و ضایعات
ماهیان آلوده به این بیماری دارای تحرک بیش از اندازه هستند و رنگ بدن آن ها تیره می شود ، کبد زرد متمایل به خاکستری و طحال قرمز تیره و بزرگ می باشد و روی سطح کلیه ها لکه های روشن دیده می شود . این بیماری بسیار کشنده می باشد .
تشخیص
تشخیص قطعی این بیماری احتیاج به جدا کردن ویروس و شناسایی آن دارد . آزمایشات خنثی سازی ویروس نشان می دهد که ویروس از نظر آنتی ژنی با ویروس VHS , IHN و IPN فرق دارد . ویروس در تیره های سلولی FHM و EPC در دمای 20 – 18 درجه سانتی گراد تکثیر پیدا می کند .
کنترل و درمان
هیچ گونه روش عملی برای درمان و کنترل این بیماری ویروسی گزارش نشده است .
ویروس ماهی انکورینکوس مازو ( ماهی آزاد ژاپنی ) ( OMV )
بیماری ویروسی آزاد ماهیان است که از ژاپن گزارش شده است و به نام های هرپس ویروس آزاد ماهیان ژاپنی ، ویروس ماهی نرکا ، هرپس ویروس گروه II آزاد ماهیان ، ویروس تومور یامام و NeVTA معروف است .
عامل و همه گیر شناسی بیماری
عامل بیماری یک هرپس ویروس است . حضور ویروس در مایعات تخمدانی و همه گیری در بین یک نسل نشان دهنده انتقال عمودی می باشد .
انتقال افقی ویروس OMV را می توان به طور تجربی به وسیله غوطه وری یا تماس به آزاد ماهی کوکانی و قزل آلای رنگین کمان در مرحله نو رس و انگشت قدی انتقال داد .
ثابت شده است که فاصله دوره کمون تا شروع اولین تلفات با سن افزایش می یابد ، در آزاد ماهی کوهو 80 روزه تلفات 11 روز پس از آلودگی آغاز شده و 60% ماهیان تلف می شوند .
در ماهی 150 روزه دوره کمون بیست روز و میزان تلفات 35% بوده است و ماهیان دویست چهل روزه هیچ گونه علائم بیماری و تلفات نشان ندادند .
علائم بالینی و ضایعات
ویروس انکورینکوس مازو در ابتدا از ماهی یامام به ظاهر سالم جدا شد ، ماهیان مرحله نورس و انگشت قد که به طور تجربی آلوده شده دچار بیرون زدگی چشم ، بی اشتهایی ، افزایش حساسیت شدند و در نهایت ماهیان آلوده تلف می شوند .
خون ریزی های پتشی در زیر فک پائین دیده می شود ، کبد حالت نقطه نقطه و سفید رنگ پیدا کرده سپس به طور کامل رنگ پریده و سفید می شود . در کبد نکروز چند کانونی شدید سلول هایی با چندین هسته ( سنسیشیال ) دیده می شود و هم چنین نکروز در طحال و ادم در عضله قلب رخ می دهد .
ماهیان آزاد که در مرحله نورس یا ویروس نرکا آلوده شده است دچار تیرگی رنگ ، بی حالی و بی اشتهایی می شوند . در کلیه ها سنسیشیال و گنجیدگی های سیتوپلاسمی در سلول های بینابینی و نکروز توبول ها و تجمع مایع سروزی در فضای بومن دیده می شود .
آسینی های پانکراس واکوئله شده ، سلول های اپی تلیال در آب شش ها متورم و حالت تخریش را نشان می دهند و هم چنین تغییرات دژنراتیو در عضلات اسکلتی رخ می دهد . تلفات در ماهیان جوان زیر یک سال 80% می باشد .
ویروس تومور یامام از سلول های بازال استوانه ای یا دوکی شکل در ناحیه اطراف دهان ماهیان به ظاهر سالم جدا شده است . تلفات در ماهیانی که به طور تجربی آلوده شده اند رخ می دهد .
ماهیان در حال مرگ دارای بیرون زدگی چشم ، اتساع محوطه بطنی و پرخونی مخصوصا در مخرج می باشند . در برخی از ماهیان آلوده زنده مانده تومور های اطراف دهان توسعه پیدا می کند که از نظر بافت شناسی این تومور ها شبیه نئوپلاسم های خود به خودی می باشند .
کلیه ها اندام هدف در نوزاد آزاد ماهیان می باشند به طوری که نکروز بافت خون ساز و تخریب سلول های توبول ها و پیکوز هسته ها دیده می شود . هم چنین نکروز مختصری در طحال ، کبد ، معده و پانکراس رخ می دهد .
تشخیص
تشخیص این بیماری ویروسی نیاز به جدا سازی ویروس از کشت سلولی و آزمایشات سرمی دارد . آزمایش آسیب شناسی تومور های اطراف دهان می تواند در تشخیص احتمالی بیماری کمک کند .
اما تشخیص قطعی بر اساس جدا سازی ویروس و آزمایشات سرولوژیکی می باشد . این ویروس ها در کشت سلولی RTG – 2 و در دمای 18 – 5 درجه سانتی گراد به خوبی تکثیر می یابند و تشکیل سنسیتیوم می دهند .
درجه حرارت مطلوب برای تکثیر ویروس در این محیط کشت 15درجه سانتی گراد می باشد این ویروس از مخلوط همگن اندام های داخلی قابل جداسازی می باشد . در بررسی با میکروسکوپ الکترونی ذرات هرپس ویروس در بافت کبد دیده می شوند .
درمان و کنترل
با وجودی که درمان عملی این بیماری در ماهی هنوز مشخص نشده است ، ولی هنوز تحقیقات در این زمینه در حال انجام است .استفاده از ترکیب 9 – گوانین ( 2 – هیدروکسی اتوکسی متیل ) به روش غوطه وری مفید واقع شده است ولی راه خوراکی آن موثر نمی باشد .
اگر به طور تجربی ماهیان آلوده را هر روز در آسیکلو گوانوزین غوطه ور کنیم بهبودی بیشتری به میزان 30 % نسبت به شاهدهایی که درمان نشده اند نشان می دهدند .همچنین نتایج مشابه ای در ماهیانی که هر روز به طور خوراکی با 5 – یدو 2 – داکسی یوریدین درمان می شوند دیده شده است . هر دو داروی آسیکلوگوانوزین و 5 – یدو و 2 – داکسی یوریدین سرعت پیشرفت تومور ها را کاهش می دهند .
هیپرپلازی اپیدرم قزل آلای دریاچه ای
بیماری ویروسی همه گیر در ماهیان قزل آلای دریاچه ای است که تا کنون فقط از آمریکا گزارش شده است . بیماری تحت عنوان بیماری هرپس ویروسی سه آزاد ماهیان ، هرپس ویروس قزل آلای دریاچه ای و بیماری همه گیر متمایل به بافت پوششی ( EED ) نیز نامیده شده است .
عامل و همه شناسی بیماری
عامل بیماری یک هرپس ویروس است . تلاش ها در جهت جدا سازی ویروس از نمونه های پوست ، سر ، آب شش ها ، کلیه ها و طحال با استفاده از تیره های سلولی RTM , RTG –2 , FHM و EPC که در دمای 18،15،9درجه سانتی گراد نگهداری شده بودند،ناموفق بوده است .
گونه های هدف این ویروس قزل آلای دریاچه ای و هیبرید های آن می باشد ( 75% قزل آلای دریاچه ای + 25 % آزاد ماهی چشمه ای و 50 % قزل آلای دریاچه ای + 50 % آزاد ماهی چشمه ای ). قزل آلای رنگین کمان ، آزاد ماهی سیاه و قزل آلای خال قرمز و آزاد ماهی اطلس به این بیماری ویروسی مقاوم هستند .
به طور تجربی به وسیله غوطه ور کردن ماهیان سالم در آب حاوی ویروس ، تزریق تراشه های پوست و یا به وسیله تماس با ماهیان بالغ یا یک ساله یا انگشت قد آلوده ، بیماری به ماهیان سالم منتقل می شود . ویروس هم چنین می تواند به طور مکانیکی به وسیله وسایل آلوده انتقال یابد . تلفات و مرگ ماهیان 14 – 7 روز پس از تماس با ویروس اتفاق می افتد .
همه گیری طبیعی عمدتا در بهار و در دمای 9 درجه سانتی گراد اتفاق می افتد و لیکن می تواند در دمای 15 – 6 درجه سانتی گراد هم رخ دهد . در ماهیان یک ساله شروع مرگ و میر غالبا 14 – 7 روز پس از استرس ، دستکاری زیاد ، هجوم پرندگان ماهی خوار ، گاز گرفتن باله ها ، افزایش نیتروژن و حالت فوق اشباع آب رخ می دهد .
همه گیری برای چندین ماه ادامه می یابد و میزان مرگ و میر می تواند به 100 درصد بدسد . مرگ ظاهرا در نتیجه بر هم خوردن تعادل اسمزی ناشی از دست رفتن یون های اصلی بدن ایجاد می شود . در ماهیان زنده مانده عفونت های قارچی همیشه توسعه می یابد .
علائم بالینی و ضایعات
ماهیان آلوده بی حال بوده و در نزدیکی سطح آب شنا می کنند و به صورت انفرادی رفتار های فلشینگ ، شیرجه و شنای مار پیچی را نشان می دهند . باله ها ظاهر ساییده دارند خون ریزی در ناحیه پائین چشم و گاهی اوقات در دهان و قاعده باله ها دیده می شود و لکه های سفید تا خاکستری ناشی از تجمع ماده شبه موکوسی در روی پوست و باله ها توسعه می یابند .
در ماهیان زنده مانده عفونت های قارچی ثانویه در چشم ها و باله ها و در نواحی دیگر بدن رخ می دهد . مقادیر هماتوکریت در قزل آلای دریاچه ای آلوده افزایش می یابد و پارامتر های شیمیایی خون کاهشی را در میزان یون های سرم که مرتبط با عدم تعادل اسمزی است ، نشان می دهند . در ماهیان انگشت قد تا ماهیان 2 – 1 ساله میزان تلفات می تواند به 100 در صد برسد .
آزمایشات آسیب شناسی هیپرپلازی و نفوذ لنفوسیت ها را در لایه اپی درم و نکروز در بافت پوششی پوزه و داخل دهان را نشان می دهد . در برخی از ماهیان به شدت آلوده هیپرپلازی در بیشتر نواحی بدن دیده می شود .
گنجیدگی های داخل هسته ای ائوزینوفیلیک اغلب در سلول های اپیدرم وجود دارد . در آسیب شناسی بافت آبششی ضایعات متعددی دیده می شود . در کلیه ها ماکروفاژهایی که حاوی بقایای سلولی هستند وجود دارد .
توبول های پروکسیمال و مویرگ های گلومرولی متسع شده اند و در بیشتر مواقع دژنرسانس توبول ها دیده می شود . سینوزوئید ها که ممکن است حاوی بقایای ماکروفاژ های از بین رفته در اثر عفونت باشد و هپاتوسیت ها تخلیه ذخایر گلیکوژنی را نشان می دهد .
تشخیص
تشخیص احتمالی بر اساس ارتباط بین گونه های مبتلا ، علائم بالینی و تغییرات پاتولوژیک است . تشخیص قطعی بر اساس دیدن ذرات ویروسی در بافت اپیدرم ماهیان آلوده توسط میکروسکوپ الکترونی می باشد .
درمان و کنترل
درمان عملی و موثری برای این بیماری ویروسی گزارش نشده است و ماهیان زنده مانده برای مدت طولانی حامل ویروس می باشند . تنها راه موثر کنترل آلودگی حذف همه فرزندان ماهیان بیمار و ضد عفونی کردن کامل وسایل است . وسایل آب رسانی باید به طور کامل با استفاده از اوزن با اشعه UV ضد عفونی شوند .
تیره سلولی متداول در جداسازی ویروس های ماهی
|
نام تیره سلولی وگونه ماهی که از آن سلول های تیره گرفته شده اند
|
نام اختصاری |
|
قزل آلای رنگین کمان (Oncorhynchus mykiss)
ماهی قنات سرچربی (Fat head minnow – pimephales)
ماهی آبشش آبی (Blue gill – Lepomis macrochirus)
ماهی سرگاوی قهوه ای (Browm bullhead – Ictalurus nebulosus) ماهی آزاد اطلس (Atlantic salmon ( salmon salar
جنین ماهی آزاد چینوک Chinook salmon emberyo
|
RTG-2
FHM
BF-2
BB
AS
CHSE-114 |
ویرمی بهاره کپور(SVC)
SVC یک بیماری ویروسی حاد ماهی کپور است که مو جب تلفات شدیدی در کپورهای پرورشی اروپا شده است . این بیماری تحت عناوین استسقاء عفونی حاد ، عفونی استسقاء عفونی کپور ، سپتی سمی هموراژیک ، آسیت عفونی ، سرخجه ، رابدوویروس کپور ، التها ب ویروسی کیسه شنا وSBI ویروسی نامیده شده است .
عامل و همه گیر شناسی بیماری
فرم آسیت حاد که تحت عنوان ویرمی بهاره کپور شناخته شده توسط رابد وویروس کارپیو ایجاد می شود . فرم ضایعات مزمن جلدی که تحت عنوان در ماتیت قرمز کپور شناخته شده به وسیله با کتری آئروموناس سالمو نیسیدا ایجاد می شود . رابدوویروس کارپیو از لارو، نوزاد ، انگشت قد وبالغین ماهیان کپور معمولی ، کپور علفخوار، سر گنده و ماهی کاراس جدا شده است .
این بیماری ویروسی از کشور های خاورمیانه ، انگلیس ، کشورهای شرق وغرب اروپا گزارش شده است . تلفات شدید در کپور پرورشی ایجاد می کند .
رابد وویروس کارپیو با مدفوع و قالبهای موکوسی دفعی به محیط وارد می شود . آبششها مکانهای ورود ویروس و تکثیر اولیه آنها می باشد . ویرمی بعد موجب پخش شدن ویروس به سایر بافتها واندامها می گردد .
در زمان تخم ریزی ماهیان تخمها مو جب انتشار ویروس می شوند . این بیماری ویروسی به طور تجربی توسط همزیستی ماهیان سالم وبیمار، تزریق داخل مغزی ، داخل صفاتی و وارد کردن ویروس به داخل روده انتقال می یا بد ولی ویروس از طریق تماس با پوست جراحت دیده انتقال نمی یابد .
شپشک کپور( Argulus faliaceus ) وزالو( Leech ) ناقلین مکانیکی رابدوویروس کارپیو می باشند ولی تکثیر ویروس در این انگلها صورت نمی گیرد. همچنین مرغ ماهیخوار( Ardea cinerea ) نیز می تواند به عنوان ناقل مکانیکی عمل کند . ویروس می تواند از طریق آلودگی دستگاه ووسایل هچری منتقل شود . رابدوویروس کارپیو در مگس ( Drosophila melanogaster )تکثیر می یابد ولی انتقال تو سط حشره ناقل تا به حال گزارش نشده است . ماهیان در هر سنی نسبت به بیماری ویرمی بهاره کپور حساس می باشند ولی بیشترین تلفات در جوانها وماهیان زیر یک سال اتفاق می افتد . هر چه ماهی از درجه حرارت مطلوبفیزیو لوژیک دورتر باشد ، بیماری شدیدتر می باشد . در آبهای با دمای پایین (زیر10درجه سانتی گراد ) پاسخ ایمنی میزبان کاهش یافته و تکثیرویروس هم کندتر می شود ولی بیماری زایی ویروس کاهش نمی یابد.
در حرارت11 تا 18 درجه سانتی گراد علائم بالینی دیده می شود ولی برخی ماهیان پاسخ ایمنی شدیدی نشان داده و زنده می مانند . در دمای بالاتراز18 درجه سانتی گراد پاسخ ایمنی شدید تری رخ می دهد و احتمال زنده ماندن با افزایش دما زیاد می شود .
استرسهای محیطی و مدیریتی مانند ترکم بالا ی ماهیان ، دستکاری بیش از حد ، کیفیت پایین آب ، تغذیه نا مناسب ، تغییرات نا گهانی دما پتانسیل ایجاد بیماری شدید را افزایش ومی دهد .
علائم بالینی و ضایعات
تجمع ماهیان در محل ورودی استخر از اولین علائم شیوع SVC است . تعداد تنفس کاهش می یابد برخی از ماهیان مبتلا در کف استخر استراحت می کنند . عدم تعادل ماهی ، بی حال ، شنای یک طرفه یا حرکت بی هدف از علائم دیگر بیماری است . ماهیان مبتلا شکم متسع داشته و پتشی یا خونریزی نقطه ای روی پوست ، آبششها ، باله ها وچشم دیده می شود.
قالبهای مدفوع موکوئیدی بلند و ضخیم از مخرج ادماتوز بیرون زده و آویزان است . بیرون زدگی چشم به طور خفیف ممکن است دیده شود ،تیرگی در سراسر پوست دیده می شود . آبششها رنگ پریده و فیبریلاسیون عضلانی می تواند در برخی از مبتلایان دیده شود . هنگامی که ماهی آلوده در آب صاف نگهداری شود مایع آسیت خونی از مغرج خارج می شود.
از نظر بررسی داخلی نشانه های کلی شامل خونریزی همراه با آسیت در محوطه بطنی می باشد . هموراژی متعدد گوناگونی در روی کیسه شنا رخ می دهد که یک یافته تشخیصی درSVC همانند آن چه در SBI وجود دارد می باشد . طحال بزرگ وخون ریزی نقطه ای در قلب ، کلیه ها ، روده ، صفاق وعضلات اسکلتی مشاهده می شود . آنتریت کاتارال باعث بروز قالب مدفوعی آویخته از مخرج می گردد . در معاینات پس از مرگ پریتونیت والتهاب روده مشاهده می شود . خون ریزی نقطه ای واکیموز در اندام های داخلی ، مغز ، عضلات اسکلتی ودیواره های داخلی کیسه شنا قابل مشاهده است . کلیه قدامی وروده اولین بافت های هستند که به طور ماکروسکوپی درگیر می شوند . ادم در بافت های زیر جلدی وعضلات اسکلتی رخ می دهد . در کبد هپاتوسیست ها تجزیه واز هم جدا می شوند ودچار تعقیرات نکروتیک چند گوناگونی ولیز سلولی می شوند . در طحال تعداد اجزاء لنفاتیک وهموسیتیوبلاستیک افزایش یافته وهیپرپلازی اندوتیلوم قابل ملاحظه است . پانکراس نفوذ لکوسیت ها ، تورم ولیزوسلولی را نشان می دهد . در کلیه نکروز کانونی در اپی تیلوم توبولها رخ داده توبولها انباشته از سلول های تخریب شده می شوند . مایع سروزی در گلومرول ها تجمع یافته وبافت خون ساز کلیه دچار نکروز می شود . ادم عروقی در بافت قلبی ، مغزی ودرغشای روده ای رخ داده تعداد گلوبول های قرمز در میان ماهیان مبتلا به میزان زیادی کاهش می یابد . در بررسی با میکروسکوپ الکترونی ذرات شبه ویروسی به قطر 180 – 90 نانومتر که گلوله ای شکل هستند در بافت های آلوده دیده می شوند .
تشخیص
تشخیص احتمالی ویرمی بهاره کپور بر اساس علائم بالینی است . تشخیص قطعی به وسیله جدا سازی ویروس وشناسائی آن از طریق سرولوژی تایید می گردد ، روش های فلورسنت آنتی بادی وایمونوپراکسیداز غیر مستقیم آنتی ژن های ویروس را در قطعات فریز شده کبد ، کلیه و طحال مشخص می کند . از آنتی بادی خنثی کننده ویروس در سرم کپور به طور وسیعی برای تعیین ویروس مورد استفاده قرار می گیرد . رابدوویروس کارپیو را می توان از اکثر اندام های داخلی و بافت ها. جدا کرد وبیشترین تراکم ویروس در کبد ، کلیه وطحال می باشد . ویروس در تیره های سلولی BB،EPC وFHM تکثیر می یابد وهمچنین ویروس در کشت سلولی در دمای 4 – 32 درجه سانتی گراد نیز تکثیر می یابد .
درمان وکنترل
روش های مرسوم پرورش کپور بسیار گسترده ووسیع است . استخرهایی که آب مصرفی آن ها از آب رودخانه تامین می شود در صورت عدم کنترل آب ، پیشگیری بیماری ویرمی بهاره مشکل تر می باشد . روش های پیشگیری کننده مانند ضدعفونی کردن استخرها ووسایل ، ضد عفونی کردن تخم ها به وسیله یدوفور در کنترل وپیشگیری موثر می باشند . پرورش دائمی ماهیان در دمای 22 – 20 درجه سانتی گراد ماهی را از بیماری محافظت می کند . ولی پیشگیری بر پایه محیط طبیعی از لحاظ از لحاظ اقتصادی امکان پذیر نیست . به وسیله ویروس غیر فعال می توان ایمنی را در دمای بالا تر از 20 درجه سانتی گراد ایجاد کرد . واکسن غیر فعالی که در مزارع پرورش ماهی استفاده می شود به طور قابل توجهی تولید انتی بادی خنثی کننده ویروس به مدت 18 ماه می کند . واکسن های تولید شده از ویروس های غیر فعال باید از راه تزریق داخل صفاقی به کار گرفته شوند زیرا جذب ویروس از طریق غوطه ور سازی کافی نخواهد بود . ماهی باید در فصل تابستان یا پاییز برای پیشگیری از بیماری ایمن شود . چنان چه ماهی بیمار باشد ویا در صورتی که ماهیان تحت استرس فیزیولوژیکی باشند ایمن کردن آن ها موثر نخواهد بود .
آبله کپور
هیپر پلازی خوش خیم اپیدرم ماهی کپور و برخی ماهیان دیگر است که تحت عناوین پا پیلو ما توز ماهی کپور، هر پس ویروس I کپور ماهیان (CHV)، بیماری هیپر پلازی اپیدرم وزگیل جلدی شناخته می شود .
عامل و همه گیر شناسی بیماری
در بررسی با میکروسکوپ الکترونی از ضایعات ذرات شبه ویروس مشاهدهشد که به هر پس ویروسها شبیه هستند و به آن هر پس ویروسI کپور ماهیان می گویند. این بیماری ویروسی در سراسر اروپا، آسیا، روسیه وفلسطین اشغالی دیده شده که یک هیپر پلازی خوش خیم اپیدرم می باشد واز قرون وسطی تشخیس داده شده است .
این بیماری اسامی مختلفی دارد که اغلب از لحاظ با لینی درست نمی باشد .ضایعات به صورت آبله نیستند و توسط پاکس ویروس(Poxvirus) نیز ایجاد نمی شود . این بیماری ویروسی در کپور معمولی ، کا راس ،سیم ، سوف ، ارد ک ماهی ، لای ماهی ، سرخ با له و چند ین گونه دیگر دیده می شود .
اغلب موارد بیا ن می شود که آ لودگی سطحی بوده واثر کمی روی سلامتی میزبان دارد ، ولی نظرات مخا لف نیز وجود دارد که در آ لو د گیها ی شدید به طور واضح سلامت میزبان را تحت تأ ثیر قرار می دهد .
آ بله کپور را می توان از راه ما لیدن با فتها ی ضایعه دار به اپی تلیو م خراشیده و نیز با قرار داد ن ما هیان سا لم و بیماردر یک محل ، ویروس را به کپور معمو لی و هیبر ید ما هی قرمز طلا یی و کپور معمولی منتقل کرد . ضا یعا ت آ بله کپور در طول 60روز در د مای 10c پیشرفت می کند . آ بله کپور از طریق تز ریق داخل صفا قی ا یجاد شده ا ست ، ویروس در کشت سلو لی به کپور معمولی منتقل می شود و هنگا می گه ما هیان آلوده در دما ی 15cنگه داری شوند تقر یباً 5 ماه بعد از تز ریق ضایعات رشد می کنند .
شیو ع آبله کپور تحت تأ ثیر عوامل وابسته به میز بان و عو امل محیطی می باشد . دراستخر هایی که تراکم بالایی از ما هیان وجود دارد شیوع بیماری می تواند حدود 2 برابر استخر های باشد که در آ نها ترا کم ما هیان کمتر است . شیوع و عود ضایعات به طور فصلی متغیر است مسأ له اثرات استرس را منعکس می کند . نژاد های خا لص ما هیان شیوع بیشتری از بیماری را نسبت به نژاد های دو رگه نشان می دهند . با توجه به اختصا صی بودن هر ویروس ، منبع آبله ماهی بدون شک یک میزبان از خا نواده کپورماهیان می باشد . زالو ها ، تروما تودهای منو ژون و کو په پودها هر کدام به عنوان نا قلین احتمالی نام برده می شود .
علا ئم با لینی و ضا یعات
ضایعات سطحی هستند و معمو لا مسطح ، سفت و به صورت پلا کهای سفید شیری تا خا کستر ی رنگ که می تواند تا چند ین سانتی متر قطر و چند میلیمتر ضخامت داشته باشد ودرمراحل پیشر فته به صورت با فت خشن رشد کنند . قطر ضا یعات به آرامی افزایش یافته و در موارد شدید به هم متصل شده و نواحی وسیعی از بدن و باله ها را فرا می گیرد . نها یتاًٌ ضایعات پوست اندازی می کنند و اسکار ایجاد شده و یا ضایعات جدیدی شکل می گیر ند . بیماری کشنده نیست ولی رشد بیماری مبتلا ممکن است کند شود نقص هایی در اسکلت آنها ایجاد شود . بیماری به ندرت در ماهیان جوانتر اتفاق می افتد . منا طق آ لوده بدن گاهی اوقات به صورت پیگما نتا سیو ن تیر ه در آید که معمولا در ماهیان زینتی و خوراکی نا مطلوب می باشد .
ضایعات تهاجمی نبوده و متا ستاز نمی دهد ولی پرورش دهندگان ماهی و برخی ومحققین اظهار می دارند ماهیان آلوده اغلب بد شکلی مهرها، استئومالاشی ، انحنای شکمی ، لا غری مفرط و تأخیر در رشد را نشان می دهند . آسیب جلدی در آبله کپور به اپیدرم محدود می شود . سلولهای اپی تلیا ل سنگفرشی هیپر پلا ستیک شده و تزاید آنها افزایش می یا بد ، لا یه طبیعی اپیدرم محو شده و تعداد سلولهای موکوسی کاهش می یابد . درم و سا ختار ها ی زیرین آن طبیعی به نظر می رسند پاسخ التها بی مشخص حضورندارد و نکر وز غیر معمول است و ممکن است گنجید گیهای داخل هسته ای و سیتو پلا سمی به وسیله میکروسکوپ نوری دیده شوند .
تشخیص
تشخیص آبله کپور بر اساس علا ئم بالینی است و به وسیله جدا سازی ویروس در کشت سلولی تأیید می گرد د واز روشهای سرولوژی مانند روش خنثی سازی و فلور سنت آنتی بادی استفاده می شود . هرپس ویروس کپور ماهیان از ضایعات همو ژنیزه شده روی تیره های سلولی EPCوFHM تلقیح می شوند . گنجید گیهای داخل هسته ای تشکیل شده و به دنبال آن پس از 2تا 3 هفته انکو با سیون در دمای 20 درجه سانتی گراد سلولی رخ می دهد . تکثیر ویروس در دمای 10و25درجه سانتی گراد مشاهده نشده است .
درمان و کنترل
درمان مؤثر ی برای آبله کپور وجود ندارد . برای پیشگیری از بیماری موارد زیر تو صیه شده است . جدا کردن ماهیان بیمار و سالم ، ثبات شرایط بهداشتی مناسب در استخر ، حذف عواملی که باعث استرسهای فیزیکی می شوند و از نژادهای دو رگه ماهیان استفاده شود .
ایریدوویروس ماهی طلایی
این ویروس از ماهیان طلایی انگلستان بدون داشتن علائم بیماری جداگردیده است .
عامل وهمه گیر شناسی بیماری
این بیماری ویروسی از کشور انگلستان گزارش شده است و ویروس جدا شده از ماهی طلایی نابالغ ، ویروس 1ماهی طلایی (GFV-1) وویروس جداشده از ماهیان طلایی بالغ ، ویروس 2ماهیان طلایی (GFV-2) نام گرفته اند . ماهیانی که ویروس های فوق از آن ها جدا شده بودند هیچ گونه علائم خاص بیماری را نشان نمی دادند ، دارای شنا ورفتار طبیعی بوده وتغذیه فعال داشتند .
علائم بالینی وضایعات
گزارشی مبنی بر علائم بالینی وبررسی های آسیب شناسی وجود ندارد .
تشخیص
هر دو ویروس در تیره سلولی CAR وفیبروبلاست جنین مرغ در دمای 25 درجه سانتی گراد تکثیر می یابند . تغیرات دژنراتیو در سلول های CAR که شامل گنجیدگی و واکوئلهای بزرگ در سیتوپلاسم ، پیکنوز وچین خوردگی وتجمع کروماتین در هسته می باشد . ویروس های پاساژ سوم را به طور داخل صفاقی به 15 ماهی طلایی 8 – 6 سانتی متری تزریق کردند که 8 ماهی تلف شدند وبقیه پس از 20 – 7 روز ضایعات هموراژیک کوچکی را در حفره صفاقی نشان دادند . تمام تلاش ها برای جدا کردن ویروس از کیسه شنای ماهیان زنده مانده بی نتیجه بود .
بررسی های سرولوژیکی در این زمینه تا به حال گزارش نشده است . در رنگ آمیزی به روش فولگن نشان می دهد که گنجیدگی های سیتوپلاسمی حاوی اسید دی اکسی ریبونوکلئیک (DNA) دورشته ای هستند . اتیولوژی ویروس های جدا شده از ماهیان هنوز مشخص نشده است .
درمان وکنترل
درمان ویا روش های کنترلی برای این بیماری ویروسی گزارش نشده است .
بیماری خونریزی دهنده ماهی کپور علفخوار
یک بیماری حاد و کشنده ماهی کپور علفخوار است که به همراه سپتی سمی های باکتریایی موجب تلفات شدید ماهیان پرواری و گاهی بچه ماهیان می شود .
عامل و همه گیر شناسی بیماری
عامل بیماری یک رئوویروس می باشد . این ویروس20 وجهی به قطر 70تا 60 نانو متر می باشد و در بافت ماهیان آلوده مشاهده می شود . بر روی محیطهای کشت ویروس از قبیل FHM به خوبی رشد می کند .
این بیماری ویروسی اولین بار از چین گزارش شده است و احتما لا در سایرکشورهای آسیایی دیگر هم وجود دارد که تا به حال گزارش نشده است در ایران نیز این بیماری ویروسی سبب تلفات شدیدی در ماهیان انگشت قد وزیر یک سال ماهی گپور علفخوار می شود . تحقیقات اولیه در ایران نیز وجود رئوویروس را در ماهیان مبتلا تأیید کرده است . فصل تابستان در دمای 30تا 24 درجه سانتی گراد عفونت سیر حادی را طی می کند ومنجر به تلفات در ماهیان به خصوص در انگشت قدها ( تغیرات رفتاری در این بیماری ویروسی گزارش نشده است ) می گردد .
انتقال افقی از ماهی آلوده به ماهی سالم ثابت شده است . بر اساس نتایج آزمایشگاهی علائم بیماری و مرگ و میر در طی 1یا2 هفته پس از در معرض قرار گرفتن ماهی با ویروس در آب 25سانتی گراد با بیشتر قابل انتظار است .
علائم بالینی و ضایعات
ماهیان مبتلا دچار بیرون زدگی چشم می شوند . آبششها هموراژیک ورنگ پریده است وقا عده باله ها و سرپوش آبششی دچار خونریزی می باشند . خونریزی در بین عضلات بدن و حفره دهانی و روده ها ،کبد ، طحال رخ میدهد. تغییرات آسیب شناسی در این بیماری ویروسی گزارش نشده است . در عفو نتهای تجربی گلبو لهای قرمز، پروتئین پلاسما و نیتروژن اوره به مقدارقابل تو جهی در روز 4یا 5 آلودگی کاهش می یابد. درروز 8 آلودگی گلبولهای قرمز ، هموپلوبین و پروتئین پلاسما بیشتر کاهش را نشان می دهد ، ولی گلوکز خون هیچ تغییری نمی کند. پتاسیم سرم افزایش و کلسیم به میزان قابل تو جهی کاهش می یابد .
تشخیص
تشخیص احتمالی بر اساس علائم بالینی است . ماهیان کپور علفخوار انگشت قد که بیماری هموارژیک و مرگ ومیر را نشان می دهند در شرایط عدم حضورپا توژنهای میکروبی و انگلی مشکوک به این بیماری می باشند . ویروس از ماهیان آلوده جدا می شود در تیره های سلولی تهیه شده از سلول عضلات ، پوزه واندام تناسلی ماهی کپور علفخوار رشد می کند . هیچ آزمایش سرولوژی برای شناسایی ویروس ذ کر نشده است . در بررسی با میکروسکوپ الکترونی ذرات شبه ویروسی 20وجهی به قطر 70 تا60 نانو متر در بافت ماهیان آلوده مشا هده می شود .
درمان و کنترل
هیچ گونه روش عملی برای درمان و کنترل این بیماری ویروسی گزارش نشده است ولی واکسن تهیه شده از ویروس غیر فعال از با فتهای آلوده و تزریق به ماهیان کپورعلفخوار انگشت قد موجب محا فظت و پیشگیری می گردد . اما واکسن از لحاظ تجارتی در دسترس نیست ولی کنترل عوامل ثانویه باکتریا یی و قارچی در کاهش تلفات مؤثر است .
لنفو سیستیس
بیماری ویروسی ماهیان مختلف آب شیرین ، لب شور و دریایی است که ایجاد ضایعات
زگیل مانندی در سطح پوست ماهی می کند.
عامل و همه گیر شناسی بیماری
ویروس لنفوسیستیس ( LDV ) 380 – 130 نانومتر قطر دارد دارای کپسید دولایه ویک مرکز رشته ای است . به نظر می رسد دارای تقارن استوانه ای می باشد . ویروس لنفوسیستیس در انواع تیره های سلولی که از نظر ریخت شناسی شبیه فیبروبلاست می باشند ، مانند تیره های سلولی ماهیان آب شیرین ( BGL , CYA-1 , CrF ) وتیره های سلولی ماهیان دریایی (GK , CYA-1 ,CrF) تکثیر پیدا می کند .
لنفوسیستیس در 125 گونه ماهیان استخوانی که متعلق به 34 خانواده می باشند در سراسر جهان تشخیص داده شده است . این بیماری ویروسی در گونه ماهیان آب های گرم ، خنک وسرد در آب های شیرین ، مصبی ودریایی اتفاق می افتد . این بیماری عفونی شایع ، مزمن وخوش خیم بوده وبه صورت سلول های هیپرتروفی در بافت پوششی دیده می شود .
راه اصلی انتقال ویروس از طریق تماس است که توسط آن ویروس منتشر می شود احتمالا خوردن ویروس یا سلول های آلوده به ویروس ، موجب ایجاد بیماری لنفوسیستیس در ماهیان می گردد . بیماری به طور تجربی با قرار دادن ضایعات لنفوسیستیس در زیر جلد یا داخل صفاقی ماهیان سالم نیز ایجاد می گردد .لنفوسیستیس به طور تجربی بین جنس های مختلف ماهیان منتقل می شود اما بین خانواده ماهیان به سختی منتقل می گردد که این درجه محدودیت میزبان اختصاصی ممکن است حاکی از انواع تیپهای ویروس لنفوسیستیس در طبیعت باشد . بیماری به طور مساوی در هر دو جنس نر وماده ودر هر سنی از ماهیان اتفاق می افتد ، هرچند که شیوع این بیماری در ماهیان جوان بیشتر است .
علائم بالینی وضایعات
ماهیان آلوده دارای برجستگی یا ندول های واضح (3% - 2% mm یابیشتر) در روی سطح بدن هستند گاهی این ندول ها می توانند در اندام های داخلی توسعه پیدا کنند . ندول ها دارای ظاهر کرم رنگ متمایل به صورتی یا خاکستری می باشند که رنگ آن ها بستگی به درگیری لایه های اپی تلیوم وضایعات عروقی دارد . بافت اپی تلیال پوشاننده روی سطح ندول ها ممکن است به طور طبیعی پیگمانته شود . برای ظاهر شدن ندول ها روی سطح بدن به یک هفته تا یک سال وقت احتیاج است که این زمان به گونه میزبان وشرایط محیطی بستگی دارد . ضایعات بافتی نهایتا التیام پیدا می کنند وتا حدودی آسیب بافتی رفع می گردد ، بیماری لنفوسیستیس به ندرت موجب مرگ ماهیان می شود .
سلول های لنفوسیستیس گاهی اوقات در بافت عضله ، صفاق وغشاء پوشاننده اندام های داخلی خصوصا در ماهیان دریایی دیده می شود که این امر به خاطر تمایل به سلول های بافت همبند می باشد . اگر توجه بیشتری به احشاء شود شیوع لنفوسیستیس داخلی بدون شک بیش از این مقدار که امروزه شناسایی شده است خواهد بود .
عفونت ویروسی لنفوسیستیس موجب هیپرتروفی سلولی می شود ، سلول های عفونی شده تقسیم نمی شوند اما سیتوپلاسم وهسته این سلول ها شدیدا بزرگ می شوند . تغییراتی در هسته سلول ( تجمع ، قطعه قطعه وبزرگ شدن ) دیده می شود وغشاء هسته ای چین خورده وفوق العاده نامنظم می باشد . در سلول های عفونی هسته کاملا مرکزی می باشد ، هستک ها تخریب یا از هم جدا می شوند ، گنجیدگی های سیتوپلاسمی به صورت طنابی ، حفره ای شکل و فولگن مثبت می باشند و 250 – 150 نانومتر قطر دارند . در اطراف سلول های عفونی بالغ یک کپسول با لایه هیالین ضخیم قرار دارد که این کپسول با آنزیم پروتئاز قابل هضم می باشد . همچنین تزاید فیبروبلاست ها وتجمع پلاسماسلها ، لنفوسیتها ، ماکروفاژها و لکوسیتهای چند هسته ای در اطراف سلول های عفونی دیده می شود .
تشخیص
در موارد معمول بیماری لنفوسیستیس با چشم غیر مسلح ویافتن سلول های هیپرتروفی بر روی پوست یا باله های ماهیان بیمار تشخیص داده می شود . البته این سلول های هیپرتروفی شده ممکن است باکیست های سطحی ناشی از انگل ایک یا ترماتودها اشتباه شوند ولی وجه افتراق آن ها در این است که این کیست ها حرکت داخلی دارند ، همچنین تشخیص می تواند توسط مقاطع بافت شناسی تایید گردد . ویروس لنفوسیستیس را می توان از کشت سلولی جدا کرد وآنتی سرم آن را از خرگوش تهیه نمود ، همچنین آنتی بادی رسوب دهنده اختصاصی ویروس در سرم ماهیان آلوده مشخص شده است .
درمان وکنترل
لنفوسیستیس بیماری مزمن وغیر کشنده است ولی ضایعات ایجاد شده در سطح بدن در فروش ماهیان تاثیر می گذارد وماهیان پرورشی آلوده باید حذف گردند . داروهای ضد نئوپلازی (6- مرکاپتوپورین) از سنتز ویروس جلوگیری می کند که این دارو می تواند بیماری را کنترل کند . ویروس نسبت به اتروکلروفرم وحرارت 60 – 56 درجه حساس بوده وغیر فعال می شود . در حال حاضر روش شناخته شده ای برای درمان یا ایمن سازی ماهیان وجود ندارد ودر محیط های پرورشی بهتر است ، استخرها را خشک کرده ودر معرض تابش مستقیم آفتاب قرار بدهیم .
نکروز آبششی
یک بیماری ویروسی کپور در اروپا است که موجب نکروز آبششی شده وتحت عنوان ویروس آبشش ، 4-BZ Virus، 1-LZ Virus نامیده شده است .
عامل وهمه گیر شناسی بیماری
عامل بیماری نامشخص است ولی عقیده بر این است که یک ایریدوویروس می باشد که از کپورهای مبتلا جدا شده است . این بیماری ویروسی از کشورهای اروپا غربی وشوروی گزارش شده است . نکروز آبششی در میان کپورهای پرورشی بیماری جدی محسوب می شود .
تلاش برای ایجاد نکروز آبششی به طور تجربی در کپور به وسیله استفاده از ویروس رشد یافته در محیط سلولی وقرار دادن ویروس روی آبشش های تخریش شده وهمچنین تلقیح داخل صفاقی ویروس موفق نبوده است .
علائم بالینی وضایعات
علائم بالینی پیشرفته همراه با نکروز آبششی می باشد . در ابتدا آبشش ها ادماتوز وبه طور خفیف هیپرپلاستیک می شوند وبه همراه تراکم گرانولوسیتها ، تخریب اپی تلیوم وچسبندگی لاملاها دیده می شود . در مراحل بعدی هیپرپلازی پیشرفته ، نکروز کانونی ، خونریزی وکاهش سلول های موکوسی اتفاق می افتد . این مساله با نکروز عمومی وتهاجم ثانویه باکتری ها ، قارچ ها وانگل ها همراه می باشد .
تشخیص
به طور کلی تشخیص نکروز آبششی بر اساس علائم بالینی است . اگرچه ویروس با استفاده از کشت سلولی از ماهیان آلوده جدا شده است ولی اهمیت ونقش ویروس در ایجاد بیماری به اثبات نرسیده و گزارشی نیز از آزمایشات سرولوژیکی ارائه نشده است . دو مورد جدا سازی ویروس گزارش شده است که ویروس های 1-LZ ، 4-LZ نام گرفته اند وبه عنوان سویه های ایریدوویروس معرفی شده است . این ویروس ها از هموژن های آبشش وکلیه که روی تیره سلولی FHM تلقیح شده بودند در دمای 22 و 28 درجه جداسازی شده اند . اثرات آسیب سلولی پیشرفته در روز 7 تا 9 جداسازی اولیه مشخص شده است . ذرات شبیه ایریدوویروسی در بافت آبششی مشاهده نشده اما این ذرات در محیط کشت سلولی قابل مشاهده می باشد .
درمان وکنترل
درمان اختصاصی یا روش های کنترلی ویژه ای برای این بیماری ویروسی گزارش نشده است ، ولی ضد عفونی کردن تخم ها ، استفاده از منابع آب عاری از ویروس ، ضد عفونی کردن وسایل وتجهیزات پرورشی در پیشگیری از بیماری موثر می باشد .
ویروس CIVH33/86 ماهی کپور علفخوار
Grass carp virus civh 33/86
این ویروس از ماهیان کپور علفخوار بدون علائم بالینی جدا شده است . تحت عنوان ویروس مجارستانی 33/86 ماهی کپور علفخوار نیز شناخته می شود .
عامل وهمه گیر شناسی بیماری
ویروس CIVH33/86 هنوز طبقه بندی نشده است . این ویروس از ماهیان کپور علفخوار دو ساله که از مجارستان به آلمان صادر شده بود ، جداشده است . هیچ علائم بالینی از ماهیانی که دارای این ویروس بودند تا به حال گزارش نشده است و آزمایشات عفونت زایی آن هنوز تایید نشده است .
علائم بالینی وضایعات
تابه حال هیچ گونه علائی وضایعات آسیب شناسی گزارش نشده است .
تشخیص
در بررسی با میکروسکوپ الکترونی ذرات باسیلی شکل تا استوانه ای پوشش دار که 220 – 170 نانومتر طول و 150 – 55 نانومتر قطر دارد تشخیص داده شده است . ویروس CIVH33/86 از هموژن های کبد ، کلیه وطحال تلقیح شده وبه تیره های سلولی FHM و CAR که در دمای 25 – 15 درجه سانتی گراد نگهداری شده بودند جدا شده است . 48 – 24 ساعت پس از تلقیح ویروس به محیط کشت سلولی ، لیزسلولی مشاهده می گردد . دمای مطلوب برای تکثیر ویروس 25 – 20 درجه سانتی گراد می باشد ، ویروس در دمای 10 یا 28 درجه تکثیر نمی یابد . ویروس CIVH توسط آنتی سرم رابدوویروس VHS ، SVC و IHN خنثی نمی گردد .
درمان وکنترل
هیچ روش درمانی ویا کنترلی برای این بیماری ویروسی گزارش نشده است .
Cordata _ craniata
Petromyzontiformes _ petromyzontidae ( Lamprey

مار ماهیان دهان گرد
این ماهیان فاقد باله های زوج هستند واثر آن ها هم نامشخص است ، همچنین فاقد باله های مخرجی هستند اما اثر آن ها مشخص است . ماهیان بالغ باله دمی پروتوسوک دارند اما در لارو ها و آموکتها دم از نوع هیپوسرکال است ( به نوزاد آن ها آموکت می گویند ) . این ماهیان دارای 2 باله پشتی در انتهای بدن هستند .
این ماهیان دارای مهره اولیه هستند ، فاقد فک پایینی هستند . یک سوراخ بینی در وسط ناحیه پشانی این ماهیان وجود دارد که با حلق ارتباط ندارد . در گوش داخلی به جای 3 مجرای نیم دایره ای 2 مجرا دارند .
این ماهیان دارای اسکلت غضروفی وبند بند هستند به همین دلیل جزء مهره داران هستند . دارای حلق اتساع یافته ای هستند که در تغذیه وتنفس نقش دارد ( واضح ترین ویژگی آموکت ها ) .
این ماهیان دارای چشم های توسعه یافته ای هستند . خط جانبی کامل دارند و روده آن ها مژک دار است .
این ماهیان بیشترین تعداد کروموزوم را در بین مهره داران دارند ، دارای بزرگترین قلب در میان ماهیان هستند ودر روده خود دارای دریچه مارپیچی هستند .
جمجمه آن ها کاملا غضروفی است ، فاقد مخروط شریانی هستند مانند هاگ فیش ها . این ماهیان فقط دارای مجرای راست کویر می باشند . قلب آن ها دارای پیاز شریانی است و یک دریچه در آن وجود دارد . دارای صفحه دهانی می باشند ( بارز ترین مشخصه ماهیان بالغ ) وهمچنین دارای غده دهانی نیز هستند .
در ناحیه دمی لارو ها سلول های حساس به نور وجود دارد .
به دلیل مهاجرت از رودخانه به دریا هیپراسموتیک ( در رودخانه ) یا هیپواسموتیک ( در دریا ) هستند . دارای 7 جفت کیسه آبششی هستند که هر کیسه توسط 1 مجرا به بیرون راه پیدا می کند ، بنا بر این در سطح بدن دارای 7 جفت منفذ آبششی می باشند .
فاقد نوعی از سلول های خون به نام بازوفیل هستند ، خون سازی در آن ها در بافت چربی اطراف طناب عصبی انجام می شود . گلبول قرمز آن ها بر خلاف سایر ماهیها گرد است وهسته نیز دارد . دارای یک عدد بیضه هستند .
تفکیک نر وماده در فصل تخم ریزی :
ماده ها در فصل تخم ریزی دارای یک چین باله شکمی در محل باله مخرجی هستند و نرها در این فصل دارای پاپیلای جنسی در منافذ تناسلی خود هستند .
گونه ها :
دهانگرد رود خانه ای Lampetra fluviatilis
مانند دهانگرد خزری دارای فاصله مشخص بین باله های پشتی خود هستند ولی ارتفاع باله ها در این گونه بیشتر از دهانگرد خزری است .
دهانگرد دریایی Petromyzon marinus
باله های پشتی آن ها پیوسته هستند وبا یک قسمت کم ارتفاع در وسط از هم تشخیص داده می شوند .
دهانگرد خزری Petromyzon wagneri
دارای فاصله مشخص بین باله های پشتی هستند .
Craniata
Myxini _ Myxiniformes _ Myxinidae ( hagfish )

هاگ فیش ها – عجوزه ماهیان
این ماهیان فاقد آرواره هستند ، دارای 3 جفت سبیلک هستند که واضح ترین ویژگی آن ها می باشد . دارای1 سوراخ بینی در ناحیه سر هستند که با حلق ارتباط دارد ودر تنفس و بویایی نقش دارد .
این ماهیان دارای چشم استوایی وابتدایی هستند . در داخل دهان این ماهیان زبان وجود دارد وروی آن دندان های متعددی قرار گرفته است ، فاقد باله پشتی هستند بر عکس مار ماهیان دهانگرد ، همچنین دگردیسی هم ندارند .
باله دمی آن ها از نوع دیفی سرک است ، باله پیش مخرجی هم دارند . ماهیان بالغ دارای تخم های بزرگ با تعداد کم هستند ، خط جانبی در آن ها تحلیل رفته است .
بر عکس مارماهی دهانگرد روده آن ها مژک دار نیست ، فاقد دریچه مارپیچی در روده های خود هستند ، جمجمه آن ها کمی غضروفی است ورشد کمی دارد . مجرای چپ کویر را دارند . این ماهیان در قلب خود دارای پیاز شریانی هستند ولی در آن دریچه ای وجود ندارد ( دریچه ها در بطن قرار دارند ) .
به دلیل آن که همیشه در دریا هستند فاقد تنظیم اسمزی هستند ایزواسموتیک هستند . فاقد مخچه هستند وبه رفتگران کف اقیانوس معروف هستند واز لاشه موجودات تغذیه می کنند .
دارای 14 – 1 جفت منفذ آبششی هستند ، این ماهیان دارای کلیه از نوع پرونفریک هستند ( مانند لامپری ) و فاقد دیسک دهانی هستند ، دارای 4 عدد قلب هستند ، هم بیضه وهم تخم دان را دارند ولی در هر ماهی فقط یکی از آن ها فعال است . فاقد کیسه شنا هستند ، هموگلوبین آن ها از نوع مونومریک است و خون سازی در آن ها در بافت مزودرمی اطراف روده انجام می شود ، بیشترین حجم خون را در بین ماهیان دارند .
فاقد مهره وغدد دهانی هستند ، دارای ویژگی خودگره زدن هستند وبه وسیله این کار موکوس اضافی سطح بدن خود را پاک می کنند .
این گونه در ایران وجود ندارد ولی به دلیل اهمیت آن ها ومقایسه آن ها با لامپری به مطالعه آن ها می پردازند .